نقد و بررسی فیلم کوتاه کودک خاموش (The Silent Child) محصول ۲۰۱۷ انگلستان

نقد فیلم کوتاه کودک خاموش (The Silent Child)

عوامل فیلم

کارگردان: کریس اورتون

نویسنده: راچل شنتون

مدیر تصویربرداری: علی فراهانی

تدوین: امیلی والدر

بازیگران: راچل شنتون، میسی اسلای، راچل فیلدینگ و…

 

نقد فیلم

برای خیلی‌ها این سوال در ذهن طرح می‌شود که فیلم کوتاه برای چیست؟ و با وجود این حجم از فیلم بلند در ژانرهای متفاوت، آیا دیگر فرصت برای فعالیت فیلم کوتاه باقی می‌ماند یا خیر؟ ؛ به پاسخ این سوال نزدیک می‌شویم وقتی تعاریفی که از سینما داشته‌اند را، چه در عصر کلاسیک و چه در عصر مدرن با خود مرور کنیم. به‌عنوان مثال هیچکاک در تعریف مشهور خود از سینما می‌گوید(قریب به مضمون): سینما (فیلم) بریده‌ای از زندگی نیست، بلکه چیزی است که طرح مسئله (نماید) یا داستانِ (شخصیِ) خود را بازگو کند. با این تعریف اگر همراه شویم و به تماشای چند از فیلم کوتاه‌هایی که تأثیرگذار ظاهر شده بنشینیم قطعًا به میزان اهمیتِ تعریف هیچکاک از سینما و کار بزرگی که فیلم کوتاه ، آن‌هم در زمان محدود می‌تواند انجام دهد پی‌خواهیم برد.

در فیلم کوتاه هرچه گستره زمانی یک اثر محدودتر شود ، کار برای سازندگان آن اثر سخت‌تر خواهد شد ؛ فیلم‌کوتاهِ داستانی از این دست آثاری است که سازندگانِ آن باید با وسواس بیشتری گام بردارند تا بتوانند نظر مخاطب را جلب نمایند، در فیلم کوتاه هرچند با محدود ساختن پروداکشن می‌توان اثری کم‌هزینه تولید کرد اما برای روایت داستان به‌آن نحو که مخاطب آن را به شکل یک مسئله بپذیرد و با آن ارتباط برقرار کند اساسِ کارِ یک فیلمِ کوتاهِ خوب است.

در فیلم کوتاه ” کودک خاموش” که داستان حولِ محور یک کودک ناشنوا می‌گردد، به‌خوبی برای نویسنده که خود نقش اول این فیلم را ایفا می‌کند مسئله جا افتاده‌است  و می‌رود تا به زندگی لیبی، کودکِ منزوی و گوشه‌گیرِ ناشنوا رنگ و بوی تازه‌ای ببخشد.

داستان کودک خاموش روایتی جهان‌شمول از احوالاتِ کودکانی‌ست که مادرزاد ناشنوا به دنیا می‌آیند، و سیر در دنیایی که حتی از شنیدن صدای خودشان هم محروم‌شان کرده توانایی تکلم را از آنها ستانده است، این کودکان قدرت تکلم دارند ولی نشنیدن هیچ صدایی حتی صدای خود سبب شده تا خیلی سخت زبان به سخن باز کنند؛ راچل شنتون نویسنده که در نقش جوآن مربی لیبی به ایفای نقش می‌پردازد مأمور می‌شود تا از وی نگه‌داری کند، جوآن نه می‌تواند برای ارتباط با لیبی صحبت کند و نه کلامی از او بشنود و برای حل این معضل از زبان اشاره‌ کمک می‌گیرد، زبانی که تعاریفی بین اذهانی دارد و دیگر لیبی مجبور نیست برای بیان خواسته‌هایش به اجبار صحبت کند، اجباری که مادر او یعنی سو برای وی مقرر کرده و مسیری که برای دخترش درنظر گرفته کاملا متفاوت از شیوه درمانیست که جوآن در نظر دارد.

فیلم از یک جهت دغدغه‌ خانواده را برای کودکِ ناشنوای خود نشان می‌دهد که دوست دارند لیبی در شرایط عادی رشد کند، اما لازمه این‌کار ظلم به کودک است و این‌که با او مثل افراد عادی برخورد می‌شود به‌جای اینکه با شرایط وی همراه شوند و پشتیبانی مناسب از او داشته باشند؛ و همچنین فیلم دقیقا از این زاویه دید خانواده را مورد نقد قرار می‌دهد، که چرا رفتار مناسبی با کودک خود نداشته و او را از همیشه تنهاتر گذاشته‌اند، پلان آخر این فیلم و تنهایی لیبی در مدرسه مهر تاییدی بر این گزاره است.

از همان ابتدای فیلم و در سکانس خوردن صبحانه، تنهایی لیبی به شدت حس می‌شود، دخترکی که در گوشه‌ی اجتماعِ یک خانواده خاک می‌خورد و تنها گاهی مادر دستی به نشانه این‌که تو هنوز میان ما هستی بر سرش می‌کشد، همچنین در جلسه معارفه‌ای که سو برای جوآن برگزار می‌کند به صراحت می‌گوید که لیبی بیشتر وقت‌اش را با دیدن تلویزیون سپری. رفته رفته یخِ تنهایی لیبی شکسته می‌شود و با جوآن ارتباط برقرار می‌کند اما هنوز فاصله‌اش را با مادر که نزدیک‌ترین عضو خانواده به اوست حفظ می‌کند، سازنده برای برجسته کردن این فاصله دو فکت دیگر نیز در فیلم قرار می‌دهد، اول اینکه مادر پس از مراجعه به خانه  به سراغ لیبی نمی‌رود و حتی لیبی نیز برای دیدن مادرش چشم از تلویزیون برنمی‌دارد و نگاه‌های جوآن که بین لیبی و مادرش در رفت‌وآمد است ظاهرا برای او نشان از کشفیات جدیدی در این خانواده و آن‌چه بر لیبی می‌رود دارد؛ دوم، صبح روز بعد از معارفه جوآن، لیبی سر میز صبحانه نشسته است و دوربین از زاویه دیدِ لیبی با حرکتی اسلوموشن به تک تک اعضا خانواده نگاه می‌اندازد که هرکدام درحال مکالمه با یکدیگراند ولی لیبی در گوشه‌ای از میز تنها نشسته‌است، تصویر از جمع خانواده به کلوزآپِ لیبی برش می‌خورد، لیبی در حال مکیدن انگشت خود و منتظر توجهی‌ست که به او نمی‌شود، چشم‌انش را می‌گرداند، تصویر به کلوزآپ پدر و مادرش برش می‌خورد که هیچ اعتنایی به او ندارند و زمانی که دوربین بازمی‌گردد، لیبی را به نمایش درمی‌آورد که نگاهی مأیوس و دلشکسته او را فراگرفته است.

همه‌چیز من جمله فیلم‌برداری، کامپوزیت صحنه و تدوین دست به دست یکدیگر داده تا فیلمی قابل قبول را برای مخاطب به نمایش بگذارند؛ فریم‌ها در تعادل و تراز مناسبی قرار دارند، و همین‌طور تصویربرداری از چند زاویه متفاوت، در اندازه‌ها و زاویه دیدِ شخصِ مخاطب در تولیدِ حس و مخابره پیام موفق ظاهر شده، به‌عنوان مثال در سکانس صبحانه وقتی خواهر بزرگتر لیبی نظر جوآن را دررابطه با مدل موی برادرش می‌پرسد دوربین در نماهایی مدیوم‌شات و کلوزآپ رفت‌وآمد می‌کند تا حس اعضا خانواده و واکنش جوآن را جویا شود، امری که حتی در خیلی از فیلم‌های بلند به‌ویژه فیلم‌های داخلی نادیده گرفته می‌شود، که به گنگ شدن و الکن ماندن کاراکترها و داستان می‌انجامد.

از پلان‌های تأثیرگذار دیگر می‌توان به پلانی اشاره کرد که جوآن می‌خواهد ارتباط با لیبی را آغاز کند ، برای شناساندنِ زبان اشاره بین فیلم و مخاطب دوربین اشکالی را روی صفحه کاغذ نشان می‌دهد که در نگاه اول برای مخاطب فهم می‌شود و بعد با یک تراولینگ به عقب بازمی‌گردد تا جوآن و لیبی در گستره دید مخاطب قرار بگیرند، چرا دوربین در اینجا تراولینگ داشت و سازنده از برش برای نشان دادن، یک فریم تصاویر روی کاغذ و برش به فریمی دیگر که جوآن و لیبی را نمایش می‌دهد استفاده نکرد؟ به زعم نگارنده دلیلِ اساسی سازنده برای One-Take برگزار کردن این پلان این است که به مخاطب بگوید فاصله فاهمه از یک تصویر به قدر یک نگاه کردن است، اما در ارتباط با یک فرد ناشنوا وضعیت کمی فرق دارد و برای برقراری دیالوگ به چیزی بیشتر از نگاه کردن نیاز است ، حتی به یک زبان دیگر، مثل زبان اشاره.

سازنده حتی برای نزدیک نشان دادن این دو (لیبی و جوآن) به یکدیگر در انتخاب لباس و رنگ آن نیز توجه داشته است، به گونه‌ای که پیرنگ لباس هر دو بعد از فصل آشناییِ‌شان یکی بوده و تنها در طرحِ جزییات با هم متفاوت‌اند.

سه شخصیت‌ اصلی یعنی جوآن، لیبی و مادر او یعنی سو در فیلم به خوبی ساخته و پرداخته شده‌اند و هر سه کارکرد و در جریان فیلم با قوس تغییر شخصیت آن‌ها همراه می‌شویم؛ در وهله اول اگر لیبی که داستان حول محور اوست را در نظر بگیریم، شخصیتی منزوی و گوشه‌گیر دارد که در روند داستان کاملاً حصار دورِ او از هم پاشیده می‌شود و فعال و پویایی او به چشم می‌آید که نشان از تغییر اوست؛ همچنین در جوآن ابتدا به‌مثابه پرستاری می‌ماند که تنها به نگهداری لیبی گماشته شده ولی سعی و تلاش او و امیدواری‌اش برای ارتباط‌گیری با لیبی وی را تا سرحد یک مربی بالا می‌برد که دختری را از انزوا بیرون کشیده و قدرت زبان اشاره را به او نشان داده است؛ همین‌طور کاراکتر سو، مادر لیبی نیز در بازه ۲۰دقیقه‌ای فیلم از تغییر مستثنی نبوده، سو که در ابتدا مادری دلسوز و مهربان نشان می‌داد در ادامه از درکِ شرایط دخترش عاجز می‌ماند و با تصمیمی اشتباه دوباره او را تنها و منزوی می‌سازد که در پلان فینال فیلم نیز این حقیقت و حس‌پردازی به نمایش گذاشته شده و لیبی با وجود این‌که در مدرسه و میانِ هم‌سالانِ خود است، اما گوشه‌ای خلوت گزیده و تنها سَر می‌کند.   

کودک خاموش (The Silent Child) نمونه فیلمِ کوتاه‌یست که توانایی آن را دارد همانند یک اثر بلند داستانی مخاطب خود را درگیر نماید، فیلمی که عشق را به “زبان اشارت” می‌آورد و شایسته است بارها این فیلم را دید و از آن آموخت. 

the silent child

the silent child
برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه در سال ۲۰۱۸
کارگردان: کریس اورتون
the silent child (کودک خاموش)

نویسنده: راچل شنتون
مدیر تصویربرداری: علی فراهانی
تدوین: امیلی والدر
بازیگران: راچل شنتون، میسی اسلای، راچل فیلدینگ و…

نقد لالالند lalaland

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : Damien Chazelle

بازیگران : Ryan Gosling, Emma Stone, Rosemarie DeWitt, J.K. Simmons

خلاصه فیلم

لالالند داستان رویاها و واقعیت های ذهن دو هنرمند عاشق است که راهی نمی یابند جز تلاش و عشق ورزیدن به آنچه می اندیشند که درست است.

 

نقد فیلم

هالیوود بار دیگر رخ نمایان کرد و لالالند را به جهانیان نشان داد. فیلمی که امریکا را در بدترین روزگارش برای خودش و همه، چنان می نماید که با رویاهایش می خندیم، شاد می شویم، نگران می شویم، می گرییم و احساس غرور می کنیم.

لالالند فیلمی است مملو از صحنه های مجلل و پر زرق برق لس آنجلسی و همان تصویر زیبای ذهنی جهانیان از امریکای بی نقص و قدرتمند که قدرت نهفته اش در بزرگی روح اوست و همانقدر منطقی که حتی برای این روح بزرگ از بزرگترین موهبت الهی یعنی عشق به سختی اما شیرین می گذرد تا بشود آنچه باید بشود. و زمان بگذرد بدون آنکه انسان ها درون خود را فراموش کنند. و لالالند فیلم زمان خودش است. مغرور و پر ادعا همچون کاراکترهایش. اما قوی ، بزرگ ولی به اوج نرسیده. داستان همچون سباستین(با بازی Ryan Gosling ) و میا(با بازی Emma Stone ) مغرورانه و متحیر کننده شروع می شود و جلوه ی صندوقداری و نوازندگی گروه موسیقی چیپ از خودش به نمایش می گذارد اما روح بزرگی در خود دارد و آهسته آهسته این بزرگی را باز می نماید و پایانی چنان با شخصیت پیدا می کند که دیگر جایگاه کوچکش را به یاد نمی آوریم. تو گویی زمان در داستان و شخصیت های فیلم نیز رسوخ کرده. آنها همانقدر شاد و فانتزی هستند که در Singin’ in the Rain ،همانقدر نگران کننده هستند که West Side Story ،همانقدر مسحور کننده است که در Chicago و همانقدر شیرین که در Little Shop of Horrors می دیدیم. سکانس های طولانی جذاب با فیلم برداری های نرم دکوپاژ شده و بی نقص و کارگردانی مثال زدنی و متحیر کننده که جلوه های از آن را در Whiplash دیده بودیم اما حالا جسورانه تر و پخته تر خود را به بیننده نشان می دهد.

تمجید از لالالند را می توان ادامه داد اما باید کلام آخر را بیان کنم و آن اینکه بدون شک لالالند همان ناخودآگاه مفخر هالیوود در فراموش شده ترین لایه های تاریخش است که حالا سر بیرون آورده و تمام خاطرات بیننده سینمای خود را زنده می کند و پیچیدگی اکسپریمنتال سینمای این روزها را با یک نفس عاشقانه کنار می زند و از پس سادگی، یک عاشقانه ی موزیکال دلپسند را روایت می کند که هم مجلل بودن رنگ و صحنه و صدا را به همراه دارد و هم به روایت شیرین و تلخ زندگی واقعی می پردازد.

لالالند فیلم کارگردانی توانمند است که امروز توان مالی فراتر از انتظارش پیدا کرده و در تحقق رویاهایش ذره ای کوتاه نیامده. Damien Chazelle هر کجا که خواسته است دوربین را همراه خود کرده است و صحنه های متحیر کننده آفریده. چه در سکانس اول که میخ خود را آنقدر محکم کوبیده که برای خسته کنند بودن قسمت هایی از فیلمش مورد شماتت قرار نگیرد چه در سکانس های دو نفره میا و سباستین که چنان فضایی محیا کرده است که همگان توانایی بازیگرانش را ببینند و آنها را تحسین کنند.کارگردانی که فیلمنامه زیبای خود را بر اساس یک داستان بسیار ساده اما پر از جزئیات به یاد ماندنی نگاشته که همذات پنداری مخاطب را به آسانی بر می انگیزد و مخاطب را نگران سرنوشت شخصیت های گیرایش می کند.فیلم از الگوی تکراری در عاشقی و جدایی تبعیت می کند تا حدی که خطر یک پایان کلیشه وار امریکایی یا بی سر و ته ایرانی !!! را در خود احساس می کند اما با یک فلش بک دریم و مرور رویاگونه و بازگشت به واقعیت دوست داشتنی کاراکترها، پایان درخشانی را می سازد. درست است که میانه ی فیلم جدای از فضاهای فانتزی و رقص و آواز گاه گاه، خسته کننده و کلیشه ای و حتی تا قسمتی بازاری است اما در همین بین نکات جالب توجهی یافت می شود که با ظرافتی خاص فیلم را از تله تکرار نجات می دهد. در نمونه آشنایی بین کاراکترها همیشه کلیشه لجبازی و یا جذب شدن در یک نگاه و یا کنار گذاشتن یک رقیب و به سوی عاشق شتافتن در موقعیتی خاص وجود دارد اما در این فیلم در مواقع مختلف این کلیشه به ضد خود تبدیل می شود. در نگاه عاشقانه و مجذوبانه میا به سباستین، یک تنه زدن عامل جدایی می شود و یا آواز لجبازانه در بیان عشق شان به هم در لحظه بوسیدن یکدیگر با صدای موبایل کاملا به هم می خورد و یا در صحنه سینما در لحظه ی احساسی، فیلم پاره می شود. و البته همه اینها بهانه ای می شود برای یک بیان کلاسیک از اظهار عاشق معشوق در آسمانها و پرواز پرنده ی عشق در آسمان پر ستاره فانتزی فیلم.

درست است که میا و سباستین آگاهانه به دنبال روح بزرگی می روند که هرکدام در هم زنده کردند چه اینکه اگر هرکدام نبود آن دیگری به آرزوی خود نمی رسید اما به واقع گاهی در روند این واقع گرایی فانتزی خلل قابل توجه وارد می شد. نمونه های آن را در تغییر رویه سباستین در دریافت پول می شود دید چه اینکه قبل از این هم پیشنهاد هایی برای گذشتن از سلیقه اش برای پول وجود داشت اما او اینکار را نکرده بود. البته احتمال دارد پیشنهاد حضور در گروه John Legend  هم در این تغییر رویه بی تاثیر نباشد!!!!!.همین خلل در پرداخت نه چندان استوار سباستین، کار Ryan Gosling را برای ایفای یک نقش شایسته دریافت اسکار از Emma Stone سخت تر کرد اما بدون شک اما استون بهترین بازی خود را تا به حال در لالالند به نمایش گذاشت که اوج آن را می توان در سکانس های تست بازیگری و تست آخر و همچنین تو شات های سکانس های اکتیویکال مشاهده کرد. به علاوه اینکه به واقع در سمپاتی برقرار شده بین دو کاراکتر اصلی اما استون نقش پررنگ تری را از نظر بازیگری ایفا می کند و عملا شایستگی کامل برای دریافت یک اسکار فنی را دارا بوده است.

درهر حال لالالند شش اسکار را به خانه برد که در هیچ کدام نمی توان شک کرد. چه اینکه فقط کارگردانی درخشان به همراه بازی های فوق العاده در صحنه پردازی بسیار قوی و بدون نقص با حرکات دوربین شگفت انگیز با چاشنی اصلی یک فیلم موزیکال یعنی موزیک می توانست چنین فیلمی از آب در بیاورد اما به شخصه احساس می کنم لالالند پتانسیل کافی داستانی و فکری لازم برای تبدیل شدن و ماندگاری به عنوان یک شاهکار سینمایی را ندارد و صرفا یک خلاقیت ساده و دلنشین در فضای سینمایی متفاوت است. چیزی که قبلا در آرتیست و اتفاقات پیش آمد کرده برای آن دیده بودیم.

لالالند جهانی زیبا از هالیوود و امریکا به ما نشان می دهد که عادت به دیدن آن داریم  و هالیوود پا در یک کفش کرده و مدام این را یادآوری کند و این بار قرعه به اسم لالالند افتاده بود که به شخصه این قرعه را قرعه خوش شانسی می دانم.

منتظر بعدی می مانم

فیلم کوتاه j’attendrai le suivant  “منتظر بعدی می مانم”

کارگردان : فیلیپ اوریندی 

محصول فرانسه 

نامزد جایزه اسکار و سزار برای بهترین فیلم کوتاه

برنده ۱۲ جایزه معتبر جهانی از جمله فستیوال اروپا

رکورد داران اسکار

از کاترین هپبورن و جان فورد تا «بر باد رفته»‌ و «تایتانیک»‌ مروری کوتاه بر مهم‌ترین جایزه سینمایی

‌ اسکار معتبرترین و مهم‌ترین جایزه سینمایی جهان است که امسال نودمین دوره آن در لس‌آنجلس برگزار خواهد شد. این مراسم امسال تحت تاثیر جرایم جنسی هالیوودی قرار گرفته است و انتظار می رود شاهد واکنش های خاص بازیگران زن به این پدیده باشیم. 

از آنجا که سینمای ایران پیش از فرهادی، تنها یک بار دیگر با فیلم «بچه‌های آسمان» به کارگردانی مجید مجیدی به جمع نامزدهای نهایی اسکار راه یافته بود، تهیه جدول رکوردهای سینمای ایران در این زمینه کار راحتی است. اما این جایزه قدیمی و بزرگ رکوردداران بسیاری دارد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها را مرور می‌کنیم.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن برای جایزه در یک دوره: «همه چیز درباره ایو»، «لالا لند» و «تایتانیک» هر کدام در یک دوره از اسکار ۱۴ بار نامزد اسکار شده‌اند.

رکورد کوتاه‌ترین سخنرانی پس از دریافت جایزه: پتی دوک سال ۱۹۶۳ هنگام دریافت جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل برای بازی در فیلم «معجزه‌گر» به گفتن «سپاسگزارم» بسنده کرد.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن برای جایزه بدون دریافت حتی یک اسکار: فیلم‌های «نقطه عطف» در سال ۱۹۷۷ و «رنگ بنفش» در سال ۱۹۸۵ هر کدام برای دریافت ۱۱ جایزه نامزد شدند،‌ اما در نهایت مراسم را دست‌خالی ترک کردند.

رکورد بیشترین اسکار یک بازیگر مرد: تا به حال هیچ بازیگر مردی بیش از سه بار برنده جایزه اسکار نشده است. تنها دنیل دی‌لوییس برای بازی در فیلم‌های «پای چپ من»، «خون به پا خواهد شد» و «لینکلن»، جک نیکلسون برای بازی در فیلم‌های «دیوانه از قفس پرید»، «شرایط مهرورزی» و «بهتر از این نمیشه» و والتر برنان برای بازی در فیلم‌های «بیا و بگیرش»، «کنتاکی» و «غربی» سه بار اسکار بازیگری گرفتند. شاید این رکورد با توجه به نامزدی مجدد دی لوئیس در مراسم امسال تغییر کند.

رکورد بیشترین جایزه به یک فیلم: «بن هور»، «تایتانیک» و «اربات حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» در این زمینه رکورددار هستند و هر کدام ۱۱ جایزه اسکار گرفته‌اند.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن برای اسکار کارگردانی: ویلیام وایلر در این رشته ۱۲ بار نامزد دریافت جایزه شد.

رکورد بیشترین اسکار کارگردانی: جان فورد کارگردان اسطوره‌ای سینمای آمریکا چهار بار برنده اسکار بهترین کارگردانی شد.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن در رشته‌های بازیگری: مریل استریپ تاکنون ۲۰ بار در رشته‌های بازیگری نامزد اسکار شده و در این زمینه رکورددار است او از این ۲۰ بار سه بار برنده جایزه شده است.

رکورد بیشترین اسکار بازیگری: کاترین هپبورن چهار بار برای بازی در فیلم‌های «شکوه صبح»، «حدس بزن چه کسی برای شام می‌آید؟»، «شیر در زمستان» و «کنار برکه طلایی» برنده جایزه اسکار بازیگری شد.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن برای یک بازیگر مرد: جک نیکلسون که تا کنون ۱۲ بار نامزد اسکار شده است.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن یک بازیگر پیش از نخستین اسکار: آل پاچینو و جرالدین پیج هر یک پیش از اینکه نخستین اسکارشان را بگیرند، هشت بار نامزد این جایزه شدند.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن برای اسکار فردی که هنوز زنده است: جان ویلیامز آهنگساز افسانه‌ای «جنگ ستارگان» تا کنون ۵۰ بار نامزد جایزه اسکار شده است.

رکورد جوانترین برنده جایزه اسکار: سال ۱۹۷۳ تیتوم اونیل برای بازی در فیلم «ماه کاغذی»‌ اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل را هنگامی که تنها ۱۰ سال داشت، از آن خود کرد.

رکورد پیرترین برنده جایزه اسکار: کریستوفر پلامر سال ۲۰۱۱ و در ۸۲ سالگی برای بازی در فیلم «تازه‌کارها» اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را دریافت کرد.

رکورد بیشترین تعداد نامزد شدن یک بازیگر برای جایزه بدون حتی یک جایزه: پیتر اوتول بازیگر سرشناس عالم سینما هشت بار نامزد اسکار شد اما در هیچکدام از این موارد دستش به جایزه نرسید. این بازیگر سال ۲۰۰۲ اسکار افتخاری گرفت.

طولانی‌ترین و کوتاه‌ترین فیلم‌های برنده اسکار بهترین فیلم: فیلم «برباد رفته» با مدت زمان ۲۳۸ دقیقه بلندترین و فیلم «مارتی» با مدت زمان ۹۰ دقیقه کوتاه‌ترین برندگان جایزه اسکار بهترین فیلم بوده‌اند.

همچنین والت دیزنی با ۲۲ جایزه اسکار بیش از هر فرد دیگری در تاریخ این مراسم دستش به جایزه رسید. او ۵۹ بار نامزد این جایزه شده بود.

نوشته: فرزاد مظفری

منبع: خبرآنلاین

نامزدهای اسکار ۲۰۱۸

بخش اول مراسم اعلام نامزدهای اسکار که به صورت زنده در لس آنجلس انجام می شود آغاز شده است:

  • نامزدهای بهترین فیلمبرداری:

بلید رانر

دانکرک

تیره ترین ساعت

گل گرفته

شکل آب

?نامزدهای اسکار بهترین تدوین:
بچه راننده

دانکرک

من، تونیا

شکل آب

سه بیلبورد بیرون لابینگ میزوری

?نامزدهای اسکار بهترین موسیقی
دانکرک

رشته خیال

شکل آب

جنگ ستارگان

آخرین جدای

سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری

?نامزدهای اسکار بهترین گریم:
تیره‌ترین ساعت

ویکتوریا و عبدل

شگفتی

?نامزدهای اسکار بهترین بازیگر مکمل زن:
مری ج بلایج (گل‌گرفته)

آلیسون جنی (من، تونیا)

لزلی منویل (رشته خیال)

لوری مک‌کاف (لیدی برد)

آکتاویا اسپنسر (شکل آب)

?نامزدهای اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد:
ویلم دفو (پروژه فلوریدا)

وودی هارلسون (سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری)

ریچارد جنکینز (شکل آب)

کریستوفر پلامر (تمام پول دنیا)

سم راکول (سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری)

?نامزدهای اسکار بهترین فیلم خارجی:
یک زن محشر (شیلی)

توهین (لبنان)

بی‌عشق (روسیه)

از جسم و روح (مجارستان)

مربع (سوئد)

?نامزدهای بهترین فیلمنامه اقتباسی:
مرا با نامت صدا کن

هنرمند فاجعه

لوگان

بازی مولی

گل‌گرفته

?نامزدهای بهترین فیلمنامه اصلی:

بیمار بزرگ

برو بیرون

لیدی برد

شکل آب

سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری

?نامزدهای بهترین بازیگر اصلی مرد:

تیموتی شلمی (مرا با نامت صدا کن)

دنیل دی لوییس (رشته خیال)

دنیل کالویا (برو بیرون)

گری اولدمن (تیره‌ترین ساعت)

دنزل واشینگتن (جناب رومن ج. ایزراییل)

?نامزدهای بهترین بازیگر اصلی زن:

سلی هاکینز (شکل آب)

فرانسیس مک‌دورمند (سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری)

مارگو رابی (من، تونیا)

سیرشا رونان (لیدی برد)

مریل استریپ (پست)

?نامزدهای اسکار بهترین کارگردانی:

دانکرک (کریستوفر نولان)

برو بیرون (جوردن پیل)

لیدی برد (گرتا گرویگ)

رشته خیال (پل تمواس اندرسون)

شکل آب (گیرمو دل تورو)

نامزدهای اسکار بهترین فیلم:

مرا با نامت صدا کن

تیره‌ترین ساعت

دانکرک

برو بیرون

لیدی برد

رشته خیال

پست

شکل آب

سه بیلبورد بیرون ابینگ میزوری

خبر در حال کامل شدن است

 

واکنش ها به پست اسپیلبرگ

واکنش ها به پست اسپیلبرگفیلم تازه استیون اسپیلبرگ که در آن ماجرای تلاش‌های تاریخی روزنامه واشنگتن‌پست برای انتشار اسناد محرمانه پنتاگون روایت می‌شود، با واکنش مثبت منتقدان سینمایی روبه‌رو شده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «پست» با بازی تام هنکس و مریل استریپ در دورانی که با ریاست‌جمهوری ترامپ رسانه‌ها بیش از هر زمانی در آمریکا مورد حمله قرار می‌گیرند، ادای احترام به روزنامه‌نگاری تحقیقی در زمانی مناسب است. در عصر «اخبار جعلی» (فیک نیوز) فیلم «پست» داستان کاترین گراهام با بازی مریل استریپ و بن بردلی را با بازی تام هنکس یادآوری می‌کند که با انتشار اسناد پنتاگون ریسک بزرگی را به جان می‌خرند.

برای خواندن نوشته‌ها و مرورهای کامل درباره فیلم باید تا ششم دسامبر صبر کرد، اما از بازخوردهای منتقدان سینمایی در شبکه‌های اجتماعی مشخص است که «پست» مورد پسند اغلب آن‌ها است.

پیتر سیرتا از «اسلش فیلم» درباره «پست» نوشت: «پست نه تنها برای ثبت در تاریخ بلکه برای روزگار کنونی فیلم بسیار مهمی است. »

این در حالی است که کلایتون دیویس منتقد سینمایی سرشناس، فیلم را اثری باب طبع عموم دانست. جردن هافمن از نشریه «گاردین» فیلم را به «دینامیت» تشبیه کرد و مارک هریس از همین نشریه با لفظ «شگفت‌انگیز» از فیلم تازه اسپیلبرگ نام برد.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان سینما این فیلم را می‌توان از مدعیان اصلی جایزه بهترین فیلم اسکار دانست. آلیسا ویلکینسن منتقد «وکس» می‌گوید: «قطعا «پست» در میان فیلم‌های امسال بهترین اثر نیست، اما احتمالا جایزه بهترین فیلم اسکار را از آن خود خواهد کرد و من از این موضوع گلایه‌ای ندارم.»

دیوید سیمز از «آتلانیک» نیز باور دارد فیلم در اسکار نودم چند جایزه را از آن خود خواهد کرد.

در کنار تمام بازخوردهای مثبت برخی از جمله جان فراش منتقد «هالیوود ریپورتر» از نقاط ضعف فیلم نوشتند. او پایان فیلم را عاری از ابتکار و بدساخت می‌داند.

در فیلم جدید استیون اسپیلبرگ به غیر از تام هنکس و مریل استریپ شاهد نقش‌آفرینی آلیسون بری، دیوید کراس، سارا پالسون و بردلی ویتفورد خواهیم بود. این فیلم از ۲۲ دسامبر به صورت محدود اکران می‌شود.

 

سابقه حضور ایران در اسکار

oscars-2012-posterسینمای ایران در ۲۴ دوره نماینده‌ای به آکادمی اسکار معرفی کرده و نامزدی در یک دوره و برگزیده شدن در اسکار ۸۴ اوج این حضور‌ها بوده است.

فرزد مظفریاثری از داریوش مهرجویی نخستین نماینده سینمای ایران در اسکار بوده است؛ سال ۱۳۵۶ بود که «دایره مینا» به کارگردانی مهرجویی به آکادمی اسکار معرفی شد تا راه برای فیلمسازان ایرانی جهت حضور در این رویداد سینمایی باز شود.

در دهه ۶۰ روند معرفی نماینده ایران به اسکار متوقف شد تا سال ۱۳۷۳ و زمانی که کارگردان سرشناس سینمای ایران عباس کیارستمی «زیر درختان زیتون» را ساخت. فیلم کیارستمی در این سال به عنوان نماینده ایران در اسکار معرفی شد و سه سال بعد مجید مجیدی با «بچه‌های آسمان» توانست برای نخستین بار نام ایران را در میان نامزدهای اسکار قرار دهد.

اما برای اینکه رویای دریافت مجسمه طلایی اسکار محقق شود بیش از ۱۳ سال زمان لازم بود تا اصغر فرهادی از دنیای تئاتر و تلویزیون سراغ سینما بیاید و قدم به قدم پله‌های موفقیت را بالا برود و در نهایت به اوجی چون «جدایی نادر از سیمین» برسد؛ فیلمی که برای اولین بار جوایزی چون گلدن گلوب و اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را برای سینمای ایران به ارمغان آورد.

بعد از سال ۱۳۹۰ و جایزه‌ای که فرهادی گرفت، توقع ایرانیان از حضور نماینده کشور در اسکار بیشتر شده است، حالا انتظارها برای راه یافتن فیلم ایرانی به فهرست‌های ۹ تایی و پنج‌تایی بیش از گذشته است.

امسال باز هم اصغر فرهادی با اثر تازه خود «فروشنده» ایران را در اسکار نمایندگی خواهد کرد.

در ادامه مروری به ۲۴ سال معرفی نماینده سینمای ایران در اسکار صورت می‌گیرد.

دوره – سال شمسی و میلادی نماینده ایران جوایز مهم داخلی و خارجی رقبای داخلی برنده اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان (نام فیلم، کارگردان و کشور سازنده) دیگر نامزدها
۵۰-  ۱۳۵۶ / ۱۹۷۸ «دایره مینا» داریوش مهرجویی بهترین فیلم جشنواره پرا (فرانسه) «مادام رزا» (موشه میزراهی، فرانسه) «ایفیجنیا» (مایکل کاکویانیس، یونان)، «عملیات صاعقه (مناخیم گولان، اسرائیل)، «یک روز خاص» (اتوره اسکولا، ایتالیا)، «این میل مبهم هوس» (لوییس بونوئل، اسپانیا)
۵۱ – ۱۳۵۷ / ۱۹۷۹ «باد صبا» بهترین فیلم جشنواره فیلم‌های جهانگردی و فرهنگ عامه بلژیک «دستمالت را در بیار» (برتران بلیه، فرانسه) «سلول شیشه‌ای» (‌هانس گیبندورفر، آلمان غربی)، «مجارها»، زولتان فابری، مجارستان، «زنده‌باد ایتالیا»، ماریو مونیچلی، دینو روسی، اتوره اسکولا، ایتالیا،  «بیم سفید گوش سیاه» (استانیسلاو روستوتسکی، شوروی)
۶۷ – ۱۳۷۳ / ۱۹۹۵ «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی هوگوی نقره‌ای جشنواره شیکاگو،‌جایزه منتقدان جشنواره سائوپائولو، خوشه طلایی جشنواره وایادولید «سوخته از آفتاب» (نیکیتا میخالکوف، روسیه) «پیش از باران» (میلکو مانچفسکی، مقدونیه)، «بخور بنوش مرد زن» (آنگ لی، تایوان)، «فارینلی» (ژرار کوربیو، بلژیک)، «توت‌فرنگی و شکلات» (توماس گوتیرز آلئا، خوان کارلوس تابیو، کوبا)
۶۸ – ۱۳۷۴ / ۱۹۹۶ «بادکنک سفید» جعفر پناهی سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول از جشنواره فیلم فجر و دیپلم افتخار فجر به آیدا محمدخانی بازیگر فیلم، جایزه بهترین فیلم تماشاگران جشنواره داکا، بهترین فیلم جشنواره سائوپائولو،‌ دوربین طلایی کن، جایزه کنفدراسیون سینمای تجربی جشنواره کن و جایزه فیپرشی از کن، پروانه زرین جشنواره کودک برای آیدا محمدخانی و دیپلم افتخار کارگردانی برای جعفر پناهی «خط آنتونیا» (مارلین گوریس، هلند) «همه چیز عادلانه است» (بو ویدربرگ، سوئد)، «غبار زندگی» (رشید بوغریب، الجزایر)، «O Quatrilho» (فابیو بارتو، برزیل)، «ستاره‌ساز» (جوزپه تورناتوره، ایتالیا)
۷۰ – ۱۳۷۶ / ۱۹۹۸ «گبه» محسن مخملباف بهترین فیلم جشنواره سنگاپور، چهار سیمرغ بلورین از جشنواره فجر «کاراکتر» (مایک فان دیم، هلند) «فراتر از سکوت» (کارولین لینک، آلمان)، «چهار روز در سپتامبر» (برونو بارتو، برزیل)، «اسرار دل» (مونتوشو آرمنداریز، اسپانیا)، «دزد» (پاول چوخرای، روسیه)
۷۱ – ۱۳۷۷ / ۱۹۹۹ «بچه‌های آسمان» مجید مجیدی نامزد اسکار، سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر، جایزه بزرگ جشنواره، فیپرشی، جایزه هیئت داوران کلسیای جهانی، جایزه فیلم منتخب تماشاگران جشنواره جهانی فیلم مونترال، فیلم منتخب تماشاگران جشنواره فیلم ورشو، جایزه بهترین فیلم بلند آسیایی جشنواره بین‌المللی سنگاپور، بهترین فیلم خارجی جشنواره بین‌المللی نیوپورت، جایزه بهترین فیلم کودک جشنواره کودک و نوجوان لوکاس «زندگی زیباست» (روبرتو بنینی، ایتالیا) «ایستگاه مرکزی» (والتر سالس، برزیل)، «بچه‌های آسمان» (مجید مجیدی، ایران) «پدربزرگ» (خوزه لوییس گارسی، اسپانیا)، «تانگو» (کارلوس سائورا، آرژانتین)
۷۲ – ۱۳۷۸ / ۲۰۰۰ «رنگ خدا» مجید مجیدی دو جایزه از جشنواره فیلم کودک، دو جایزه از جشنواره خیخون، سه تندیس از جشن خانه سینما،  سه سیمرغ بلورین از جشنواره فجر «همه چیز درباره مادرم» (پدرو آلمودوار، اسپانیا) «کاروان» (اریک والی، نپال)، «شرق-غرب» (رجیس وارنیه، فرانسه)، «سالمون و گینور» (پل موریسن، بریتانیا)، «زیر خوزشید» (کالین ناتلی، سوئد)
۷۳ – ۱۳۷۹ / ۲۰۰۱ «زمانی برای مستی اسب‌ها» بهمن قبادی دوربین طلایی جشنواره کن و جایزه فیپرشی و جایزه کنفدراسیون هنر و تجربه، جایزه اول جشنواره سائوپائولو، جایزه ویژه هیئت داوران شیکاگو، جایزه ویژه هیئت داوران خیخون،  دو جایزه از جشنواره فیلم کودک و نوجوان، فیلم برگزیده منتقدان در جشن خانه سینما «ببر غران اژدهای پنهان» (آنگ لی، تایوان) «آمورس پروس» (آلخاندرو گونزالس ایناریتو، مکزیک)، «جدا شویم سقوط می‌کنیم» (یان هربیک، جمهوری چک)، «همه مشهور!» (دومینیک درودره، بلژیک)، «طعم دیگران» (آگنس ژویی، فرانسه)
۷۴ – ۱۳۸۰ / ۲۰۰۲ «باران» مجید مجیدی دو جایزه از جشنواره هامبورگ، دو جایزه از جشنواره مونترال، دو جایزه از جشنواره خیخون، دو تندیس از جشن خانه سینما، هفت سیمرغ بلورین از جشنواره فجر «سرزمین هیچکس» (دنیس تانوویچ، بوسنی و هرزگوین) «آملی» (ژان-‌پی‌یر ژونه، فرانسه)، «ایلینگ» (پیتر ناس، نروژ)، «لاگان» (آشوتوش گواریکر، هند)، «پسر عروس» (خوان کامپانلا، آرژانتین)
۷۵ – ۱۳۸۱ / ۲۰۰۳ «من ترانه ۱۵ سال دارم» رسول صدرعاملی جایزه فیپرشی از تسالونیکی، دو جایزه از جشنواره رن، سه جایزه از جشنواره لوکارنو، دو تندیس جشن خانه سینما، پنج سیمرغ بلورین و یک دیپلم افتخار از جشنواره فیلم فجر «هیچ جا در آفریقا» (کارولین لینک، آلمان) «جنایت پدر آمارو» (کارلوس کاررا، مکزیک)، «قهرمان» (ژانگ ییمو، چین)، «مرد بدون گذشته» (آکی کوریسماکی، فنلاند)، «زوس و زو» (پولا فان در اوست، هلند)
۷۶ – ۱۳۸۲ / ۲۰۰۴ «نفس عمیق» پرویز شهبازی جایزه ویژه هیئت داوران تورین، یک سیمرغ بلورین «تهاجم بربرها» (دنی آرکان، کانادا) «شرارت» (میکائیل هافستروم، سوئد)، «سامورایی گرگ و میش» (یوجی یامادا، ژاپن)، «خواهران دوقلو» (بن سومبوگارت، هلند)، «زلاری» (اوندری ترویان، جمهوری چک)
۷۷ – ۱۳۸۳ / ۲۰۰۵ «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» بهمن قبادی صدف طلایی و جایزه cec  از جشنواره فیلم سن سباستین، جایزه خرس بلورین بهترین فیلم بلند: بالای ۱۴ سال از جشنواره فیلم برلین و جایزه فیلم صلح از جشنواره برلین، جایزه فیلم منتخب تماشاگران از جشنواره بین‌المللی فیلم رتردام، جایزه فیلم منتخب تماشاگران و تقدیر هیئت داوران بخش مسابقه بین‌الملل از جشنواره بین‌المللی فیلم سائو پائولو «دریای درون» (آلخاندرو آمنابار، اسپانیا) «همان طور که در آسمان است» (کی پولاک، سوئد)، «گروه کر» (کریستوف باراتیه، فرانسه)، «سقوط» (اولیویر هیرشبیگل، آلمان)، «یستردی» (دارل روت، آفریقای جنوبی)
۷۸ – ۱۳۸۴ / ۲۰۰۶ «خیلی دور خیلی نزدیک» رضا میرکریمی هفت تندیس جشن خانه سینما و شش سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، بهترین دستاورد هنری جشنواره بین‌المللی قاهره «تسوتسی» (گاوین هود، آفریقای جنوبی) «نگو» (کریستینا کومنچینی، ایتالیا)، «کریسمس مبارک» (کریستیان کاریون، فرانسه)، «اینک بهشت» (هانی ابوسعید، فلسطین)، «سوفی شول-آخرین روزها» (مارک روترموند، آلمان)
۷۹ – ۱۳۸۵ / ۲۰۰۷ «کافه ترانزیت» کامبوزیا پرتوی دو تندیس جشن خانه سینما، دو سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر «چهارشنبه‌سوری»، «بید مجنون» «زندگی دیگران» (فلوریان هنکل فون دونرسمارک، آلمان) «بعد از عروسی» (سوزان بیر، دانمارک)، «روزهای افتخار» (رشید بوغریب، الجزایر)، «هزارتوی پن»‌ (گی‌یرمو دل تورو، مکزیک)، «آب» (دیپا مهتا، کانادا)
۸۰ – ۱۳۸۶ / ۲۰۰۸ «میم مثل مادر» رسول ملاقلی‌پور «آفساید» «جاعلان» (اشتفان روزوویتسکی، اتریش) «۱۲»‌ (نیکیتا میخالکوف، روسیه)، «بیوفورت» (جوزف سدار، اسرائیل)، «کاتین» (آندری وایدا، لهستان)، «مغول»‌(سرگئی بودروف، قزاقستان)
۸۱ – ۱۳۸۷ / ۲۰۰۹ «آواز گنجشک‌ها» مجید مجیدی خرس نقره‌ای بازیگری از جشنواره برلین، چهار سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر «اتوبوس شب»، «خون بازی» «عزیمت» (یوجیرو تاکیتا، ژاپن) «عقده بادر ماینهوف» (اولی ادل، آلمان»، «کلاس» (لورن کانته، فرانسه)، «انتقام» (گوتس اشپیلمان، اتریش)، «والس با بشیر» (آری فولمن، اسرائیل)
۸۲ – ۱۳۸۸ / ۲۰۱۰ «درباره الی» اصغر فرهادی جایزه خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی جشنواره برلین، جوایز بهترین فیلمنامه و جایزه بزرگ هیئت داوران از جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک، سیمرغ بلورین بهترین کارگردان و صدا و منتخب تماشاگران از جشنواره فیلم فجر، جایزه بهترین فیلم از جشنواره

کرالا، جایزه بهترین فیلم بلند داستانی از جشنواره ترایبکا

«آتش سبز»، «تنها دو بار زندگی می‌کنیم» «راز چشمان آن‌ها» (خوان خوزه کامپانلا، آرژانتین) «عجمی» (اسکندر کوپتی، یارون شانی، اسرائیل)، «شیر اندوه»‌ (کلودیا لوسا، پرو)، «یک پیشگو» (ژاک اودیار، فرانسه)، «روبان سفید» (میشائل هانکه، آلمان)
۸۳ – ۱۳۸۹ / ۲۰۱۱ «بدرود بغداد» مهدی نادری جایزه مشترک با «زمزمه در باد» در بخش فیلمبرداری فیلم اول جشنواره فیلم فجر «طلا و مس»، «ملک سلیمان» «در یک دنیای بهتر» (سوزان بیر، دانمارک) «بیوتیفول، آلخاندرو گونزالس ایناریتو، مکزیک)، «دندان نیش» (یورگوس لانتیموس، یونان)، «آتش‌افروزان» (دنی وینو، کانادا)، «خارج از قانون» (رشید بوغریب، الجزایر)
۸۴ –  ۲۰۱۲ / ۱۳۹۰ «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی برنده‌جایزه گلدن گلوب، جایزه بهترین فیلم برلین،‌ جایزه بهترین بازیگری زن و مرد از جشنواره برلین، جایزه سزار، انجمن منتقدان فیلم نیویورک و … «آلزایمر»، «اینجا بدون من»، «مرهم» و «ورود آقایان ممنوع» «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی، ایران «کله شق» (مایکل آر راسکام، بلژیک)،«پانوشت» اسرائیل»(جوزف سدار، اسرائیل)، «درتاریکی»(آگنسکا هالند، لهستان)، «موسیو لازار»(فیلیپ فالاردیو، کانادا)
۸۵ – ۲۰۱۳ / ۱۳۹۱ فیلم «یه حبه قند» به کارگردانی سیدرضا میرکریمی انتخاب شد اما بنابر تصمیم جواد شمقدری اسکار تحریم شد و این فیلم به آکادمی معرفی نشد. بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی ابن عربی، بهترین فیلم،‌ بازیگر زن و فیلمبرداری  جشنواره بین‌المللی سینما مسلمانان کازان، دیپلم افتخار جشنواره گرانادا، دیپلم افتخار بهترین پوستر و تندیس بهترین عکاسی و چهره‌پردازی از جشن خانه سینما «عشق» میشائیل هانکه، اتریش «جادوگر جنگ» (کیم مگوین، کانادا)،«نه»(پابلولاراین، شیلی)،«یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی سلطنتی» (نیکولای آرسل، دانمارک)، «کانتیکی»(یواخیم رونینگ، نروژ)
۸۶ – ۲۰۱۴ / ۱۳۹۲ «گذشته» اصغر فرهادی بهترین بازیگر زن کن، جایزه کلیسای جهانی کن، جایزه هیات ملی بازبینی فیلم، نامزد جایزه گلدن گلوب «دربند» «زیبایی بزرگ» پائولو سورنتینو، ایتالیا «فروپاشی حلقه‌ی شکسته»(فلیکس فان گرونیگن، بلژیک)، «تصویر گمشده»(ریتی پان، کامبوج) «شکار» (توماس وینتربرگ، دانمارک)، «عمر»(هانی ابواسعد، فلسطین)
۸۷ –  ۲۰۱۵ / ۱۳۹۳ «امروز» سیدرضا میرکریمی برنده جایزه فیپرشی و جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم شب‌های سیاه تالین،برنده جایزه تماشاگران، جایزه بهترین فیلم و جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی سینمای مؤلف رباط «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»، «استرداد»، «برف»، «تنهای تنهای تنها»، «چ»، «خسته نباشید»، «خط ویژه»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو»، «سر به مهر» «آیدا» پاول پاولیکوفسکی، لهستان «لویاتان»(آندری زویاگینتسف، روسیه)، «تیم بوکتو» (عبدالرحمن سیساکو، موریتانی)، «نارنگی‌ها»(زازا اوراشادزده، گرجستان)، «قصه‌های وحشی» (دامیان زیفرون، آرژانتین)
۸۸ – ۱۳۹۴ / ۲۰۱۶ «محمد رسول الله ص»

مجید مجیدی

نمایش افتتاحیه درجشنواره مونترال، جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره کمر ایمیج «در دنیای تو ساعت چند است؟، «قصه‌ها»، «ماهی و گربه»، «رخ دیوانه»، «شیار ۱۴۳» «پسر شائول» به کارگردانی لاشلو لمس (مجارستان) «آغوش مار» به کارگردانی سیرو گرا (کلمبیا) / «یک جنگ» به کارگردانی توبیاس لیندهولم (دانمارک) / «موستانگ» به کارگردانی دنیز غمزه ارگوون (فرانسه) / «ذیب» به کارگردانی ناجی ابو نوار (اردن)
۸۹ – ۱۳۹۵ / ۲۰۱۷ «فروشنده» اصغر فرهادی جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فیلم کن «ناهید»، «ایستاده در غبار»، «دختر» و «لانتوری»

نامزدهای اسکار ۲۰۱۷

«لالا لند» با نامزدی در چهارده رشته در مراسم اسکار به رکورد «تایتانیک» و «همه چیز درباره ایو» رسید، این در حالی است که اصغر فرهادی نیز با دوباره نامزد شدن در این مراسم رکوردری تازه در تاریخ سینمای ایران ثبت کرد.

به گزارش فیلموویز به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، اصغر فرهادی بار دیگر به جمع نامزدهای نهایی جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان اسکار راه یافت. او نخستین کارگردان ایرانی است که دو بار نامزد این جایزه می‌شود.
حنیفر هادسن، بری لارسن، امانوئل لوبزکی، جیسون ریتمن و کن واتانابه به همراه رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینما، فهرست نامزدهای اسکار ۲۰۱۷ را عصر سه شنبه پنجم بهمن ماه اعلام کردند.
­فیلم «فروشنده» به کارگردانی اصغر فرهادی برای رسیدن به اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان با فیلم‌های «تونی اردمان» به کارگردانی مارن آده از آلمان، «تانا»‌ به کارگردانی مارتین باتلر و بنتلی دین از استرالیا، «زیر شن» به کارگردانی مارتین زاندولیت از دانمارک و«مردی به نام اووه» به کارگردانی هانس هولم از سوئد رقابت خواهد کرد.
اصغر فرهادی سال ۲۰۱۲ با فیلم «جدایی نادر از سیمین» جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را از آن خود کرد. به غیر از اصغر فرهادی تنها یک بار مجید مجیدی با فیلم «بچه‌های آسمان» به جمع نامزدهای نهایی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان راه یافته استشهاب حسینی، ترانه علیدوستی، بابک کریمی و فرید سجادی‌حسینی در «فروشنده» بازی می‌کنند. اصغر فرهادی کارگردان، نویسنده و یکی از تهیه‌کنندگان فیلم است. این فیلم نخستین بار در شصت‌ونهمین دوره جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را به ترتیب برای اصغر فرهادی و شهاب حسینی به ارمغان آورد. «فروشنده» یکی از پنج نامزد نهایی جایزه گلدن گلوب و برنده جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان هیئت ملی نقد فیلم است.
هشتادونهمین دوره جوایز سینمای اسکار هشتم اسفند (۲۶ فوریه) با اجرای جیمی کیمر در دالبی تئاتر هالیوود در لس‌آنجلس برگزار خواهد شد.

سایز نامزدهای هشتادونهمین دوره جوایز اسکار عبارتند از:

بهترین فیلم: «ورود»، «حصارها»، «هکسا ریج»، «حتی اگر سنگ ببارد»، «چهره‌های پنهان»، «لالا لند»، «شیر»، «منچستر کنار دریا» و «مهتاب»

بهترین کارگردان: دنیس ویلنو برای «ورود»، مل گیبسون برای «هکسا ریج»، دیمین شزل برای «لالا لند»، کنت لونرگان برای «منچستر کنار دریا» و بری جنکینز برای «مهتاب»

بهترین بازیگر مرد: کیسی افلک در «منچستر کنار دریا»، اندرو گارفیلد در «هکسا ریج»، رایان گاسلینگ در «لالا لند»، ویگو مورتنسون در «کاپیتان فانتاستیک» و دنزل واشنگتن در «حصارها»

بهترین بازیگر زن: ایزابل هوپر در «او»، روت نگا در «لاوینگ»، اما استون در «لالا لند»، ناتالی پورتمن در «جکی» و مریل استریپ در «فلورانس فاستر جنکینز»

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: ماهرشالا علی در «مهتاب»، جف بریجز در «حتی اگر سنگ ببارد»، لوکاس هجز در «منچستر کنار دریا»، دیو پتل در «شیر» و مایکل شانون در «حیوانات شب‌زی»

بهترین بازیگر زن نقش مکمل: وایولا دیویس در «حصارها»، نایومی هریس در «مهتاب»، نیکول کیدمن در «شیر»، اوکتاویا اسپنسر در «چهره‌های پنهان» و میشل ویلیامز در «منچستر کنار دریا»

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: تیلور شریدان برای «حتی اگر سنگ ببارد»، دیمین شزل برای «لالا لند»، یورگوس لانتیموس و افتیمیس فلیپو برای «لابستر»، کنت لونرگان برای «منچستر کنار دریا» و مایک میلز برای «زنان قرن بیستمی»

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: اریک هایسرر برای «ورود»، آگوست ویلسون برای «حصارها»، آلیسون شرودر و تئودور ملفی برای «چهره‌های پنهان»، لوک دیویس برای «شیر» و بری جنکینز و تارل آلوین مک‌رینی برای «مهتاب»

بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان: «زیر شن» از دانمارک، «مردی به نام اووه» از سوئد، «فروشنده» از ایران، «تانا» از استرالیا و «تونی اردمان» از آلمان

بهترین انیمیشن بلند: «کوبو و دو تار»، «موآنا»، «زندگی من به عنوان یک کدو»، «لاک‌پشت قرمز» و «زوتوپیا»

بهترین فیلمبرداری: «ورود»، «لالا لند»، «شیر»، «مهتاب» و «سکوت»

بهترین مستند کوتاه: «۴.۱ مایل»، «Extremis»، «ویولن جو»، «سرزمین مادری من واتانی» و «کلاه سفیدها»

بهترین مستند بلند: «آتش در دریا»، «من کاکا سیاه تو نیستم»، «زندگی، انیمیشنی»، «او.جی: ساخت آمریکا» و «سیزدهم»

بهترین طراحی لباس: جوانا جانستون برای «متفقین»، کالین اتوود برای «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه‌ آن‌ها»، کانسولاتا بویل برای «فلورنس فاستر جنکینز»، مادلین فونتین برای «جکی» و مری زوفرس برای «لالا لند»

بهترین موسیقی متن: میکاچو برای «جکی»، جاستین هورویتز برای «لالا لند»، داستین اوهالوران و هاوشکا برای «شیر»، نیکلاس بریتل برای «مهتاب» و توماس نیومن برای «مسافران»

بهترین ترانه: «مصاحبه»‌ در «لالا لند»، «نمی‌توانم جلوی احساسم را بگیرم» در «ترول‌ها»، «شهر ستاره‌ها» در «لالالند»، «صندلی خالی» در «جیم: داستان جیمز فلوی» و «چقدر دور می‌روم» در «موآنا»

بهترین تدوین صدا: «ورود»، «دیپ‌واتر هورایزن»، «هکسا ریج»، «لالا لند» و «سالی»

بهترین میکس صدا: «ورود»، «هکسا ریج»، «لالا لند»، «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» و «سیزدهم»

بهترین طراحی صحنه: «ورود»، «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه آن‌ها»، «درود بر سزار»، «لالا لند» و «مسافران»

بهترین انیمیشن کوتاه: «پیر سیدر و سیگارها»، «وایشای نابینا»، «زمان قرضی»، «مروارید» و «پایپر»

بهترین تدوین: جو واکر برای «ورود»، جان گیلبرت برای «هکسا ریج»، جیک رابرتس برای «حتی اگر سنگ ببارد»، تام کراس برای «لالا لند» و جوی مک‌میلون و نت سندرز برای «مهتاب»

بهترین جلوه‌های ویژه تصویری: «دیپ‌واتر هورایزون»، «دکتر استرنج»، «کتاب جنگل»، «کوبو و دوتار» و «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان»

بهترین چهره‌پردازی: «مردی به نام اووه»، «پیشتازان فضا: ماوراء»، «جوخه انتحار»

بهترین فیلم کوتاه: «دشمنان درون»، «زن و ت‌ ژ و»، «شب‌های آرام»، «آواز» و «تایم‌کد»