سابقه حضور ایران در برلیناله

فیلم سینمایی «خوک» ساخته مانی حقیقی نماینده ایران در جشنواره برلین امسال است، «خوک» چهارمین فیلم حقیقی است که در این جشنواره به نمایش در می‌آید.

 سهم سینمای ایران از حضور در جشنواره‌های معتبر جهانی تا به امروز کم نبوده است. گرچه در سال‌های اخیر موفقیت‌های درخشان اصغر فرهادی نام سینمای ایران را بیش از پیش به جهانیان شناساند، اما در سال‌های دور نیز کارگردانان زیادی در مطرح کردن نام سینمای کشورمان در جشنواره‌های جهانی نقش داشته‌اند.

براساس اعلام برگزارکنندگان جشنواره فیلم برلین تاکنون از سینمای ایران حضور فیلم «خوک» به کارگردانی مانی حقیقی در بخش رقابتی شصت و نهمین دوره جشنواره برلین قطعی شده است. حقیقی پیش از این با فیلم «اژدها وارد می‌شود»ح حضور در بخش مسابقه جشنواره برلین را تجربه کرده بود و دو اثر دیگر او «پذیرایی ساده» و «کارگران مشغول کارند» هر دو در بخش فروم جشنواره به نمایش درآمده بود. حاصل حضور «پذیرایی ساده» در بخش فروم دریافت جایزه نتپک بود.

جشنواره فیلم برلین از رویداد‌های مهم سینمایی است که آثار ایرانی از ۶۰ سال پیش در آن حضوری تقریبا مدارم و پررنگ داشته‌اند و توانسته‌اند جوایزی را هم از این جشنواره از آن خود کنند. ایران در طول این سال‌ها حدود ۱۰۰ فیلم در جشنواره داشته و ۳۶ جایزه نیز دریافت کرده است. اولین حضور ایران در جشنوره برلین به سال ۱۹۵۸ با فیلم «شب نشینی در جهنم» ساموئل خاچیکیان بر می‌گردد. پس از انقلاب نیز در سال ۱۹۸۲ ایران با «جستجو» امیر نادری در جشنواره برلین حاضر شد.

جعفر پناهی کارگردان مطرح ایرانی با ۸ فیلم تا به حال بیش‌ترین حضورها را در برلین داشته است. سهراب شهید ثالث با ۶ فیلم و  مانی حقیقی، داریوش مهرجویی و محمدعلی طالبی هر کدام با ۴ فیلم از دیگر کارگردان‌هایی هستند که حضوری پررنگ در این جشنواره داشته‌اند.

امسال به بهانه حضور فیلم سینمایی «خوک» به کارگردانی مانی حقیقی در جشنواره برلین حضور ۶۰ ساله سینمای ایران را در این جشنواره جهانی مرور می‌کنیم.

در جدول زیر می‌توانید لیست فیلم‌های ایرانی به نمایش درآمده در ادوار مختلف جشنواره‌ برلین را مشاهده کنید.

سال حضور نام فیلم کارگردان توضیحات
۱۹۵۸ شب نشینی در جهنم ساموئل خاچیکیان بخش خارج از مسابقه
۱۹۵۹ طلسم شکسته سیامک یاسمی
۱۹۶۳ شقایق‌های سوزان هوشنگ شفتی این فیلم جایزه ویژه هیئت داوران را به خود اختصاص داد.
۱۹۶۴ گود مقدس هژیر داریوش
۱۹۶۵ ستون شکسته هوشنگ شفتی
۱۹۶۶ ولی افتاد مشکل‌ها هژیر داریوش
۱۹۶۷ چهره هژیر داریوش
۱۹۷۰ مسجد جامع منوچهر طیاب
۱۹۷۰ ستایش خسرو سینایی
۱۹۷۲ گاو داریوش مهرجویی
۱۹۷۲ پستچی داریوش مهرجویی
۱۹۷۳ ال دورادو حمید فرجاد
۱۹۷۴ طبیعت بی‌جان سهراب شهید ثالث سهراب شهید ثالث خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی را در این دوره دریافت کرد.
۱۹۷۴ یک اتفاق ساده سهراب شهید ثالث جایزه OCIC جشنواره برلین
۱۹۷۴ من آنم که! علی‌اکبر صالحی
۱۹۷۴ در غربت سهراب شهید ثالث
۱۹۷۶ باغ سنگی پرویز کیمیاوی این فیلم دومین جایزه خرس نقره‌ای را برای سینمای ایران به ارمغان آورد.
۱۹۷۷ خاک سربه مهر مروا نبیلی
۱۹۷۷ خاطرات یک عاشق سهراب شهید ثالث
۱۹۷۸ دایره مینا داریوش مهرجویی
۱۹۸۱ جست‌و جو امیر نادری
۱۹۸۱ نظم سهراب شهید ثالث
۱۹۸۳ یوتوپیا سهراب شهید ثالث
۱۹۸۳ گیرنده ناشناس سهراب شهید ثالث
۱۹۸۳ ماموریت پرویز صیاد
۱۹۸۷ جاده‌های سرد مسعود جعفری جوزانی
۱۹۸۹ کلید ابراهیم فروزش
۱۹۹۰ ماهی کامبوزیا پرتوی
۱۹۹۱ دندان مار پرویز کیمیایی این فیلم در بخش رقابتی جشنواره پذیرفته شد و جایزه ویژه هیئت داوران را نیز ان خود کرد.
۱۹۹۱ ریحانه علیرضا رئیسیان
۱۹۹۱ لی‌لی لی‌لی حوضک بهروز یغمائیان
۱۹۹۳ نرگس رخشان بنی اعتماد
۱۹۹۳ چکمه محمدعلی طالبی
۱۹۹۴ او و پرنده‌هایش فرشاد فداییان
۱۹۹۴ گزیده تصاویر از دوران قاجار محسن مخملباف
۱۹۹۴ نون و گلدون کیومرث پوراحمد
۱۹۹۵ تیک تاک محمد علی طالبی
۱۹۹۵ کوه جواهر عبدالله علیمراد
۱۹۹۵ کوزه‌گر علی اصغرزاده
۱۹۹۶ بادکنک سفید جعفر پناهی
۱۹۹۷ کیسه برنج محمدعلی طالبی
۱۹۹۹ بانو داریوش مهرجویی
۱۹۹۹ آژانس شیشه‌ای ابراهیم حاتمی کیا
۱۹۹۹ مهر مادری کمال تبریزی برنده جایزه یونیسف
۲۰۰۰ رنگ خدا مجید مجیدی
۲۰۰۰ دختری با کفش‌های کتانی رسول صدرعاملی حضور در بخش جنبی
۲۰۰۰ یک روز بیشتر

 

بابک پیامی
۲۰۰۱ بوی کافور عطر یاس بهمن فرمان‌آرا حضور در بخش جنبی
۲۰۰۱ زمانی برای مستی اسب‌ها

 

بهمن قبادی
۲۰۰۲ چوری جواد اردکانی
۲۰۰۲ آمریکای زیبا بابک شکریان
۲۰۰۲ جزیره صفورا اغحمدی
۲۰۰۲ فقط یک زن میترا فراهانی
۲۰۰۳ باد موهایت را شانه خواهد زد سامان سالور
۲۰۰۴ بهشت جای دیگری است عبدالرسولا گلبن حقیقی
۲۰۰۵ لاک پشت‌ها پرواز می‌کنند بهمن قبادی حضور در بخش جنبی
۲۰۰۵ حیات غلامرضا رمضانی
۲۰۰۵ بازی غلامرضا رمضانی
۲۰۰۵ ۱۰۰روز آزاده رئیس‌دانا
۲۰۰۵ بلیط عباس کیارستمی
۲۰۰۵ بچه‌های گمشده علی صمدی احدی
۲۰۰۶ آفساید جعفر پناهی حضور در بخش رقابتی و برنده خرس نقره‌ای جایزه‌ بزرگ هیئت داوران
۲۰۰۶ به آهستگی مازیار میری
۲۰۰۶ کارگران مشغول کارند مانی حقیقی حضور در بخش فروم
۲۰۰۶ زمستان است رفیع پیتز
۲۰۰۶ صبحی دیگر ناصر رفائی
۲۰۰۶ کمی بالاتر مهدی جعفری حضور در بخش رقابتی
۲۰۰۸ سلام خوشگله مانی مسرت آگاه حضور در بخش جنبی
۲۰۰۸ آواز گنجشک‌ها مجید مجیدی حضور در بخش رقابتی، رضا ناجی بازیگر نقش اول مرد این فیلم موفق به کسب خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد می‌شود.
۲۰۰۸ اوراقچی رامین بحرانی حضور در بخش جنبی
۲۰۰۸ شبیه دیگران باش طناز اسحاقیان حضور در بخش جنبی
۲۰۰۸ بودا از شرم فرو ریخت حنا مخملباف حضور در بخش جنبی
۲۰۰۸ فوتبال با حجاب آیت نجفی و دیوید آسمن حضور در بخش جنبی
۲۰۰۸ سه زن منیژه حکمت حضور در بخش جنبی
۲۰۰۸ مونث، مذکر صدف فروغی
۲۰۰۹ درباره الی اصغر فرهادی خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی
۲۰۰۹ نیلوفر سابین ژمایل
۲۰۰۹ نامه‌هایی به رئیس‌جمهور پیتر لوم
۲۰۱۰ شکارچی رفیع پیتز
۲۰۱۰ از باد بپرسید بتین قبادی
۲۰۱۰ آشپز ایرانی محمد سیروانی
۲۰۱۰ قرمز، سفید، سبز نادر داودی
۲۰۱۰ موش و گربه بیژن زمان‌پیرا و ناهید قبادی
۲۰۱۱ جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی خرس نقره‌ای بهترین بازیگران زن و بهترین بازیگران مرد و خرس طلایی بهترین فیلم
۲۰۱۱ باد ومه محمدعلی طالبی
۲۰۱۱ خانه فاطمه کجاست؟ فریدون نجفی
۲۰۱۱ قصه‌های یک خطی بهزاد فرهت
۲۰۱۱ آفساید، طلای سرخ، دایره، بادکنک سفید، گره‌گشایی جعفر پناهی بزرگداشت جعفر پناهی
۲۰۱۲ پذیرایی ساده مانی حقیقی حضور در بخش فروم
۲۰۱۲ فالگوش محمدرضا فرزاد
۲۰۱۲ منطق‌الطیر آذین فیض‌آبادی
۲۰۱۳ روباهی که به دنبال صدا رفت فاطمه گودرزی
۲۰۱۳ پرده بسته جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی برنده جایزه خرس نقره‌ای
۲۰۱۴ ماکوندو سودابه مرتضوی
۲۰۱۴ دو چهره از ژانویه حسین امینی
۲۰۱۴ عصبانی نیستم رضا درمیشیان
۲۰۱۴ ایرانی مهران تامادون
۲۰۱۵ تاکسی جعفر پناهی برنده جایزه خرس طلایی
۲۰۱۶ اژدها وارد می‌شود مانی حقیقی نماینده ایران در بخش مسابقه
۲۰۱۷ تمارض عبد آبست نمایش در بخش فروم جشنواره برلین
۲۰۱۸ خوک مانی حقیقی نماینده ایران در بخش مسابقه

منبع: نژلا پیکانیان / خبرآنلاین

اولین گزارش تصویری کن ۲۰۱۷

هفتادمین دوره جشنواره فیلم کن، شامگاه چهارشنبه ۲۷ اردیبهشت با حضور چهره‌های سرشناس دنیای سینما و سخنرانی کوتاه اصغر فرهادی آغاز به‌کار کرد.

  اصغر فرهادی کارگردان برنده دو جایزه اسکار که حضور در اسکار هشتادونهم را در اعتراض به سیاست‌های تبعیض‌آمیز ترامپ تحریم کرده بود، همراه با لی‌لی رز دپ، دختر جانی دپ در صحنه افتتاحیه هفتادمین جشنواره فیلم کن حاضر شد.

کارگردان «جدایی نادر از سیمین»‌ در افتتاحیه کن گفت: «در جشنواره‌ فیلم کن فرهنگ‌ها با احترام با هم سخن می‌گویند. اینجا محلی است که مردم مشتاقانه درباره سینما و لحظات خاطره‌انگیز با هم گفت‌وگو می‌کنند.»

فرهادی ابراز امیدواری کرد که فیلم‌های به نمایش درآمده در بخش رقابتی جشنواره کن به «شرایط انسانی» مردم سراسر جهان روشنایی بخشند.

مونیکا بلوچی، مجری مراسم هم در افتتاحیه کن گفت: «ما همه به شیوه خودمان ستاره هستیم.» او در ادامه افزود: «جلوی بروز و درخشش برخی ستاره‌ها را گرفته‌اند. هر ستاره‌ای باید آزادی از دست رفته‌اش را بیابد و آن‌گونه که شایسته است به درخشش ادامه دهد.»

پدرو آلمادوار، رییس هیات داوران این دوره از جشنواره فیلم کن گفت روح و روانش را به کل صرف انجام صحیح این کار خواهد کرد.

در این گزارش نگاهی می اندازیم به چهره های سرشناس حاضر در این جشنواره:

پوستر جشنواره هفتادم کن

پدرو آلمادوآر رئیس هیئت داوران

ویل اسمیت یکی از داوران جشنواره 

پدرو آلمادوآر، لیلی دپ و مونیکا بلوچی در افتتاحیه جشنواره

داستین هافمن در حاشیه جشنواره فجر

جولین مور در حاشیه جشنواره فجر

جانی دپ در حاشیه جشنواره فجر

سوزان ساراندن در حاشیه جشنواره فجر

رای دادن اصغر فرهادی در کن

داوران جشنواره فجر

 

غائبان بزرگ

 کارگردان‌های مطرح زیادی امسال از غایبان جشنواره فجر هستند و بر خلاف حضور فیلمسازانی چون مسعود کیمیایی، کیانوش عیاری و … هنوز جای خالی برخی از کارگردان‌ها به چشم می‌آید.

نژلا پیکانیان: همه ساله با برگزاری جشنواره فیلم فجر تعدادی از فیلمسازان مطرح سینمای ایران با شرکت در این جشنواره رونق زیادی به حال و هوای این رویداد بزرگ سینمایی می‌بخشند. جدای از حضور موفقیت‌آمیز فیلمسازان جوان که در دوره‌های اخیر به خصوص سال گذشته که ثابت کردند می‌توان به حضور آن‌ها حتی بیش از قدیمی‌ها امیدوار بود، اما خیلی‌‌ها اعتبار جشنواره فجر را به حضور کارگردان‌های مطرح و قدیمی می‌دانند. امسال از میان کارگردان‌های قدیمی‌تر سینما نام مسعود کیمیایی، کیانوش عیاری، پوران درخشنده، مسعود جعفری جوزانی، تهمنیه میلانی به عنوان شرکت کنندگان در جشنواره شنیده شده است. اما جای خالی بسیاری از آنها همچنان حس می‌شود. در این گزارش نگاهی داریم به کارگردان‌های مطرح سه نسل بعد از انقلاب که غایبان جشنواره سی و پنجم هستند.


داریوش مهرجویی

آخرین حضور داریوش مهرجویی در جشنواره فیلم فجر به سال ۹۲ بر می‌گردد که این کارگردان قدیمی سینما فیلم سینمایی «اشباح» را در این فستیوال داشت. «اشباح» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر چندان مورد توجه مخاطبان و حتی هیئت داوران هم قرار نگرفت و تنها بازیگران نقش مکمل زنش (ملیکا شریفی نیا و هنگامه حمید زاده) توانستند دیپلم افتخار این جشنواره را کسب کنند و دیگر بعد از آن مهرجویی فیلمی را نساخت تا فرصت حضور در جشنوراه را پیدا کند.

گرچه امسال زمزمه‌هایی مبنی بر حضور این کارگردان قدیمی سینما در جشنواره شنیده می‌شد، اما با توجه به اینکه مهرجویی هنوز هیچ کدام از فیلم‌هایش را کلید نزده باید او را یکی از غایبان بزرگ جشنواره امسال قلمداد کرد.

مهرجویی پیش از این قرار بود «سنتوری ۲» و یا فیلم دیگری با عنوان «مونا» را جلوی دوربین ببرد. در سی و پنج دوره برگزاری جشنواره فیلم فجر اما مهرجویی حضوری نسبتا پررنگ داشته. فیلم‌های او به خصوص ساخته‌های قدیمی‌ترش در دوره‌های مختلف برگزرای جشنواره فجر مورد توجه داوران قرار گرفتند و او اغلب جایزه بهترین فیلم یا بهترین کارگردانی را از این جشنواره دریافت کرده است. مهرجویی در طول این سال‌ها برنده جایزه ویژه هیئت داوران سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر برای «نارنجی پوش»، برندهٔ جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاگران بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای «سنتوری»، برنده جایزه بهترین فیلم بیست و دومین جشنواره فیلم فجر برای «مهمان مامان»، نامزد جایزه بهترین فیلم‌ شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای «درخت گلابی»، برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر برای «پری»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه جشنواره فیلم فجر برای «سارا»، برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و بهترین فیلم‌نامه جشنواره فیلم فجر برای «هامون» شده است.

1

بهرام بیضای- ناصر تقوایی

چند سالی است که دیگر نوشتن نام این دو کارگردان مطرح سینمای ایران پای ثابت بیشتر گزارش‌های سینمایی شده است. بهرام بیضایی و ناصر تقوایی از مطرح‌ترین کارگردان‌های بعد از انقلاب هستند که چند سالی است عطای کارگردانی فیلم را به لقایش بخشیدند و جای خالی شان در جشنواره فیلم فجر نیز به شدت احساس می‌شود، کارگردان‌هایی که حضورشان در هر دوره از جشنواره در سال‌های قبل رونق بخش آن دوره بوده است.


