نقد مغزهای کوچک زنگ زده

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : هومن سيدي

بازيگران : نويد محمدزاده، فرهاد اصلاني، فريد سجادي حسيني، مرجان اتفاقيان، نويد پورفرج، نازنين بياتي

خلاصه فیلم

“مغزهاي كوچك زنگ زده” داستان يك باند مواد مخدر در حلبي آبادهاي تهران است كه از قضا ماءمن و پناهگاه كودكان بي سرپرست و جوانان بيكار حاشيه شهر است كه متلاشي شدن آن، بحراني جدي در خانواده شاهين (با بازي نويد محمدزاده) ايجاد ميكند.

نقد فیلم

“مغزهاي كوچك زنگ زده” همچون ديگر آثار هومن سيدي راوي فضاي غير معمول و سياه قشر خاصي از جامعه است كه در فضايي پر تنش و خشن ميگذرد. فضاهايي كه از حيث بزه خيز بودن ميتواند بستر دراماتيك بسياري از اتفاقات باشد.

چه اینکه در این فیلم شاهد انواع و اقسام اتفاقات نیز هستیم که هرکدام میتواند به تنهایی موضوع یک فیلم باشند اما در قالب داستانی یکپارچه مطرح شده اند و درواقع میتوان گفت داستان با جزئیات خاصش توانسته گلیم خود را از آب بیرون بکشد.

“مغزهاي كوچك زنگ زده” ملغمه ای است از اتفاقات دراماتیک در بستری ناآشنا برای مخاطب ایرانی اما جذاب و محتمل. موضوعاتی چون یک انسان نه چندان نرمال و دارای مشکلات روانی تربیتی به نام شاهین (با بازی نوید محمدزاده) و دو برادر به معنای واقعی لات و لوتش بنام شهروز و شکور (با بازی فرهاد اصلانی) که انواع و اقسام خلاف را انجام میدهند و رابطه ی آنها در بین هم که در نهایت به درگیری با یکدیگر در زندان میکشد و سرنوشت معلومی هم ندارد. موضوع دیگر ارتباطات خواهر این سه کاراکتر و مناسباتی که در فضای محله و کسب و کارشان برایشان ایجاد میشود و موضوعات پیرامون آن است. از طرفی بحث بچه های بی سرپرستی که توسط شکور (با بازی فرهاد اصلانی) بزرگ میشوند و به باند مواد مخدر منتقل میشوند. و همه ی اینها در نقاطی به یکدیگر میرسند و به هم گره میخورند.

بدون شک فرم در آخرین اثر سیدی شکل اوریجینالی ندارد و میتوان نمونه هایی از این فضاسازی و میزانسن حاکم بر آن را در سینمای امریکای جنوبی و یا موج نو کره دید اما به هر روی این اتفاق مانع از قابل توجه بودن فرم آن و بداعتش حداقل در سینمای ایران نمیشود. به نوعی میتوان انتخاب چنین فرم و میزانسنی را در راستای روایت دانست. روایتی که متریال داستانی چندانی از حیث اتفاقات ندارد اما برای نشان داد روابط بین افراد که موجب میشود شخصیت پردازی تکمیل گردد، تلاش میکند و بحران های موجود در خرده روایت هایش را نیز آنقدر جذاب و پر تنش ارائه میکند که تعلیق حاصل از آن کاملا بیننده را درگیر میکند اما غالبا با اعمالی خشونت بار به پایان میرسد.

“مغزهاي كوچك زنگ زده” یک اثر متعلق به سینمای پست مدرن است. سینمایی که المان های خاص خود را دارد و از قواعد خاصی طبعیت نمیکند. “مغزهاي كوچك زنگ زده” سیدی نیز مانند عمده ای از آثار پست مدرن موقعیت محور است و این موقعیت است که تصمیم میگیرد هر کاراکتری را به چه سمت و سویی بکشد. محله های حلبی آباد با تمام کوچه های تنگ و نرده کشی شده و کثیفش، با تمام خاک ها و چرکی های موجود در فضایش به وجود آورنده ی بسیاری از موقعیت ها است که گاهی منطق روایی فیلم در داستان را هم هدایت میکند.

فیلم سیدی داستان چندان قابل توجهی ندارد. این بدین معناست که هویت داستانی پیرامون یک شخصیت از نقطه ای شروع نمیشود و با سیر تحولش تا نقطه ای ادامه نمیابد. بلکه تحول و تطابق انسان ها با شرایط موجود را مورد بررسی قرا میدهد.

کاراکتر اصلی فیلم حلبی آباد و باند مواد مخدر و محله ی آنجا با تمام فراز و فرودهایش است. تمام کاراکترهای فیلم در پایان فیلم سرنوشتی متفاوت از آنچه در ابتدای فیلم درگیر آن بودند را خواهند داشت. نام فیلم نیز این تمامیت را نشان میدهد و چیزی مخصوص برای یک کاراکتر ندارد. البته که فیلم از سوی شاهین (نوید محمدزاده) به عنوان شخصیت محوری داستان روایت میشود و به نوعی تمام مناسبات با نقش کلیدی او در روایت به نقطه گذاری نزدیک میشود.

نوید محمدزاده در این فیلم حضور متفاوت در نقشی داشته که پیش از این تکه هایی از آن را در نقش های گذشته اش تمرین کرده و چنین کاراکتر جذابی را نه از حیث ظرفیت داستانی بلکه با اتکا به بازی اش ساخته است. درواقع خلق چنین کاراکتری با تمام ریزه کاری های فنی اش از جمله تیک های عصبی، مدل راه رفتن، شیوه صحبت کردن، منحصر به فردی میمیک در واکنش به احساس های متنوع، کاری است که فیلمنامه برای آن کار عمده ای نکرده و مدیون خود بازیگر است. به نوعی میتوان گفت این نقش برای کاراکتری که نوید محمدزاده خلق کرده کوچک است و شاهین مغزهای کوچک زنگ زده ظرفیت های بسیار بالاتر نمایشی دارد که قصه به آن نپرداخته و به عنوان یک بیننده برایم بسیار جذاب است که این شخصیت را در ادامه ی ماجرا و جنگیدنش برای رسیدن به سردستگی یک باند مواد مخدر و ریاستش را پی بگیرم.

بازی دیگر افراد فیلم نیز بسیار قابل توجه است.خواهر شاهین (با بازی مرجان اتفاقیان) نیز از پس نقشی که به او محول شده به خوبی برمیاید. دوست صمیمی شاهین (با بازی نوید پورفرج) نیز کاراکتری کاملا دقیق و مطابق با آنچه باید باشد خلق میکند که بامزگی ها و بچه بازی های خاص این کاراکتر را خوب اجرا میکند. فرهاد اصلانی در جای خودش و با استانداردهای همیشگی ظاهر میشود و اصولا این جمع به همراه پدر و مادر باری به هر جهتشان همه جوره بهم می آیند و حس یک خانواده با ویژگی های فیلم از جمله خشونت فراوان را به بیننده منتقل میکنند.

فارغ از اینکه خشونت نه چندان مورد پسند مدیریت فرهنگی جامعه در فیلم میتواند کارکرد مثبت یا منفی ای داشته باشد باید گفت ساختار قابل قبولی را ایجاد کرده و بیننده را در مواجهه با فیلم به نوعی مسحور میکند.

در پایان میتوان گفت مرز بین واقعیت و تصویر کردن آن توسط کارگردان مرزی است که باید با فضاسازی قابل قبول برای ذهن مخاطب پر شود. چه اینکه ممکن است در جهان پدیده هایی وجود داشته باشد که حتی مستند کردن آن غیر قابل باور باشد چه برسد به ساخت یک فیلم داستانی از آن . “مغزهای کوچک زنگ زده” توانسته این کار را با فضاسازی عالی و طراحی صحنه خوب و قابل تحسینش و بازی روان بازیگرانش به خوبی انجام دهد.

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *