نقد فیلم LION

عوامل فیلم

کارگردان : Garth Davis

بازیگران : Dev Patel, Nicole Kidman, Rooney Mara

خلاصه فیلم

شير داستان درگيري دروني پسري هندي است كه در كودكي خانواده و وطن خود را از دست داده و خانواده استراليايي سرپرستي او را به عهده گرفته است اما زندگي او به ياد فقر خانواده خود و چشم انتظاري آنها از زمان گم شدنش، هر روز تلخ تر ميشود و تلاش هاي او براي يافتن خانواده اش كم اثر است تا اينكه به كمك گوگل ارس و ممارست فراوان خانواده خود را مي يابد و به هند سفر مي كند.

 نقد فیلم

همواره در مواجهه با توليدات هاليوود و جشن بزرگ آكادمي و اعطاي شايد والامرتبه ترين جايزه سينمايي جهان يعني اسكار ،دو رويكرد و ذهنيت متفاوت وجود دارد. دسته اي آن را جانب دارانه و گاه گاه سياسي ميشمارند و معتقدند اين جايزه نيز مانند جوايز اروپايي جانبدارانه و حداقل در راستاي سياست هاي تعيين شده مدريت جهاني امريكايي ها داده مي شود و نمونه هاي مختلفي از جمله فيلم آرگو ،جدايي و … را از نمونه هاي متاخر آن نام مي برند و جشن آكادمي را همان جشنواره هاي خارجي منتها با مكر و حيله گري هميشگي امريكايي مي دانند و در مقابل اين نظر، دسته اي نيز با درنظر گرفتن روند اعطاي اسكار و راي گيري از تعداد زيادي از اعضاي آكادمي و اصولا روند متفاوت اين جشن چه در انتخاب آثار و صرفا با وجود نمايش گسترده و اكران فيلم و چه در نوع انتخاب برگزيدگان به شيوه ذكر شده معتقدند يك سياست تعيين شده خاص دستوري در راستاي اعمال نظر يك امر غير هنري دركار نيست اما ممكن است فضاي حاكم بر جامعه هنري جهاني نتايجي داشته باشد كه از آن يك نتيجه صرفا هنري گلخانه اي بيرون نيايد. در اين بين همواره نگارنده مطلب به نتيجه خاصي در اين موضوع نرسيده اما به نظر ميرسد اصولا نظر اول كاملا مردود است اما نظر دوم با تمام منطقي بودن در بعضي موارد جاي بسي مناقشه دارد كه يكي از آنها همين فيلم شير است.

فيلمي كه در چند قسمت اصلي نامزد دريافت اسكار بوده و درواقع يكي از فيلم هاي شاخص اين سال از منظر آكادمي به حساب مي آيد اما آيا به واقع فيلم اين مايه و توان را دارد يا خير !؟

شير بي كم و كاست يك نمونه تيپيكال از تمام المان هايي است كه ما در ذهن خود از يك فيلم هندي داريم. از فرزندي كه خانواده اش را گم كرده و پس از چندين سال به دنبال آنها ميگردد ، گرفته تا عشق و عاشقي و رقص خياباني و آهنگ هندي و مهموني بازي و حتي اتفاقات خارق العاده ( سكانس پيدا كردن شانسي خانه از روي نقشه به طور كاملا تصادفي ) همه و همه به شيوه اي متفاوت و رقيق شده در فيلم وجود دارد اما اين فيلم هندي را يك غير هندي ساخته و شايد دليل عدم موفقيت فيلم هاي هندي در چنين جشنواره هايي نيز همين باشد كه سازندگان آنها خودي نيستند. البته احتمالا در امپراطوري باليوود برعكس فيلمسازان وطني ما ،مرغ همسايه غاز نيست و احتمالا فيلمسازان هندي براي زرق و برق غربي ،سر و دست نمي شكنند و الا بعيد نبود فيلم هاي هندي مجال نفس كشيدن را براي دريافت اسكار خارجي زبان به احدي ندهند._ البته از منظر نگارنده مطلب در اينجا شايد فيلم سازان وطني هم آنقدر مقصر نباشند بلكه تقصير ها بر گردن زرق و برق هاست. زرق و برقي كه اصالت را از زيبايي و سپيدي و اميد و سرزنده بودن در سينماي ما گرفته است. زيبايي و سپيدي و فري كه سال هاي سال است از سينما رخت بربسته و صرفا به كثيفي ها و پليدي ها روي آورده است. چيزي كه هندي ها آن را بيش از همه در جهان دارند اما آن سينمايشان است و هنر و زيبايي و فر و سپيدي اي كه شايد ايران از ديرباز از همه بيشتر آن را داشته اما اين سينمايش است._

به هرحال شير ،فيلمي است كه در داستان خود هيچ امتيازي فراتر از يك فيلم هندي تيپيكال با تمام المان هايش از خود به نمايش نمي گذارد اما در روايت بدون شك شيوه اي متفاوت دارد و سعي در روايت با يك زبان عمومي را  براي فهم تمام مردم جهان در پيش گرفته است. البته فيلم در روايت نيز به نوعي وامدار سبك فيلم هايي است كه ما قبلا نمونه هايي از آنها ديديم. اگر فيلم را به دو قسمت دوران كودكي سارو ( يا شرو به معناي شير و اسم فيلم) و دوران جواني سارو ( با بازي Dev Patel) تقسيم كنيم كه عملا فيلم چيزي به غير ازينها و گاهي فلش بك هاي آنها نيست به جرعت مي توان گفت كه قسمت اول فيلم به شدت ما را به ياد ميليون زاغه نشين مي اندازد و قسمت دوم فيلم و درگيري دروني سارو و تلاشش براي يافتن خانه و خانواده اش ما را به ياد كثيري از فيلم هاي از اين دست مي اندازد كه شايد به علت مدل فيلم برداري و نماهاي زياد از طبيعت بتوان آن را با فيلم هايي مثل درياي درون و يا درخت زندگي بی شباهت ندانست.

باز هم اگر در داستان به دو قسمتی بودن فیلم معتقد شویم خواهیم دید در قسمت اول تعلیق داستان بر چگونگی رشد سارو و همچنین گم شدن و پیدا نکردن خانواده اش و سپس یتیم خانه و سپردنش به خانواده دیگر بود که عملا با دانستن موضوع فیلم که خیلی اتفاق محتملی نیز میتواند باشد عملا تعلیق قسمت اول را از دست میدهیم و در قسمت دوم فیلم تعلیق داستان فیلم اساسا بر درگیری درونی سارو و یافتن خانواده اش بنا نهاده شده و مشخصا سعی میشود با پیشرفت داستان، بحران درونی سارو منجر به نمودهای بیرونی شود که از جمله ی آنها می توان به به هم خوردن رابطه اش با نامزدش یا دوستش ( با بازی Rooney Mara ) و به هم ریختن زندگی و ترک شغلش و رابطه اش با خانواده اش شود که این مسائل نیز بسیار سطحی و به دور از بحران است و عملا کششی بر مبنای تعلیق محسوب نمیشود. بنابراین ما با یک فیلم بی تعلیق و کند و نه چندان جذاب روبرو هستیم که در هر تکه اش سعی شده که نقطه عطف و قله هم وجود داشته باشد اما اصولا همه ی اینها در این فیلم نسبی و رقیق شده است و مایه داستانی ناچیز فیلم تمام بار فیلم را بر دوش کارگردان گذاشته تا یک کارگردان خلاق با توجه به جزئیات بتواند از این مایه ی اندک داستانی یک فضای درونی را بیرون بکشد. از این جهت این فیلم را با فیلم های مذکور مقایسه کردیم.

کارگردانی اما درخشان ترین قسمت فیلم است چرا که کارگردان اثر تمام سعی خود برای تبدیل یک داستان ساده به یک اثر قابل تحمل را انجام داده و تا حد زیادی نیز موفق بوده است. فیلم تا حد بسیار زیادی از صحنه های طبیعی بهره میبرد و گاه و بیگاه به سراغ بیشه زار و مردم و بازار و کوچه و آسمان و زمین می رود. پلان های مختلف بی کلام از سارو در شهر و ساحل و کوه و دشت میگیرد و سعی میکند همه ی اینها را برای نشان دادن بحران های پیش روی سارو چه در هند و کلکته و چه در استرالیا به نمایش بکشد. اما بدون شک این تمام ظرفیت یک فیلم برای تصاویر غیر داستانی است تا جاییکه بیننده حتی با وجود سرعت تصاویر و پلان های طبیعت فیلم گاهی از خود می پرسد دلیل این پلان های دمی چند، چیست ؟! اما لذت دیدن تصاویر زیبا و جذاب همراه با موزیک بسیار زیبا و همچنین مدیریت و کارگردانی آنها با پلان هایی که شخصیت های فیلم در آن حضور دارند و از این دست کارها ،نقطه قوت فیلم و حس گیرای آن است. و در این مورد به اعضای آکادمی حق می دهم که در چنین فیلمی این نقاط در کنار بازی بسیار عالی Nicole Kidman  به نظرشان بیاید اما نکته ای که وجود دارد این است که فیلمی چنین متوسط از همه نظر حتی اگر نقاط پررنگ تری هم داشته باشد ، باز هم نمیتواند تا این حد مورد استقبال قرار گیرد. دلیل این مدعا چند مثال ساده در فیلم است و آن اینکه مثلا Dev Patel با توجه به بازی خوب هم نتوانسته است از پس نقش خود و ایجاد بحران درونی سارو حتی با کمک موزیک و تصاویر و کارگردانی بر بیاید.

به شخصه با این فیلم ارتباط آنچنانی برقرار نکردم و ترجیح می دادم داستان همچنان در هند ادامه پیدا میکرد و یک فیلم هندی می شد تا اینکه در استرالیا و با یک دختر استرالیایی رقص خیابانی هندی را به شکل رقیق شده تماشا کنم و یا پروسه یافتن خانواده یک کودک گم شده هندی را در استرالیا دنبال کنم و با یک صحنه تخیلی گوگل ارسی و یا حتی بی دغدغه بودن یک فرد در تمام دوران کودکی تا جوانی اش و به یک باره و صرفا با دیدن یک زولبیای هندی و یک حرف کاملا معمولی از مسافت شناسی یک مسیر به فکر خانواده افتادنش را به فال نیک بگیرم.

شیر با تمام لحظات شیرین و جذابش در هند از کودکی سارو با برادر و مادرش و دیدار مجددشان و بدون شک بهترین سکانس فیلم یعنی سکانس پایانی و جمع شدن تمام اهالی روستا و نمایش مهر و محبت زیبایی های جهان و تمام پلان های زیبایش و موزیک دلپذیرش و حتی موزیک زیبای تیتزاژ سیا با ظرافت خاص صدایش فیلم چندان دلپذیر و قابل فهم و پرکششی برای من نیست.

جدای از روند فیلم اما قرار دادن تصاویر واقعی داستان گم شدن شرو و بازگشت او به خانواده اش بسیار جذاب و هیجان انگیز بود و اینکه این فیلم به نوعی میخواهد پای خود را از یک فیلم فراتر بگذارد و خود را به یک حرکت دغدغه مند اجتماعی در ابعاد جهانی تبدیل کند بسیار جاه طلبانه و هیجان انگیز است و مایلم در این نوشته حتی اگر شما فیلم را ندیدید و یا پس از اتمام آن به سایت فیلم سر نزدید شما را دعوت کنم تا حداقل یک بار از سایت خوب این فیلم بازدید کنید تا ببینید می شود از یک فیلم و سایتش جز برای فروختن گردنبند شخصیت اصلی و یا یک تیتراژ دوباره فیلم استفاده کرد. http://lionmovie.com/

در پایان به نظر میرسد فیلم شیر بسیار فراتر از لیاقت ها و توانایی هایش دیده شد و راجع به آن گفتگو شد اما به واقع نقاط درخشانی نیز از خود به نمایش گذاشت که بتواند داعیه یک فیلم متوسط برای دنبال کردن و اهمیت دادن به یک دغدغه انسانی را داشته باشد.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *