نقد فیلم کامیون

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : کامبوزیا پرتوی

بازیگران : سعید آقاخانی، تروسکا جولا، هدیه تهرانی، نسرین مرادی، رامین راستاد

خلاصه فیلم

کامیون داستان آوارگی کردهای ایزدی از شر داعش جنایتکار است.داستانی زن مظلوم کرد که به بهروز کنگاوری(با بازی سعید آقاخانی) سپرده میشود تا شوهرش باروژ را در تهران بیابد اما موفق به این کار نمیشود.

نقد فیلم

کامبوزیا پرتوی در آخرین ساخته ی خود با نام کامیون این بار نیز به سیاق علاقه مندی اش در کارگردانی به سراغ شخصیت های خاص خاکستری رفته است و روایتگر داستان یک راننده کامیون کرد شده است که مسئولیت رساندن یک زن مظلوم کرد به شوهرش را دارد.

فیلم به دو قسمت کلی تقسیم میشود. قسمت بسیار عالی ابتدایی فیلم که در کردستان عراق میگذرد و راوی اشغال آن منطقه به دست داعش و جنایت های فراوان آنها از جمله تیر خلاص زدن ها و جنازه های کنار جاده و در راه است و سپس پناه آوردن به ایران و یک ایرانی برای فرار از این مصیبت و قسمت بسیار خسته کننده و ملال آور و به کلی معیوب پایانی که مملو از لحظات اضافی و خسته کننده بود و روایت های بیهوده به همراه چاشنی تصنعی بودن آن را کاملا تکمیل کرده بود.

جدای ازینکه قسمت اول حاوی چه مقدار از مسائل واقعی بود و مطابق با واقعیت عینی برای بیننده روایت میشد اما به خوبی میتوانست فضای حاکم بر آنجا و درد و رنج تحمیلی به مردم بی گناه را با فیلم برداری بسیار زیبای تورج اصلانی و موسیقی غم انگیز اما مملو از احساس کردی به نمایش بگذارد. و هر لحظه بیش از لحظه دیگر تماشاگر را برای دنبال کردن فیلم ترغیب کند.

این روند در قسمت دوم کاملا وارونه شد و درواقع بیننده فیلم هر لحظه بیش از لحظه قبل برای دیدن فیلم انگیزه خود را از دست میداد. فیلم برداری خاص و خوب فیلم هم نتوانست این قسمت بدون هدف داستانی را جذاب تر کند. در این میانه موسیقی نیز با عوض شدن فضا کارکرد خود را کاملا از دست داده و بدل به عنصری نچسب به ساختار روایی شد.

به وضوح ما  در اتمسفر حاکم بر فضای فیلم واقع گرایی را مشاهده میکنیم اما این واقع گرایی در جای جای فیلم یا با بی توجهی یا با تسامح برای پیش برد روایت فیلم مواجه میشود. به بیان دیگر کمیت فیلم در واقع گرایی و باورپذیری حسابی میلنگد و گاه گاه بیننده را به واقع متعجب میکند.تماشاچی فیلم در یک سکانس با بهروزکنگاوری(با بازی سعید آقاخانی) ای روبروست که با یک چوب در یک گاراژ ده ها نفر را حریف است ولی از طرفی از پس یک موتورسوار برنمیاید. یا در قسمتی کامیون خراب میشود و بلبرینگ خرد میکند و قرار میشود با فروش طلا هزینه آن جبران شود و این خود مایه ی یک اکت دراماتیک بین زن کرد و بهروز میشود اما با پس آوردن طلا و خبری نبودن از تعمیر دوباره سفر از سر گرفته میشود. یا در جایی از فیلم دختر بهروز مداوما به او زنگ میزند تا برای مراسمی آمدن او را پیگیری کند اما به کلی این موضوع در فیلم مسکوت میشود .

به جرعت میتوان گفت بیش از نیمی از فیلم در قسمت دوم یعنی بعد از نیم ساعت اول کاملا اضافی و قابل حذف است. یکی از قسمت های به شدت مصنوعی و واقعا خنده دار فیلم از حیث مدل روایت داستانک حضور نیکی کریمی و تصادفش با کامیون است.با اینکه ممکن است این قسمت از فیلم خرج فراوانی روی دست عوامل فیلم گذاشته باشد اما با دو بازی فاجعه بار و بدون شک شایسته جایزه بدترین بازی سال توسط نیکی کریمی و رامین راستاد به کلی هدر رفته است. چنین بازی ای از نیکی کریمی و رامین راستاد در حضور کامبوزیا پرتوی اصولا غیر قابل باور است و اگر نگارنده متن با چشم خود آن را ندیده بود محال بود این توضیف رابپذیرد . در نگاهی دیگر حتی اگر کامبوزیا پرتوی قصد نمایش ملال آور بودن و غیر قابل تحمل بودن آوارگی را نیز داشته باشد به نظر میرسد روش خوبی را برای این کش دادن فیلم بدون داستانک های درگیر کننده انتخاب نکرده است . و بی تردید این بزرگترین نقطه ضعف فیلم است.

به نظر میرسد کارگردان محترم با حذف مقدار قابل توجهی از قسمت دوم فیلم بتواند سر سامانی به شلختگی آن بدهد.این حذف ها شاید در مواردی مثل وجود مشروب در جای جای فیلم و بعضی اشارات حساسیت زای مذهبی و قومیتی از طرف مراجع سینمایی اجباری نیز باشد.

اما مهمترین نقطه قوت فیلم علاوه بر موضوع جذاب و خوب آن بازی های بینظیر و واقعا بدون نقص سه بازیگر اصلی یعنی سعید آقاخانی ، تروسکا جولا و یعقوب پرسا است.هرچه دیگر بازیگران فیلم ضعیف و غیر قابل تحمل بودند این سه نفر بینظیر بودند. و کارگردانی پرتوی در خلق فضای بین آنها درخشان است. او با چند عامل این ارتباط را ایجاد میکند که مهترین عامل نگاه رد و بدل شده بین این سه بازیگر است که در این بین، بازیگر نوجوان فیلم کولاک میکند و نگاه های نافذ و پر از حرفش در تقویت ایجاد این فضا بسیار موثر است.عامل دیگر زبان است و بازی زیبایی که با زبان بین آنها در جریان است.راننده با زن کردی حرف میزند غافل ازینکه زن کردی کرمانجی میداند و برای مفاهمه پسرک نقش مترجم را بازی میکند. در قسمتی متوجه میشویم زن و مرد هردو فارسی میدانند اما حالا پسرک فارسی نمیداند و زن مجبور به ترجمه میشود و در این کش و قوس اتفاقات زیبایی رقم میخورد و در نهایت سومین عامل ایجاد تعلیق یک حس عاطفه بین زن و مرد و یا یک نگاه صرفا تا حدودی خارج از عرف روابط بین این اقوام است که پسرک نیز با حساسیت روی آن این قضیه را پررنگ تر میکند و همه ی اینها در کنار هم قوت بازیگری مخصوصا سعید آقاخانی را بیشتر به تماشاچی مینماید . او در این فیلم کردی صحبت میکند، ترکی مکالمه میکند و فارسی صحبت کردن او با لهجه کردی حیرت انگیز است . این لهجه شیرین در کنار شیرینی های این شخصیت گاه گاه باعث ایجاد خنده هم میشود.

در پایان باید گفت کامیون همانند نامگذاری نه چندان پر وجهش یک پیکره ی کاملا کاریکاتوری دارد.بعضی قسمت های آن همچون موسیقی، بازیگری چند بازیگر و فیلم برداری بسیار قابل تحسین است اما در وجوهی همچون روایت یک دست، داستان گویی، بازیگری عده ای از بازیگران فاجعه بار است و در نهایت فیلم خیلی بلاتکلیف و بی هدف و سراسر ابهام نیز به پایان میرسد. و اگربخواهیم آن را توجیه کنیم میتوانیم بگوییم یک پایان رها بهتر از یک رهای بی پایان است !!!!!!!

 

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *