نقد خوب بد جلف

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : پیمان قاسم خانی

بازیگران : بازیگران: پژمان جمشیدی، حمید فرخ نژاد، ویشکا آسایش، مانی حقیقی، سام درخشانی، امیر مهدی ژوله، آزاده صمدی، رضا رویگری، مجید مظفری

خلاصه فیلم

یک کارگردان هنری سینما(مانی حقیقی) از طرف تهیه کننده‌اش(با بازی ویشکا آسایش) تحت فشار است تا از دو بازیگر تجاری(پژمان جمشیدی و سام درخشانی) برای بازی در نقش‌های اصلی فیلمش استفاده کند. از نظر کارگردان آن‌ها بدترین انتخاب‌های ممکن هستند، اما اگر می‌خواهد فیلم را بسازد مجبور است در مدت کوتاهی آن‌ها را به نقش‌هایشان نزدیک کند و برای اینکار از یک پلیس(با بازی حمید فرخ نژاد) کمک میگیرد. اما رسیدن به این هدف کار آسانی نیست و آنها را درگیر ماجراهای پیچیده ای میکند.

نقد فیلم

نقد فیلمی که اصولا جدی نیست و نمی خواهد جدی گرفته شود کار دشواری است. خوب بد جلف فیلمی است عمیقا دچار یک شوخی ذاتی.

کارگردانی که دوست دارد شبیه تارانتینو باشد و فیلمش شبیه فیلم های او ولی از طرفی همان را نیز مسخره میکند و به شوخی  میگیرد. فیلم های درام سالهای قبل سینما با حضور یک جوان پایین شهری و عشقش به دختر زیبا را مسخره میکند و به شوخی میگیرد.فیلم های هندی را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. فیلم های هنری و کارگردانانش را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. سرهنگ های پلیس و سفارش فیلم های پلیسی اکشنشان را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. تهیه کنندگان همیشه به دنبال اسپانسر را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. بازیگران قدیمی و جدید را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. بازیگران سینما و تلوزیون را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. خلافکاران را مسخره میکند و به شوخی میگیرد. در این روند حتی همسر خود را مسخره میکند و به شوخی میگیرد و در نهایت نیز خود را مسخره میکند و به شوخی میگیرد و همه ی اینها برای این است که مخاطب را نیز مسخره کند و به شوخی بگیرد. طبیعتا نقد چنین فیلمی کاملا بی معنا است و به نوعی با نقد این فیلم ما خود را مسخره کرده ایم و به شوخی گرفته ایم اما ما نیز مانند کارگردان این کار را با خود انجام می دهیم …

فیلم یک داستان ساده و مناسب برای بروز و ظهور لحظات کمیک دارد. پیمان قاسم خانی سالهاست که به یک فرمول ثابت و همیشگی برای به وجود آوردن کمدی رسیده است و آن فرمول این است : حضور یک(یا چند) شخصیت در فضایی که هیچ تناسبی با آن ندارد . گاهی این فرد علیرضا خمسه است که از فضا آمده و در زمین کارهای عجیب و غریب میکند و یا افرادی که از فضا به خانه رامبد جوان و حمید لولایی آمده اند و به دنبال تحقیق راجع به زمینند و یا یک جوان بی پول است که وارد فضای پولدار خانواده دختر پولدار می شود و یا یک خلافکار است در لباس یک روحانی که از لحاظ شخصیتی هیچ ربطی به او ندارد و یا یک خواننده کاباره ای در فضای جدی و حکومتی موسیقی و یا مسعود شصتچی در موقعیت های مختلف اشتباهی و یا سیامک انصاری وسط یک مشت انسان بدوی نادان و یا یک معلم مجرد ساده در مدرسه دخترانه ای که ورورد آقایان اکیداً ممنوع است و حالا و در این فیلم، دو بازیگر تلوزیونی که برای ایفای نقش در یک فیلم سینمایی همراه یک پلیش می شوند تا با کاراکتر یک پلیس و فضای کاری او آشنا شوند که درگیر یک پرونده جنایی و باند مواد مخدر و جعل اسکناس می شوند و از آن پیروز بیرون می آیند.

بدون شک در بین آثاری که قاسم خانی آنها را نوشته است، خوب بد جلف از هر لحاظ عقبتر می ایستد و انتظار مخاطب را در اولین تجربه کارگردانی یک نویسنده مطرح که در کارنامه خود مرد هزار چهره، مکس، مارمولک، سن پطرزبورگ و حتی ورورد آقایان ممنوع را دارد، برآورده نمیکند. به شخصه انتظار یک داستان و یا حداقل موقعیت خلاقانه تر از تمام فیلمهای ذکر شده و یا حداقل در همان سطح را از قاسم خانی داشتم اما به واقع چیزی بیشتر از داستان طنزهای تلوزیونی مرسوم و موقعیت های به نسبت تکراری سینمای کمدی اسلپ استیک ندیدم.

شوخی ها اکثرا بر اساس دیالوگ های پینگ پونگی رد بدل شده بین پژمان و درخشانی است و طنزهای موقعیت نیز پایی فراتر از لودگی های فیزیکی بازیگران نمی گذارند و مداوما شاهد کتک خوردن پژمان و درخشانی از سرگرد و یا تبهکاران و ری اکشن متقابل آنها در قبال این ضعف خودشان هستیم.

به طور کلی خوب بد جلف فیلمی متشکل از یک روند داستانی، تعداد زیادی شوخی های مجزای به هم چفت نشده و مقدار زیادی دیالوگ به اصطلاح طنز است که نه آنقدر قوی است که مخاطب را از جهت نوآوری و خلاقیت و ابتکار تازه در کمدی سر کیف بیاورد و نه آنقدر ضعیف که بیننده را خسته کند و از آمدن به سینما پشیمان شود. فیلمی که انسان را دو ساعت از فضای بیرون و مشکلاتش رها میکند و بلافاصله بعد از آمدن تیتراژ کاملا تمام میشود و پرونده اش بسته میشود.

در بین شوخی های متعدد فیلم که تعدادشان بسیار زیاد است دسته ای از شوخی ها که روند داستان تاثیرگذار بود بسیار دلنشین تر و جذاب تر بود که از این دسته میتوان به چند نمونه اشاره کرد از جمله پلیس های سفارت هند و اغراق آنها در کتک خوردن و طول درمان گرفتن، رها شدن تیر به صورت ناگهانی و ری اکشن درخشانی و جشمیدی، شکسته شدن قواعد همیشگی فیلم های پلیسی و عملی نشدن آنها و شوخی با حکم و پیدا نشدن آس خشت و همچنین مرگ اتفاقی و مسخره مهراب قاسم خانی و سپند امیر سلیمانی و پیشرفت داستان در نبود آنها.

بازی بازیگران نیز مانند سایر قسمت های فیلم یک اتفاق تازه را رقم نمیزند. فرخ نژاد در این فیلم مثل همیشه نیست و بازی چندان دلچسبی را از او در تناسب با نقشش نمی بینیم و شاید حضور یک بازیگر دیگر میتوانست این کاراکتر را جذابتر کند.سام درخشانی و پژمان جمشیدی نیز چندان چیزی فراتر از سریال پژمان نشانمان نمی دهند.ویشکا آسایش را نیز در این تم قبلا دیده ایم.ژوله نیز همانی است که بود.اما حضور مظفری و رویگری به نوبه خود جذاب است و یک ما به ازای نسل قدیمی از درخشانی و جمشیدی است که شوخی با سینما را به همراه خود می آورد.

در پایان میتوان گفت فیلم قاسم خانی انتظار مخاطب از او در خلق یک فیلم کمدی به یاد ماندنی و چیزی که او سابقه ی آن را دارد، برآورده نمیکند اما یک فیلم از بیخ و بن سخیف و بی ارزش هم نیست و شاید بتوان حتی آن را به نوعی یک B Movie  مفرح که همیشه سینما به این فیلم ها احتیاج دارد دانست.شوخی قاسم خانی با همه چیز در این فیلم مرا یاد یک کلمه می اندازد و آن دادائیسم است.فیلم قاسم خانی نمونه ای تیپیکال و یا حتی اسپشیال از یک ابزورد نیست بلکه یک اثر دادائیستی است و اصولا شوخی است و بهتر است ما هم دست از این مسخره بازی  نوشتن نقد راجع به آن بکشیم …

به این مطلب امتیاز دهید

2 دیدگاه در “نقد خوب بد جلف

  1. وقتی فیلم های کمدی خوب کم میشه کم کم شاهد تنزل شدید ذائقه سینمایی مردم که هیچ، حتی منتقدان میشیم. درست مثل موسیقی. فیلم پر است از شوخی هایی که عمو فیتیله ای ها در تلویزیون برای خردسالان انجام میدادند. رقص، دعواهای مسخره، دو شخصیت احمق، عدم وجود طنز، حرف، داستان، و تلاش برای خنداندن مردم با لودگی. اینگونه فیلم ها را با یک گوشی موبایل یا هندی کم هم میشود ساخت. نه فیلمبرداری خاص، نه بازی خاص، نه نوآوری. این فیلم نهایتا در حد برنامه های تلویزیونی بود و نه بیشتر. تماشگر از ضد و خوردها و رقص های تکراری مد شده در فیلمهای کمدی نوین ما باید بخندد. حتی اینکه در این فیلم بدون هیچ دلیلی آرشیوی از هنرپیشگان معروف جمع شده اند تا اسمشان روی فیلم باشد اما بسیاریشان را جند ثانیه نشان میدهند خود گویای این است که از چه عواملی برای جلب توجه مردم به فیلم استفاده شده ! یک نکته یا فقط یک جمله از طنز این فیلم بگویید تا بدانیم میتوان به آن لقب فیلم کمدی داد. ایجاد موقعیت ۲ احمق در کنار یک مامور جدی پلیس یکی از تکراری ترین و ساده انگارانه ترین مدل خنداندن مردم است. عجیب است که قاسمخانی از کارنامه درخشان طنز خنده دار اما در عین حال به دور از لودگی و مسخره بازیهای کودکانه به چنین فیلمی میرسد. البته اینکه عده زیادی فیلم را بپسندند بعید نیست، همانطور که موسیقی تکراری و بی عر و نوآوری در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته و حتی خوانندگانی، آلبوم منتشر نکرده کنسرتهای دور ایران میگذارند و استقبال هم میشود. فروش بالای ۱۲ میلیاردی فیلم نشان از تغییر سلیقه مخاطب صرفا بخاطر گریز از فضای تاریک و تلخ سینما به هر قیمتی میباشد. نتیجه ن خواهد شد که از این دست فیلمهای کودکانه در آینده بیشتر خواهیم داشت. نمایش صورت ۲ جین بازیگر معروف و فیلمی بر اساس دیویدن بازیگران و به در و دیوار خوردن و متلک های تکراری. کارگردانان و تهیه کنندگان و سرمایه گذاران، به این انتخاب های ما ارج میگذارند و این راه ادامه دارد.

    1. سلام دوست ارجمند
      ممنون از نظر بلند بالاي شما
      كسي از فيلم به عنوان يك كمدي طراز تمجيد نكرده در نقد نوشتن
      ضمن اين كه هيچ شاهكار سينمايي در رقابت با اثار سينماي بدنه از فروش بيشتري برخوردار نبوده و اين قاعده در تمام دنيا وجود دارد. شماره رو ارجاع ميدم به گزارشات هفتگي باكس افيسس ما كه در منوي تازه ها/پرفروش ترين ها وجود دارد. ببينيد در دو سال اخير كدام يك از اثار ارزشمند در صدر گيشه بودن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *