نقد فيلم ايستاده در غبار

11عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : محمدحسین مهدویان

بازیگران : هادی حجازی‎فر ، امیرحسین هاشمی ، ابراهیم امینی

خلاصه فیلم

احمد که عصیان نوجوانی‎اش را در سکوت گذرانده، فرمانده لشگری می‎شود که باید در دروازه‎های خرمشهر با دشمن بجنگند اما سرنوشت او فرسنگ‎ها دور از مرز ایران رقم می‎خورد.

نقد فیلم

” … احمد اگر رفت خدای احمد هست… “

برخلاف تمام اصول نقد نویسی ، در این نقد و تحلیل ، قصد دارم حرف آخر را اول بزنم و بیان بدارم که ایستاده در غبار هنر به نمایش گذاشتن زندگی واقعی یک قهرمان واقعی است . قهرمانی که بدون طول تفصیل میتوان او را یک قهرمان واقعی مسلمان دانست .
سخن گفتن پیرامون اثری که یک قهرمان جنگ و البته دفاع ( نه همچون ابرقهرمان های ماکروفری و یک شبه اسطوره شده هالیوودی و نه همچون قهرمان ابر فرشته های فیلم های کلیشه ای ایرانی ) را به دور از تکلف های سینمای جنگی و صرفا شخصیت محور آن هم با تکیه بر واقعیت محض تا جاییکه تنها از صداهای واقعی باقیمانده از احمد متوسلیان استفاده شده در سینمای ایران موجب امتنان و بسی شادمانی است .
فیلم بر پایه شخصیت احمد متوسلیان از کودکی تا زمان ناپدید شدن او ( به زعم فیلم ) با روایات مستند افراد (از جمله خانواده ، دوستان و همرزمان وی) است که به شکل نریشن روی تصاویر داستانی بازسازی شده با صدای واقعی افراد قرار داده شده . بنابراین استفاده از واژه مستند داستانی برای این اثر قطعا اشتباه است بلکه ما با یک فیلم ملودرام جنگی بیوگرافیک متفاوت در فرم و یک تجربه ی دیداری جدید در سینمای ایران هستیم . فیلمی که با در اختیار داشتن صدای واقعی سوژه و قهرمانش ، خود را موظف به حفظ این امانت کرده و هرچند این مقدار کم صدا موجب روایت مستند گونه تری نسبت به “آخرین روزهای زمستان” اثر قبلی کارگردان شده اما شاید این محدودیت موجب ایجاد لحظات تصویری قویتر شده است که در اوج آن سکانس اصلی فیلم را که احمد متوسلیان در غبار ایستاده را شاهد هستیم .
بدون شک این فیلم روایت و درک نویسنده و کارگردان از احمد متوسلیان است و دلیل اثبات این مدعا انتخاب داستان ها و شاید بهتر بگویم خرده داستان های پیرامون شخصیت حاج احمد است ، خرده داستان هایی که ما را به کاراکتر اصلی فیلم نزدیک میکند و شخصیت پردازی یک انسان درون گرا را برای ما به خوبی باز مینماید و ذره ذره او را از یک اسم آشنا و یا حتی از یک شخصیت قبلا شناخته شده برای ما به یک قهرمان دوست داشتنی ، عاقل ، مهربان و مهمتر از همه به انسانی مسلمان تبدیل میکند تا جایی که وقتی فقط در یک پلان خنده او را ، آن هم زیر زیرکی میبینیم چنان مشتاقانه لذت میبریم که گویی درون بیمارستان هستیم و تمام جذابیت خنده یک فرمانده ی کم خنده را با تمام وجود حس میکنیم .
اجازه بدهید از کارگردانی به سرعت عبور نکنیم . هنر کارگردان جوان اما مولف اینروزهای کشور در این ژانر ( اگر دفاع مقدس را یک ژانر بدانیم ) در ساخته و پرداخته کردن بستری مناسب در فیلمنامه برای نشان دادن وجوه شخصیتی قهرمان فیلمش تحسین برانگیز و مثال زدنی است . مهدویان تعلیق اثر خود را بر پایه تقدس زدایی از کاراکتر مقدس فیلم خود بنیان مینهد و در هر خرده داستان نکته ای به این منظور قرار میدهد اما در پایان هر کدام بعضا از همین خاکستری کردن برای نشان دادن زلال بودن قهرمان خود بهره میبرد و ملودرامی کاملا باور پذیر بر اساس تغییر درونی متوسلیان در هر خرده داستان روایت میکند . احمد متوسلیان قیافه چپی به خود میگیرد ، سبیل میگذارد و در ساواک اعتراف میکند که اشتباه کرده که اعلامیه انقلابی چاپ و تکثیر کرده اما در پایان این خرده داستان در زندان با یکی از بزرگان طرفداران چپ بحث ایدئولوژیک میکند و هم بندی او میگوید که فهمیدیم او خیلی مسلمان و انقلابی تر از هر کسی است . احمد متوسلیان پاسدار می شود به فرماندهی سپاه پاوه میرود اما آنجا به اختلاف با شورای سپاه دامن میزند و آن را در نماز جمعه مطرح میکند اما در پایان حق با اوست و اوست که در مقابل سوء استفاده های مالی از بودجه سپاه در ذهن مخاطب دست برتری را دارد . حالا دیگر حاج احمد به مریوان میرود و ظرف مدت کوتاه وارد شهر میشود و شایعه های سر بریدن که علیه شان پیچیده را با اطعام مردم و صحنه های احساسی زیبا پاسخ میدهد سپس قصد ورود به دزلی میکند ، جایی که کوموله آنجا را به پایگاه دائمی و دژ غیر قابل نفوذ خود تبدیل کرده و حاج احمد شش ماه برای رفتن به دزلی معطل میکند . از زبان همرزمانش میشنویم که به فرماندهی او شک کردیم اما در پایان قهرمان فاتح دزلی با یک تاکتیک منحصر به فرد جنگی حاج احمد است . داستان بیمارستان و خشم او ، داستان محسن وزوایی و این جمله که حاج امد متاسفانه این من میگم من میگم رو داشت و صحنه های مختلف ، نشانه گذاری صحیح کارگردان برای این تقدس زدایی واقع گرایانه و نیز استفاده مثبت از برای معرفی بیشتر قهرمان خود از نکات منحصر به فرد در مختصات یک فیلم با دیدگاه دینی است .
در فیلمی با این دیدگاه عذرخواهی و به دست و پا افتادن یک رزمنده در مقابل همسرش ، قهرمان را به والاترین مقام انسانی میبرد . عذرخواهی از نیروی تحت امر خود در مقابل همه او را فرسنگ ها به تعالی انسانی نزدیک میکند . برای ساخت یک فیلم با نگاهی دینی لازم نیست نماز و دعا نشان داد بلکه میتوان قهرمان را با سینه خیز رفتن خود دوشادوش سربازانش بالا برد . به جرئت میتوان گفت اثر مهدویان یک سهمی خوش فرم در مختصات دینی است و رسیدن به نقطه ای چنان عمیق ، نشان از عمق شناخت و هنر کارگردان دارد .
از دیگر نقاط قوت فیلم که بیش و کم با آن در اثر قبلی کارگردان آشنا شده بودیم ، مدل فیلم برداری و دکوپاژ بسیار پخته ی مستند گونه آن از پشت در و دیوار و لانگ شات های قاب در قاب و نویز و سیاه سفید بودن و تمام ویژگی های بصری اینگونه در مواجهه با ساخت یک اثر با ساختار تازه نکته بدیعی است . در طول فیلم به یک سکانس شب با یک تصویر بسیار نویزیک و زرد و تکان های زیاد دوربین که رسیدیم با اینکه کپشن ابتدای فیلم مبنی براینکه تمام تصاویر غیرواقعی است را در ذهن داشتم ، شک کردم که نکند این سکانس واقعی بوده و سپس به این اندیشیدم که اگر کسی یک دقیقه اول فیلم را از دست داده بود و کپشن را نمیدید چگونه قرار بود متوجه شود که این صحنه ها بازسازس شده ؟! و این برای یک فیلم میتواند مهمترین امتیاز باشد و کارگردان و فیلم بردار این فیلم با درگیر کردن خود در استفاده از نگاتیو و دوربین ۱۸ میلیمتری حتی و دشواری هایش این امتیاز را برای فیلم خود خریده اند .
کارگردان به طرز عجیبی عوامل فیلم خود را محدود کرده و دست آنها را بسته تا به یک ساختار نو در روایتگری خود برسد و همین محدودیت ها موجب خلق فرمی مثال زدنی شده چه در فیلم برداری و چه در بازی بازیگران . از هر جهت که به بازی حجازی فر و تعاملش با دوربینی که نهایتا فقط تا مدیوم شات به او نزدیک شود و او قرار است تمام احساسات کاراکتر را در این قاب ها منتقل کند ، نگاه میکنم راهی جز تحسین پیش روی خود نمیبینم . بازیگری که بدون دیالوگ در میزانسن های سینمایی بازی ای تئاتری از خود به نمایش بگذارد کاری ارزشمند انجام داده است . بازی بازیگران دیگر نیز در کانتکست خاص فیلم زیبا و باورپذیر است مخصوصا شخصیت همراه حاج احمد و یا بازیگز نقش محسن وزوایی به خوبی از پس نقش خود برآمده اند .
اما نقطه ضعف فیلم بدون شک روایت دوران کودکی و نوجوانی احمد متوسلیان است که بسیار نچسب و خام و به نظر سطحی است . دوران کودکی او یک ناهمانگی خاصی با شخصیت ترسیم شده او در دوران بزرگسالی دارد و با جملات نه چندان زیبا و اصطلاحا بزن دررویی درصدد عبور از آن است . شخصیت ترسیم شده از پدر متوسلیان یک شخصیت کاریکاتوری و در تناقض با روایت کودکی اوست . در جایی گفته میشود بعد از مدرسه به سرعت به کمک پدر میرفت و به همین منظور یعنی کمک به پدر درسش را شبانه ادامه داد و از طرفی گفته میشود رابطه اش با پدر مثل دیگران نبود و خیلی سرد بود ، درحالیکه اساسا شخصیت کودکی او یک شخصیت درونگرا ، ساکت و گوشه گیر ترسیم شده . شخصیت کودکی و نوجوانی خود احمد هم کاریکاتوریست او یک بچه ساکت و عصبانی است که هیچ علاقه ای جز شمشیربازی با چوب و دعوا ندارد و تا طرف را نکشد دست بردار نیست اما کلا با کسی هم کاری ندارد و ساکت است و از این دست تناقضات کارکاتوری و نیز تاکید بیش از اندازه کارگردان نیز برای به کارگیری کلمه قدرت و قدرتمند شدن در دوره نوجوانی با گذر سریع از این دوران با یک جمله که از آن به بعد او گوشه گیرتر شد و گذشت چندین سال به یکباره و پس از آن پاسدار شدن ایشان نشانه های متناقضی با شخصیت او در ادامه فیلم دارد و نیز این قسمت از فیلم هیچ کارکرد خاص دیگری در ادامه فیلم به ما نمیدهد و به نظر غیر ضروری میرسد اما اگر علاقه به روایت دوران کودکی نیز وجود داشت به نظر میرسید امکان یک روایت خاص جدای از ساختار اصلی فیلم نیز پاسخگوی این نیاز میتوانست باشد .
نقطه ضعف دیگر فیلم روایت های مستند گاه و بیگاه غیر متناسب با فضای فیلم است که به جای درگیر کردن بیشتر مخاطب به فضای فیلم او را پس میزند . نمونه های اندک اما موجود این روایات لطمه به روند تصویری فیلم نیز وارد میکند و گاهی در ریتم فیلم نیز اخلال ایجاد میکند .
اما ریتم فیلم جدای از این اشتباهات اندک بیش و کم خود را از ابتدا تا پایان حفظ کرده و لوپ روایی آن روی سکانسی که احمد متوسلیان در میانه ی میدان نبرد عملیات الی بیت المقدس ایستاده در غبار است نیز به جذابیت آن افزوده است .
ایستاده در غبار روی هم رفته اثر بسیار زیبا با روایتی نو و تجربه ای جذاب در بستر یک اتفاق بسیار دراماتیک یعنی جنگ عراق و ایران بر پایه شخصیت یکی از قهرمانان کشور است و در بین آثاری که روایات غیر واقعی یا تصنعی از این اتفاق مهم در کشور ترسیم میکنند غنیمتی قابل اتکا محسوب میشود و ادامه این روند از سوی کارگردان در مورد فرماندهان دیگر جنگ نیز میتواند یک گنجینه ارزشمند از تاریخ دفاع کشور به جای بگذارد و نیز ابتکارات و نوآوری های ارزنده فیلم میتواند راهی برای تولید آثار سینمای داستانی با استفاده از این نوآوری ها باز کند . باشد که تولید آثار قهرمان محور در کشوری که قهرمانان آن در سراسر تاریخ میدرخشند یک ارزش شود و بساط روشنفکر نمایی و سطحی نگری که سایه ی عظیمی بر سینمای کشور گسترده و حتی پا در عرصه ی دفاع راستین مردم در مقابل متجاوز نیز نهاده و دست به ساخت آثار ضد جنگ روشنفکر نمایانه دراز کرده ، برچیده شود و نگاه صحیح و مطابق با واقعیت جای آن را بگیرد .

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *