نقد زنانی با گوشواره های باروتی

عوامل فیلم

کارگردان: رضا فرهمند

تهیه کننده: مرتضی شعبانی

موضوع روایت

روایت زنان داعشی حاضر در کمپ های UN است که همسرانشان در جنگ یا کشته شده اند یا فرار کرده اند.

نقد فیلم

 سینمای مستند در قیاس با سینمای داستانی این قابلیت را دارد که با رها شدن از گیر و بندهای درام ، تخیل و فرمهای دست و پاگیر ، واقعیت یا به تعبیر عالی تر حقیقت را با کمترین تغییر به مخاطب برساند. به دلیل عام نبودن گستره مخاطبانش ، اصالتی برای خلق جذابیت های مجازی قائل نمی شود و تمام تمرکز خود را به ارائه روایتی صحیح از موضوعش قرار می دهد. لازم به ذکر است مقدمه کوتاه ذکر شده نافی لزوم گیرایی ماجرا و ظرایف بصری در این آثار نیست. همچنین کمتر بودن دایره مخاطبان آثار مستند نباید به عنوان عدم وجود شان رسانه ای در این آثار تلقی شود. در یک کلام سینمای مستند در فضای رسانه ای چشم حقیقت بین دنیای امروز است.

در سال های اخیر با اکران برخی آثار ، سینمای مستند توانسته جایگاه خود را در میان مخاطبان سینمای کشور ارتقا دهد و گستره مخاطبان آن را گسترش دهد . همچنین پا گرفتن سینما حقیقت به عنوان جامع ترین جشنواره مستند کشور اندک فرصتی به فیلمسازان بخشیده تا بتوانند با تماشای فیلم در کنار مردم، آثار خود را به سلیقه مردم نزدیک تر کنند. این عوامل دست به دست هم داده اند تا سینمای مستند به عنوان بخشی از سبد فرهنگی عمومی پذیرفته شود.

ظهور پدیده های چون طالبان و داعش در کشورهای همسایه  مستندسازان کشور را به عنوان یکی از متعهدترین اقشار فرهنگی جامعه به ساخت آثاری برای تبیین جایگاه این گروه های تروریستی و همچنین پشت پرده حضور آن ها در منطقه ترغیب کرده است. با وجود خطرات زیادی که در ساخت چنین آثاری وجود دارد اما جذابیت موضوع جنگ و بار مسئولیتی که فیلمسازان به عنوان پیغامبران حقیقت بر دوش خود احساس می کنند باعث شده است پس از وقوع هر جنگی حقایق ، بر مبنای آثار ساخته شده از آن بازخوانی شود و از این آثار به عنوان تاریخ مصور جنگ یاد شود. مانند آثار به جا مانده از سال های دفاع مقدس که همه آن را با روایت فتح جناب آوینی و سایر عوامل آن به یاد می آورند. مرتضی شعبانی یکی  از عوامل گروه روایت فتح با گذشت سال های متمادی ، از هدف و علاقه خود دور نشده است و در آخرین اثرش در مقام تهیه کننده با فیلم ” زنانی با گوشواره های باروتی” به سراغ آسیب های زنان در پدیده تروریستی حضور داعش در عراق رفته است.

“زنانی با گوشواره باروتی” روایت سرنوشت زنانی از داعش است که همسرانشان یا در جنگ کشته شده اند یا  از میدان جنگ به کشورهای دیگر گریخته اند و نیروهای سازمان ملل با کمک نیروهای عراقی به جمع آوری و سامان دهی وضعیت بهداشت و معیشت آنان مشغولند. این خانواده ها در دو گروه عراقی و غیر عراقی دسته بندی شده اند . غیر عراقی ها از طریق مذاکرات دیپلماتیک به کشورهای خود – از چین و روسیه تا ترکیه و جمهوری چچن- باز می گردند و عراقی ها تا زمان تعیین تکلیف در اردوگاه های اسیران انتظار می کشند.

 اثر با روایت نور الحلی خبرنگار زن عراقی پیش می رود و در دو خط موازی به بیننده خوراک می دهد. خط اول خانواده های داعشی حاضر در اردوگاه اسرا و خط دوم جنایات داعش علیه زنان در کوجو، شهر متروکه ایزدیان عراق. نور ابتدا در خط مقدم جنگ شهری با تعدادی از خانواده های عراقی آشنا می شود که در خانه ای امن تحت مراقبت نیروهای عراقی نگهداری می شوند. این خانواده های داعشی پس از آزادسازی منطقه توسط نیروهای عراق به شهرهای اطراف گریخته اند و در ایست های بازرسی اسیر شده اند. اثر  با این خانواده ها همراه می شود و با عبور  آن ها از میان جنگ تا اردوگاه اسرا نگاهی مظلومانه به آن ها دارد. وضعیت بهداشتی زنان و کودکان اسف بار است و ضایعات جنگ های تروریستی به درستی نمایش داده شده است. نبود پوشک برای نوزادان ، بیماری های پوستی و عدم دسترسی به مواد غذایی سالم مهمترین مشکلاتی است که پس از رسیدن آن ها به کمپ مرتفع می شود.

رضا فرهمند برای همراه نشدن بیننده با خانواده های داعشی ، برگ دیگری از وضعیت زنان عراق را به نمایش می گذارد و به جنایات داعش در کوجو تغییر وضعیت می دهد. در این شهر داعش تمام مردان را قتل عام و زنان را در سه دسته مجرد، متاهل و گیس سپیدان تقسیم بندی کرده است. سرنوشت گیس سپیدان قتل عام است و سایر زنان به بردگی جنسی کشیده می شوند. البته فیلم این جنایات را در قالب کنایاتی تصویری نمایش می دهد تا بیننده بتواند پای این مصیبت ها تاب آورد. نمایش دختران ایزدی در کنار پنجره هایی با آن وضعیت خاص به خوبی توانسته بیانگر جنایات داعش در این شهر باشد.  این بخش از اثر با فاصله گذاری میان داعش  و خانواده های آن ها به پایان می رسد و برای ادامه روایت مجددا به کمپ دیگری از آوارگان باز می گردد و به صورت جدی تر ردپای خانواده و نظرات آن ها را درباره فجایعی که آفریده اند دنبال می کند.

در میان خانواده های عراقی فقر و بیکاری مهمترین عامل پیوستن نیروها به داعش به برشمرده می شود. خانواده ها به دلیل تامین مالی در دوره دانش از موضع خود عقب نشینی نکرده اند و در قبال جنایات داعش سطحی از انکار واقعیت در رفتارخود بروز می دهند. در زنان و افراد میانسال باقی مانده نشانی از پشیمانی برای حمایت از داعش وجود ندارد و اصرار دارند که همسران یا خانواده آن ها نقشی در کشته شدن مردم نداشته اند. حتی یکی از زن ها معتقد است با وجودی که همسرش در بخش خمپاره فعالیت می کرده اما باعث کشته شدن کسی نشده است!

این انکار واقعیت و ایستادن بر موضع جهل در سوالی که نور از یک مادر درباره تغییر رفتارهای فرزندش پس از پیوستن به داعش می پرسد بیشتر رخ نمایی می کند. جایی که مادر پاسخ می دهد” قوی تر شده بود و نورانی تر”! این وقاحت در میان آوارگان خارجی کمپ بیش از عراقی هاست و در برابر سوالات نور واکنش های تمسخرآمیز از خود نشان می دهند. تقریبا هیچ کدام از خارجی نشینان پاسخ درخوری به سوالات نور نمی دهند و غیر از وهن او و نادیده گرفتن هزینه ها و تلاش های عراق برای آن ها کاری انجام نمی دهند.

به طور کلی زنانی با گوشواره های باروتی با نمایش مصائب جنگ های تروریستی برای کشور عراق بخشی از اقبال مردمی به داعش را به وجود مشکلات و نبود شرایط اولیه زندگی در این کشور نسبت می دهد و البته منکر نقش اختیار و انتخاب افراد در پیوستن به این گروهک تروریستی نمی شود. فیلم زنان و کودکان از هر دو طرف درگیر جنگ را به عنوان یکی از اصلی قربانیان اتفاقات اخیر منطقه نمایش می دهد . اثر با نمایش بازی های نور با کودکان و نماهایی زیبا از آن ها امید را در این ویرانه زنده نشان دهد و دخترکان را به عنوان نمادی از زایندگی وطن در مسیری تازه قرار دهد. فیلم کودکان را تنها قربانیانی می داند که از حضور تروریست ها ناراحت اند و ” داعشی” را بدترین دشنام در میان خود می دانند. از نگاه رضا فرهمند بزرگترین دستاورد جنگ با تروریست رویگردانی مردم غیر معاند از سیاست ها و اقدامات آن هاست.

  داعش که زمانی با اقبال بخشی از بدنه مردمی به عراق آمده بود حالا در نسل جدید عراق تبدیل به یک دشنام شده است.

به این مطلب امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *