نقد فیلم نفس

1عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: نرگس آبیار

تهیه کننده: محمدحسین قاسمی، ابوذر پورمحمدی و شرکت نور تابان

بازیگران: سیده ساره نورموسوی، مهران احمدی، پانته‌آ پناهی ها، گلاره عباسی، سیامک صفری، شبنم مقدمی، جمشید هاشم پور

 

خلاصه داستان

“نفس” روایتگر زندگی چهار کودک با نام های بهار، نادر، کمال و مریم است که دنیایی پر از رویاهای زیبای کودکانه دارند و قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد. فیلم در حال و هوای شرایط پر تنش سال های ۵۷ تا ۶۲ روایت می شود و تمرکزی خاص بر رفتارهای مردم آن دوران دارد .

 

نقد فیلم

“نفس” دومین ساخته جدی خانم آبیار محسوب می شود که با همان سبک و سیاق “شیار ۱۴۳″ساخته شده است. با همان ریتم کند، تصاویر مستند گونه و بازی های روان و دلچسب.به نظر می رسد خانم آبیار با ساخت “نفس” قدمی جدی برای ایجاد سبک خاص خود در ساخت فیلم های کم هزینه، ساده و روستا محور برداشته اند. در ادامه به بررسی ردپای مولفه های این سینما در فیلم می پردازیم.

تصویر در سکانس های ابتدایی “نفس” با حرکت های هیستریک ارائه می شود و رفته رفته جایگاه خود را در فیلم پیدا می کند. در سکانس های بعدی هم گاهی همین مشکل حرکت های سریع وجود دارد و حتی  درک بیننده را از تصاویر دچار نقصان می کند اما با بسامد بسیار کمتر. از نقاط قوت فیلمبرداری می توان به استفاده درست و به جا از هلی شات ها و نورپردازی حرفه ای اثر اشاره کرد که قاب ها را به لحاظ تصویری غنی تر کرده است.  

استفاده از ریتم کند برای روایت فیلم ، تکنیکی است که می تواند برای داستان هایی با تم خاص مورد استفاده قرار گیرد. برای فیلمی مانند “شیار ۱۴۳″که درباره انتظار است ریتم کند نه تنها مناسب بلکه لازم است. این تکنینک ، سختی و کرختی گذر زمان برای مادری را که یک عمر به امید دیدار مجدد فرزندش چشم به در و گوش به رادیو سپرده است به خوبی نمایش می دهد. اما استفاده از این تکنیک برای هر فیلمی مناسب نیست. در نفس به دلیل نداشتن پیرنگ مناسب داستانی این ریتم کند، دیگر برای رسوب مضامین در جان بیننده کاربرد ندارد و آزاردهنده می شود. حتی استفاده از داستان های انیمه و شوخی های زیاد فیلم هم نمی تواند این نقص را جبران کند.

بازی های روان با گریم های سنگین و حفظ راکورد در به کارگیری لهجه های مختلف، از نقاط قوت فیلم محسوب می شود که در شیار ۱۴۳ هم شاهد آن بوده ایم. با وجود مغرق بودن برخی فضاها ، در بازی ها خبری از حرکات اگزجره و گل درشت وجود ندارد. در این میان نقش های کوتاه سیامک صفری و شبنم مقدمی بیش از سایر بازیگرها به دل می نشیند.”نفس” این نقاط قوت را مدیون بازی گرفتن خوب خانم آبیار از بازیگران است.

پایان بندی انفجاری از مولفه های است که خانم آبیار دوست دارند به عنوان بخشی از سبک فیلمسازی خود در آثارشان داشته باشند. متاسفانه “نفس” در این زمینه ناموفق عمل کرده است. مشکل اصلی نفس در این زمینه نداشتن گره درست داستانی یا افت و خیز دراماتیک در روابط انسانی میان شخصیت هاست. بیننده دلیلی برای تماشای فیلم پیدا نمی کند . اتفاقات فیلم برایش بی اهمیت است و به همین دلیل سکانس پایان بندی ، مانند تصاویر اخبار درباره آزار حیوانات در بیابان های افریقا از پیش چشمانش گذر می کند و تصویری به این جانکاهی بدون ذره ای تاثیر بر بیننده به پایان می رسد. انگار همه منتظر تیتراژ پایانی بوده اند نه پایان بندی فیلم. نه خانی آمده، نه خانی رفته.

تلاش های خانم آبیار برای ارائه لطیف مضمونی سیاه قابل تقدیر است. سیاهی و زهر فیلم به یاری شوخی ها و تصاویر انیمه گرفته شده است تا بیننده سالن سینما را مکدر از وقایع زندگی بهار ترک نکند. شوخ و شنگی سکانس پایانی هم موید همین معناست. شهادت بهار به زیبایی و راحتی حس تاب خوردنی کودکانه تصویر می شود و نشان از عروج روحانی اوست . این نمایش از مرگ زیبا یادآور مرگ زنان در فیلم های هیچکاک است. باید به این الگوبرداری هرچند ناقص به سینما آفرین گفت.

 جذابیت اصل اول سینما است. فیلمی که نتواند بیننده را برای مدتی روی صندلی ها محو خود کند به طور حتم توانایی انتقال مضامین را نخواهد داشت. فیلم نفس از جذابیت کافی برای نمایشی ۱۲۰ دقیقه برخوردار نیست و بهتر است عوامل فیلم با تدوین مجدد اثر ، زمان آن را برای اکران عمومی کوتاه تر نمایند. مخاطبان امروز سیمای ایران به یمن دسترسی به آثار روز سینمای جهان مشکلی با تماشای فیلم های بیش از دو ساعت ندارند، به شرطی که اثر از جذابیت های لازم برخوردار باشد.یادمان باشد انکار جذابیت در سینما ، انکار سینماست. 

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

به این مطلب امتیاز دهید

9 دیدگاه در “نقد فیلم نفس

  1. فیلم پوچگرایانه ای بود، مادر بچه اش ازاد شده دائم از شوهر غر می زند، یادمان باشد که این مادری است که فرزندش از شکنجه گاه ساواک ازاد شده است، انقلاب میشود همه جا ظاهرا پر از شور است اما خانواده غفور انگار نه انگار…بدون ذره ای تاثیر از اطراف، یک زن افراطی و شوخی های اطرافش شده است و البته سنت و دین و عقاید شده اند سیبل خنده! راستی فیلم چه به ما یاد داد؟ نسبتش با اتفاقات و نسبت های خانواده های الان چیست؟

  2. باسلام
    علی رقم احترامی که برای خانم آبیار قائلم ؛ .اما از وقتی که برای تماشای این فیلم گذاشتم متاسفم .
    و به تمام افرادی که با خانواده و همسر و دخترشان به تماشای فیلم نفس می خواهند بروند شدیدا توصیه می کنم. به تماشای فیلم نفس نروند.
    این فیلم به شدت از سیاه نمایی و رفتارهای مالیخولیایی و عصبیتهای متحجرانه برخوردار هست . و به شدت با روان بیننده ، پدر و دختر و مادر بازی می کند و عصبیت و ناراحتی می کشاند .
    تماشای این فیلم همانند تماشای یک خبر کثیف قتل عام و با تصاویر زننده خشونت می باشد .
    به هیج وجه این فیلم را برای خانواده هایی که برای آرامش روان خانواده خود احترام قائلند توصیه نمی کنم .
    کارشناس مشاور خانواده

  3. برای من لحظه لحظه فیلم خاطرات دوران کودکی ام بود ، بافت روستایی ، مشکلات ، مادربزرگی دقیقا مشابه آنچه در فیلم بود ، بازی ها و یواشکی برداشتن کتابها ، آژیر قرمز، زیرزمین خونه ی همسایه و … ولی در آخر کارگردان کودکی منو کشت و با چشمانی گریان مارو روانه زندگی ۳۳ سال بعد کرد.
    سحر

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *