نقد فيلم ماجان

عوامل فیلم

کارگردان : رحمان سيفي آزاد

بازیگران: فرهاد اصلاني ، مهتاب كرامتي ، سيما تيرانداز ، عرفان برزين ، بابك انصاري و بهنوش بختياري

خلاصه فیلم

ماجان داستان كشاكش يك خانواده براي نگه داشتن يا نداشتن فرزند معلولشان را روايت مي كند.

نقد فیلم

ماجان اولین ساخته ی رحمان سیفی آزاد که نام او را از فیل های فریدون جیرانی به خاطر داریم نشان میدهد که ضعف و اوضاع درهم و برهم سینمای ایران نه تنها از کمبود سوژه و امکانات و فضای نه چندان آزاد برای کار بلکه از تفکر قدیمی و فناتیک و کهنه و به دور از خلاقیت اهالی سینما نشئت میگیرد. اهالی ای که انتظار میرود در عرصه های مختلف اجتماعی سیاسی فرهنگی پیشرو باشند اما هیچگاه اینطور نیستند و همیشه در بهترین حالت چند قدم عقب تر و در نمونه هایی سالها و در این نمونه خاص ده ها سال عقبتر از جامعه خود قدم برمیدارند و تمام سعی خود را معطوف به ژست گرفتن ها و رضایت کلونی های عقب مانده ی فرهنگی ما در همه ی طیف های سیاسی فرهنگی اجتماعی کرده اند.

اولين چيزي كه از ديدن ماجان براي نويسنده مطلب قابل توجه بود يك حسرت بود. حسرت اينكه چرا اين فيلم به شكل انيميشن و براي كودكان ساخته نشده است؟! ماجان فيلمي است كه اگر شعار هاي فمينيستي نچسبش را حذف كنيد تمام المان هاي لازم براي يك انيميشن چه بسا آموزنده را دارد (چيزي شبيه به انيميشن هاي ژاپني). يك مادر قديس فداكار عاشق فرزند و زندگي اما مظلوم ( مادري با كيمونوي آبي و پرتلاش را تصور كنيد) ، يك پدر بي رحم گناهكار خشن هميشه در حال داد و فرياد و فحش( مردي با شمشير سامورايي و ابروهاي رو به آسمان را تصور كنيد) ، يك عموي كمي روشنفكر عاشق كه ميخواهد ميانه دعوا را بگيرد و قضيه را حل كند ( عموي تيپيكال ژاپني ته ريش دار خندان و متفكر را تصور كنيد) و در نهايت زن عموي روشنفكر شيك مطلقه ي استقلال طلب ( زن تيپيكال ژاپني قرمز پوش لاك زده ي تيسان فيسان كرده را تصور كنيد).

كل فيلم دوستي و چالش ميان اين ۴ شخصيت با يكديگر است كه اكثرا دو به دو باهم در اين كشاكش هستند و سعي در ايجاد فضاي بحراني براي مخاطب دارند. ( فرض كنيد در انيميشن هاي ‍ژاپني، مرد خشن داد ميزند و شمشير را از قلاف بيرون ميكشد زن مظلوم گريه ميكند، زن قرمزپوش گردن تكان ميدهد و با قدم هاي ريز حرف هاي عصبي ميزند، مرد متفكر هم سعي در آرام كردن فضا با صحبت هاي نرم دارد) و اين فضاي ملال آور و مضحك با ناراحتي و مظلوميت ماجان (با بازي مهتاب كرامتي) ، خشونت و تشويش هاشم (با بازي فرهاد اصلاني) ، توصيه هاي دلسوزانه و فمنيستي گاه و بيگاه شهناز (با بازي سيما تيرانداز) و ميانه داري و يكي به نعل و يكي به ميخ زدن برادر هاشم (با بازي بابك انصاري) تا به انتها ادامه پيدا ميكند و با يك انقلاب دروني فاجعه آميز دراماتيزه نشده ي ملال آورتر به پايان ميرسد.

ماجان با آنكه پتانسيل بسيار خوبي برای پرداختي متفاوت و ديد تازه به مقوله معلوليت را داراست اما به راحتي به دام كليشه مي افتد و ميشود آنچيزي كه آن را به يك فيلم خسته كننده ي كليشه اي تبديل مي كند. فيلم به نوعي از زاويه ديد پسر معلول يعني احسان (با بازي عرفان برزين) كه مادرش درپي او به آسايشگاه آمده شروع ميشود و در جاي جاي فيلم نيز گاهي با اسلوموشن و ويدئو كليپ به زاويه ديد احسان پرداخته ميشود. درواقع سوژه فيلم مشكل اصلي فيلم است چرا كه اينقدر به زن بدبخت بيچاره ي دچار انواع و اقسام مصيبت ها در سينما و تلوزيون پرداخته شده است كه ديگر اين تيپ، يعني زن در معرض همه ي بدبختي هاي جهان حتي با بازي مهتاب كرامتي هم ديگر جذابيتي ندارد. از طرفي نگاه هاي نو و زواياي جديد، روز به روز براي مخاطب جذابتر است. نگاه يك معلول همچون احسان به زندگي زاويه ديد بسيار جذابي است كه نمونه هاي خارجي آن مانند Diving bell and the butterfly یکی از بهترین ها در این زمینه است که با اقبال هنری خوبی نیز مواجه شد و بسیاری فیلم های دیگر که زاویه روایت را از سمت بیمار مورد توجه قرار میدهد که نمونه های سایکو درام آن فراوانی بیشتری دارد که از مثال های فوق العاده آن میتوان به A Beautiful Mind اشاره کرد . اما كارگردان ترجيح داده بيشتر كليشه های ایرانی را دنبال كند و شايد به همين دليل هم از فرهاد اصلاني براي پدر عصباني استفاده كرده كه واقعا براي فرهاد اصلاني تبديل به يك نقش كاملا كليشه اي شده و از يك بازيگر با چنين پتانسيلي ايفاي پياپي اين نقش نااميدكننده است.

مهتاب کرامتی اما در رویکردی بسیار متفاوت از اصلانی به کلیشه زدایی در ایفای نقش های خود در سال های اخیر پرداخته اما متاسفانه او نیز به دام کلیشه های فراوان مشابه نقش خود افتاده و چیزی فراتر از آنها به مخاطب ارائه نمیدهد به جز اینکه فقط چهره شیک و سانتی مانتال و محبوب مهتاب کرامتی در حال بازی در همان تیپ است جدای ازینکه این تیپ خوب یا بد باشد اما به نظر میرسد واقعا چنین نقش هایی با چهره و فیزیک مهتاب کرامتی سازگار نیست مگر اینکه عامل دیگری چون گریم در نزدیک شدن او به وجوه رئالیستی چنین نقشی کمک کند که در ماجان این اتفاق به هیچ عنوان نیفتاده است.مهتاب کرامتی آنقدر مدرن است که با یک چادر گلدار تا این حد به نقشی چون یک ماجان خسته و دلسوز و زن خانواده و … نزدیک نمیشود.

در آن سو یک شخصیت فاجعه آمیز دیگر از نظر کلیشه بودن و باز هم با بازی تکراری سیما تیرانداز وجود دارد که تنها و تنها یک کلمه را در ذهن انسان متبادر میکند و آن کلمه گل درشت است.به نظر نمیرسد بدتر از این و نامربوط تر از این شخصیت بتوان شعارهای دم دستی فمنیسم را آن هم تا این مقدار کال و خاله زنک وار مطرح کرد تا ژست خاص مثلا هنری را نیز به خود گرفت و باز هم میتوان حسرت خورد که چرا سیما تیرانداز بازهم چنین نقش هایی را که بارها و بارها آن را در فیلم ها و در سریال ها بازی کرده قبول میکند و چرا هیچگاه کارگردانان اجازه ی تجربه را به بازیگر دیگری نمی دهند.

اما در بین انبوهی از فجایع در فیلم ماجان میتوان بروز یک شگفتی بسیار دیدنی و جذاب و بزرگترین نقطه قوت فیلم را به فال نیک گرفت و آن بازیگری عرفان برزین در نقش یک معلول ذهنی حرکتی است که آنقدر خوب و بینظیر است که در طول فیلم و حتی بعد از آن شگفتی فراوان را برای بیننده رقم میزند.این مقدار از توانمندی در یک بازیگر کودک بسیار قابل تحسین است و در فیلمی که بیننده از بازی های تکراری و خسته کننده ی بازیگران بزرگ سینما ملول است او یک روح تازه در فیلم میدمد و به جرئت میتوان گفت قویترین سکانس ها مربوط به سکانس هایی است که او در آنها حضور دارد و به واقع این بازی در این فیلم حیف شد و هدر رفت. این حس را زمانی پیدا کردم که در سکانس پایانی که یکی از بی منطق ترین سکانس های فیلم نیز هست بازی خوب برزین و تمام تلاش اصلانی برای ایجاد یک معجزه را دیدیم (که طبیعتا چون اصلانی پیامبر نیست چنین چیزی هم از چنان متنی شدنی نیست ).اینکه چطور کارگردان خود را راضی کرده که چنین تحولی صرفا با گفتن یک کلمه ماجان در شخصیت هاشم شدنی است مقوله ی جدایی است ولی اینکه چنین سکانس هایی از یک تئوری تبعیت میکنند قابل تامل است و آن تئوری مرگ درام است. اصولا به نظر میرسد با دیدن چنین سکانسها و فیلم هایی میتوانیم یک مکتب جدید در هنر به وجود بیاوریم و مرگ درام را اعلام کنیم!!!!!

در پایان باید گفت ماجان با آنکه از بازیگران خوب و همچنین تم داستانی با قابلیت بالا بهره میبرد اما این استعدادهای نهفته را فدای فضای ابتر سینمای قبل از خود و در تلاش برای چیزی شبیه به آنها شدن می کند و حاصل این کار فیلمی بسیار غیر جذاب با شخصیت های کاملا سیاه سفید میکند که نمیتواند از پس خود بربیاید و گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. کارگردانی نیز در این آشوب داستانی حرف جدیدی برای زدن ندارد و ماحصل فیلمی است که به زحمت میتوان تا انتها آن را تحمل کرد.

 

به این مطلب امتیاز دهید

2 دیدگاه در “نقد فيلم ماجان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *