Leon

2
عوامل فیلم

کارگردان: لوک بسون

تهیه‌کننده: پاتریک لدوکس

نویسنده: لوک بسون

بازیگران: ژان رنو،ناتالی پورتمن،گری الدمن

موسیقی: اریک سرا استینگ

معرفی فیلم

لئون فیلمی فرانسوی و با زبان انگلیسی به کارگردانی لوک بسون محصول سال ۱۹۹۴ شرکت آمریکایی کلمبیا پیکچرز است. این فیلم که از بهترین فیلم‌های تاریخی سینما محسوب می‌شود در آمریکا با نام حرفه‌ای (The Professional) به روی پرده رفت.

نقد فیلمنامه (لئون) از دریچه شخصیت و پیرنگ

صاحب اثر لوک بسون ظرافتمندانه توانسته دو شخصیتی خلق کند که بی تردید هر یک در دیگری معنا و به کمال می رسند. لئون و ماتیلدا کاراکترهای به یاد ماندنی فیلم، در روند داستان تبدیل به زوج موفقی می شوند که به گفته ماتیلدا در دقیقه۴۱ می توان از آنها همچون تلما و لوئیز، بانی و کلاید نام برد. به همین دلیل تعریف کردن شخصیت های آنها جدای یکدیگر جذاب و امکان پذیر نیست.

از دریچه شخصیت

 لئون (قهرمان شهر) و ماتیلدا (قهرمان فیلم) هر دو از زخم پیش داستان در زندگی رنج می برند ، البته در لئون پررنگ تر که به درستی در نقطه میانی به بعد فیلمنامه گفته می شود. لئون دو بار انتقام می گیرد ، بار اول که مرتبط به زخم پیش داستان اوست و در نوزده سالگی اتفاق می افتد. لئون عاشق دختری می شود، که پدر دختر با ازدواج آنها مخالف است. پدر، دختر را از عصبانیت می کشد و لئون انتقام دختر را با کشتن پدر می گیرد و فرار می کند ، راهی آمریکا می شود و از آن به بعد به دستور تونی رئیسش به عنوان پاک کننده (کلینر) آدمهای بد را حذف می کند.

 اما زخم ماتیلدا با شروع داستان آغاز می شود . فرار او از مدرسه و دروغ به مدیر مدرسه درباره مرگ ماتیلدا ، سوال اساسی او از لئون “که زندگی همیشه اینقدر سخته یا فقط وقتی بچه هستی؟” و دیالوگ نفرت آمیز ماتیلدا درباره پدر” اگه اونا هم پدرمو نمی کشتند ، خودم می کشتم” نشان دهنده گذشته تلخی است که بر ماتیلدا گذشته.

انتقام دوم لئون در نقش بازوی اجرایی عدالت، انتقام ماتیلدا را از استن می گیرد . این بار هم برای یک دختر. انتقام اول سبب می شود که مسیر زندگی لئون کاملا عوض شود ، تونی در دقیقه۵۸ به لئون گوشزد می کند که تو فقط بخاطر یه زن تو دردسر افتادی و مسیر زندگیت عوض شد. بی گمان به همین دلیل لئون در دقیقه۷۰ در جواب ماتیلدا می گوید:” انتقام کار خوبی نیست ، باور کن. وقتی یه کسی رو بکشی ، دیگه هیچی مثل قبل نیست ، زندگیت عوض میشه ، بقیه زندگیتو باید با یه چشم باز بخوابی”. کاری که خودش می کرد ، با یک چشم باز ، نشسته بر روی صندلی می خوابید تا همیشه آماده باشد. در انتقام دوم دومرتبه پای یک زن در میان است ، دختری ۱۲ساله که دوست دارد زودتر از سنش عشق و زنانگی را تجربه کند ، هر چند که در ابتدا لئون در پذیرفتن ماتیلدا دو دل است از همان ابتدا که ماتیلدا در خانه لئون را می زند ، لئون با تاخیر در را باز می کند ، یا همان شب با اسلحه به سراغ ماتیلدا می رود تا در رختخواب او را بکشد. در دقیقه۳۹ وقتی ماتیلدا از لئون می پرسد: هر کسی رو میکشی؟ در جواب لئون پاسخ می دهد: نه زنی و نه بچه ای ، قانون اینه. شاید عاملی که سبب شد لئون ، ماتیلدا را نکشد قانون خودش بود و معصومیت ماتیلدا؛ که در دقیقه۷۷  توسط ماتیلدا برداشت خوبی از این کاشت می شود. وقتی لئون از ماتیلدا می پرسد چه کار می کنی؟ ماتیلدا به درستی می گوید: گفتی نه زنی و نه بچه ای. فکر کردی این کیا رو میکشه ، حیوونای باغ وحش؟ ماتیلدا برادر خود و نظیر برادران کوچکش را به یاد لئون می آورد که بخاطر همین مواد کشته شدند ، در واقع شعله های آتش بر روی میز ، شعله های خشم ماتیلداست که از نفرت زبانه می کشند. ماتیلدا هر بار که خانواده را از دست می دهد جمله ای تکرار می کند. بار اول پس از کشته شدن خانواده اش برای جلب رضایت لئون و در جواب او که باید بعد از خوردن صبحانه برود ، به نکته اخلاقی اشاره می کند “اگه منو الان بندازی بیرون ، مثل اینه که اصلا اون روز درو باز نکردی ، انگار گذاشتی من همون بیرون بمیرم ، اگه تو به من کمک نکنی ، من همین امشب می میرم”. با مرگ لئون ماتیلدا برای دومین بار خانواده اش را از دست می دهد. در پرده سوم به مدیر مدرسه می گوید: “اگه شما بهم کمک نکنین ، من هم امشب می میرم” و سرانجام با موافقت مدیر برای همیشه در مدرسه ماندگار و وارد خانواده جدیدی می شود. جایی که متعلق به اوست ، همانند گلدان لئون که سرانجام ریشه اش به زمین و خاک خانه اصلی وصل می شود. “فکر کنم اینجا جامون امنه…”.

از دریچه پیرنگ

 انتقام ششمین پیرنگ است که شامل سه مرحله می شود. اولین مرحله دراماتیک از جرم تشکیل می شود ، قهرمان و کسانی که آن ها را دوست می دارد ، تثبیت می شوند و ناگهان جرمی وحشتناک به وقوع می پیوندد و به شادی قهرمان خاتمه می دهد. قهرمان توانایی ایستادگی در برابر جرم را ندارد. یا هنگام وقوع جرم حاضر نبوده یا به گونه ای گرفتار بوده و مجبور شده این صحنه را تماشا کند و بر نفرتش افزوده شود. در همان دقایق اولیه فیلم متوجه می شویم که ماتیلدا در خانواده ای آشفته و بی ثبات زندگی می کند که جز برادر کوچکش با دیگر افراد خانواده روابط خوبی ندارد. ماتیلدا با در آغوش گرفتن برادر ، علاقه مندیش را تثبیت می کند که تنها وابسته به اوست. ناگهان جرم اتفاق می افتد ، به گفته استن آرامش قبل از طوفان. خانواده ماتیلدا به سرکرده استن ضد قهرمان رئیس دایره ضد مواد مخدر به شکل وحشیانه کشته می شوند تا موتور درام به حرکت در آید.

 ماتیلدا هنگام وقوع جرم حضور نداشت . او زمانی می رسد که افراد استن جلوی در خانه شان هستند و جرم اتفاق افتاده. برادر کوچکش کشته شده و دیدن اولین صحنه بعد از جنایت باعث افزوده شدن بر نفرتش می شود. او برای حفظ جان خود تلاش می کند بی تفاوت از جلوی درب خانه عبور کند  و قانون لئون به یاری او می آید. در دقیقه۶۴ ماتیلدا محل قرار گیری جنازه برادرش را که با گچ مشخص شده می بیند. با دیدن این تصویر انگیزه انتقام در او بیدار می شود و دومین مرحله دراماتیک انتقام شکل می گیرد. البته به واسطه بازوی اجرایی.

 در ادبیات ، نقش مایه ی اصلی این پیرنگ ، بلند آوازه و مشخص است: تلافی و مقابله به مثل قهرمان در برابر ضد قهرمان. ماتیلدا خود بهتر از هر کس دیگری می داند که در برابر ضد قهرمان ناتوان است و نمی تواند مقابله به مثل کند. اینجاست که از لئون در نقش بازوی اجرایی عدالت کمک می خواهد و حتی دستمزد لئون را فراهم می کند.

 ماتیلدا با تعقیب کردن استن ، سومین مرحله ی دراماتیک ، یعنی محل رویارویی را پیدا می کند و با ضد قهرمان رو در رو می شود ، غافل از اینکه بازوی اجرایی لئون کارش را شروع کرده. او مالکی یکی از دوستان نزدیک استن را کشته و  وقتی به خانه بر می گردد ، توسط نامه متوجه می شود که ماتیلدا به سراغ استن رفته تا انتقامش را بگیرد. خود ماتیلدا هم می داند که تنها از عهده این کار بر نمی آید. لئون بلافاصله به سراغ ماتیلدا می رود ، او را نجات می دهد و دو تن از نیروهای استن را می کشد و نقطه اوج سومین مرحله دراماتیک فرا  می رسد.

 در انتقام های سریالی ، مهم ترین قسمت ، مربوط به آخرین جنایتکاری است که باید حقش را کف دستش بگذارند ، چه رئیس باشد چه کسی که از همه روانی تر است و یا هر چیز دیگری. این بار استن قبل از اینکه لئون به سراغش برود بر سر راه آن ها سبز می شود. ماتیلدا توسط نیروهای استن دستگیر می شود تا با استفاده از او لئون به دام انداخته شود. این سکانس به نوعب تداعی کننده سکانسی در پرده اول است. در پرده اول ماتیلدا هنگام برگشت از  خرید شیر ، با جرم روبرو می شود و برای نجات خود به سراغ خانه لئون می رود. در پرده سوم ماتیلدا بعد از خرید شیر دستگیر می شود .نیروها از او می خواهند در خانه را بکوبد تا لئون را از طریق او به دام بیندازند. نحوه کوبیدن در توسط ماتیلدا به گونه ای است که گویا رازی است بین او و لئون در مواقع خطر. اینجا این ماتیلداست که جان لئون را نجات می دهد. برعکس نیمه اول . حداقل به ازای خرید  دقیقه ای بیشتر که لئون بتواند شرایط انتقام را مهیا کند.

پایان فیلم راضی کننده ، غم انگیز و دردناک است. قهرمانان تنیده در هم که موجب شکوفایی یکدیگر شدند از هم جدا می شوند. لئون اقرار می کند که وجود ماتیلدا به زندگیش معنا داده و به قوت او نیرو گرفته است. در نهایت لئون در نقش بازوی اجرایی فداکارانه با مرگ خود انتقام ماتیلدا را از استن می گیرد و به زندگی ضدقهرمان پایان می دهد.

 لئون قهرمانانه مرد تا قهرمان قصه ماتیلدا به جای امن برسد.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *