نقد آزاد به قید شرط

 

وقتی میشه با یه تهمت آزادی یه نفر و ازش گرفت، پس همه به قید شرط آزادن

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: حسین شهابی

بازیگران: امیر جعفری، شکر خدا گودرزی، امیر رضا دلاوری و شقایق فراهانی

خلاصه داستان

کیوان کمالی به بیست سال حبس محکوم شده و بعد از تحمل ده سال حبس بطور مشروط از زندان آزاد می‌شود. پرهیز از وقوع هرگونه تخلف و جرم و نزاع و درگیری بزرگترین چالش پیش روی کیوان کمالی در مواجهه با جامعه لجام گسیخته است.

نقد فیلم

آخرین ساخته حسین شهابی  به خوبی شکل می گیرد، به خوبی پیش می رود و به خوبی به پایان می رسد اما با ریتمی کند. هر چند آزاد به قید شرط می تواند مخاطب را در تمام طول فیلم با خود همراه کند اما خستگی مخاطبان عمومی تر سینما در هنگام مشاهده فیلم قابل کتمان نیست. ریتم کند اثر که البته با تدوین مجدد و حذف سکانس های کم اهمیت تر بهبود چشمگیری خواهد یافت فضای فیلم را به سینمای جشنواره پسند نزدیک کرده است. در جمله قبل به این دلیل از واژه کم اهمیت استفاده شد که خوشبختانه سکانس کاملا زائد در فیلم وجود ندارد. این نکته نشان از پختگی فیلمساز در کارگردانی اثر دارد. از نظر عده ای، می توان میزان حرفه ای بودن هر کارگردانی را با میزان شجاعت او در حذف سکانس های فیلمش سنجید.

حس زیر تیغ بودن و ترس از میان رفتن آزادی در تمام طول فیلم همراه بیننده است. از سکانس افتتاحیه تا پایان بندی. این احساس ترس پس از مدت کوتاهی به جان بیننده می نشیند. کارگردان به خوبی توانسته  نگرانی بیننده را از آینده شخصیت اصلی برانگیزاند و این نگرانی یعنی همراهی بی چون و چرا با اثر. و به دلیل همین نگرانی، ریتم کند اثر برای مخاطب ملال آور نمی شود. هر زمان که قدری از بار درام فیلم کاسته می شود و مخاطب آماده خارج شدن از فضای فیلم است کارگردان با تهدید آزادی کمالی، او را به دنیای فیلم باز می گرداند. این عامل خارجی گاهی صابری همسر مادر فرزند اوست. گاهی کارگران چوب بری و گاهی مددکار زندان. از آن جا که بسامد این اتفاقات در فیلم بالا نیست این تهدید، تبدیل به کلیشه نمی شود و خطر ایجاد منطقه امن برای شخصیت اصلی را از بین می برد.سیکل معیوبی که برای شخصیت های سریال های تلویزیونی وطنی وجود دارد.

شخصیت های حلقه دوستان کمالی، محرابی به یاری بازی های حساب شده به خوبی توانسته اند بار خرده روایات اثر را به دوش بکشند. خرده روایاتی که کاملا در خدمت پیش برد داستان اصلی بوده و به پر رنگ تر شدن پیرنگ اصلی کمک کرده اند. این مهندسی موجود در قصه گویی آزاد به قید شرط فیلم را از آثار هم کیش خود فرسنگ ها پیش انداخته و  تمایز آن را با آثار تلویزیونی مشخص نموده است. – توضیح این که تلویزیونی بودن یک اثر تنها با نحوه فیلمبرداری ، قاب بندی و دکوپاژ شناخته نمی شود.گاهی دغدغه ها و نحوه روایت اثر آن را تبدیل به فیلمی تلویزیونی می نماید.-

نقطه قوت دیگر آخرین ساخته جناب شهابی بازی های روان فیلم است. این نقطه قوت تاثیر بسزایی در ارتباط مخاطب با  فیلم داشته است. در این مزیت نقش بازیگران مکمل پر رنگ تر از شخصیت های اصلی فیلم است. از میان این شخصیت ها بازی امیر رضا دلاوری که جایگاه مرشد را میان اطرافیان کمالی دارد بیش از سایرین به چشم می آید. چرا که توانسته با لحن و سبک بازی خود میان با شخصیت های تیپیکال مشابه که در بسیاری آثار به چشم می آیند فاصله گذاری کرده و نقش خود را از دام شعارزدگی برهاند.

با وجود تمام نقاط قوت ذکر شده ، آزاد به قید شرط فاقد نقطه اوج دراماتیک است. نقطه ای اوجی که بتواند تعلیق یا احساس نگرانی موجود در فیلم را در جان مخاطب بنشاند و تصویر آن را در حافظه بصری او جا دهد. پتانسیلی که در سکانس های زیادی وجود دارد اما بهره ای از آن گرفته نمی شود. به دلیل نبود این صحنه های ویژه تنها دیالوگ های خوب فیلم- که تعدادشان هم کم نیست- بر ذهن مخاطب نقش می بندد. بزرگترین مزیت این دیالوگ های خوب این است که بیانگر کنایات سیاسی اثر است بدون آن که نیاز به درگیر کردن کلیت اثر در آن وجود داشته باشد. هر چند این کنایات از زهر کافی برای ادای حق مطلب برخوردار نیستند اما با فضای کلی اثر همخوان است و پای فیلم را به اندازه گلیمش دراز می کند.

آخرین ساخته حسین شهابی اثری قابل دفاعی است که نظر مثبت مخاطبین و منتقدان را به خود جلب خواهد کرد. اثری که همه اجزای آن در چارچوب تعاریف سینمایی جا می گیرد و به خوبی می تواند بدون قربانی کردن اثر، اشارات فرامتنی خود را به بیننده القا نماید. امید است این رویکرد حرفه ای به مدیوم سینما میان سایر فیلمسازان وطنی هم رایج شود تا زین پس شاهد آثاری بر پرده سینما باشیم که به فیلم شباهت بیشتری داشته باشند تا یک بیانیه سیاسی.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *