نقد لالالند lalaland

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : Damien Chazelle

بازیگران : Ryan Gosling, Emma Stone, Rosemarie DeWitt, J.K. Simmons

خلاصه فیلم

لالالند داستان رویاها و واقعیت های ذهن دو هنرمند عاشق است که راهی نمی یابند جز تلاش و عشق ورزیدن به آنچه می اندیشند که درست است.

 

نقد فیلم

هالیوود بار دیگر رخ نمایان کرد و لالالند را به جهانیان نشان داد. فیلمی که امریکا را در بدترین روزگارش برای خودش و همه، چنان می نماید که با رویاهایش می خندیم، شاد می شویم، نگران می شویم، می گرییم و احساس غرور می کنیم.

لالالند فیلمی است مملو از صحنه های مجلل و پر زرق برق لس آنجلسی و همان تصویر زیبای ذهنی جهانیان از امریکای بی نقص و قدرتمند که قدرت نهفته اش در بزرگی روح اوست و همانقدر منطقی که حتی برای این روح بزرگ از بزرگترین موهبت الهی یعنی عشق به سختی اما شیرین می گذرد تا بشود آنچه باید بشود. و زمان بگذرد بدون آنکه انسان ها درون خود را فراموش کنند. و لالالند فیلم زمان خودش است. مغرور و پر ادعا همچون کاراکترهایش. اما قوی ، بزرگ ولی به اوج نرسیده. داستان همچون سباستین(با بازی Ryan Gosling ) و میا(با بازی Emma Stone ) مغرورانه و متحیر کننده شروع می شود و جلوه ی صندوقداری و نوازندگی گروه موسیقی چیپ از خودش به نمایش می گذارد اما روح بزرگی در خود دارد و آهسته آهسته این بزرگی را باز می نماید و پایانی چنان با شخصیت پیدا می کند که دیگر جایگاه کوچکش را به یاد نمی آوریم. تو گویی زمان در داستان و شخصیت های فیلم نیز رسوخ کرده. آنها همانقدر شاد و فانتزی هستند که در Singin’ in the Rain ،همانقدر نگران کننده هستند که West Side Story ،همانقدر مسحور کننده است که در Chicago و همانقدر شیرین که در Little Shop of Horrors می دیدیم. سکانس های طولانی جذاب با فیلم برداری های نرم دکوپاژ شده و بی نقص و کارگردانی مثال زدنی و متحیر کننده که جلوه های از آن را در Whiplash دیده بودیم اما حالا جسورانه تر و پخته تر خود را به بیننده نشان می دهد.

تمجید از لالالند را می توان ادامه داد اما باید کلام آخر را بیان کنم و آن اینکه بدون شک لالالند همان ناخودآگاه مفخر هالیوود در فراموش شده ترین لایه های تاریخش است که حالا سر بیرون آورده و تمام خاطرات بیننده سینمای خود را زنده می کند و پیچیدگی اکسپریمنتال سینمای این روزها را با یک نفس عاشقانه کنار می زند و از پس سادگی، یک عاشقانه ی موزیکال دلپسند را روایت می کند که هم مجلل بودن رنگ و صحنه و صدا را به همراه دارد و هم به روایت شیرین و تلخ زندگی واقعی می پردازد.

لالالند فیلم کارگردانی توانمند است که امروز توان مالی فراتر از انتظارش پیدا کرده و در تحقق رویاهایش ذره ای کوتاه نیامده. Damien Chazelle هر کجا که خواسته است دوربین را همراه خود کرده است و صحنه های متحیر کننده آفریده. چه در سکانس اول که میخ خود را آنقدر محکم کوبیده که برای خسته کنند بودن قسمت هایی از فیلمش مورد شماتت قرار نگیرد چه در سکانس های دو نفره میا و سباستین که چنان فضایی محیا کرده است که همگان توانایی بازیگرانش را ببینند و آنها را تحسین کنند.کارگردانی که فیلمنامه زیبای خود را بر اساس یک داستان بسیار ساده اما پر از جزئیات به یاد ماندنی نگاشته که همذات پنداری مخاطب را به آسانی بر می انگیزد و مخاطب را نگران سرنوشت شخصیت های گیرایش می کند.فیلم از الگوی تکراری در عاشقی و جدایی تبعیت می کند تا حدی که خطر یک پایان کلیشه وار امریکایی یا بی سر و ته ایرانی !!! را در خود احساس می کند اما با یک فلش بک دریم و مرور رویاگونه و بازگشت به واقعیت دوست داشتنی کاراکترها، پایان درخشانی را می سازد. درست است که میانه ی فیلم جدای از فضاهای فانتزی و رقص و آواز گاه گاه، خسته کننده و کلیشه ای و حتی تا قسمتی بازاری است اما در همین بین نکات جالب توجهی یافت می شود که با ظرافتی خاص فیلم را از تله تکرار نجات می دهد. در نمونه آشنایی بین کاراکترها همیشه کلیشه لجبازی و یا جذب شدن در یک نگاه و یا کنار گذاشتن یک رقیب و به سوی عاشق شتافتن در موقعیتی خاص وجود دارد اما در این فیلم در مواقع مختلف این کلیشه به ضد خود تبدیل می شود. در نگاه عاشقانه و مجذوبانه میا به سباستین، یک تنه زدن عامل جدایی می شود و یا آواز لجبازانه در بیان عشق شان به هم در لحظه بوسیدن یکدیگر با صدای موبایل کاملا به هم می خورد و یا در صحنه سینما در لحظه ی احساسی، فیلم پاره می شود. و البته همه اینها بهانه ای می شود برای یک بیان کلاسیک از اظهار عاشق معشوق در آسمانها و پرواز پرنده ی عشق در آسمان پر ستاره فانتزی فیلم.

درست است که میا و سباستین آگاهانه به دنبال روح بزرگی می روند که هرکدام در هم زنده کردند چه اینکه اگر هرکدام نبود آن دیگری به آرزوی خود نمی رسید اما به واقع گاهی در روند این واقع گرایی فانتزی خلل قابل توجه وارد می شد. نمونه های آن را در تغییر رویه سباستین در دریافت پول می شود دید چه اینکه قبل از این هم پیشنهاد هایی برای گذشتن از سلیقه اش برای پول وجود داشت اما او اینکار را نکرده بود. البته احتمال دارد پیشنهاد حضور در گروه John Legend  هم در این تغییر رویه بی تاثیر نباشد!!!!!.همین خلل در پرداخت نه چندان استوار سباستین، کار Ryan Gosling را برای ایفای یک نقش شایسته دریافت اسکار از Emma Stone سخت تر کرد اما بدون شک اما استون بهترین بازی خود را تا به حال در لالالند به نمایش گذاشت که اوج آن را می توان در سکانس های تست بازیگری و تست آخر و همچنین تو شات های سکانس های اکتیویکال مشاهده کرد. به علاوه اینکه به واقع در سمپاتی برقرار شده بین دو کاراکتر اصلی اما استون نقش پررنگ تری را از نظر بازیگری ایفا می کند و عملا شایستگی کامل برای دریافت یک اسکار فنی را دارا بوده است.

درهر حال لالالند شش اسکار را به خانه برد که در هیچ کدام نمی توان شک کرد. چه اینکه فقط کارگردانی درخشان به همراه بازی های فوق العاده در صحنه پردازی بسیار قوی و بدون نقص با حرکات دوربین شگفت انگیز با چاشنی اصلی یک فیلم موزیکال یعنی موزیک می توانست چنین فیلمی از آب در بیاورد اما به شخصه احساس می کنم لالالند پتانسیل کافی داستانی و فکری لازم برای تبدیل شدن و ماندگاری به عنوان یک شاهکار سینمایی را ندارد و صرفا یک خلاقیت ساده و دلنشین در فضای سینمایی متفاوت است. چیزی که قبلا در آرتیست و اتفاقات پیش آمد کرده برای آن دیده بودیم.

لالالند جهانی زیبا از هالیوود و امریکا به ما نشان می دهد که عادت به دیدن آن داریم  و هالیوود پا در یک کفش کرده و مدام این را یادآوری کند و این بار قرعه به اسم لالالند افتاده بود که به شخصه این قرعه را قرعه خوش شانسی می دانم.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *