یادداشتی بر فیلم متری شی و نیم

پوستر متری شی و نیمپوستر متری شی و نیم

این یادداشت بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

نوشته حسن عطایی

رابطه پویای بین قهرمان و ضدقهرمان شیره دراماتیک داستان است؛ کشمکش بین این دو، علاوه بر اینکه شخصیت آنها را شکل میدهد، داستان را نیز پیش میبرد. چیزی که فیلم «متری شیش و نیم»، ساخته «سعید روستایی» را به یک اثر ضعیف تبدیل کرده است، نبود ضدقهرمانی کنشگر و چندلایه است.

در نبود کنش، تغییری در ستون فقرات داستان و قوص شخصیتها ایجاد نمیشود، ارزشهای داستانی و شخصیتی تغییری نمیکنند، کاراکترها همدلی و همزادپنداری مخاطب را از دست میدهند، و از همه مهمتر، قهرمان داستان به خوبی به چالش کشیده نمیشود و به طبع او نیز شکل نمیگیرد. واقعا «ناصر خاکزاد» (با بازی نوید محمدزاده) کیست؟ رابطه او با معشوقه اش (با بازی پریناز ایزدیار) به چه صورت بوده است؟ رابطه اش با اعضای خانواده اش چگونه بوده است؟ در میان تبهکارهای مواد مخدر، چه جایگاه و مراوداتی داشته است؟

اینها سوالاتی هستند که اگر با پیرنگهای فرعی کارآمد، به آنها پرداخته شده بود -به جای پیرنگهای فرعی خنثی و بی خاصیتی مثل پسربچه و پدرش- ناصر خاکزاد تا حدی میتوانست به شکل گیری لایه های شخصیتی بدمن داستان کمک کند. بدیهی است که با داد و بیدادهای تکراری نوید محمدزاده و خط و نشانهایی که برای پلیس میکشد، آنتاگونیستی شکل نمیگیرد. اینطور میشود که فیلمساز با قراردادن دیالوگهایی اشباع از توضیحات خسته کننده درباره پیش داستانی که مخاطب باید در ذهن خود بسازد (!) تلاش میکند بدمن خود را شکل دهد؛

اشتباه مبتدیانه ای که در لحظاتی، فیلم را شبیه سریالهای مناسبتی تلویزیون کرده است. بازگردیم به اصول فیلمنامه نویسی: «نشان بده! نگو!»

به نظر میرسد انرژی فیلمساز بیشتر صرف ساختن صحنه های شلوغ و زیبایی شناسی نکبت و اعتیاد شده است. غافل از آنکه چیزی که یک اثر هنری را ماندگار و ممتاز میکند، ایجاد احساس و همدلی ناشی از درک زیبایی شناسی معنا در بیننده است؛ نه عریان کردن سه هزار کارتن خواب واقعی که نیازی به گریم ندارند! نه زیبایی شناسی نکبت و اعتیاد و بدبختی! نه سوپراستارهای جذاب! و نه حتی ایده های بکر و جدید. اینها همگی تنها اثر تکمیلی دارند. حتی با تکرار کردن ایده های ناب برآمده از ابد و یک روز -مثل مشارکت زنها در پنهان کردن مواد مخدر- امکان نجات دادن فیلم میسر نخواهد شد. شاید تنها نقطه قوت فیلم را بتوان چند ایده ناب و بکری که باعث غافلگیری مخاطب میشدند ذکر کرد که صحه می گذارند بر نبوغ فیلمساز که همچنان مخاطب را امیدوار میکند تا در تجربه های بعدی درخشش خود را تکرار کند.

 

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *