مهمان داریم

5عوامل تولید

نویسنده و کارگردان : محمد مهدی عسگرپور
تهیه کننده : منوچهر محمدی
بازیگران : پرویز پرستویی ، آهو خردمند ، بهروز شعیبی ، سهیلا گلستانی

 

خلاصه داستان

پدر و مادری که سه فرزندشان شهید شده‌اند تصمیم می‌گیرند تا تنها پسر جانباز خود را از آسایشگاه به خانه منتقل کنند. خبر آمدن یک میهمان گرانقدر، کار‌های زمین مانده و دلشوره پذیرایی، دغدغه‌های پیش روی آنهاست.

 

نقد فیلم

 کارشناسان در تعریف هنر ، بیان های متعددی را به کار گرفته اند و از این طریق به تفکیک هنر اصیل از اثرهای سطحی می پردازند.در یکی از این تعاریف آمده است : هنر اصیل را می شود فهمید ولی نمی شود فهماند.این بیان دقیقا همان چیزی است که در فیلم مهمان داریم خود را بروز داده است.فیلم بسیار ساده و صمیمی روایت می شود.بدون راز آلودگی های بی مورد که می توانست در روایت فیلم به کار گرفته شود.فیلم سهل و ممتنع است .
مهمان داریم در نیمه اول خود تفاوت زیادی با  آثار مشابهش  ندارد.دغدغه ها و درد های یک جانباز قطع نخاع را روایت می کند که به سن چهل سالگی رسیده است . در نیمه ی  اول فیلم کارگردان نقد های جدی خود را به نحوه ی رفتار با جانبازان ارائه می کند بدون آن که به سیاه نمایی برسد و بدون آن که شان این عزیزان را زائل نماید.در نیمه ی دوم فیلم عسگر پور با بهره گیری از منطق سوررئال هم به سوال های مانده در ذهن مخاطب پاسخ می دهد و هم شخصیت هایش را بدون روتوش در مقابل هم قرار می دهد و از همین امکان استفاده می کند تا به سوال های مانده در ذهن مخاطب پاسخ دهد و  به تلطیف فضای غم انگیز ابتدای فیلم  بپردازد.وجود زیر زمین و گنجه ی قدیمیِ در آن ، نشانه های خیلی خوبی است که عسگر پور برای سوررئال بودن فیلمش  ارائه کرده است.
عسگر پور با بازی گرفتن خوب از بازیگرانش و انتخاب قاب های متناسب برای مضمون پلان ، توانسته اثری تاثیر گذار و ماندگار را خلق کند.پرویز پرستویی از نقش های تکراری چند سال اخیرش جدا شده و در نقش ابراهیم بستنی درخشیده است.پرستویی در مهمان داریم بیشتر از صدایش برای خلق شخصیتی جدید بهره برده است تا حرکات بدن .همچنین در مهمان داریم از reaction  های تکراری صورتش خبری نیست.اوج بازی او را می توان در صحنه ی نزاع با رضا  مشاهده کرد که با وجود حس زیادی که در سکانس وجود دارد پرستویی از انجام حرکات زیادی خودداری می  کند و کنترل  شده بازی می کند. بدون شک مهمان داریم بهترین بازی شعیبی تا کنون بوده است.گریم مناسب و استفاده از لباس های متناسب با شرایط رضا به شعیبی در ارائه نقش کمک زیادی کرده است.لحظه های فریاد زدن متوالی شعیبی در بیمارستان از تاثیر گذار ترین صحنه های امسال جشنواره بوده است.
با وجود این که بیشتر صحنه های فیلم در فضای بسته ی خانه ی ابراهیم بستنی روایت می شود اما تماشاچی هیچ  وقت احساس خفگی یا خمودگی نمی کند.فیلم این موفقیت خود را مدیون فضاسازی بی نظیرش است که به لطف طراحی صحنه خوب،قاب های متناسب و کارگردانی ماهرانه عسگر پور ایجاد شده است. حرکت های دوربین بسیار نرم و روان انجام می شود و حتی در بعضی صحنه ها تماشاچی اصلا متوجه این حرکات نمی شود.از دیگر نقاط قوت فیلم می توان به نورپردازی دقیق آن اشاره کرد.نورپردازی ای که با استفاده از نور محدود صورت گرفته و  تیرگی ها و روشنی ها در آن نقش خاص خود را دارند.
معمولا آثاری مانند مهمان داریم بهترین جا برای به رخ کشیدن هنر کارگردانی است و فیلم های متعددی به همین دام گرفتار شدند .در این گونه آثار ،کارگردان ، فیلم را فدای به رخ کشیدن مهارت خود می کنند.(چند نمونه ی آن را در ذهن دارم اما برای حفظ احترام صاحب اثر از آوردن مثال معذورم).اما عسگرپور رد پای خود را از اثر پاک کرده است تا نتیجه ، کاری یک دست از آب در بیاید و مخاطب با آن انس بگیرد.البته  هنر عسگر پور در میزانسن ها دقیق ، دکوپاژ های حساب شده و بازی های صمیمی  مشهود است.
با این وجود دو ایراد به فیلم وارد است.ایراد اول بعضی کات های پرشی است که چند ثانیه ای تماشاچی را سردرگم می کند و تا تماشاچی به خود بیاید چند دیالوگ از فیلم را از دست داده است.خوش بختانه این اشتباه سه یا چهار بار بیشتر انجام نمی شود و به ریتم کلی کار لطمه ای وارد نمی کند.ایراد دوم در حقیقت ضعف فیلم نیست ولی می توانست اثر را بهتر کند.عسگرپور در سکانس های پایانی می توانست با تکرار صحنه های از تخت پرت شدن رضا به صحنه ی خفگی اعضای خانواده باز گردد و فیلم را در همان جا به پایان ببرد.
در مجموع عسگرپور اثری تاثیرگذار ، شریف و در عین حال هنری را روانه ی جشنواره کرده است.اثری که تا مدت ها ذهن مخاطبش را درگیر می کند و لذت زیبایی هایش را در قلب او  به یادگار می گذارد.

مهمان دریم فیلم شریفی ست و نوشتن درباره ی آن کار سختی است.داستان کشش و ظرفیت این را دارد که خیلی بیش از این ها به انتقاد از وضع موجود بپردازد.با توجه به اختلافاتی که عسگرپور با بدنه ی فرهنگی دولت قبل داشته می توانست از فرصت پیش آمده استفاده کند و با اسم دفاع از خانواده ی جانبازان عقده گشایی کرده و به انتقاد های تند و تیز از دولت قبل بپردازد.اما فیلم فقط به داستان خودش توجه کرده و تنها عنصری که شاید بتوان از آن برداشت های سیاسی کرد استفاده از رنگ سبز است که البته این موضوع هم تاویل پذیر است و نمی توان به طور حتم درباره ی آن قضاوت کرد.
فیلم مانند آثار مشابه خود جانبازان را ضایعات جنگ نمی داند و رفتار و خلق و خوی یک جانباز را به همه ی این بزرگواران تعمیم نمی دهد.فیلم رضا را مانند رضا دیده نه هیچ کس دیگر و به همین دلیل از کلی گویی های بی مورد درباره ی رزمنده ها پرهیز می کند و این دقیقا همان فاصله ای ست که میان سینمای دفاع مقدس و سینمای ضد جنگ وجود دارد.
امیدواریم با  نزدیک شدن نظرات دو جریان غالب سیاسی کشور به یکدیگر و پرهیز از اختلافات بی مورد ، نگاه ابزاری به سینمای دفاع مقدس از بین برود تا تماشاگران شاهد آثار قابل توجه تری در این ژانر باشند. 

 این نقد بر اساس نسخه ی نمایش داده شده در سی و دومین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

 

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *