نقد فیلم اکسیدان

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : حامد محمدی

بازیگران : جواد عزتی، شبنم مقدمی، امیر جعفری، لیندا کیانی، رضا بهبودی

خلاصه فیلم

اکسیدان داستان تلاش یک عاشق برای اخذ ویزا در راه رسیدن به نامزد خود است که سودای زندگی در غرب را در سر می پروراند و به صورت غیر قانونی مهاجرت کرده و در معرض آسیب قرار گرفته است.

نقد فیلم

اکسیدان نامی است که صدایش این روزها به همراه حاشیه های فراوان از مضمون فیلم به همراه پیاز داغ اضافه از خارج فیلم شنیده می شود.

فیلمی که می توان آن را مجمع الجزایر ایده های تکراری فیلم های کمدی سال های اخیر دانست، فیلمی با داستان تکراری ،شخصیت های تکراری ،شوخی های تکراری و به دور از خلاقیت های لازم برای یک کمدی پر حاشیه و پر سر و صدا.

تم کلی داستان بر مبنای عشق اصلان (با بازی جواد عزتی) به نگار (با بازی لیندا کیانی) است. نگار، نامزد اصلان، بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج سفر می کند. حالا اصلان به دنبال راهی برای گرفتن ویزای قانونی است تا بتواند نامزدش را برگرداند. او در این راه با بهمن (با بازی امیر جعفری) آشنا می شود تا در اخذ ویزا از بهمن کمک بگیرد و این شروع روند اتفاقات کمیک داستان است.

اصلان و بهمن در اولین تلاش تصمیم می گیرند با جا زدن اصلان به جای یک کشیک مسیحی راه را برای گرفتن ویزا هموار کنند و این مهمترین موقعیت طنز و شوخی فیلم است که یک فرد معمولی در نقش یک روحانی مذهبی ظاهر شود. شوخی ای که مدل تام و تمامش را قبلا در مارمولک به بهترین وجه و چه بسا بسیار نزدیکتر به خطوط قرمز دیده بودیم و در این فیلم با کپی دست چندمی از آن روبرو هستیم. به جرئت می توان گفت همان شوخی ها و جزئیات عین به عین اما بسیار محافظه کارانه تر و نه چندان جذاب، تکرار می شود. بدون شک برای حامد محمدی فیلم مارمولک به تهیه کنندگی پدرش منوچهر محمدی یک تاثیر شگرف و غیر قابل انکار است و رد پای آن را نیز میتوان در فیلم های قبلی وی و همچنین به شکل پررنگ تر در این فیلم دید. به واقع اکسیدان در شوخی با روحانیت آن هم در یک درجه پایین تر یعنی روحانی مسیحی ،پایی فراتر از مارمولک نمی گذارد و شاید چند صحنه جذاب جدید از جمله صحنه خاکسپاری باشد که آن هم با حضور بهمن و لمپنیسم حاکم بر این شخصیت به کلی سخیف و مضحک می شود.

در تلاش بعدی برای گرفتن ویزا ،آنها به سراغ همجنسگرایی می روند و در این نقش به سفارت های خارجی مراجعه میکنند و از قضا موفق به اخذ ویزا هم می شوند. البته که شوخی ها در این زمینه بسیار تکراری و از ترس ممیزی در سطحی ترین و مبتذل ترین حالت خود قرار دارد درحالیکه این موضوع با کمی خلاقیت کمیک می توانست دستمایه بسیاری از شوخی های جذاب باشد که حساسیت ممیزی را نیز برنمی انگیزد و حتی کارگردان محترم می توانست نمونه های بسیار آن را از فیلم های خارجی کپی کند تا اینکه بخواهد شاءن تماشاچی را در حد مبتذل ترین هجو پایین بیاورد.

متاسفانه دیگر شوخی ها نیز برگرفته از سخیف ترین و دم دستی ترین اتفاقات تکراری و از فرط تکرار برای تماشاچی ایرانی بیش از حد مضحک می نماید که از آن دست می توان به زن سن بالای پولدار اشاره کرد. البته که شوخی های جنسی بیش اندازه فیلم که معمولا از جانب شخصیت بهمن با بازی امیر جعفری تکرار می شد نیز در این فیلم به صورت یک عامل نه چندان خنده دار و صرفا تکمیل کننده کاراکترش معنا پیدا میکرد ،به طور مثال شوخی دعوت از هر خانمی در هر سن و جایگاه و نژادی به آمدن خانه خالی و دیدن آلبوم و فیلم و … تا یک حدی میتواند خنده را به همراه داشته باشد.

اصولا به نظر می رسد کارگردان به هیچ عنوان تمایل به انجام کوچکترین ریسکی در فیلم نداشته و این موضوع را در انتخاب بازیگر برای کاراکترهای تکراری و بارها دیده شده خود نیز به خوبی نشان داده. جواد عزتی فیلم قبلی همین کارگردان و بارها در سریال های مختلف نقش یک فرد مظلوم در موقعیت انجام کار خلاف را بازی کرده و در این نقش آنقدر تکراری شده که عملا شاید بیرون آمدن از آن برایش دشوار باشد. البته فرقی نمی کند این فرد مکانیک باشد یا روحانی یا سینماگر یا هر شغل دیگری. از طرفی امیر جعفری نیز در نقش یک فرد سوء استفاده گر خشن بازی های مختلفی در این ژانر داشته و عملا نمود یک لمپن در فضای واقعی است که هیچگونه قواعدی را رعایت نمی کند و در همه جا احتمال بروز یک آبروریزی را بالا می برد اما در مرز مدیریت کارگردان حرکت می کند.

در این بین اما تنها نکته مثبت اکسیدان نشان دادن و صرفا مطرح کردن حقوق افرادی است که در جامعه دیده نمی شوند و نقد نقض مقوله حقوق بشر تا حدی و از طرفی مشکل کشورهای مختلف از جمله انگلیس با ایران و سعی انگلیس در استفاده از هر ظرفیتی برای جاسوسی از ایران و از طرف دیگر نقد به روحانیت اسلام و ظرفیت فکری و آزادی بیشتر روحانیون دین های دیگر که نمونه این مسئله را می توان در تشکر کشیش از اصلان درباره جوانی که قصد تغییر دین داشت، مشاهده کرد و یا حتی سکانس آخر و فرمان به دست اسلام بودن…

اکسیدان به هیچ عنوان فیلم ارزشمند و قابل دفاعی نیست و کوچکترین نوآوری و خلاقیتی برای بیننده خود چه در داستان و چه در اجرا به نمایش نمی گذارد درحالیکه مهمترین عامل در ایجاد یک طنز موفق و فیلم کمدی نوآوری و خلاقیت است که نمود آن را نیز معمولا می توان در محبوبیت فیلم در بین مردم مشاهده کرد و نمونه بارز آن مارمولک است اما تکرار دست چندم از سوژه های تکراری نمی تواند آن نتیجه را به همراه داشته باشد. البته عوامل فیلم ظاهرا سعی کردند از عوامل دیگری برای موفقیت فیلم در گیشه استفاده کنند و آن ایجاد شایعه و خود اپوزیسیون پنداری سیاسی و فرهنگی در این راستا است. عوامل این فیلم از تکنیک قدیمی “شایعه پایین کشیدن فیلم” در راستای فروش بیشتر در جو کنونی به خوبی استفاده کردند و توانستند کلاغ خود را به جای قناری به مردم قالب کنند. درحالیکه فیلم اکسیدان بسیار ترسوتر و تهی تر از آن است کسی بخواهد آن را از سردر سینماها پایین بکشد ولی ای کاش قوانین مردم نهاد در کشور آنقدر قوی بود که مردم میتوانستند آثار ارزشمند و حتی بی ارزش فرهنگی اما مفرح را در فضای درست انتخاب کنند و متناسب با فرهنگ متعالی کشور فیلم های بی ارزش را کنار بگذارند و با ندیدن آن قدمی در تعالی فرهنگ کشور بردارند. نه به عنوان یک بازار هدف در فضای بسیار بد فرهنگی اقتصادی صرفا بازیچه شایعات و سیاسی کاری های نهاد های عمدتا غیر مسئول شوند. در آن زمان بود که فیلم هایی همچون اکسیدان خود به خود از سردر سینماها پایین می آمدند و هیچ جایگاهی حتی در گیشه پیدا نمی کردند.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *