رستاخیز

1

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان :احمد رضا درویش

تهیه کننده: تقی علیقلی‌زاده

بازیگران :‌ پوریا پورسرخ، حسن پورشیرازی، فرهاد قائمیان، بابک حمیدیان، شقایق فراهانی، مهتاب کرامتی، آرش آصفی، بهادر زمانی، جمال سلیمان، یاور احمدی‌فر، انوشیروان ارجمند، میرطاهر مظلومی، داود حسین، رضوان عقیلی، حمید جدیدی، جواد الشکرچی، انوش معظمی، کورش زارعی، محمدرضا حقگو و تورج فرامرزیان

 

خلاصه فیلم

داستان روز رستاخیز درباره واقعه عاشوراست که با همراهی بُکیر(فرزند حر ابن یزید ریاحی) پیک ویژه یزید، به قیام امام حسین (ع) و متن حوادث واقعه عاشورا می پردازد. این فیلم مقطع زمانی مرگ معاویه تا قیام امام حسین (ع) و شهادت آن حضرت را در بر می گیرد.

 

نقد ساختاری

روز رستاخیز یا «حسین، کسی که گفت نه»(عنوان انگلیسی فیلم) را می توان به دو پاره اصلی تقسیم کرد. پاره اول از فوت معاویه تا شب عاشورا و پاره دوم از شب عاشورا تا شهادت امام حسین(ع) و پایان فیلم. پاره اول یک درام درگیر کننده است که تعلیق خوبی را ایجاد می کند. همراهی مخاطب با بُکیر و دیدن وقایع و ماجراهایی که به قیام کربلا منجر می شود و سیر تحول شخصیتی وی بر اساس اتفاقات افتاده قابلیت همذات پنداری را ایجاد می کند. پاره اول فیلم سعی کرده است با دراماتیزه کردن وقایع تاریخی واقعی از عناصر داستانی و سینمایی بهره بگیرد تا مخاطب را با شخصیت اصلی همراه نماید. خرده داستان عشق بّکیر به خواهر سفیر امام حسین(ع) به بصره و ماجرای پیرمردی(پدر همان دختر) که ناجی عبیدالله بن زیاد می شود از این جمله عناصر است. نویسنده سعی کرده است فقط بر واقعیات صرف اکتفا نکند و از تاریخ یک اثر سینمایی بسازد. ضرباهنگ(ریتم) فیلم تا شب عاشورا مناسب بوده و با داستان پیش می رود ولی در پاره دوم فیلم که از شب عاشورا شروع می شود به دو دلیل فیلم افت می کند، یک دلیل غیر سینمایی و دلیل دیگر سینمایی است. دلیل اول که خارج از فضای سینماست تصور مخاطب شیعه نسبت وقایع کربلاست که بر اساس دانسته ها و آموزه های قبلی تصاویر ذهنی به مراتب تراژیک تر و نیز سلحشورانه تری را ترسیم کرده است و ماجراهای روز عاشورا وی را اغنا نمی کند زیرا مخاطبرصحنه های زیباتری را از قبل در ذهن پرورانده است.

دلیل دیگر سینمایی است. تغییر شخصیت محوری داستان(بُکیر) که از ابتدای فیلم با وی همراه بوده ایم به امام حسین(ع) لطمه جدی ای به فیلم زده است. از سوی دیگر درگیری ها و رزم های طراحی شده در صحنه نبرد چندان از کیفیت مطلوب برخوردار نیست. گویی اینکه سعی شده است تا جایی که می شود از نوع رزم های ماوررائی که در روایات تاریخی شیعه نقل شده است به تصاویر قابل فهم تر و به واقیعات زمینی نزدیکتر برسد، ولی در طراحی زمینی حوادث نیز چندان موفق نیست. البته صحنه شهادت حضرت عباس(ع) به مراتب از سریال مختار جذاب تر و بهتر تصویر شده است.

پاره دوم فیلم بیشتر از اینکه روایتی یکنواخت و در ادامه داستان تحول شخصیتی بکیر داشته باشد به تصویر مکرر حوادث تاریخی روز عاشورا می انجامد که هم به ضرباهنگ فیلم لطمه می زند و هم به خط داستانی فیلم.

مجموع بازی بازیگران قابل قبول و متناسب با فضای فیلم و داستان است که در این بین بازی بابک حمیدیان بازیگر نقش یزید و عبیدالله زیاد چمشگیر است البته در انتخاب بازیگران باید بیشتر دقت می شد و وسواس بیشتری به خرج داده می شد مخصوصا برای شخصیت های جانبی چون شمر.

کارگردانی فیلم چه در میزانسن و چه دکوپاژ علی الخصوص در پاره اول خوب است و تدوین فیلم در حفظ ضرباهنگ فیلم بسیار نمود پیدا می کند.

صحنه پایانی فیلم و شهادت امام حسین(ع) که بصورت غیر مستقیم نشان داده شده است بسیار خوب است که جا دارد با جلوه ویژه مطوب تری تبدیل گرداب خون به دریایی که هدایتگر و تداعی کننده سفینه نجات حسینی است، دوباره ساخته شود.

موسیقی فیل نیز متناسب با ضربآهنگ فیلم بوده و بدون اینکه بر فیلم سوار شود پیش برنده حس دراماتیک و در پاره دوم تراژیک فیلم است.

 

نقد محتوایی

آنچه در محتوای فیلم باید در نظر داشت، انتخاب مخاطب اصلی فیلم است. به نظر می رسد نویسنده فیلم مخاطب اصلی فیلم را مخاطبان بین المللی و حتی غیر شیعی در نظر گرفته باشد. به همین دلیل آنچه که برای شیعیان که عمری است داستان های مربوط به امام حسین(ع) را شنیده اند، پیش فرض است در فیلم یا کاملا توضیح داده می شود و اگر قابل توضیح نباشد اصلا به آن پرداخته نمی شود. به همین دلیل خیلی از وقایع ماورائی غیر قابل درک فیلم ،در مدتی کوتاه برای مخاطب نمایش داده شده و یا کاملا زمینی شده است. به همین دلیل به نظر می رسد حواشی بسیاری گریبان گیر فیلم در زمان اکران شود.

به طور مثال پاشیدن خون حضرت علی اصغر به آسمان در این فیلم با بازگشتن خون و ریخته شدن روی زمین ترسیم شده است که البته کج سلیقگی شده و می شد این بازگشت را حذف کرد ولی اشاره ای هم به آسمان رفتن آن نکرد. یا ماجرای حضرت قاسم و ازرق شامی طور دیگری ترسیم شده است.

نشان دادن چهره حضرت عباس(ع)، علی اکبر(ع) و قاسم (ع) نیز بر حواشی خواهد افزود که البته در فضای بین المللی منطقی است که این ترسیم صورت پذیرد تا مخاطب بدون قضاوت بر اساس شخصیت پردازی ها با شخصیت های داستان همراهی کند ولی در بین شیعیان به احتمال قریب به یقین حاشیه ساز خواهد شد کما اینکه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به این ماجرا متعرض شده اند.

از دیگر سو نگاه فیلمساز به اصل حرکت امام حسین(ع) است که البته در بین علمای شیعه از گذشته تا کنون خود محل اختلاف بوده و هست. آنچه که مشخص است فیلمساز سعی کرده قرائتی از حرکت امام حسین(ع) را که جنبه عارفانه بیشتری داشته است انتخاب کند. در اقوال علمای شیعه سه نظر نسبت به این حرکت وجود دارد که عده ای حرکت امام حسین را قیام در جهت برپایی حکومت حق می دانند و اصل را بر حاکمیت می دهند، گروهی دیگر اصل را قیام بر ضد ظلم و ستم و جلوگیری از انحراف سنت رسول(ص) می دانند و اصل را بر اصلاح امت اسلامی می دانند که اگر امت اسلامی همراهی می کردند در عمل و رویه ماجرا نیز محقق می شد. و در نهایت گروهی نیز اصل را بر شهادت امام حسین(ع) می گذارند و معتقدند در هر صورت باید امام حسین(ع) به شهادت می رسید تا خون امام احیاگر اسلام ناب باشد که فیلم این دید سوم را که نگاهی عارفانه تر است دنبال می کند. البته هر سه نگاه می تواند با یکدیگر همراه باشد و منافاتی نیز باهم ندارند ولی مهم آن است که اصل بر چه چیزی قرار گیرد و با هر سه تفکر می توان سه فیلم متفاوت ساخت. سکانس هایی در فیلم فیلم وجود دارد که توسط امدادهای غیبی دشمنان امام از مرگ و دشواری نجات پیدا می کنند تا بتوانند رسالت خود را که به شهادت رساندن امام و یارانش است، انجام دهند که این به نگاه سوم نزدیک تر است.

خود این نگاه نیز ممکن است برای فیلم حواشی ای را ایجاد کند و دو گروه اول را بر ضد فیلم بشوراند.

یکی دیگر از حواشی ای که علی الخصوص در فضای کنونی جهان اسلامی ممکن است اختلاف افکن شود شخصیت شریح قاضی در فیلم است که به عنوان بازوی فقهی عبیدالله بن زیاد بسیار پررنگ است و به نظر می رسد برادران اهل تسنن را برآشفته سازد.

یکی از حرکات فرمیک فیلم که کاملا ماهیت محتوایی دارد انتخاب یک بازیگر برای دو نقش یزید و عبیدالله است که ماهیت مشترک این دو را در رذالت بسیار خوب نشان می دهد.

آنچه که مشخص است ساخته شدن چنین فیلمی با رسالت بین المللی برای شناساندن امام حسین(ع) به جهانیان ، لازم  می نماید که در پخش جهانی آن و کمک به ترویج آن تمام سعی و تلاش را انجام داد.

این نقد بر اساس نسخه ی نمایش داده شده در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

نوشته : ترما مداحی

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *