Wave

waveeعوامل فیلم

کارگردان: Dennis Gansel 

نویسنده: Johnny Dawkins , Ron Jones

بازیگران:  Frederick Lau, Max Riemelt, Jennifer Ulrich

ژانر : جنایی ، درام

محصول ۲۰۰۸ آلمان

خلاصه فیلم

موج ، داستان ایجاد گروهی مدرسه ای به نام موج به سرپرستی یک معلم اجتماعی را که برای تعلیم درس استبداد ، اجرای استبداد را انتخاب میکند ، روایت میکند . موج ، روایتی است بینظیر از امکان وجود دیکتاتوری حتی در قرن اخیر حتی در تکنولوژیک ترین و کم بحران ترین کشور جهان . موج ، راوی سیاهی استبداد و تلخی فاشیسم در بستر یک داستان تمام عیار با تمام ریزه کاری های هنرمندانه است .

نقد فیلم

 ” آیا ممکنه یک دیکتاتوری دوباره در آلمان امکان پذیر باشه ؟! اون چیزی که امروز اینجا افتاد فاشیسمه  “

فیلم موج به کارگردانی کارگردان سیمرغ گرفته اش بدون شک یک فیلم موفق در بیان یک پدیده اجتماعی سیاسی عمیق و ریشه دار در روحیه و تربیت جمعیت گسترده ای از انسان های جهان یعنی استبداد و دیکتاتوری است . همواره زمانیکه بحث از استبداد و دیکتاتوری مطرح میشود ذهن ها به سوی سیاست و مسائل سیاسی سوق پیدا میکند و اغلب از جنبه های تربیتی و اجتماعی استبداد صرف نظر میشود …

 اینکه چه چیزی استبداد را میسازد !؟ چه چیزی مستبد را میسازد ؟! و چه چیزی انسان هایی که تن به استبداد مستبد میدهند را میسازد ؟! …

همواره استبدادهای سیاسی در جهان طرفداران خود را داشته است . استبداد در ذهن عده ی زیادی از مردم جهان راه حل قطعی برای رسیدن به نتیجه است . هنوز هم ما ایرانی ها وقتی میخواهیم نوع برخورد مسئولانه و کارا برای بهتر شدن امور خدمات اجتماعی را برای یکدیگر مثال بزنیم یاد برخورد رضاخان با نانوای خاطی میکنیم و در تنور انداختن آن بیچاره را مثال میزنیم و یا هنوز مردم آلمان برای استقبال های پرشور و حماسی وار از رایش اعتبار بیشتر از انتخابات دموکراتیک قائلند و هنوز در جهان دیکتاتورها حکومت میکنند و برای استبدادهای دموکراتیک مدرن شاخ و شانه میکشند . استبداد یک مسئله ریشه دار در عمق وجود تربیتی تمام انسان هاست چه از لحاظ سیاسی اجتماعی با آن مخالف باشند چه موافق . شاید کمتر پدری باشد که ادعا کند تا به حال فرزندش را وادار به کاری نکرده . شاید کمتر مادری باشد که ادعا کند تا به حال فرزندانش را به خاطر خود تنبیه نکرده شاید کمتر برادر و خواهر بزرگتری باشد که ادعا کند قدرت خود را بر برادر وخواهرش تحمیل نکرده شاید کمتر معلمی باشد که ادعا کند هیچگاه خود را داناتر و بالاتر از شاگردانش ندیده شاید کمتر کارفرمایی باشد که ادعا کند هیچگاه کارگر خود را در مقام انسانی دون پایه تر از خود ننگریسته و هزاران شاید دیگر …

استبداد چیست ؟! چه کسی مستبد است ؟! مرزهای استبداد کجاست ؟! …

فیلم موج که جایزه طلایی ژرمن فیلم (جایزه اصلی ملی این کشور) را نیز نزد خود میبیند راوی تمایل تربیت انسانی به استبداد و به پا خواستن اژدهای نهفته وجودی هر انسان در رسیدن به اهداف مختلف خود از راهی که ما آن را استبداد مینامیم ، است .

شاید کارگردان فیلم که چند سال قبل برای فیلم دیگرش در ایران موفق به دریافت سیمرغ بلورین شده این بار در فیلم تازه خود قصد دارد به تمام دنیا نشان دهد که دیکتاتوری و فاشیسم نه تنها در عرصه های سیاسی اجتماعی بلکه ابتدا در درون انسان ریشه میدواند و خود را محکم میکند و سپس ساقه های آن با گذشتن از ابعاد روانشناسانه فردی آرام آرام در اجتماع تنومند میشود و تربیت فردی را در خدمت امیال اجتماعی به بازی میگیرد و آنگاه شاخ و برگ سیاسی اجتماعی به خود گرفته و رخ مینماید و در نهایت وقتی تبعات و آثار منفی فراوان خود را تحمیل کرد گرفتار خزان و خشکسالی میشود و جز یک پیکر خشک و نیمه جان چیزی از خود به جای نمیگذارد . فیلم موج یک فیلم بالغ و عمیق روانشناسی اجتماعی تربیتی است که انسان را وادار میکند پلک نزند و تا انتها چشم به روایت بی نقص کارگردانش بدوزد .

داستان فیلم در یک دبیرستان یا کالج میگذرد . نمای معرفی ابتدای فیلم که از درون شهر گذر میکند و جلوه های گوناگون اجتماع را به نمایش میگذارد یک پیام مشخص برای بیننده دارد که داستان کوچیکش را در تمام جامعه ممکن میداند . جامعه جوانان و نوجوانانی که در سن تربیت و تاثیرپذیری هستند و از فرهنگ های عامه تبعیت میکنند . جوانانی که در دوره ی گذار از نوجوانی به یک انسان بالغ اجتماعی هستند و همه چیز را از عشق و هوس و مسائل جنسی گرفته تا تربیت اجتماعی و تحصیلی ، جسمی و روانی در محیط کوچک خود تجربه میکنند و می آموزند . گاهی از آن تخطی میکنند و مهمانی شبانه میگیرند ، مشروب میخورند و ماری جوانا میکشند و گاهی هم مثل یک فعال جدی اجتماعی تربیتی ، مسئولانه به ایفا نقش موثر و تاثیرگذار بر جامعه خود کمک میکنند و برای اصلاح اجتماعی یک لحظه آرام و قرار ندارند .

شاید ابتدای فیلم وقتی درگیری های عاشقانه و نوجوانانه چند جوان برای رقابت بر سر مسائل پیش پا افتاده مقتضی سنشان را میبینیم ، فیلم را یک درام تینیجری با المان های همیشگی خودش تصور کنیم اما فیلم به سرعت وارد چالش هیجان انگیز و درگیرکننده خود میشود ، جایی که آقای ونگر معلم اجتماعی و یا به نوعی تحصیل کرده در عرصه سیاسی اجتماعی که خود سابقه اعتراضات مدنی و تظاهرات و تحصن دارد از تدریس کلاس مخالفت سیاسی به تدریس کلاس استبداد منتقل میشود و با چند جلسه تجربه در کلاس ، تصمیم میگیرد یک دیکتاتوری و یک گروه موافق با خود که شاگردان کلاس باشند را ایجاد کند . او قوانینی وضع میکند ، آرام آرام به اتحاد و روحیه یکی شدن دامن میزند ، لباس متحد الشکل انتخاب میکند ، برای کلاس خود و گروه شاگردانش نام موج را برمیگزیند ، سلام و ادای احترام مخصوص طراحی میکند ، یک لوگوی اختصاصی طراحی میکند ، شاگردان نیز در همه مراحل با او همکاری میکنند ، قوی ها به ضعیف ها کمک میکنند ، انسان های ترسو در لوای گروه شخصیت میگیرند و قدرتمند میشوند ، هم گروهی شانیت خاص پیدا میکند ، حتی انسان های بی اعتماد به نفس در بروز عشق و احساسات در سایه گروه به نان و نوایی میرسند و رابطه های تشکیلاتی پیدا میکنند و حتی در عشق های پاک انسانها  برای موجی بودن یا موجی نبودن خلل های دراماتیک جدی وارد میشود . شاگردان دیگر از کلاس های دیگر انصراف داده و در کلاس استبداد ثبت نام میکنند تا موج هر روز بزرگتر و قدرتمند تر شود . دایره این اتحاد به درون شهر کشیده میشود و موضوع اجتماعی و سیاسی میشود . از طرف دیگر آقای ونگر که حالا در حال تبدیل شدن از یک فعال مدنی معتقد به اصول دموکراسی و حتی اعتراض سیاسی در سایه دموکراسی به یک دیکتاتور تمام عیار است (بخوانید هیتلر) در زندگی شخصی خود نیز دچار مشکل میشود ، اژدهای درون او هیاهو به پا کرده و او حالا دیگر یک دیکتاتور است . حالا دیگر یکی از شاگردان متعصب و افراطی او در موج به نام ” تیم ” با بازی Frederick Lau به بادیگارد شخصی او تبدیل شده و شب را روبروی خانه او به صبح میرساند . تمام همکارانش به او و کلاس پرجمعیتش حسادت میکنند . محبوبیتی یافته که تا به حال آن را ندیده اما تصمیم میگیرد این آموزش که حالا تمام زندگی تعداد زیادی از آدم ها از جمله تیم ، شده را پایان بدهد اما دیگر این ساقه تنومند شده و چیدن شاخ و برگ های آن ساده نیست.

 باید به کارگردان تبریک گفت . تمام روابط و داستان های بچه های دبیرستان از جمله تیم ، مارکو ، کارو ،دنیس ، لیزا ، بومبر و سینان ، زیبا ، داستان گونه و واقع نما روایت میشود و ما را به شدت درگیر میکند ، تک تک روابط و بسترهای تربیتی شکل گرفته آنها یعنی خانواده به زیبایی هرچه تمام تر معرفی شده اند . سکانس هایی که هرکدام از کاراکترهای نوجوان نزد خانواده خود رفته و موج را شرح میدهند و عکس العمل های آنها بینظیر است و در کمترین مقدار سکانس با فضا سازی زیبا بستر تربیتی هرکدام از آنها که منجر به رفتارهای گوناگون آنها در مدرسه میشود را شاهد هستیم . رفتار سخت و عجیب خانواده تیم در مقابل رفتارهای بی تفاوت خانواده های دیگر و یا رفتار مسئولانه مادر کارو (دختری که با موج مخالفت میکند) همه و همه به درستی و به جا و زیبا دکوپاژ شده اند . اما مهمترین و زیباترین داستان ، داستان آقای ونگر است ، شخصیت دموکراتی که ابتدا برای هرچیز کوچک در کلاس رای گیری میکند آرام آرام دارای چنان اتوریته ای میشود که وقتی به شاگردان خود دستور میدهد یک خائن به موج را به پای میز محاکمه بکشانند آنها بی درنگ این کار را انجام میدهند . او که وظیفه داشت در سایه کلاس استبداد فضایل دموکراسی را به شاگردانش بیاموزد ، دارای یک روحیه سلطه جو میشود و یا بهتر بگوییم روحیه سلطه جویش قوت پیدا کرده و در او واقعی میشود تا اینکه همسر باردارش را میزند و او تصمیم به ترک ونگر میگیرد و این تلنگر خوبی برای او میشود . شخصیت بسیار پرداخت شده ی ونگر و جایگاه قرارگیری او در میزانسن فیلم یک هنر کارگردانی تحسین برانگیز است و همچنین شخصیت پردازی دقیق او توسط نویسنده و بازی بسیار عالی بازیگر او را کاملا برای ما باورپذیر و سمپاتیک میکند و بدون شک این شخصیت کلیدی به همراه تیم ، دو شخصیت مهم و تاثیرگذار فیلم هستند . تیم نیز که یک جوان سرخورده از خانواده و اجتماع است که دست به هرکاری برای کسب یک موقعیت معمولی بین دوستان خود میزند . او مواد جور میکند ، اسلحه میخرد و تمام زندگی خود را در موج و ونگر میبیند همانطور که در پایان بندی بینظیر فیلم نیز میگوید موج برای او تمام زندگی است . موج به او هویت داده و او را به قدرت رسانده . او یک بیمار افراطی میشود و در پایان یک فاجعه می آفریند . بازی بینظیر بازیگر نقش تیم (که فیلم ویکتوریا را اخیرا از او در ذهن داریم) و همچنین شخصیت پردازی درونی و زیبای او به قوت این نقش بسیار کمک کرده است . نکته قابل تامل در فیلم و فیلمنامه بسیار خوب آن عدم حضور شخصیت اضافی در فیلم است . این فیلم تعداد بسیار زیادی بازیگر در تیپ ها و کاراکترهای مختلف دارد اما همه ی آنها به تناسب و ضرورت در فیلم حضور دارند و نبود هرکدام لطمه ای در حد خود به فیلم است در صورتیکه گاهی شاهد هستیم در درام های وطنی کل بازیگران ۴ نفر هستند ولی باز هم یک یا دو نفر آنها اضافی هستند و حذف آنها کوچکترین خللی به روند فیلم وارد نمیاورد .

بازی ها همگی بسیار روان و در بستر فیلم نامه کاملا پرداخت شده ، قابل قبول و گاهی شاهکار است . تمام نوجوانان متفاوت و کم نقص ظاهر میشوند و هرکدام از پس ارائه شخصیت های متفاوتی که به آنها محول شده به خوبی بر می آیند و حس بسیار باورپذیر را منتقل میکنند . بازیگران نقش های کوچک مثل اولیا و معلمان هم بازی های زیبا و تیپیکال خوبی را ارئه میدهند.

از تمام نقاط قوت که بگذریم فیلم موج دارای یک ساخت و فضای تلوزیونی است . فیلمی که در ابتدا ما را با یک معرفی قابل قبول و خوب مواجه میکند اما هر چه میگذرد قاب ها معمولی تر میشود و در اغلب صحنه های تکراری در فیلم ها مثل پارتی ها ، کلاس ، روابط افراد خیلی معمولی و تیپیکال روایت میشود .

در پایان میتوان گفت فیلم موج یک درام واقعی (بر اساس یک اتفاق واقعی یعنی کشتن دانش آموزان توسط یکدیگر در مدرسه) است که تمام افکار ایدئولوژیک خالقانش را در قالب یک مدیوم توانا با زبان علمی بیان میکند . موج یک هشدار روانشناسانه برای هر فرد در هر سن و سال و هر جایگاه است . یک هشدار تربیتی برای خانواده ها و مسئولان تربیتی است . یک هشدار جدی اجتماعی برای فعالان اجتماعی ، مردم و متولیان دولتی است و در آخر یک هشدار سیاسی برای تمام مردم جهان است .

تربیت اجتماعی ، سیاسی و روانشناسانه همواره از امور جدی و کمتر توجه شده در سیستم آموزشی کشور ماست که ابزارهایی همچون فیلم همراه با نگاه هنرمندانه میتواند یکی از موثرترین راه های انتقال و آموزش این مقولات باشد . با نگاه کوتاه و گذرا به فیلم موج امکان ساخت چنین مضامین خاص و تا حد زیاد پیچیده و سخت را در قالب حتی ملودرام های محبوب سینمای ایران نیز ممکن میدانیم تا علاوه بر کارکردهای هنری یک فیلم بتواند کارکرد های فرهنگ سازانه و رسانه ای خود را نیز دارا باشد . امید است کارگردان ها و نویسندگان  محترم کشور حتی با الگوبرداری از چنین فیلم های موفق حتی در جشنواره ها بتوانند گامی فراتر از کلیشه های همیشگی و نخ نما شده سینمای بی رمق و کم هنر و بدون کاکرد بردارند و با ساخت فیلم های خلاقانه از صرفا سوژه های تکراری و خسته کننده دغدغه دوره گذار سنت به مدرنیسم به وجوه دیگری از دوره های گذار مختلف همیشگی در تمام شرایط اجتماعی از جمله شرایط فرهنگی اجتماعی کشور بپردازند تا بتوانند دردی از دردهای جامعه را به دوش کشند.

این مطب قبلا در نشریه میعاد به چاپ رسیده و با کمی تغییر به تناسب نقد و تحلیل فیلم پیش روی شماست.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *