نقد فیلم نگار

 

عوامل فیلم

کارگردان: رامبد جوان

نویسنده: احسان گودرزی

بازیگران: نگار جواهریان، محمدرضا فروتن، مانی حقیقی، آتیلا پسیانی، افسانه بایگان و علیرضا شجاع نوری

خلاصه داستان

فرامرز ولیان خودکشی کرده است اما دخترش نگار این اتفاق را باور نمی کند. پس به دنبال سرنخ هایی برای یافتن قاتل پدرش می رود.

نقد فیلم

تنوع ژانری فیلم های ساخته شده در طول سال نشان دهنده قدرت زیر ساخت های سینمایی یک کشور است. این تنوع ژانر در سینماهای امریکا، هند، ژاپن و فرانسه بیشتر از سایر نقاط دنیا دیده می شود و مدیران فرهنگی کشورها سعی در مهیا نمودن شرایط برای رسیدن به چنین فضایی هستند. متاسفانه به دلیل بروز پاره ای از مشکلات اقتصادی ،  عدم بازگشت سرمایه و تمایل ساختن فیلم های آپارتمانی در فیلمسازان وطنی این تنوع ژانر در سینمای ایران را از بین برده است. بیش از ۹۰ درصد فیلم های تولید شده هر سال متعلق به ژانر درام یا کمدی هستند و سهم سایر ژانرها در این عرصه حدود ۱۰ درصد است.  هر کدام از ژانرهایی هراس،تریلر، اکشن، جنایی، فانتزی، کودک و…  که مخاطبان زیادی هم در میان هنردوستان دارد تنها یک یا دو نماینده در تولیدات یک سال سینمای ایران دارند. عدم فعالیت در این عرصه علاوه بر آن که باعث پر شدن سبد نیاز مخاطبان توسط تولیدات سایر کشورها می شود، متخصصان و هنرمندان را از کسب دانش و مهارت لازم در ساخت چنین آثاری محروم می نماید. همین امر باعث می شود آثار انگشت شماری هم که در طول سال روانه پرده نقره ای می شوند، از کیفیت مطلوب بهره مند نباشند و به طبع توفیقی در جلب رضایت مخاطبان و منتقدین نداشته باشند.

“نگار” آخرین ساخته رامبد جوان تلاشی است در احیای تنوع ژانری در سینمای ایران. فیلمساز با نوآوری در نحوه روایت داستان سعی در دخیل کردن مخاطب در ماجرای فیلم دارد و به او اجازه می دهد در حل کردن بخشی از معماهای فیلم سهیم باشد . این اتفاق خوشایند مخاطب را درگیر فیلم می نماید و لذت درک فیلم را به لذت تماشای فیلم می افزاید. به طور کلی زمانی که بیننده با درگیری ذهنی به درک مسئله ای از فیلم دست یابد، لذت بیشتری از زمانی که همه چیز به طور واضح به او نشان داده شود خواهد برد. در این نحوه روایت،  نگار اتفاقاتی را که در روزهای قبل از خوکشی ساختگی پدرش رخ داده است را در قالب مکاشفات – و یا توهم هایی- می بیند و از این طریق رفته رفته گره گشایی های داستان اتفاق می افتد. اطلاعات به صورت قطره چکانی و از طریق مکاشفات به بیننده منتقل می شود و همین امر تعلیق اثر را برای مخاطب بیشتر می کند. البته سینمای ایران در سال های قبل هم با فیلم گناهکاران فرامرز قریبیان و با بازی رامبد جوان شاهد تجربه ای نزدیک به این نحوه روایت بوده است که البته با توفیقی در گیشه همراه نشد.

استفاده از جلوه های ویژه در  فیلم کارکرد مناسبی دارد و بر خلاف معمول سینمای ایران مخاطب را از فیلم دلزده نمی کند. مهمتر این که استفاده از این جلوه ها در راستای و متناسب با وقایع فیلم است . تبدیل روز به شب همراه با باز و بسته کردن در ماشین، توهم حرکت در خودرو و حضور مادر نگار کنار ماشین از جمله این اتفاقات بود که فضای فانتزی جذابی را به فیلم افزوده است. البته استفاده از این فضاها در بخش  هایی هم دلچسب نمی نماید که از جمله آن ها می توان به صحنه حضور نگار و بهتاش در دشتی پوشیده از برف اشاره کرد. هر چند این صحنه نشان دهنده تقابل میان این شخصیت هاست اما ارتباط مطلوبی میان سکانس قبل و بعد از آن برقرار نمی کند.

رامبد جوان از پس صحنه های اشکن کار هم به خوبی برآمده است. فیلمساز توانسته با مدیریت گروه بدلکاران، خشونت و تحرک مورد نیاز اثر را تامین نماید. اتفاقی که به دلیل نداشتن تجربه کافی در طراحی و اجرای آن ها معمولا در سینمای ایران از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند. به نظر می رسد بخشی از کیفیت اجرا به دلیل حضور ارشیا اقدسی  است که سابقه همکاری با رامبد جوان در برنامه خندوانه را دارد .البته این اتفاقات در سکانس هایی قدری اگزجره می نماید و علت آن هم تطابق این اتفاقات با فیزیک بازیگران اصلی -به ویژه خانم جواهریان- در ذهن مخاطب است. مانند صحنه های درگیری نگار و عمورضا در ویلای لواسان.

نگار و عوامل آن تمام تلاش خود را برای به کارگیری مناسب مولفه های ژانر دلهره به کار گرفته اند. از موسیقی و طراحی لباس و صحنه گرفته تا شیوه روایت و فیلمبرداری. اما وجود وصله ها ی ناجوری مانند بازی اگزجره جناب حقیقی و عدم پرداخت کافی برخی سکانس های حیاتی ، از توان تاثیرگذاری اثر کاسته است. و متاسفانه با حرکت به سوی پایان فیلم بسامد این اشتباهات بیشتر و بیشتر می شود که سکانس نهایی فیلم هم از جمله آن هاست. به طبع دختری که تازه سلاح به دست گرفته قادر نخواد بود میان سه فرد مسلح جان سالم به در ببرد.

تنوع ژانریپایین در سینمای ایران باعث شده مخاطب با پیش زمینه ذهنی منفی درباره فیلم وارد سینما شود و مدام منتظر کشف اشتباهات اثر باشد تا لذت بردن از آن. در این فضای نا امیدکننده تلاش و شجاعت رامبد جوان و عوامل فیلم نگار در ساخت چنین اثری قابل تقدیر است.اثری که  هم در انتخاب گونه سینمایی اش خاص است و هم در نحوه روایت داستان. هر چند نگار از نمونه های موفق ساخت آثار تریلر در سال های اخیر سینمای ایران است اما توجه بیشتر به جزئیات می توانست نگار را به ماندگارترین اثر این گونه در تاریخ سینمای ایران بدل کند.

به این مطلب امتیاز دهید

15 دیدگاه در “نقد فیلم نگار

  1. ههه کجاش لذت بخشه خیلیم مسخرست خوبه خودتم میگی توهم اخه معما باید با توهم حل شه؟ اونم توهمای غیر قابل باور و خیلی خنک و لوس صحنه های اکشنش اصلا خنده داره من فقط میخندیدم اصلا خوب نبود افتضاح محض بود اگه یه میلیاردم بهم پول بدن دیگه نگاش نمیکنم ارزش نگاه کردن اصلا نداره مزخرف ضربدر بی نهایت اصلا به درد نمیخوره لوس بی مزه بیشتر به طنز تلخ میخورد تا معمایی جنایی من که همشو خندیدم اما خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است…..

  2. فیلم خوبی بود و ارزش یک بار دیدن رو داشت. فلاش بک های توی فیلم پیچیدگی روایی داستان رو می ساختن و نوع روایت هم نو و تازه بود. متوجه نمی شم چرا می گن فیلم مسخره بوده؟ هر داستانی یک نوع خاصی بزای روایتش وجود داره. اگه ما این نوع رو نمی پسندیم دلیل بر مسخرگی فیلم نیست. فیلم ضعف هایی داشت ولی به خاطر نو بودن این نوع فیلم ها تو سینمای ایران میشه ازش چشم پوشی کرد.

  3. سلام فیلم بسیار عالی و زیبایی بود وارزش دیدنو داشت ،من از عوامل این فیلم تشکر میکنم و برای افرادی که میگن مسخره بود چون درک نمیکنن مثل این میمونه که بخوای رو چرتکه ویندوز نصب کنی!!!

  4. جالب نبود.رامبد جوان در مورد بیننده چی فکر میکنه؟ حالش خوبه؟ بازی خای قبلیه نگار جواهریان عالی بود ولی الان جالب نیست و فکر نمیکنم خودش هم راضی باشه.

  5. سلام….
    عااااااااالی و قابل تقدیر….
    من که تا آخر فیلم پلک هم نزدم….
    متفاوت…
    فقط کاشکی نگار آخر فیلم اعدام نمیشد. آخه چهار نفر رو کشته دیگه.
    نمیدونم واقعا سرنوشت نگار چی میشه.
    واینکه مرسی که پیمان رو کشت و عجب دختر قوی و نترس و عاشقی بود. عشق به پدرش…
    اون شخصی هم که میگه مسخره بود بره فیلم بیداری رو ببینه تا متوجه بشه فیلم مسخره یعنی چی با بازی مسخره ی حامد بهداد… البته من عاشق آقای بهداد هستم.

  6. خیلی عالی خیلی خوب من فیلم زیاد میبینم هفته ۲یا۳تا فیلم جدید خارجی یا ایرانیو حتما میبینم وسعی میکنم بیشتر ب موضوعهای جدید وقتمو صرف کنم . این فیلم عالی بود بازیگرا عالی وآخرش خیلی جالب بود مث بیشتر فیلمها ک آخرش خوب و عالی و گلو بلبل تموم میشه نبود خیلی خاص بود

  7. بعنوان كسي كه فيلم زياد ميبينه بنظرم ارزش ديدن داشت و از پيچيدگي و معمايي بودن و همينطور سبك خاص و جديد فيلم لذت بردم ذره اي حوصلم سر نرفت

  8. یک نقد درست از این فیلم پیدا نکردم . فیلمنامه پر از ایراد بود که بهترین بازیگران سینمای ایران هم در این فیلم خوب ظاهر نشدن. داستان بیشتر در تخیلات و متافیزیک بود تا عینی و منطقی بودن پس هدف فیلم چه بود سرگرمی تماشاگر!! خوب پس چه پایانی بود برای این سرگرمی.

  9. فیلم جالب بود من ک خوشم اومد و صحنه های جذتبشو روباره دیدم صحنه های ویژش خیلی جذاب بود البته کمی موصوع غیر قابل باور بود ولی من با این مدل فیلما حال میکنم به نوعی در کل من از متن و همه چی راضی بودمو خوشم اومد خ بی مهریه ک بعضیا اونجوری راجع بش نظر میدن فیلم خیلی متن و صحنه های تاثیر گزاری داشت

  10. از اون فیلمهایی بود که من دو بار پشت سر هم دیدم ( یادمه آخرین بار روی جاده مالهالند دیوید لینچ این اتفاق برام افتاده بود) اصلا فکر نمیکردم در ایران اون هم یک نفر که به خنده و کمدی معروفه همچین اثری خلق کنه.

  11. سوژه فيلم خيلي جسورانه بود و مشخصه با وجود امكانات محدود و كليشه هاي موجود در سينماي ايران، راميبد چه ريسكي براي ساخت اين فيلم كرده. فيلم كاملاً سرگرم كننده و تاثيرگذار بود. به عنوان كسي كه زياد فيلم ميبينه واقعاً تحت تاثير تازگي روايت و ريتم تند فيلم قرار گرفتم. بعد مدتها يك فيلم خوب ايراني ديدم كه به نظر من از سطح سينماي ايران بالاتر بود. كسايي كه از فرم كار ايراد ميگيرن لطفاً بگن توي اين ژانر چه فيلمي رو تو ايران معيار ميگيرن. اميدوارم روند ساخت اين دست فيلمها با اين اظهارنظرات دلسرد كننده و غير منصفانه متوقف نشه

  12. فیلم خوب بود و خیره کننده و اصلا تکراری نبود

    فکر نمی کردم رانبود جوان تخیله کسی رو داشته باشه که به چشماش به عالم غیب بازه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *