نقد جاده قدیم

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: منیژه حکمت

بازیگران: مهتاب کرامتی، آتیلا پسیانی، محمدرضا غفاری، ترلان پروانه، بهناز جعفری و پرویز پورحسینی

خلاصه داستان

مینو مدیر یک بانک و همه کاره یک خانواده است که بر اثر یک زورگیری و هتک حرمت جایگاهش در زندگی تغییر می کند.

نقد فیلم

منیژه حکمت مانند آثار گذشته اش “زندان زنان “و “سه زن” باز هم موضوعی از معضلات زنان را دستمایه ساخت اثر خود قرار داده است. نگاه او به زنان جامعه  قربانیانی است که در جایگاه واقعی خود قرار ندارند و همه تلاش ها برای  حذف  آن ها از جامعه است. زنانگی در آثار او همواره در تقابل با مردانگی است و نمی توان مرد خوبی را در آن یافت مگر آن که اقرار به به مشروعیت همه حقوق داشته و نداشته زنان داشته باشد.

“جاده قدیم” در داستان خود چیزی فراتر از آنچه در خلاصه داستان قید گردیده ندارد. فیلم با یک موقعیت با ثبات خانوادگی آغاز می شود و با وقوع حادثه برای مینو به عنوان بر هم زننده نظم و مسبب خلق درام وارد موقعیت جدید می شود و تا سکانس پایانی در همین وضعیت باقی می ماند. حکمت در تمام طول فیلم نه گره جدیدي ایجاد می کند و نه گره ای می گشاید و تنها به توصیفات ملال آور احوال مینو می پردازد. فیلم مهمترین چالش خود را بر تشکیک میان زور گیری یا تجاوز به مینو بنا می کند در حالی که در همه جا فکت هایی از رخ دادن تجاوز ارائه می نماید. از اعتراف مجرم تا نفس نفس زدن های معنادار او در کابوس های مینو. اساسا این گره در جایی ایجاد شده است که اختلاف نظری پیرامون آن وجود ندارد. با وجود این تاکید گره گشایی نهایی فیلم دردی از مینو و بیننده دوا نمی کند و اثر درست درجایی که باید آغاز شود پایان می یابد.  “جاده قدیم “تنها به عوارضی که ممکن است چنین حوادثی برای افراد ایجاد کند می پردازد و مانند کتابی است که از ابتدا تا انتها به توصیف لباس شخصیت ها پرداخته . به نظر می رسد اتفاقات فیلم در خوشبینانه ترین حالت می توانست برای اثری ۴۰ دقیقه ای مناسب باشد و کشش این همه گزافه گویی و فرافکنی را نداشته باشد.

خرده روایات فیلم توانایی پر کردن خلا اصلی فیلمنامه را ندارد و مهمترین آن ها -که بچه دار شدن خسرو و کلاهبرداری جوادی از بانک باشد -کمکی به پیشبرد داستان نمی کند. علاوه بر آن اتفاقات محدود فیلم رابطه علت و معلولی مشخصی هم با یکدیگر ندارند و در آن ها نشانی از پیرنگ قوی داستانی که بتواند خرده روایات را به یکدیگر متصل کند دیده نمی شود. با حذف اغلب شخصیت های داستان مانند شیدا، عمه لیلی و عمه نرگس ، حسن، مادر و حتی بهرام تغییری در روند داستان ایجاد نمی شود و کار به آن جا می رسد که توالی سکانس ها اهمیت خود را از دست می دهد. به عنوان مثال می توان سکانس عیادت سیما- با بازی بهناز جعفری- را جایگزین سکانس حضور عمه و سیمین  کرد. خلاصه آن كه “جاده قدیم” آن قدر در فیلمنامه ضعف اساسی دارد که نمی تواند با عمق بخشی به دغدغه هایش بیننده را متوجه لایه های زیرین محتواییش کند.

با وجودی که مشکل اصلی ریتم داستان از ضعف فیلمنامه نشات می گیرد اما تدوین اثر می توانست قدری از بار ملال آن بکاهد. خوشبخت در شناسایی نماهای زائد فیلم موفق عمل نکرده است و گاهی نماهایی بدون هیچ کارکردی برای بیننده به نمایش گذاشته است که از نمونه های آن می توان به حضور متوالی مینو به صورت نشسته، خوابیده و ایستاده در تراس خانه  اشاره کرد. سکانس های فیلم آن قدر به یکدیگر بی ارتباط هستند که در بیشتر صحنه ها از نماهای خارجی شهر، ترافیک، فید برای تغییر به سکانس دیگر استفاده شده است. شاید اغراق نیست اگر بگوییم با حذف موارد اینچنینی می شود زمان فیلم را تا بیست دقیقه کاهش داد.

سایر موارد فنی صرفا به وظایف ذاتی خود عمل کرده اند و نشانی از خلاقیت در آن ها یافت نمی شود. نه تصویر نکته قابل توجهی دارد نه موسیقی و گریم. تنها نکته قابل توجه فیلم بازی مهتاب کرامتی و آتیلا پسیانی به عنوان یک مرد خودباخته است که آن هم نسبت به سایر بازی های این بزرگواران حرفی برای گفتن ندارد، هرچند نامزد یا برنده سیمرغ بلورین این بخش شوند.

مینو با بازی مهتاب کرامتی نمادی از زنان همه چیز دان و همه فن حریف محبوب منیژه حکمت است که به تمام آقایان از حسن پیشخدمت گرفته تا نیروهای بانک و همسر خود امر و نهی می کند و اگر او نباشد کمیت  زندگی لنگ است. حتی برای تغییر تاریخ ازدواج این مینوی توانمند است که باید پا پیش بگذارد و با پدر بهرام به عنوان دیو سه سر فیلم وارد مذاکره شود. از طرفي به سختی می توان مردی را در فیلم دید که قابل اتکا باشد. بهرام که خودباخته ایست در برابر همسر و پدر. پسرش هم که به شب عروسی نرسیده در آستانه پدر شدن قرار دارد و توسط همسرش پریسا اداره می شود و اگر نباشد هدایت های شیدای نوجوان ،قافیه را به خانواده همسر باخته است. تکلیف آقا جون به عنوان مرد دگمی که دست از سر زندگی او بر نمی دارد هم که مشخص است. جوادی هم که کلاهبردار. القصه که تمام مردان از کوچکترین قابلیت و نکته مثبت تهی هستند و در آن سو مینو است که تمام بار خاندان را به دوش می کشد.  به نظر می رسد از نگاه خانم حکمت زن طراز در جامعه زنی است که تحکم و سیطره اش بر سایر وجوه او غلبه داشته باشد و بتواند به حق داشته یا نداشته خود مشروعیت ببخشد.

با وجودی که زمان زیادی از شکست نظریه های فمینیستی و ماسکولینیستی گذشته اما هنوز این جنگ های بدوی میان روشنفکران و فیلمسازان ما وجود دارد و این عزیزان دغدغه های شخصی و فردی خود را به عنوان مهمترین مشکلات جامعه ، آن هم به شیوه بیانیه تصویری فریاد می زنند و با تحسین عده ای گمان تعمیم این وقایع به تمامیت جامعه را به انتظار  می نشینند. حال که چنین نیست و جامعه ما سال هاست خود را از این مسئله به عنوان بحران – نه معضل- رهانیده است.

به طور کلی “جاده قدیم” را می توان یک کپی دست چندمی از “فروشنده” اصغر فرهادی دانست که نه توان دراماتیزه کردن دغدغه خود را دارد و نه می تواند بیننده را برای شعار از مد افتاده اش با خود همراه کند. عدم اقبال مخاطبان به دیوار کشی میان زن و مرد، آثار حکمت را به نوشته ای بر دیواری که اساسا وجود ندارد تبدیل کرده است که ایشان اصرار دارد به نام شعار شناخته نشود. که حقيقتا اينچنین است. امید است فیلمسازان با برقراری ارتباط بهتر با جامعه به دغدغه های اصلی آن بپردازند تا مجبور نباشند  دیواری که سال هاست برای مردم فروریخته را بازسازي نمايند.

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *