Thelma & Louise

5

عوامل فیلم

کارگردان: ریدلی اسکات

نویسنده :کالی کوری

بازیگران: سوزان ساراندون، جینا دیویس، هاروی کایتل، برد پیت

موسیقی: هانس زیمر

نقد فیلم

 نامزد دریافت ۶ اسکار شد و برنده اسکار بهترین فیلم‌نامه غیر اقتباسی در سال ۱۹۹۴

ارسطو ، پدر نظریه ی درام نمایش ، در کتاب رونالد بی. توبیاس می گوید: زندگی های ما داستان اند ، نه پیرنگ. زندگی ، اغلب اوقات مجموعه ای از اتفاقات و رخدادها و پیشامدهاست که به طور ضعیفی به یکدیگر مرتبط اند. زندگی واقعی به قدری درهم و برهم و ناهمگون است که به سختی می توان از آن نتیجه گیری کرد و به همین دلیل است که موآم می گوید: ((جای هیچ سوال منطقی و معقولی را باقی نمی گذارد.))

پرواز پرنده بر فراز دره بزرگ . . .

به راحتی می توان با درک گفته ارسطو ، به شرح شخصیت تلما پرداخت. او قبل از اینکه وارد مراحل پیرنگ تغییر شود و از آن جایی که این پیرنگ درباره شخصیت است و شناخت قهرمان پیش از تغییر بسیار اهمیت دارد ، متوجه می شویم تلما زندگیش تهی از پیرنگ و بی هدف سپری می شود. منظور از پیرنگ: ” اسکلت یا چارچوبی است که داستان شما را سرپا نگه می دارد و روابط علت و معلولی دارد” او دچار روزمرگی شده و با ذهنی آشفته و ساده لوحانه از همسرش داریل بر خلاف میل باطنی اش اطاعت امر می کند. در دقیقه۱۴فیلم لوییز از او می پرسد: چرا تو اون شوهر به درد نخورت رو ترک نمی کنی؟ یا در دقیقه ۴۸ فیلم، جی دی مشابه این حرف را می زند. او جوابی برای گفتن ندارد و تنها لبخند می زند. حتی اقرار می کند که چهار سال قبل از ازدواج با داریل، با او دوست بوده و جز او با مرد دیگری نبوده. تلما آنقدر در انتخاب همسر ناپخته و بدون در نظر گرفتن عقل ، زندگی بی اساس و پوچی تشکیل داده که جای هیچ سوال منطقی و معقولی برای خود نگذاشته که چرا با شناخت داریل در دوستی ، ازدواج می کند و همچنان با وجود اینکه از زندگی کردن با او لذتی نمی برد ، ادامه می دهد. تلما همانند پرنده ای که سالها در قفس بوده و بالهایش شکسته ، به تنهایی نمی تواند پرواز کند و برای درمان نیاز به زمان و همراه دارد. او به محض آزادی، از دنیا بی خبر است و تنها نمی تواند تصمیم عقلانی بگیرد. هر بار اشتباه می کند برای تبرئه خود در محکمه لوییز ، شانس را مقصر می داند. چه در دقیقه ۵۲ فیلم وقتی از جی دی -دزد فراری- رودست می خورد ، آن را پای شانس می گذارد، و چه زمانی که لوییز تلفنی با خبر می شود مقصدشان مکزیک است. عصبانی به تلما می گوید: اونها از کجا فهمیدند که ما داریم می ریم مکزیک؟ تلما در جواب دومرتبه تکرار می کند که لعنت به این شانس. تلما به تنهایی تفاوت بد را از خوب نمی داند و به سادگی در تشخیص درونیات آدمها که به ظاهر هم دیده می شود فریب می خورد ، از هارلن که براحتی می توان از خواسته درونیش که سر تا پایش را فرا گرفته، و از جی دی دزدی که آزادی موقتش تمام شده و به عنوان دانشجو همسفر آنها می شود که در دقیقه ۴۸ فیلم قبل از اینکه ماهیت اصلیش رو شود ، وقتی از دور پلیس را می بیند ترسان و شتاب زده همسفرانش را با خبر می کند که متوجه می شویم خود او هم از چنگال قانون فراری است. اما لوییز و تلما ساده لوحانه به رفتار جی دی توجه نمی کنند و از آن بی تفاوت می گذرند.

اما نگاه او نسبت به راننده کامیون ها کاملا برعکس است. تلما در دقیقه ۷۷ فیلم در خطاب به راننده کامیونی که در جاده با آنها یک مسیر را طی می کند به لوییز می گوید: راننده کامیونها خیلی مهربونند ، بهترین راننده های جاده هستند. اما به دقیقه نمی کشد با عکس العملی که راننده کامیون انجام می دهد تلما متوجه قضاوت اشتباهش می شود که ما را به یاد جمله اش در دقیقه ۹ فیلم می آورد که می گوید: تا به حال بدون داریل از شهر خارج نشدم و در جواب سوال لوییز که می پرسد: چطور شد داریل گذاشت بیای؟ پاسخ می دهد که “خوب ، اون هیچوقت اجازه نمی داد ، هیچوقت نمی اجازه نمیده کاری رو انجام بدم که کمی لذت داشته باشه. فقط می خواد من توی خونه باشم تا خودش هر جا دلش می خواد باشه”. تلما به دلیل اینکه بیشتر مواقع در خانه حبس بوده و نتوانسته با دنیای خارج از خانه ارتباط برقرار کند ، یا بهتر است بگویم ارتباطش را همسرش قطع کرده. در مقابل رویدادها ناپخته و کم تجربه عمل می کند، که در همان پرده اول می گوید:” قلاب ماهیگیری داریل رو دزدیدم ولی ماهیگیری بلد نیستم”. همسرش به جای اینکه به او ماهیگیری یاد دهد، برای راحتی خود فقط به او ماهی داده، و یا در دقیقه ۵۰ فیلم وقتی هال افسر پلیس با مکس رئیسش مکالمه تلفنی می کند می گوید: “همسرش می گه اون هرگز به اسلحه دست نمی زد. اون این رو براش خریده بود ، چون اکثر وقت ها دیر میاد خونه . . .  ولی گفت زنش بهش دست نمی زد ، حتی بلد نبود ازش استفاده کنه. سالها توی کشو نگه داشته بود. داریل برای تلما اسلحه خریده تا از جانش به مواقع خطر دفاع کنه ، در صورتی که به او تیراندازی یاد نداده”.

 تلما بعد از سپری کردن اولین مرحله پیرنگ تغییر ” اتفاق تغییر دهنده ” تجاوز هارلن به او و کشته شدن هارلن توسط لوییز ، دومین مرحله را ” تاثیرات اتفاق بر روی قهرمان ” همراه با آزمون و خطا سپری می کند تا در مرحله سوم زمانی که “نتیجه حاصل می شود ” درس هایی بیاموزد که انتظار و فرصت یادگیری آن را نداشته. تلما از خواب زمستانی بیدار می شود و خودش اقرار می کند یادش نمی آمده تا به حال اینقدر بیدار بوده باشد. او که از اول داستان در برابر لوییز ، قهرمان دیگر داستان انسان ضعیفی به شمار می آمد. با پیدا کردن خود ، همانطور که درکتاب بیست کهن الگوی پیرنگ در فصل هجدهم نوشته شده خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد مگر این که آنان حال خود را تغییر دهند  ] سوره رعد آیه ۱۱[  همانند یک مسابقه دو از لوییز سبقت می گیرد تا جام قهرمانی به او برسد . وقتی در دقیقه ۹۸ فیلم اتومبیل شان به خاطر سرعت غیر مجاز لوییز در جاده توسط افسر پلیس متوقف می شود و در مخمصه قرار می گیرند. تلما با اقدامی هوشمندانه باعث می شود که آنها در دام پلیس نیافتند، که حرکت حرفه ای او باعث حیرت لوییز و هم جوابی برای گفته لوییز در دقیقه ۳۵ فیلم باشد که به تلما می گوید: “هر دفعه که توی دردسر می افتیم تو هیچ ایده ای نداری” .

تلما جواب دو کاشت را همزمان در یک برداشت می دهد. اولین کاشت همان گفته لوییز در دقیقه ۳۵ فیلم و دومین کاشت در دقیقه ۹۰ فیلم که می گوید: “همیشه دوست داشتم سفر کنم ، فقط هرگز فرصتش نبود”. تلما در برداشتی ستودنی در دقایق پایانی فیلم زمانی که از هر طرف تحت محاصره نیروهای پلیس قرارگرفتند ، سردرگم نمی داند چه تصمیمی بگیرد . تلما شجاعانه که دیگر تلما دقیقه ۸ فیلم نیست که از اسلحه بترسد ، یا تلما دقیقه ۲۲ فیلم که به لوییز پیشنهاد رفتن به پیش پلیس را بدهد. برعکس برای اینکه به دام پلیس نیافتد و به زندگی قبلی برنگردد به لوییز پیشنهاد پرواز می دهد. لوییز متعجب می پرسد منظورت چیه ؟ تلما پاسخ می دهد: برو . تلما با تصمیمی که می گیرد هم لوییز را از سرگردانی نجات می دهد و هم آرزویش را برآورده و به اتمام می رساند. پرنده ای که در پرده اول توان پرواز نداشت، در پرده دوم بالهای شکسته اش مداوا شده و امروز در پرده سوم به همراه دوست واقعی اش که برای خودشناسی مدیون او بوده ، خندان دست در دست بر فراز دره بزرگ پرواز می کنند تا سفرشان به پایان می رسد.

 

Fury

Fury-2014-Movie-Poster

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: David Ayer

بازیگران: Brad Pitt , Shila Labeouf , Logan Lerman

محصول ۲۰۱۴ هالیوود

” ایده آلیست ها آرومن ، تاریخ بی رحمه”

منظور نگارنده از واژه ی “جنگ” چیزی غیر از مفهوم جهادی ست که در قرآن کریم بدان اشاره شده است.

نقد فیلم

جنگ ها واقعیتی عینی هستند که مسیر تاریخ را تغییر داده و می دهند. در طول تاریخ با تکامل فکر بشری ، این پدیده نا مبارک هم ، با تغییراتی در اهداف ، ابزار ها و روش ها مواجه شد اما هیچ وقت از سطح کره ی خاکی پاک نشد.تاثیر مخرب جنگ، بیشتر از هر چیز بر مردم کشورهای درگیر قابل بررسی است.به طبع هنرمندان هم از این تاثیر بی بهره نمی ماند. آن ها گاهی با آرمانگرایی خود  به تهییج جوانان برای دفاع از مرز و بوم کشور خود می پردازند و گاهی با دیدی فراملیتی ، اصل این پدیده شوم را زیر سوال برده و با ساخت آثاری انتقادی چهرهی خشن و غیر انسانی هر جنگی را به نمایش می گذارند. باز هم تاکید می شود توضیحات ذکر شده برای آثار داخلی که به مفهوم والای جهاد و دفاع می پردازد ، قابل تعمیم نیست.

با مرور آثار سینمایی ساخته شده درباره جنگ های مختلف می توان به فرمولی کلی دست یافت : اغلب زمانی که کشورها درگیر جنگ هستند ، ژانر سینمای جنگی بیشتر نقش پروپاگاندا ایفا می کند تا اولا مردم را به پدیده جنگ نزدیک کرده و علت حضور در آن را بیان کند و ثانیا جوانان را برای دفاع از تهییج نماید. با پایان یافتن جنگ و بازگشت زندگی به شرایط عادی ، کم کم جای خالی افراد کشته شده مشخص می شود و آثار مخرب آن فرصت بروز و ظهور پیدا می کنند. در این زمان آثار سینمایی بیشتر ماهیت ضد جنگ پیدا کرده و خرابی های ناشی از جنگ مورد توجه قرار می گیرد. در این برهه ، دیگر از قهرمانان خبری نیست و بزرگان میدان نبرد به ضایعات جنگ تبدیل می شوند .

اما این قاعده در مورد جنگ جهانی دوم صادق نیست. با این که بیش از ثلث قرن از این واقعه تاریخی گذشته است اما هنوز هم آثاری قابل توجه در مدح و ثنای قهرمانان این دوره ساخته می شود. “اسب جنگی ” و ” نجات سرجوخه رایان ” از اسپیلبرگ ، ” حرامزاده های لعنتی” از تارانتینو ، و فیلم مورد بحث ما ” Fury”  ” از دیوید آیر ، آثار مطرحی هستند که از سال ۲۰۰۰ به بعد در مورد قهرمانی ها و جان فشانی های سربازان در جنگ جهانی دوم ساخته شده اند. با مرور آثار ساختخ شده در دهه اخیر می توان به این نکته پی برد که حداقل  هر دو سال یک بار ، فیلمی قابل توجه درباره این واقعه تاریخی ساخته می شود که می توان آن را ثمره مدیریت درست افکار عمومی در امریکا دانست.

به منظور طولای نشدن بحث از توضیح درباره کارگردان اثر صرف نظر کرده و سراغ فیم می رویم. “Fury”  یا “خشم”  از جمله آثاری ست که در آن همه چیز در جای درست خود قرار گرفته و فاصله کمی تا تبدیل شدن به یک شاهکار را دارد. اثر ، فرمول روایی “نجات سرجوخه رایان” را برای روایت خود انتخاب کرده است. داستانی یک خطی که با فراز و فرودهای سینوسی خود ، بیننده را تا پایان با خود همراه می کند. در این گونه آثار ، خودِ جنگ موضوعیت دارد و هر خرده روایت دیگری در کنار آن معنا پیدا می کند. مانند داستان تبدیل شدن وارددی به یک جنگجوی بی رحم و یا داستان عشق نورمن به دختر آلمانی  که در حاشیه جنگ ، معنا می گیرد. “خشم” پر از کلیشه های معمول فیلم های جنگی است که با اجرای درست خود توانسته حس واقعی بودن تمام اتفاقات را به مخاطب القا کند.تصاویر آن قدر با رعایت دقیق جزئیات روایت می شوند که نمی توان آن را باور نکرد. این باور پذیری و جذابیت ، از میزانسن متفاوت و پخته اثر نشات گرفته و قاب های خاصِ تصویر هم به یاری آن آمده است. این ویژگی های بصری در کنار بازی روان بازیگران ، موسیقی حسی و دیالوگ های موجز و اثرگذار ،  فضایی را آفریده است که بیننده خود را در وسط میدان جنگ می بیند. از نکاتی دیگری که می بایست به آن اشاره شود جلوه های ویژه اثر است. در آثار این ژانر ، کارگردان ها برای تاثیر بیشتر بر مخاطب  به یاری جلوه های بصری ، صحنه های اغراق شده ای از وقایع جنگ ارائه می کنند که این اغراق بیش از حد گاهی  باعث می شود بینده از فیلم جدا شده و چند دقیقه ای از فضای فیلم خارج شود. درست نتیجه ی معکوسی که کارگردان انتظارش را دارد. اما کارگردان فیلم “خشم” اجازه دیده شدنِ بیش از حد به جلوه های بصری نداده و به کارگیری این تکنیک ها در راستای روایتش، خشم  را از  دام تکنیک زدگی رهانیده است .

به رسم فیلم های جنگی ، ابتدا شرایط زمانی و مکانی رویداد فیلم را در قالب کپشن بیان می کند . این نوشته مقایسه ای ست میان تجهیزات مدرن تانک های آلمانی و ضعف یا به تعبیر فیلم مظلومیت  تانک های امریکایی در مقابل آن ها. “خشم”  را می توان در مضمون دنباله روی ” اسب جنگی” اسپیلبرگ دانست. در آن فیلم اسپیلبرگ از یک اسب ، قهرمانی می سازد که برای نجات مردمش از کنار دشت و دمن به دل میدان نبرد می رود و پا به پای سربازان و نیروها  برای عزت کشورش تلاش می کند.در نهایت هم با وجود زخم های متعدد زنده می ماند و با پایان جنگ راهی دیار خود می شود. این قصه در”خشم” درباره ابزار (تانک) مصداق پیدا می کند. تانک ها در فیلم ابزاری جنگی محسوب نمی شوند بلکه خودشان از شخصیت های اصلی فیلم اند. در حقیقت تانکی که بر لوله آن واژه فیوری درج شده قهرمان اصلی داستان است. قهرمانی که سرپناه و محافظ نیروهایی است که در آن پناه گرفته اند .این تانک اگر هم به کسی یا چیزی آسیبی می زند برای دفاع از آنها ست. این رفتار و نحوه ی نمایش آن به گونه ایست که گویا این روحیه در انسان های فیلم هم رسوخ کرده و تمام جنجالی که بر سر آدم کشتن نورمن میان افراد وارددی وجود دارد از همین جا سرچشمه می گیرد. به این معنا که اگر نیروها یا ابزارهای ما آسیبی به کسی می رسانند ، این آسیب جنبه ی بازدارنده برای دشمنانی دارد که به مردم خود رحم نمی کنند. در چند پلان شاهد استفاده ابزاری آلمان ها از کودکان و به دار آویختن آن ها به جرم حمایت نکردن از نازی ها هستیم که همگی گواه این مدعاست.

 در انتهای فیلم و زمینگیر شدن فیوری ، سربازان به پاس محافظتی که تانک از آن ها کرده است تا پای جان برای حفظ حیثیتش  و کمک به نیروهای خودی تلاش می کنند. در حقیقت وارددی و  فیوری دیگر یکی شده اند.قولی که وارددی به فرماده ی اش برای نگهداشتن جاده ارتباطی داده است قول فیوری هم محسوب می شود. فیوری دیگر خانه ی سربازان است که به پاس زحماتش ، باید برای حفظ آن تلاش کنند.

این نوع برخورد هنرمندان و مدیران فرهنگی امریکایی با تاریخ مردمشان قاب ستایش است . در حالی که امریکایی ها از حق نداشته ی خود در جنگ جهانی دوم و دخالت در امور سایر کشورها ، برای خود حق و آرمان های ملی تعریف می کنند و برای اعتلای آن هر سال آثاری حماسی روانه پرده نقره ای می کنند  ، برخی فیلمسازان وطنی ما با ساخت آثاری تلخ و ضد جنگ ، دانسته و ندانسته تیشه به ریشه ی روح شهامت و شجاعت در کشور می زنند و آرمان های سرزمینشان را به سخره می گیرند.

گاهی باید خوبی ها را از دیگران – به تعبیر افراطی تر دشمن – آموخت. 

این نوشته قبلا در وبلاگ “ای من” منتشر شده است.

inglorious bastards

سکانسی فوق العاده از inglorious bastards

ساخته کوئنتین تارانتبنو

با بازی برد پیت، کریستوف والتز، دایان کروگر و دانیل برول

با موسیقی فوق العاده انینو موریکونه

فیلممویز در نظر دارد علاوه بر نقد و بررسی فیلم های سینمای ایران و جهان، به منظور سلیقه سازی برای مخاطبان ارجمند به معرفی و ارائه فیلم ها و انیمیشن های کوتاه شاخص بپردازد. ظهور تکنولوژی هایی چون تلفن همراه که منجر به سهولت تماشای فیلم در هر مکان شده است از سویی و علاقه بیننده به فشرده سازی مضمون با توجه به ماهیت شبکه های اجتماعی به عنوان مهمترین بستر انتقال اطلاعات از سوی دیگر لزوم توجه به مدیومی با عنوان فیلم کوتاه را دو چندان کرده است.

فیلم کوتاه به گروهی از فیلم‌ها و آثار هنری گفته می‌شود که نسبت فیلم بلند، هم‌زمان بسیار کمتری دارد و هم با بودجه بسیار پایین و تجهیزات کم ساخته می‌شود. در تعریف آکادمی علوم و هنرهای سینما آمده‌است که فیلم کوتاه باید حداکثر ۴۰ دقیقه یا کمتر، زمان داشته باشد. تیتراژ اول و آخر نیز جزو این زمان محسوب می‌شوند.

جشنواره‌های بزرگ دنیا نظیر، اسکار، کن، برلین و… در کنار نمایش فیلم‌های بلند، نمایش فیلم کوتاه دارند و این فیلم‌ها جوایز خاص خودشان را هم می‌گیرند. نخستین فیلم‌های تاریخ سینما فیلم‌های کوتاه بودند. سینمای کوتاه امروزه نیز در جهان وجود دارد و اندیشه‌ها و داستان‌ها را به صورت موجز بیان می‌کند. فیلمسازان بزرگی نظیرجوزپه تورناتوره پیر پائولو پازولینی، کن لوچ، آلن رنه و… سینما را با فیلم کوتاه شروع کردند. در ایران نیز بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، عباس کیارستمی و… سینما را با فیلم‌های کوتاه آغاز کردند. سینمای کوتاه جهان امروز به وسیله جشنواره‌های متعدد و شبکه‌های هنری تلویزیون‌ها به حیات خود ادامه می‌دهد.

ˈخروج کارگران از کارخانهˈ را می‌توان نخستین فیلم برادران لومیر به حساب آورد که نخستین فیلم کوتاه تاریخ سینما نیز محسوب می‌شود.

در ایران سینمای کوتاه در مهر ماه ۱۳۴۷ توسط بصیر نصیبی با نام سینمای آزاد ایران راه اندازی شد و به مرور شکل گرفت وی با تلاشهای بی‌وقفه خود توانست در سراسر ایران نمایندگی‌هایی را فعال کند هر چند تلویزیون آن دوران حمایت‌های مادی از سینمای آزاد کرد اما فیلمسازان آن کوشش کردند که مستقل بمانند. بسیاری از فیلمسازان پس از انقلاب از سینمای آزاد وارد سینمای حرفه‌ای شدند از جمله کیانوش عیاری، مهدی صباغزاده، داریوش ارجمند، فریدون جیرانی و… سینمای کوتاه در حال حاضر گرچه از سویی به وسیله انجمن سینمای جوانان ایران حمایت می‌شود که سازمانی دولتی است و فیلمسازانی نظیر: بهمن قبادی، تورج اصلانی، آرش رصافی، داریوش غریب زاده، امید وفایی، بهنام نجم الدین، امیرشهاب رضویان، ابوالفضل عطار، محمدرضا فرطوسی، شهرام مکری، امیرعلی اعلایی، ایرج سالاروند، وحید موسائیان، داریوش یاری، مسعود امینی تیرانی و… را پرورش داده‌است. جشنواره فیلم ۱۰۰ و جشنواره فیلم کوتاه تهران از همترین رویدادهای مربوط به فیلم کوتاه در کشور است.

تشکیل انجمن صنفی فیلم کوتاه ایران در خانه سینما در شهریور سال ۱۳۸۲ از نقاط عطف فعالیت‌های سینماگران فیلم کوتاه ایران است که توانستند به عنوان یک صنف مستقل مطرح شوند. برنامه‌ای به اسم ۸ میلیمتری در شبکه رادیو نمایش به فیلم کوتاه و سینمای مستند و تجربی اختصاص دارد. این برنامه به تهیه‌کنندگی و سردبیری قاسم اورنگی می‌باشد که خود مستندساز می‌باشد.

برای تماشای فیلم های کوتاه می توانید به منوی چندرسانه ای بروید و سپس با انتخاب گزینه ویدیو به تماشای فیلم و انیمیشن های کوتاه و تیزر فیلم های شاخص سینمای ایران و جهان بنشینید.

موانا ناجی گیشه

موانا ناجی گیشهانیمیشن دیزنی، فیلم تازه از دنیای جادویی جی‌کی رولینگ و تریلر علمی‌تخیلی دنیس ویلنو و تریلر جاسوسی رابرت زمکیس پرفروش‌ترین آثار هفته گذشته در سینمای آمریکا بودند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «موانا» انیمیشن تازه والت‌دیزنی به راحتی با فروش ۲۸ میلیون و ۴۰۰ هزار دلاری صدرنشین گیشه سینمای آمریکا شد. البته فروش «موانا» نسبت به هفته نخست اکران ۵۰ درصد کمتر بود هر چند در قیاس با انیمیشن رکوردشکن «منجمد / Frozen» که سه سال پیش در همین زمان از سال اکران شد عملکرد بهتری داشت. «منجمد» در دومین هفته اکران با افت فروش ۵۳ درصدی روبه‌رو شده بود.

محصول تازه دیزنی تا اینجای کار در سینمای آمریکا نزدیک به ۱۲۰ میلیون دلار و در گیشه جهانی ۱۷۷ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار فروش داشته است.

در این میان فیلم «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه آن‌ها» محصول جدید دنیای جادویی خالق هری پاتر نیز با فروشی برابر با ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار هفته را به پایان رساند و در جایگاه دوم پرفروش‌های سینمای آمریکا ایستاد. فروش این فیلم با بازی ادی ردمین بازیگر برنده اسکار پس از سه هفته اکران در آمریکا به ۱۸۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار رسید.

«جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه‌ آن‌ها» برای سومین هفته متوالی صدرنشین فروش گیشه بین‌المللی بود. این فیلم در سومین هفته اکران بین‌المللی (به غیر از آمریکا) به فروشی برابر با ۶۰ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار دست پیدا کرد. به این ترتیب فروش جهانی فیلم «جانوران شگفت‌انگیز و زیست‌گاه آن‌ها» در سومین هفته اکران از مرز ۶۰۰ میلیون دلار گذشت.

دیگر فیلم پرهوادار گیشه سینمای آمریکا اثر علمی تخیلی «ورود» (Arrival) از کمپانی پارامونت بود. این فیلم در چهارمین هفته نمایش ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار فروخت و رده سوم پرفروش‌ها را به خود اختصاص‌ داد. «ورود» بخش عمده‌ای از فروش ۷۳ میلیون دلاری خود را در بازار سینمای آمریکا را مدیون تحسین‌ منتقدان سینمایی است.

«متفقین» تریلر جاسوسی جدید برد پیت و ماریون کوتیار نیز در دومین هفته اکران ۷ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار فروخت تا مجموع فروش «متفقین»‌ در آمریکا به ۲۸ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار برسد. این فیلم هفته گذشته علاوه بر آمریکا در ۳۶ کشور دیگر هم اکران شد و در آن کشورها ۱۲ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار دیگر فروخت و مجموع فروش بین‌اللملی خود را به ۲۴ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار افزایش داد.

هفته گذشته کمپانی دیزنی علاوه بر انیمیشن «موانا» در جمع پنج فیلم پرفروش سینمای آمریکا یک نماینده دیگر هم داشت. فیلم «دکتر استرنج» با فروش ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار دلاری پنجمین اثر پرفروش هفته گذشته در آمریکا بود. فروش جهانی «دکتر استرنج» با بازی بندیکت کامبربچ هم اکنون به ۶۳۴ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار رسیده و با این آمار فیلم‌های پرفروشی چون «مرد آهنی ۲» را پشت سر گذشته است.  

در هفته کم‌رونق گیشه سینمای آمریکا تنها یک اثر جدید به صورت گسترده در سینماهای این کشور اکران شد. «حلول»‌ (Incarnate) فیلمی در ژانر وحشت با اکران در بیش از هزار و ۷۰۰ سالن سینما به فروشی برابر با ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار دست پیدا کرد. این میزان فروش در افتتاحیه برای فیلمی که با تنها ۵ میلیون دلار بودجه ساخته شده، فروش قابل قبولی است. آرون اکهارت و کاریس فن‌هوتن بازیگران این فیلم به کارگردانی برد پیتون هستند.

هفته گذشته باز هم مدعیان فصل جوایز سینمایی به صورت محدود بر پرده سینماهای آمریکا ظاهر شدند. برای نمونه کمپانی فاکس‌سرچلایت فیلم «جکی»‌ بازی ناتالی پورتمن را در پنج سینما اکران کرد. این فیلم به صورت میانگین در هر سینما ۵۵ هزار دلار فروش داشت. فاکس‌سرچلایت امتیاز اکران «جکی»‌ را ماه سپتامبر در جشنواره فیلم تورنتو خرید.

در این میان فیلم «منچستر کنار دریا» به کارگردانی کنت لونرگان که هفته گذشته جوایز سینمایی متعددی را از آن خود کرد، در ۱۵۶ سالن سینما اکران و به فروشی برابر با ۲ میلیون و ۳۶۰ هزار دلار دست پیدا کرد. این فیلم با بازی کیسی افلک با وجود اکران محدود در رده پرفروش‌ترین فیلم‌های هفته گذشته در آمریکا بود.

ردیفنام فیلمنام کارگردانهفته اکرانفروش آخر هفتهفروش کلدر آمریکای شمالی
۱مواناجان موسکر

ران کلمنت

۲۲۸.۴۱۱۹.۹
۲جانوران شگفت‌انگیز و زیست‌گاه آن‌هادیوید ییتس۳۱۸.۵۱۸۵.۵
۳وروددنیس ویلنو۴۷.۳۷۳.۱
۴متفقینرابرت زمکیس۲۷.۱۲۸.۹
۵دکتر استرنجاسکات دریکسون۵۶.۵۲۱۵.۳
۶ترول‌هامایک میچل

والت دورن

۵۴.۶۱۴۱.۴
۷هکسا ریجمل گیبسون۵۳.۴۵۷.۳
۸Bad Santaمارک واترز۲۳.۳۱۴.۳
۹حلولبرد پیتون۱۲.۶۲.۶
۱۰تقریبا کریسمسدیوید ای. تالبرت۴۲.۵۳۸.۱

 قیمت ها به ملیون دلار است

منبع:‌ هالیوودریپورتر / ۴ دسامبر

 ترجمه:‌ فرزاد مظفری

 

گیشه به نام متفقین

گیشه به نام متفقین«جانوران‌شگفت‌انگیز و زیستگاه آن‌ها» محصول کمپانی برادران وارنر به فروش ۳۰۰ میلیون دلاری دست پیدا کند و این در حالی‌ست که «متفقین» با بازی برد پیت و ماریون کوتیار به جمع فیلم‌های در حال اکران پیوسته است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همچنان دنیای قصه «هری پاتر» از فضاهای محبوب مخاطبان سینمای در آمریکاست و همین موجب شده فروش فیلم «جانوران شگفت‌انگیر و زیستگاه آن‌ها» مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.

براساس گزارش «مهر» اسکرین درباره فروش هفته گذشته فیلم‌ها چنین نوشت:

«جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه‌های آنها» که بر مبنای فیلمنامه جی.کی.رولینگ ساخته شده این آخر هفته اکران خود را در چین و ژاپن آغاز کرد و به ترتیب ۴۱.۱ میلیون دلار و ۱۵.۵ میلیون دلار در این دو منطقه فروخت.

این فیلم در چین فیلم پرفروش هفته شد و تنها در سه روز ۴۱.۱ میلیون دلار فروخت و در ژاپن در پنج روز ۱۵.۵ میلیون دلار در ۹۶۶ سالن سینما کسب کرد.

این فیلم به جز بازار آمریکای شمالی در هفته اخیر ۱۳۲ میلیون دلار دیگر فروخت تا جمع فروشش را در مدت اکرانش در ۶۷ بازار بین‌المللی به ۳۱۷.۵ میلیون دلار برساند.

«جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه‌های آنها» در همه مناطقی که اکران شد همچنان فیلم شماره یک جدول فروش باقی ماند و در بریتانیا ۱۱ میلیون دلار دیگر فروخت و مجموع فروشش را به ۳۷.۶ میلیون دلار رساند. در کره جنوبی نیز با فروش ۷.۴ میلیون دلار در مجموع ۲۴.۶ میلیون دلار فروش کرد و در آلمان با فروش ۶.۱ میلیون دلار دیگر در مجموع ۱۸.۴ میلیون دلار کسب کرد. فروش این فیلم در فرانسه در این آخر هفته ۵.۲ میلیون دلار و در مجموع از زمان اکران ۱۶.۷ میلیون دلار بوده است. این فیلم در آمریکا فیلم دوم هفته شد و بیش از ۴۵ میلیون دلار فروش کرد و مجموع فروشش را به ۱۵۶.۲ میلیون دلار رساند.

فیلم دیگر باکس آفیس هفته انیمیشن «موآنا» بود که با اکران اولش در آمریکا در پنج روز ۸۱.۱ میلیون دلار فروخت و فیلم اول هفته شد و در بازار بین‌المللی نیز با وجود اکران در ۱۲ منطقه ۱۶.۳ میلیون دلار کسب کرد. این فیلم در آمریکا دومین فیلم پرفروش در تعطیلات هفته شکرگزاری شد. «یخ زده» در همین مقطع در سال ۲۰۱۳ مبلغ ۹۳.۶ میلیون دلار کسب کرده بود.

این فیلم در چین نیز همین آخر هفته اکران شد و بعد از «جانوران شگفت انگیز» قرار گرفت و در سه روز ۱۲.۳ میلیون دلار فروخت و جایگاه دومین انیمیشن دیزنی در سه روز اول اکران خود را کسب کرد و پس از «زوتوپیا» قرار گرفت.

این انیمیشن هفته آینده در مناطق جدید از جمله فرانسه، مکزیک، روسیه، اسپانیا و بریتانیا اکران می‌شود.

در این هفته «دکتر استرنج» نیز به فروش خود ادامه داد و با رسیدن به مبلغ ۶۱۶ میلیون دلار از «آیرون من» با فروش ۵۸۵ میلیون دلار نیز جلو زد. فروش این فیلم در ۵۳ منطقه بین‌المللی در هفته اخیر ۹.۸ میلیون دلار و در مجموع ۴۲۰.۹ میلیون دلار بوده است. آرژانتین منطقه جدیدی بود که این فیلم در این آخر هفته در آنجا اکران شد و یک میلیون دلار فروش کرد. این فیلم در چارت آمریکا نیز فیلم سوم بود و بیش از ۱۳ میلیون دلار دیگر فروش کرد.

«متفقین» ساخته رابرت زمکیس با بازی برد پیت و ماریون کوتیار از کمپانی پارامونت نیز با فروش در ۲۳ بازار بین‌المللی در اولین آخر هفته نمایشش ۹.۴ میلیون دلار فروخت که ۸ درصد بیشتر از فروش «پل جاسوسان» اسپیلبرگ در همین بازارها بوده است. این فیلم در فرانسه با نمایش در ۵۴۲ سالن سینما ۲.۸ میلیون دلار فروخت و در بریتانیا با نمایش در ۵۰۱ سالن نمایش ۱.۶ میلیون دلار و در اسپانیا با نمایش در ۴۳۰ سالن نمایش ۱.۳ میلیون دلار کسب کرد. فروش این فیلم در آمریکا ۱۸ میلیون دلار بود. این فیلم با بودجه ۸۵ میلیون دلاری ساخته شده است.

این فیلم هفته آینده راهی چین، روسیه، استرالیا و آلمان می‌شود.

 

آخرالزمان زامبی ها

برد پیت، و کمپانی‌های پارامونت و اسکای‌دنس برای کارگردانی دنبالۀ فیلم «جنگ‌جهانی زِد» با دیوید فینچر وارد مذاکره شدند.

به گزارش فیلموویز به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، پیش از این قرار بر این بود که جی‌.ای بایونا کارگردانی این دنبالۀ سینمایی را برعهده داشته باشد اما این کارگردان در نهایت ترجیح داد کارگردانی دنبالۀ «دنیای ژوراسیک» را قبول کند.

برد پیت که در دنبالۀ «جنگ‌جهانی زِد» علاوه بر بازیگری نقش تهیه‌کننده را هم برعهده دارد، تا کنون با چندین کارگردان در این رابطه ملاقات کرده است. اما به نظر می‌رسد که دیوید فینچر گزینۀ نهایی پیت برای کارگردانی فیلمی است که ساخت آن از اوایل سال ۲۰۱۷ آغاز می‌شود.

همکاری فینچر و برد پیت در دنبالۀ «جنگ‌جهانی زِد» چهارمین همکاری این دو چهرۀ مطرح دنیای سینما در یک اثر سینمایی خواهد بود. این دو پیش از این در فیلم‌های «باشگاه مبارزه»، «هفت» و «مورد عجیب بنجامین باتن» با هم کار کرده‌اند. این دو هنرمند چند سال پیش نیز در بازسازی «۲۰ هزار فرسنگ زیردریا» برای دیزنی تا مرز همکاری پیش رفتند که به سرانجام نرسید.

دیوید فینچر از سال ۲۰۱۴ به این سو هیچ فیلم بلندی برای سینما نساخته است. او سال ۲۰۱۴ فیلم «دختر گمشده» را با بازی بن افلک روانه سینما کرد. این کارگردان به تازگی یک قسمت آزمایشی از سریال «شکارچیان ذهن» را برای نتفلیکس ساخته است.

این کارگردان برجسته معمولا علاقه‌ای به ساخت دنباله‌های سینمایی ندارد و بیشتر علاقه دارد تا ایده‌های ناب و اصیل را به تصویر بکشد. او این عدم علاقه را هنگام کارگردانی «بیگانه ۳» آشکار کرده بود.

پیش از اینکه بایونا از پروژه ساخت دنبالۀ «جنگ‌جهانی زِد» کناره‌ گیرد، پارامونت ۹ ژوئن سال ۲۰۱۷ را برای اکران فیلم در نظر گرفته بود. اما با کناره‌ گرفتن این کارگردان از پروژه احتمالاً زمان اکران آن نیز تغییر خواهد کرد.

فیلم نخست «جنگ‌جهانی زِد» در گیشه جهانی به موفقیت خوبی دست یافت و به فروشی برابر با ۵۴۰ میلیون دلار دست پیدا کرد. جزئیات فیلمنامۀ دنبالۀ «جنگ‌جهانی زِد» هنوز مشخص نیست و تنها مشخص است که رویدادهای فیلم در دوران رستاخیز زامبی‌ها روی می‌دهند.

«جنگ‌جهانی زِد» با اقتباس از کتاب پرفروش مارک بروکس به پرده سینما راه یافت.

منبع: ورایتی / ۱۰ اوت