ابراهیم حاتمی‌کیا

سال گذشته ابراهیم حاتمی‌کیا با فیلم «بادیگارد» در جشنواره سی و چهارم حضور داشت، فیلمی که علیرغم تصور، انتظار خیلی‌ها را برآورده نکرد و چندان مورد توجه داوران نیز قرار نگرفت. این در حالی است که بیشتر فیلم‌های حاتمی کیا در دوره‌های گذشته جشنواره حداقل در دو رشته نامزد دریافت و حتی موفق به کسب تندیس می‌شدند. این کارگردان تا کنون دو بار برای فیلم‌های «آژانس شیشه‌ای» و «به رنگ ارغوان» موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر شده است و سایر فیلم‌هایش نیز در بخش‌های مختلف مورد توجه داوران قرار گرفته‌اند. امسال خبرهایی مبنی بر ساخت فیلیم با موضوع اتفاقات سوریه به کارگردانی حاتمی‌کیا شنیده شد، ولی با تکذیب این خبر از سوی این کارگردان نام او نیز در لیست غایبان جشنواره فجر امسال قرار گرفت.

2

احمدرضا درویش
احمدرضا درویش با هفت سیمرغ بلورین سی و دومین جشنواره فیلم فجر را ترک کرد. داوران استقبال خوبی از «رستاخیز» به عمل آوردند، اما این شروع امیدوارکننده در جشنواره، در جریان اکران عمومی فیلم ادامه نیافت و مسئولان سازمان سینمایی در مقابل اعتراض‌ها کوتاه آمدند و به اکران «رستاخیز» بعد از یکی دو سئانس نمایش پایان بخشیدند تا به این ترتیب درویش تبدیل به یکی از کارگردانان معترض در این سال‌ها تبدیل شود. درویش بارها در مصاحبه‌هایی که در سال‌های اخیر انجام داده اعلام کرده تا روشن نشدن وضعیت «رستاخیز» که به موضوع قیام عاشورا می‌پردازد قصد ندارد فیلم دیگری بسازد. در نتیجه همین روند است که امسال هم درویش یکی از غایبان جشنواره فیلم فجر است.

3

کمال تبریزی

حضور فیلمسازان قدیمی‌تر سینما در جشنواره فیلم فجر سال گذشته پررنگ تر بود. کمال تبریزی هم جزو کارگردان‌هایی بود که سال گذشته با یک فیلم در جشنواره حضور داشت. « امکان مینا» آخرین اثر سینمایی تبریزی بود که در جشنواره فجر به نمایش درآمد و امسال نیز اکران عمومی شد. «امکان مینا» با اینکه در اکران عمومی آنچنان مورد اقبال قرار نگرفت اما در جشنواره فجر کاندید جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین فیلمبرداری، بهترین فیلمنامه و بهترین موسیقی متن،بهترین تدوین، بهترین چهره‌پردازی و بهترین طراحی صحنه و لباس شد و در نهایت محمدرضا علیقلی برنده سیمرغ بلورین (به طور مشترک به همراه فیلم دختر) و سعید ملکان برنده سیمرغ بلورین (به طور مشترک به همراه فیلم ابد و یک روز) شدند. تبریزی از سال گذشته بیش از اینکه به فکر ساخت اثری سینمایی باشد تمرکزش را روی به سرانجام رساندن سریال «سرزمین کهن» گذاشته تا شاید بتواند آن را در سال ۹۶ مجددا به روی آنتن ببرد.

4
رخشان بنی‌اعتماد

رخشان بنی‌اعتماد پس از ساخت فیلم پر حاشیه «قصه‌ها» دیگر سراغ ساخت فیلمی جدید نرفته تا او نیز از غایبان دوره‌های اخیر جشنواره فجر و جشنواره سی و پنجم باشد. بیشتر فیلم‌های بنی‌اعتماد که در ادوار مختلف جشنواره فجر حاضر بودند مورد توجه قرار گرفتند و این کارگردان مطرح سینمای ایران تا به حال سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از دهمین جشنواره فیلم فجر برای «نرگس»، جایزه بهترین فیلم‌نامه از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای «روسری آبی»، جایزه ویژه هیئت داوران برای «بانوی اردیبهشت» و جایزه ویژه هیئت داوران برای اپیزود «ننه گیلانه» را دریافت کرده. دیگر فیلم‌های او نیز در جشنواره‌های مطرح جهانی بسیار مورد توجه قرار گرفتند که «قصه‌ها» یکی از آنهاست. این فیلم علیرغم مشکلاتی که برای اکران در ایران داشت در جشنواره‌های خارجی و بین المللی بسیار مورد توجه قرار گرفت و برنده جایزه ویژه هیئت داوران آسیا پاسفیک و همچنین برنده جایزه بهترین فیلم‌نامه از هفتاد و یکمین دوره جشنواره فیلم ونیز شد.


5
کیومرث پوراحمد

کیومرث پوراحمد سال گذشته بعد از غیبتی نسبتا طولانی با فیلم «کفشهایم کو؟» در جشنواره فجر حضور پیدا کرد، گرچه این فیلم چندان مورد توجه داوران قرار نگرفت و در اکران عمومی نیز استقبال ویژه‌ای از آن نشد اما برخی از منتقدان «کفشهایم کو؟» را در زمره آثار خوب پوراحمد دانستند. این فیلم پوراحمد در جشنواره سال گذشته تنها برای جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد (رضا کیانیان) کاندید شد که در نهایت هم این جایزه به پرویز پرستویی برای فیلم «بادیگارد» رسید. فیلم «اتوبوس شب» کیومرث پوراحمد جزو آثار تحسین شده این کارگردان است و موفقیتی که او برای ساخت این فیلم به دست آورد را نتوانست در فیلم‌های دیگرش تکرار کند. گرچه پوراحمد پیش از «اتوبوس شب» در دوره‌های گذشته جشنواره فیلم فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر برای فیلم «خواهران غریب» نیز شده بود.


6
رسول صدرعاملی

غیبت رسول صدرعاملی نه فقط به جشنواره سی و پنجم بلکه به چند سال قبل تر برمی‌گردد. آخرین حضور این کارگردان در جشنواره فیلم فجر مربوط به سال ۸۸ است که صدرعاملی با فیلم «زندگی با چشمان بسته» در جشنواره فجر حضور داشته. اوج درخشش صدرعاملی در جشنواره فیلم فجر مربوط به زمانی می‌شد که فیلم‌هایی با نگاه اجتماعی می‌ساخت. «من ترانه ۱۵ سال دارم» و «دختری با کفش‌های کتانی» از جمله آثار این کارگردان بودند که ردپای مسائل اجتماعی به وضوح در آن‌ها حس می‌شد و به همین دلیل هم مورد توجه قرار گرفتند. گرچه او در همان سالهای ابتدایی که به سمت کارگردانی آمده بود با فیلم «گلهای داوودی» در سومین دوره جشنواره فجر درخشید. جای خالی رسول صدرعاملی به عنوان یک فیلمساز اجتماعی بیش از اینکه در دوره‌های اخیر که فیلمی به کارگردانی او در جشنواره حضور نداشته حس شود، زمانی نمود پیدا کرد که کیفیت آثار اخیر او مثل «شب»، «هر شب تنهایی»، «زندگی با چشمان بسته» و … پایین آمد و دیگر نگاه اجتماعی که در ساخته‌های سابق او به وضوح دیده می‌شد در کارهای جدیدش وجود نداشت.

7
رضا میرکریمی

دست رضا میرکریمی در دوره‌هایی که در جشنواره فجر حضور داشته پر بوده و فیلم‌های او معمولا در دوره‌های مختلف مورد توجه قرار گرفتند. این کارگردان سال گذشته با فیلم «دختر» در جشنواره سی و چهارم حضور داشت، فیلمی که البته در مقایسه با آثار قبلی کارگردانش نتوانست نظر مثبت همه مخاطبان و منتقدان را جلب کند. میرکریمی امسال در حالی از غایبان جشنواره است که فیلم‌های «زیر نور ماه» ، «اینجا چراغی روشن است»، «خیلی دور، خیلی نزدیک»، «به همین سادگی»، «یه حبه قند» او مورد توجه داوران جشنواره فجر قرار گرفتند و علاوه بر دریافت سیمرغ از جشنواره فجر در چندین جشنواره بین‌المللی نیز درخشیدند.

8
مجید مجیدی

نه سال از غیبت مجید مجیدی در جشنواره فیلم فجر می‌گذرد و او امسال نیز در جشنواره فیلمی نخواهد داشت. مشغله مجیدی برای ساخت فیلم سینمایی «محمد رسوال الله (ص)» در این سال‌ها او را کارگردانی اثری دیگر دور ساخت تا او نیز یکی دیگر از غایبان جشنواره امسال به شمار آید. فیلم‌های مجیدی علاوه بر جشنواره‌های خارجی در داخل کشور نیز مورد توجه قرار گرفتند و او سال ۸۳ در جشنواره فجر برنده جایزه بهترین کارگردانی و همچنین جایزه تماشاگران جشنواره برای فیلم «بید مجنون» شد، مجیدی سال ۸۶ نیز برای فیلم «آواز گنجشک‌ها» تندیس بهترین کارگردانی را از هیئت داوران جشنواره دریافت کرد و از همان سال دیگر در جشنواره فجر حضور نداشت.

9
اصغر فرهادی

اصغر فرهادی از همان سال اول حضور در جشنواره فیلم فجر با فیلم «رقص در غبار» موفق شد جایزه ویژه هیئت داوران را کسب کند. او در دوره‌های بعدی جشنواره نیز چندین بار سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را برای فیلم‌های «چهارشنبه سوری»، «درباره الی»، «جدایی نادر از سیمین» دریافت کرد. نام فرهادی امسال در حالی در بین لیست غایبان جشنواره فیلم فجر قرار می‌گیرد که جدیدترین ساخته او «فروشنده» در میان نامزد‌های جایزه گلدن گلوب قرار گرفته و شانس زیادی برای کاندیدا شدن در اسکار هم دارد.

10

 منبع: خبرآنلاین

نقد فیلم فروشنده

1عوامل فیلم

نویسنده و کاگردان : اصغر فرهادی

بازیگران : شهاب حسینی ، ترانه علیدوستی ، بابک کریمی ، مینا ساداتی

خلاصه فیلم

فروشنده ، داستان زوج هنرمندی است که در پی جابجایی منزل خود ، در ساختمانی متعلق به یک خانوم ” با رفت و آمد زیاد ” ساکن می شوند و در اثر بی احتیاطی رعنا ( با بازی ترانه علیدوستی ) در باز کردن در ، یکی از مشتری های ساکن قبلی خانه ، به منزل آنها می آید و به او تجاوز می کند !!!
عماد شوهر رعنا ( با بازی شهاب حسینی ) در تلاش برای یافتن و شاید مجازات فرد متجاوز است .

نقد فیلم

در اینکه فروشنده از لحاظ درون مایه فرمی و مضمونی با تمام فیلم های قبلی فرهادی متفاوت است تردیدی نیست اما این تغییر در طرز نگاه کارگردان و پختگی و شیوه برخورد او با مسائل و حتی فرم به کار رفته نیز به چشم می خورد.
فروشنده با پرداختن به یک داستان بسیار دراماتیک و ذاتاً جذاب و با تعلیق بسیار بالا سعی در ارائه ی یک موقعیت بسیار خاص و درواقع یک معضل اجتماعی دارد . و این نیز از دغدغه مندی همیشگی فرهادی در حوزه معضلات اجتماعی حکایت دارد.
داستان ابتدایی فیلم اما ، یک داستان بسیار کوتاه و نه چندان پر افت و خیز است و عدم اتفاق های پی در پی و تو در تو موجب خارج شدن داستان از حد یک داستان استاندارد برای ساخت فیلم سینمایی می شود ( اگرچه در سینمای ایران با داستان های بسیار بسیار کمتر و فقیرتر از داستان ابتدایی این فیلم هم به اصطلاح فیلم ساخته می شود ) که شاید قبل از دیدن فیلم این پیام را به مخاطب منتقل کند که قرار است یک فیلم خسته کننده را به تماشا بنشیند اما راستای پیگیری قصه در فیلم نامه موجب می شود ما نه تنها با یک فیلم خسته کننده بلکه با یک فیلم جذاب و گیرا روبرو باشیم.
در نگاهی دقیقتر به فیلمنامه و بررسی نقطه گذاری های آن در اجرای داستانک های فیلم ، اولین نکته ای که به نظر نویسنده مطلب میرسد این است که برخلاف چند اثر قبلی فرهادی داستانک ها دیگر فقط به تزریق قطره چکانی اطلاعات از کاراکترهای مختلف و بازگو کردن جملات شعاری ادبی نمی پردازد و کاملا در خدمت تکامل کاراکتر اصلی فیلم یعنی عماد و رساندن این کاراکتر به نقطه اوج خود و یک پایان به موقع است . فارغ از اینکه کارگردان در این هدف تا چه اندازه موفق یا ناموفق بوده ، ذکر این نکته لازم است که بقیه کاراکترها اصلاً از اساس در این روند وارد نشده و به کلی شخصیتی ابتر و ناشناس از هر لحاظ برای بیننده دارند که به این بحث در ادامه به طور مفصل پرداخته خواهد شد .
وجود و رسوخ تئاتر به سینما و سن به پرده که در این فیلم صرفاً یک ژست روشنفکری و اشغال قسمتی از فضای فیلم است نیز کمک چندانی به قصه ی کم مایه فیلم نمی کند و صرفا یک عنصر جذاب دیگر با نورپردازی های خاص تئاتری که در دوربین الکسای جعفریان به خوبی خودنمایی می کند به فیلم اضافه شده است. اما اگر بخواهیم رابطه ی مرگ فروشنده میلر را با این اثر بررسی کنیم به نقاط امیدوارکننده ای در رابطه با داستان فیلم نمیرسیم . اگر مخاطبان فیلم را به صورت منطقی به دو دسته تقسیم کنیم ، یعنی آنهایی که نمایشنامه میلر را خوانده و آنهایی که نخواندند ،انتظار میرود فیلم در خود لایه های عمیق تری برای کسانیکه از نمایشنامه مطلع بوده اند داشته باشد . اما عملا اینگونه نیست و ربط منطقی خاص و حتی تم خاصی از داستان نمایشنامه در فیلم را شاهد نیستیم . اگر از تشابهات سنی برخی از شخصیت های فیلمنامه و نمایشنامه که به نظر نویسنده به هیچ عنوان همسویی و همگامی با یکدیگر ندارند ، بگذریم ، اساسا درون مایه نمایشنامه میلر و فیلمنامه فرهادی متفاوت بوده و قاعدتا بهتر است احترام نمایشنامه میلر را نگه داشت و اصلا مقایسه ای بین آنها صورت نداد . اما تاثیر نمایشنامه در ذهن فرهادی کاملا مشهود است به نحوی که تک مضراب های خارج از روند فیلم و عملا به زور الصاق شده از طرف کارگردان در فیلم را شاهد هستیم . اگر بخواهیم به چندی از این نکات اشاره کنیم میتوانیم دیالوگ های عماد در رابطه با خراب شدن شهر و وضعیت آن را یادآوری کنیم و یا دیالوگ های رد و بدل شده بین او و شاگردش پس از اتفاقات تاکسی و یا دیالوگ او و بابک در اجرا و … که همگی تاثیرات نمایشنامه میلر و فضای اجتماعی حاکم بر آن و همچنین تاثیر این فضا روی زندگی کاراکترها را در ذهن فرهادی نشان می دهد و او نیز قصد گنجاندن آنها به هرترتیب در فیلم را دارد که عملا مثل همان گریم و نوع پوشش ناشیانه که در فیلم به علت نمایش اجرا کردن در ایران مضحک به نظر میرسد ، از فیلم جداست و فرهادی( همچون فیلم جدایی نادر از سیمین که کارگردان اولین دروغ را خود می گوید با انتخاب اسم فیلم که دقیقا جدای سیمین از نادر است اما کارگردان به دروغ و برای پیشبرد اهداف خود آن را جدای نادر از سیمین می نامد ) دوباره خود دچار اشکالاتی که در فیلم هایش به جامعه می گیرد ، می شود . این که کارگردان داستان که شباهتی به نمایشنامه میلر داشته باشد ، ننویسد اشکال نیست و یا اینکه همچون نمایشنامه نتوانسته است شرایط اجتماعی جامعه خود را در شخصیت های فیلمش متبلور کند نیز عیب نیست اما اینکه بخواهد این ناتوانی ها را توانایی جلوه دهد خیلی دلنشین به نظر نمی رسد چه اینکه فیلم بدون ژست و ادا و اصول روشنفکرنمایانه و یا تکه های سیاسی نیز می تواند فیلم خوب و دغدغه مندی باشد و صد البته سوژه بسیار خاصش نیز به راحتی این اجازه را به او می دهد .
اما بدون شک تئاتر در داستان و اساسا اجرای کاراکترها ، کارکردهای خود را در فیلمنامه پیدا می کند . فیلم با صحنه های نورپردازی سن شروع و با پشت پرده و گریم کاراکترها پایان می پذیرد . همچنین همانطور که گفته شد بسیاری از پیام های خارج از روند فیلم نیز در تئاتر بیان می شود . نمونه بارز آن پیام روشن و صریح فرهادی به بینندگان خارجی فیلم در ابتدای فیلم است وقتی صنم ( با بازی مینا ساداتیان ) قرار است نقش زنی را بازی کند که در هتل بوستون با ویلی ( فروشنده ) رابطه داشته و بیف ( پسرش ) متوجه این رابطه می شود و بازیگر نقش بیف ناگهان به دیالوگ زن می خندد که می گوید عریان است ولی یک بارونی قرمز پوشیده و این امر موجب ناراحتی صنم می شود و سن را ترک می کند . که فرهادی در این سکانس این پیام را به بیننده خارجی خود می دهد که اگر در جای جای فیلم با صحنه های مضحک این چنینی ( از جمله پوشیدن روسری و لباس کامل در خانه و رابطه بین افراد و … ) روبرو شدید دلیل آن را که محدودیت های فیلمسازی در ایران و جامعه این چنینی که رفتاری مثل رفتار داخل تاکسی با عماد دارد را بپذیرید و به فیلم خرده نگیرید . و یا به هم ریختگی رعنا در سکانس دیگر که باعث به هم خوردن نمایش شد و یا فحشی که عماد در لابلای دیالوگ های خود به بابک داد و اصولا هر پرده از نمایش که قسمتی از فیلم را پر میکرد و مشغولیت شغلی زوج فیلم است.
زوجی که داستان پیرامون آنها است و اتفاقات محوری فیلم برای آنها اتفاق می افتد اما به سختی می توان مشخص کرد که شخصیت اصلی که داستان اساسا پیرامون او شکل می گیرد کیست ؟! عماد ، رعنا یا پیرمرد .
عماد به عنوان محوری ترین شخصیت و کنشگرترین کاراکتر فیلم ، یک بازیگر تئاتر و معلم یک مدرسه است. شخصیتی جذاب ، به نسبت منطقی ، تحصیل کرده و البته مهربان . کارگردان با ترسیم یک شخصیت خاکستری ، متشکل از خوبی ها و همچنین نقاط ضعف (از جمله به هم زدن میز شام ، توبیخ شاگرد و گرفتن موبایل وی ، دروغگویی ، فحش دادن سر صحنه و … ) او را از مسیر یک قهرمان دور کرده و به یک شخصیت خاکستری قابل باور تبدیل می کند . بدون شک کنشگری کاراکتر در حدی نیست که او را در مسیر تبدیل به یک قهرمان هدایت کند و اصولا منش قهرمان پروری با نگاه انتقادی جامعه شناسانه که با رنگ و لعاب روشنفکرنمایی تزیین شده ، سازگار نیست و این تصور که حتی این امکان وجود دارد که قهرمانی در این نوع فیلم ها وجود داشته باشد خیال خامی بیش نیست.
فیلم پس از سکانس های ابتدایی تخریب خانه و ترسیم فضای ترسناک جامعه ای که در آن زندگی می کنند و همچنین پیام کارگردان مبنی بر محدودیت فیلمسازی ( صحنه تئاتر و رابطه ویلی با زن ) به سراغ عماد _ شغل او در مدرسه و رابطه اش با شاگردان و تعامل اجتماعیش در تاکسی و .. _ می رود و می کوشد در راستای شناساندن و همذات پنداری بیننده با شخصیت او قدم بردارد و تا حدودی هم موفق به این امر می شود. دوربین کارگردان همچنین او را در تئاتر و تعاملات هنری اش دنبال می کند و اتفاقا این همراهی منجر به پیشرفت روند داستانی فیلم و یافتن منزل جدید می شود که در این سکانس ها نیز قدم های مثبتی در راستای شکل گیری رابطه عماد و رعنا از تعاملات روزمره شان گرفته تا همخوانی آهنگ و … برداشته می شود که موجب شناختن و همذات پنداری بیننده با دیگر کاراکترهای داستان در سایه عماد می شود که مهترین آنها رعنا است . اما این روند مثبت پس از اتفاق هولناک داستان به کلی تخریب می شود و بیننده عملا در فضای ناشناخته رها می شود به حدی که مجبور است در مورد دیگر کاراکترها به تخیل خود و برداشت های شخصی بپردازد و همچنین مسیر تبدیل شدن عماد به یک قهرمان را نیز ویران شده ببیند . درست است که این کار کاملا از سوی کارگردان عامدانه صورت میگیرد اما سوالی که مطرح می شود این است که آیا رواست بیننده فیلم به بهانه اینکه کارگردان محترم و خلاق فیلم علاقه مند است بیننده در خارج از سینما هم به فیلم او فکر کند و احتمالات گوناگون را بررسی کند ، تکه هایی از فیلم را ناگفته باقی بگذارد تا ذهن مخاطب درگیر باشد !؟ احتمالا آقای فرهادی به جامعه بشری لطف میکنند که فیلم پلیسی معمایی نمیسازند !!! . و آیا وقت آن نرسیده که فیلم به نوعی ساخته شود که بیننده به عمق نگاه ایشان بیندیشد نه مسائل اینچنینی ؟!
همانطور که بیان شد روند شکل گیری شخصیت های داستان بعد از اتفاق محوری فیلم یعنی تجاوز به رعنا به کلی متوقف و ناتمام باقی می ماند درحالیکه از همه نظر پتانسیل پیشرفت و تکامل آنها در داستان وجود داشت . دقیقا بعد از همچین اتفاقی بستری مناسب برای نمایش عمق ارتباط بین این زوج در مواجهه با چنین مشکلی و یا نمایش شکاف عمیق بین آنها با وجود چنین مسئله ای و یا حتی بروز اختلالات روانشنانه فردی و نمود آن در رابطه بین آنها که منجر به یک کنش بیرونی مثل بخشش یا انتقام یا هر نکته ی دیگری وجود دارد . اما کارگردان اثر ترجیح داده به همچین مسائلی نپردازد و صرفا در یک داستانک ناشیانه و خنده دار معمایی عماد را درگیر پیدا کردن فرد متجاوز کند . این کار اگر به دنبال خود نمایاندن وجوه مختلف رابطه بین او و رعنا را در پی داشت ، بسیار منطقی به نظر میرسید اما در تمام این مدت تمام چیزی که مخاطب از آنها میبیند یک سری اکت بی حاصل و ( اکثراً با توجه به محدودیت های فیلمسازی در ایران ) مضحک است و نکته ای که در این زمان نه برای مخاطب و نه احتمالا برای خود کارگردان روشن است انگیزه حرکات عماد است . به طور مثال نرفتن دنبال خانه جدید و یا نرفتن یکباره سراغ مدارک و صاحب ماشین و یا منفعل بودن مقابل رعنا و ….
رعنا نیز در این زمان کاملاً از داستان خارج است و صرفا حرکات ناشی از اتفاقی که برایش افتاده را انجام می دهد که لزوما نه تاثیر عمیق آنچنانی روانی و نه علی السویه بودن این اتفاق را برایش نشان می دهد و خیلی میانه رو این مسیر را طی می کند. اما مشکل مهمتر راجع به رعنا عدم وجود هیچگونه احساس همذات پنداری با اوست چرا که اصلا شخصیتی که از او به نمایش داده می شود شخصیت سمپاتی نیست و در بهترین حالت ما می توانیم او را آهویی معصوم که مورد شکار قرار گرفته در نظر بگیریم .
اما محوری ترین اتفاق داستان حضور پیرمرد متجاوز است . تعلیق یافتن و کشف این موضوع که یک پیرمرد عامل چنین فاجعه ای باشد و شگفتی ای که از کشف آن برای مخاطب اتفاق می افتد به خودی خودی اتفاق بسیار زیبا و هیجان انگیزی است . چه اینکه فرهادی از یک تکنیک تلوزیونی یعنی نشان دادن یک چهره ی آشنا ( داماد پیرمرد ) احتمالا تاثیرگذار در فیلم ( که البته در این فیلم مضنون مورد نظر نبود ) برای ایجاد این شگفتی استفاده کرده اما متاسفانه باز هم با وجود خلاقیت در ایجاد یک موقعیت بسیار خاص و ویژه ، نتوانسته است تا از پتانسیل های این موقعیت استفاده کند . پیرمرد حرف های نامشخص می زند تا کماکان نقاط ابهام از طرف کارگردان در فیلم نهاده شده باشد و بیننده متوجه نشود و ذهن خود را درگیر احتمالات کند . و اساسا تکلیف هیچکدام از کاراکترهای حاضر در موقعیت مشخص نیست تا بتواند یک هدف خاص که موجب تعلیق می شود و پیرامون آن شکل گیری داستان را ایجاد کند . کارگردان با علم به این موضوع و فرار از تهی بودن عجیب چنین موقعیت خاصی که در فیلم او فقط اینقدر بلاتکلیف است ، سعی در ایجاد تعلیق های لحظه ای برای تزریق هیجان به فیلم دارد . که مهمترین آنها در درجه اول ، بد شدن گاه و بیگاه حال پیرمردی است که قبل از این با درآوردن جوراب خود ( احتمالا صرفا برای جفت و جور شدن چفت و بست کشف موقعیت آخر ) و احتمالا دیگر البسه با سرعت هرچه تمام تر و با پای زخمی خود را جمع و جور کرده و باز هم احتمالا کفش به دست ( چون خون پاهایش روی راه پله است ) کل راهروها را دویده . و در درجه دوم تهدید عماد برای افشای شخصیت پیرمرد مقابل خانواده اش است که تا لحظه ی آخر نیز برای بیننده باقی می ماند . اما به طور واضح این هر دو بسیار مصنوعی و بی منطق است چرا که اساسا انگیزه عماد برای عملی که انجام می دهد نیز مشخص نیست چه اینکه اصلا شخصیت او نیز برای ما مشخص نیست تا بتوان از انگیزه احتمالی او باخبر شد . دراینجا میتوان با در دام افتادن توری که کارگردان محترم برای مخاطب خود پهن کرده شروع به بررسی احتمالات مختلف کرد و صدها احتمال را با توجه به عدم شناخت کاراکترها(حتی بدون جایگشت !!!!!)بررسی نمود و همچنین میتوان حسرت خورد از برای از دست رفتن و تلف شدن چنین موقعیت و سوژه ی خاصی( که قطعا نویسنده مطلب حالت اول را بر نمی گزیند !!) .
سوژه فیلم یعنی تجاوز قطعا خود به تنهایی یک بار دراماتیک در وجوه انسانی دارد و مشخص شدن جنبه های مختلف آن در زندگی فرد قربانی آن هم به شکل هنرمندانه می تواند یک اثر بسیار تاثیرگذار را بسازد که به نظر میرسد بتواند یک حس مشترک انسانی در تمام نقاط جهان را برانگیزد و مرتبط کند . و همه ی انواع انسانها با تمام تفاوت های فرهنگی ، اجتماعی را با خود درگیر کند . از این جهت انتخاب این موضوع می تواند یک فیلم را به یک اثر بین المللی که مرز نمی شناسد تبدیل کند اما بدون شک ، خود اثر باید نشانه هایی از فضا و بستر شکل گیری چنین اتفاقی را با در نظر گرفتن کاراکترهای خاص که دارای ویژگی های فرهنگی_اجتماعی آن اتمسقر باشند ، در خود داشته باشد و نمونه های بارز این سخن را می توان در تمام آثار بزرگ سینمای شرق و آمریکای جنوبی و همچنین بسیاری از فیلم های اروپایی مشاهده کرد . اما فروشنده به هیچ عنوان یک فیلم ایرانی نیست ، اگر فیلم را به زبان فرانسه دوبله کنیم فیلم می تواند فرانسوی باشد ، اگر زبان و حجاب ( حتی حجاب مضحک رعنا با آن باند پیچی خنده دار داخل خانه ) که کارگردان خود را محکوم به آن میداند و یک پلان بسیار فاجعه بار از لحاظ کارگردانی و اجرا و مصنوعی و بی رمق از لحاظ مضمون یعنی پلان حضور عماد در تاکسی را از فیلم حذف کنیم دیگر حتی نشانی از شناسنامه مکانی فیلم هم باقی نخواهد ماند . و این بی شناسنامگی فیلم از لحاظ فرهنگی اجتماعی دقیقا یکی از بزرگترین نقاط ضعف آن است .
اما مهمترین نقطه ضعف و مهمترین اشکال فیلم بدون شک اباحه گری فرمال کارگردان در پرداختن به شخصیت هاست . اساسا وجود فیلمنامه ای که هیچ جهت گیری ای ندارد و هیچگونه نقطه نظری نیز حتی در پرداختن به شخصیت ها ندارد ، چگونه می تواند یک فیلم دغدغه مند را پشتیبانی کند ؟! فیلنامه نویس و کارگردان محترم دچار سندروم عدم قضاوت که ناشی فکر و فضای روشنفکرنمایانه این روزهای کشور است شده و در جای جای فیلم وقتی خود را در مرز طرفداری از کاراکتر خاصی میبیند بازی را به هم زده و روند فیلم را عوض میکند . وقتی بیننده درحال همذات پنداری و نزدیک شدن به کاراکتر عماد است به سرعت با چند حرکت ( مثل رفتارش با شاگرد و جمع کردن میز شام و ماکارونی در حال که می توانست سکوت کند و … ) فاصله گذاری را ایجاد می کند و یا زمانی که حتی بیننده از وجود متجاوز مطلع می شود و نسبت به او حس منفی افراطی ذاتی پیدا می کند با میزانسن خاص از جمله مظلوم نمایش دادن او و حتی حرکات خاص دوربین در جای جای فیلم و همچنین وجه خانواده داری او ، به وضوح طرف او را میگیرد و بیننده و حتی خود را از قضاوت راجع به او منع می کند و او را نیز یک شخصیت خاکستری که صرفا درگیر یک وسوسه شده ترسیم میکند و این ژست عدم جانبگیری تا این مقدار به هیچ عنوان مورد فهم واقع نمی شود و تا پایان نیز با کاراکترها ادامه دارد و با اتمام فیلم هم همچنان مخاطب تصویر روشنی از هیچ کدام از شخصیت ها چه سه شخصیت اصلی و یا حتی چه از شخصیت های فرعی مثل بابک و صنم و همسایه ها و دیگر بازیگران تئاتر و حتی آهو ، ندارد .
اما نکته مثبت در شخصیت پردازی اجتماعی و یا به تعبیر بهتر وجوه فردی و اجتماعی کاراکترها نقطه ی روشنی در ذهنیت کارگردان است که ریشه ی آن را در آثار قبلی فرهادی نیز مشاهده می کنیم و آن مسئولیت پذیری کاراکترهای مختلف در فیلم های قبلی و همه ی شخصیت ها در این فیلم است . اگر در جدایی نادر از سیمین این مسئولیت پذیری و عهده دار شدن وظایف و حتی اشتباهات فردی را صرفا در نادر و راضیه می دیدیم در این فیلم در رعنا و عماد و همسایه ها و بابک و حتی پیرمرد می بینیم و اینکه تمام تقصیرها حداقل در تجاوز به رعنا گردن اجتماع نمی افتد نکته مثبتی است . این یک رویکرد اتفاقی نیست چرا که حتی در سکانسی مثل سکانس بسیار بد از لحاظ فرمی تاکسی نیز این جمله حداقل شعاری را می شنویم و عماد عملا یک رفتار منطقی فردی را عامل آن اختلال اجتماعی تفسیر می کند . تفسیری که همراه با بازی متقاوتی حتی از بازی شهاب حسینی در کل فیلم است ، بازی فوق العاده درخشانی که در کنار کار بسیار زیبای دیگر بازیگرها به چشم می آید و بدون شک مهترین و بزرگترین موفقیت و نقطه قوت فیلم است.
نکته مثبت دیگر بدون شک تصاویر شسته و رفته و دلپذیر دوربین جعفریان است که همچنان از فیلتر قاب در قاب های معروف فرهادی عبور کرده اما در جای جای فیلم آن فرم را می شکند و یک تصویر استاندارد پویا را به چشم بیننده می رساند که اوج این زیبایی فرمال در تصاویر ابتدایی و همچنین سکانس پایان بندی به چشم می آید ، پایان بندی ای که از پایان مرسوم فرهادی در باز گذاشتن معمایی بزرگ دور است و کارگردان چنین پایانی را در فیلم گذشته نیز به نوعی امتحان کرده و در اینجا استفاده ای به جا در بازگشت به خود و زدودن و یا در نقطه مقابل آن بزک کردن چهره هایی جدید و یا به تعبیری گمگشتگی و یا در نقطه مقابل آن یافتن خود داشته است .
در پایان میتوان گفت فروشنده یک فیلم نهایتاً متوسط اما با ایده ای بسیار جذاب و خاص و بکر در سینما ایران است که با تمام ضعف های بزرگ ساختاری و محتوایی با تکیه بر جذابیت های مضمونی موضوع داستان و تصاویر زیبا و همچنین بهره گیری از استعداد عظیم بازیگران طراز اول خود و همچنین توانایی مثال زدنی کارگردان در این نوع بازی گرفتن از بازیگران گلیم خود را از آب بیرون بکشد و به یک فیلم قابل قبول اما ضعیف تراز بسیاری از آثار دیگر فرهادی تبدیل شود . فروشنده یک فیلم شخصی از دغدغه های درونی کارگردان است که یک معضل بسیار مهم و متاسفانه پنهان ، در تمام جواع اجتماعی را بهانه قرار می دهد اما به شدت بی خاصیت ، بدون جهت گیری و مطلقا خنثی و از این جهت ( فیلم اجتماعی غیر کنشگر و همه ی طرف ها را ذی حق دانسته و عملا منفعل ) پارادوکسیکال و مضحک است .
امید است دیگر آثار با تم اجتماعی که جمعیت بسیار زیادی از فیلم های سینمای ایران را نیز به خود اختصاص می دهند حداقل در تشریح زخم و بیماری اجتماعی تا این مقدار منفعل و بیطرفانه عمل نکنند و در صورت وجود عمق بیشتر در آثار خود حداقل از شیوع آن جلوگیری کرده و یک موضع مشخص در قبال آن اتخاذ کنند .

نقد فیلم فروشنده در گاردین

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-05-06 06:27:51Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

فیلم درباره ی یک زوج شاد از طبقه ی متوسط در تهران است . رعنا و عماد که توسط علیدوستی و شهاب حسینی بازی می شوند. عماد معلم است و رعنا در خانه می ماند ، آنها قصد دارند با هم زندگی تشکیل دهند . اما به جز این آنها هر دو از اعضای با استعداد یک گروه نیمه حرفه ای تئاتر هستند که در تدارک اجرای نمایشنامه ی ” مرگ دستفروش” آرتور میلر هستند . عماد نقش ویلی لومن که فروشنده ای شکست خورده است را بازی می کند و رعنا در نقش همسر او لیندا بازی می کند . هر دو با گریم و کلاه گیس هایی خاکستری رنگ نقش کاراکتر های غمگین پیرتر از خودشان را بازی می کنند. دقیقا در ابتدای فیلم آنها مجبور به نقل مکان از آپارتمانشان می شوند چون به نظر می رسد کل مجتمع به دلیل نقص ساختمانی در حال فرو ریختن است . فرهادی صحنه ای به شدت متشنج خلق می کند که در آن ترک ها قاب پنجره را می شکنند . فاجعه ای قریب الوقوع از جنس تایتانیک. آنها سرانجام به لطف یکی از هم گروه های تئاترشان آپارتمان جایگزینی پیدا می کنند. اما آنها دیر متوجه می شوند که ساکن قبلی آنجا زن جوانی بوده که گویا روسپی گری میکرده و افراد مشکوک و بدنامی تمام طول شب آن اطراف می پلکند. یک شب رعنا اشتباه می کند و به خیال اینکه همسرش جلوی در است کلید باز شدن در بیرونی را می زند .

جذابیت و لذتی بصری در شیوه ی فرهادی در کنار هم قرار دادن صحنه های بازی نمایشنامه ی آرتور میلر و صحنه های زندگی واقعی این زوج و شومی آن وجود دارد . رئالیسم ویرانی و تراژدی ای کلاسیک شانه به شانه ی هم به نمایش در می آیند . خود عماد فردی خوددار و منطقی است ولی خوب می شود اگر بازی در نمایشنامه ی میلر به او از نظر اخلاقی دیدی مغرور ، دراماتیک و قهرمانانه نسبت به خود بدهد . ویلی لومن در اندوه خویش متحیر از این است که چه مردیست که نمی تواند

 به زن و خانواده ی خود بهترین چیز های مورد نیاز در زندگی را بدهد. عماد متحیر از این است که چه مردیست که نمیتواند از زنش در برابر تجاوز محافظت کند . به وضوح فرهادی به مخاطبانش اجازه میدهد که از خلال دروغ های موازی ویلی لومن گمانه زنی کنند و سپس آنها را در دقایق پایانی بیندازد با این حال ارتباط جدید کمی صریح و واضح است.

منبع :گاردين ،نوشته شده پيتربرادشو

برگردان:هستي وختي

صد فیلم برتر قرن بیست و یکم

10بی‌بی‌سی با نظرسنجی از ۱۷۷ منتقد فیلم در سراسر جهان فهرست ۱۰۰ فیلم برتر از سال ۲۰۰۰ میلادی به این سو را منتشر کرد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در فهرست یکصد فیلم برتر قرن بیست و یکم نام سه اثر ایرانی به چشم می‌خورد. دو فیلم از عباس کیارستمی کارگردان برنده نخل طلای کن و یک فیلم از اصغر فرهادی که جایزۀ اسکار را در کارنامۀ کاری خود دارد.

فیلم «جدایی نادر از سیمین» به کارگردانی اصغر فرهادی در رتبه نهم ۱۰ فیلم برتر قرن بیست‌ویک ایستاده است. در این فیلم که جایزه اسکار و گلدن‌گلوب بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را برای اصغر فرهادی به ارمغان آورد، پیمان معادی، شهاب حسینی، لیلا حاتمی و ساره بیات ایفاگر نقش‌های اصلی هستند.

فیلم «کپی برابر اصل» و «ده» به کارگردانی عباس کیارستمی در فهرست برترین فیلم‌های قرن به ترتیب در جایگاه ۴۶ و ۹۸ ایستاده‌اند. کیارستمی فیلم «ده» را در سال ۲۰۰۲ میلادی ساخت و پس از آن در سال ۲۰۱۰ فیلم «کپی برابر اصل» را با بازی ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی به سینما ارائه کرد. بینوش برای بازی در «کپی برابر اصل» جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را دریافت کرد.

در این نظرسنجی ۱۷۷ منتقد فیلم از ۳۶ کشور جهان فیلم «جاده مالهالند» به کارگردانی دیوید لینچ کارگردان نام آشنای سینمای آمریکا را به عنوان برترین فیلم قرن بیست و یک برگزیدند.

پس از شاهکار دیوید لینچ در این فهرست نام فیلمی از سینمای هنگ‌کنگ به چشم می‌‌خورد. فیلم «در حال و هوای عشق» به کارگردانی وونگ کار وای ردۀ دوم فهرست را در اختیار دارد و پس از آن فیلم «خون به پا خواهد شد» به کارگردانی پل توماس اندرسون ایستاده است.

یکی از نکات قابل توجه این فهرست حضور انیمیشن «شهر اشباح» اثر تحسین شدۀ هایائو میازاکی در رده چهارم برترین فیلم‌های قرن حاضر است.

فیلم «پسر بچگی» به کارگردانی ریچارد لینکلیتر که پاتریشا آرکت برای نقش‌آفرینی در آن اسکار گرفت، فهرست پنج فیلم نخست برتر قرن را به پایان می‌رساند.

در این فهرست نام برخی کارگردان‌ها بیشتر تکرار شده است. وس اندرسون، کریستوفر نولان، میشائیل هانکه، آپیچاتونگ ویراستاکول، پل توماس اندرسون و برادران کوئن هر کدام سه فیلم در این فهرست دارند.

متیو اندرسون دبیر بخش سرویس فرهنگ بی‌بی‌سی با اشاره به ویژگی نظرسنجی‌هایی از این دست که معمولاً نگاه‌شان به گذشتۀ سینما است، گفت: «اما ما در این نظرسنجی قصد داشتیم که بهترین فیلم‌های سال‌های اخیر را بیابیم. این آثار همان فیلم‌هایی هستند که بیشتر مردم احساس زیادی نسبت به آن‌ها دارند.»

او در ادامه گفت: «امیدواریم که نتیجۀ این نظرسنجی باعث ایجاد بحث و گفت‌وگو در این باره شود. آن‌هم نه تنها بحث بین منتقدان فیلم و علاقه‌مندان دو آتشه سینما بلکه میان همه کسانی که از تماشای فیلم لذت می‌برند و درباره ویژگی‌های یک فیلم خوب نظری دارند.»

در این نظرسنجی هر منتقد اجازه داشت ۱۰ فیلم برتر از دیدگاه خود را ثبت کند. پس از انجام نظرسنجی یک فهرست متشکل از ۵۹۹ فیلم به دست آمد که از میان آن‌ها فهرست ۱۰۰ فیلم برتر منتشر شد.

با در نظر گرفتن این فهرست در میان تمام سال‌هایی که از قرن بیست و یکم می‌گذرد، سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ موفق‌ترین سال‌ها بوده‌اند، به گونه‌ای که ۹ اثر از ۱۰۰ فیلم برتر قرن حاضر در هر یک از این این سال‌ها به سینما آمده‌اند. از مهم‌ترین آثار ارائه شده به سینما در سال ۲۰۱۲ می‌توان به «عمل کشتن» به کارگردانی جاشوا اپنهایمر در رده چهاردهم و «هولی موتورز» به کارگردانی لئوس کاراکس در ردۀ شانزدهم  و همچنین «دوازده سال بردگی» به کارگردانی استیو مک‌کوئین و «آبی گرم‌ترین رنگ است» به کارگردانی عبدالطیف کشیش در سال ۲۰۱۳ اشاره کرد.

در این نظرسنجی هم نام بسیاری از فیلم‌های بسیار محبوب ۱۶ سال گذشته دیده نمی‌شود. نه از سری فیلم‌های «هری پاتر» چیزی به چشم می‌خورد نه از دنیای خیالی «هابیت‌ها» و «دزدان دریایی کارائیب» خبری هست. البته این بدان معنا نیست که در فهرست نباید انتظار دیدن فیلم‌های موفق از دیدگاه تجاری را نداشته باشیم. شاید واضح‌ترین مثال برای این مدعا حضور «مد مکس: جاده خشم» به کارگردانی جرج میلر در رده نوزدهم باشد. انیمیشن‌های «وال ای» در رده ۲۹ و «موش سرآشپز» در رده ۹۳ نمونه‌های دیگری از این دست به شمار می‌روند.

از جمله منتقدان سرشناسی که در این نظرخواهی شرکت داشتند می‌توان به پیتر دیبرگ از ورایتی، اسکات فینبرگ از هالیوودریپورتر، اوون گیلبرمن از ورایتی، ژان فیلیپ گریرسون، نیک جیمز از سایت‌اند‌ساوند، تاد مک‌کارتی از هالیوودریپورتر و کاترین شورد از گاردین اشاره کرد. 

فهرست ۱۰ فیلم برتر قرن بیست و یکم

ردیف نام فیلم نام کارگردان سال ساخت
۱ جاده مالهالند دیوید لینچ ۲۰۰۱
۲ در حال و هوای عشق وونگ کار وای ۲۰۰۰
۳ خون به پا خواهد شد پل توماس اندرسون ۲۰۰۷
۴ شهر اشباح هایائو میازاکی ۲۰۰۱
۵ پسرانگی ریچارد لینکلیتر ۲۰۱۴
۶ درخشش ابدی یک ذهن پاک میشل گوندری ۲۰۰۴
۷ درخت زندگی ترنس مالیک ۲۰۱۱
۸ یک یک و یک دو ادوارد یانگ ۲۰۰۰
۹ جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی ۲۰۱۱
۱۰ جایی برای پیرمردها نیست جوئل و ایتن کوئن ۲۰۰۷

منبع: بی‌بی‌سی / ۲۳ اوت، ترجمه: فرزاد مظفری

 

حق پخش فروشنده به ممنتو رسید

کمپانی توزیع فیلم ممنتو که امتیاز فیلم «فروشنده» را خریداری کرده است، این فیلم را در آلمان و بریتانیا اکران می‌کند.

به گزارش فیلموویز به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین،به نقل از اسکرین دیلی، ممنتو اعلام کرد امتیاز فیلم «فروشنده» را به بریتانیا و آلمان فروخته است.کمپانی «کارسون آرتفیشال آی» از بریتانیا و «پروکینو» از آلمان توزیع فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی را در این دو کشور به دست آوردند.

امتیاز توزیع خارجی «فروشنده» که در جشنواره کن موفق به کسب دو جایزه اصلی بهترین بازیگر مرد و بهترین فیلمنامه برای شهاب حسینی و اصغر فرهادی شد، در اختیار کمپانی ممنتو است.کمپانی فرانسوی «ممنتو» این قرارداد را با تهیه کنندگان «فروشنده» در جشنواره کن منعقد کرد.این کمپانی همچنین اعلام کرده قراردادهایی با بلغارستان (بلغاریا فیلم ویژن) و جمهوری چک و اسلواکی (آرتکام) و رومانی (ماکوندو) برای اکران این فیلم امضا کرده است.

این فیلم در جشنواره کن نیز قراردادهایی برای توزیع در آمریکای لاتین و اکران در آرژانتین، برزیل و مکزیک، کلمبیا، پرو، اکوادور، بولیوی و آمریکای مرکزی بسته است.این فیلم در چین نیز با بخش نمایش دیجیتال قرارداد بسته و در هنگ کنگ و ماکوئو و تایوان نیز نمایش داده خواهد شد.قراردادهای جدید شامل نمایش در استرالیا و نیوزیلند نیز می‌شود.

ممنتو در جریان جشنواره فیلم کن نیز اعلام کرده بود که شماری از کشورهای اروپایی از جمله اسپانیا، ایتالیا، اتریش، بنلوکس، سوییس و لیختن‌اشتاین، اسکاندیناوی و ایسلند، بالتیک، یوگسلاوی پیشین، مجارستان، لهستان، پرتغال و یونان و قبرس نیز امتیاز نمایش این فیلم را خریده‌اند. امتیاز فیلم برای نمایش در آمریکای شمالی نیز فروخته شده است.ترکیه نیز امتیاز این فیلم را خریده و روسیه در دست مذاکره است.ممنتو اعلام کرده این فیلم را در ماه نوامبر ۲۰۱۶ در فرانسه اکران می‌کند.

مشروح نشست خبری فیلم فروشنده

نشست مطبوعاتی فیلم «فروشنده» با حضور اصغر فرهادی،شهاب حسینی و ترانه علیدوستی ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه دوشنبه شب در خانه همایش فرشته با حضور پرتعداد خبرنگاران رسانه ها برگزار شد.

سمانه فراهانیدر این نشست ابتدا اصغر فرهادی درباره چگونگی سوالهایی که قرار است در این جلسه مطرح شود،با یادی از یدالله نجفی صدابردار فیلمش که در میانه فیلمبرداری این فیلم جان به جان آفرین تسلیم کرد گفت: «دو نکته را باید بگویم،اول اینکه این مجموعه تمام تلاش خودشان را کردند که این جلسه در شأن خبرنگاران برگزار شود.و نکته دوم هم اینکه دوستانی که اینجا حضور دارند فیلم را ندیده اند و ممکن است توضیح بیشتر درباره داستان موجب لو رفتن فیلم بشود، پس بهتر است سوال ها درباره موضوعهای  کلی تر باشد. از تمام گروه به ویژه صدابردارمون که یک روز رفت و دیگر برنگشت سپاسگذارم.»

«فروشنده» چگونه به فستیوال کن راه یافت؟

پس از صحبتهای ابتدایی فرهادی،به سرعت روال پرسش و پاسخ جلسه آغاز شد.فرهادی ابتدا در پاسخ سوالی درباره پذیرفته شدن «فروشنده» در کن عنوان کرد:« فیلم های من تاکنون دو بار در جشنواره کن حضور داشته است.«فروشنده» در آخرین لحظات آماده شد،در حالی که هنوز تصحیح صدا و رنگ کامل نشده بود. مراحل زیرنویس فیلم هم توسط خانم لاهیجی در حال انجام بود، اما برغم تلاش همه گروه، فیلم خیلی دیر به دست  مدیران کن رسید و گفته شد گویا اشکالی در نسخه ارسالی فیلم وجود دارد.ابتدا تصور کردیم چون دیر شده باید منتظر فستیوال دیگری بمانیم، اما مدیر جشنواره تماس گرفت و گفت فرصت بیشتری وجود دارد و به همین دلیل دوباره فیلم آماده و به جشنواره ارسال شد.»

فرهادی سپس درباره کیفیت نهایی فیلمش و توقعی که از «فروشنده» دارد هم گفت:«به نظر می رسید همراه کردن قشر پیگیر سینما و مردم عادی امکان پذیر نیست، اما در سریال های «داستان یک شهر» به این نتیجه رسیدم که می توان مخاطب را همراه کرد. این تجربه ها کمک کرد که فیلم های پرتماشاگری بسازم. موفقیت در فروش و ارتباط با تماشاگر عادی در ایران و خارج نسبت به جایزه های خارجی برایم مهم تر است.پیش از انقلاب هم چنین فیلم هایی داشتیم که مخاطبان خاص و عام را با هم راضی می کردند.»

1111

از تیتر روزنامه عربستانی خوشحال شدم

در ادامه شهاب حسینی به سوالی درباره اینکه «آیا این جوایز تاثیری در بازی های شما خواهد داشت؟» درباره آشنایی اش با اصغر فرهادی گفت:«حضور در فیلم های ارزشمند به من سبک و سیاق زندگی آموخته است و همیشه دوست داشتم کارهایی را که انتخاب می کنم رسالتی داشته و تاثیرگذار باشد. من آقای فرهادی را از دپارتمان دانشگاه تهران می شناختم و کار عروسکی «چشم در راه است سیه گربه» که کار خیلی خوبی بود را دیدم و خیلی لذت بردم. در «داستان یک شهر» هم به اتفاق نیما رئیسی سر صحنه سریال می رفتیم. این آشنایی ادامه داشت تا در «درباره الی» فرصت همکاری فراهم شد که اتفاق خوبی برای من بود. من در کارهای فرهادی چون یک مخاطب حاضر شدم در فروشنده به اوج خود رسید و در آینده نمیدانم چه اتفاقی رخ می دهد.»

بازیگر «فروشنده» همچنین درباره تیتر روزنامه عربستانی که او را خطرناک تر از سربازهای نظامی ایران ذکر کرده بود،گفت:«درباره تیتر این روزنامه از یک جهت خوشحال شدم.این تیتر تاثیر سینما، فرهنگ و هنر را نشان می دهد.عربستان طبعا دارای پیشرفته ترین صلاح های جنگی است و مشتری بزرگ تسلیحات است و با این همه اعتبار لازم را ندارد.»

فرهادی در ادامه در بخشی از حرفهایش اشاره ای به حرفهای شهاب حسینی کرد و گفت:« احساس افتخار می کنم که یک هنرپیشه ایرانی در این سن اینطور نگاه می کند.»

در کشور شما شعر می فروشند؟

در ادامه برنده جایزه بهترین فیلمنامه فستیوال کن درباره نوع نگاه به فیلم هایی که در جشنواره های خارجی نمایش داده می شود گفت: «شاید منظور شما این است که فیلم های ایرانی که به جشنواره می روند همه ویژگی خاصی دارند که به جشنواره می روند .من در همه جشنواره های خارجی شرکت نکردم و همه فیلم هایی که به جشنواره رفته اند را ندیده ام، ولی فکر می کنم همه شما که در این سالن هستید روی   یک فیلم اتفاق نظر دارید: فیلم «گاو» داریوش مهرجویی.همه متفق القول می گوییم فیلم خوبی است. فرض کنید آقای مهرجویی این فیلم را امروز می ساخت. آیا این فیلم بد بود یا سیاه نمایی می کرد؟ هنوز همه ما از تماشای این فیلم لذت می بریم و «گاو» مثل گنجی است که آن را می بینیم و زیبایی هایی در آن کشف می کنیم.»

فرهادی سپس با ذکر خاطره هایی از فیلمهایش گفت:«با تهیه کننده ای خارجی که قرار بود فیلمی را با هم کار کنیم به تماشای فیلمی نشستیم که دختری فال می فروخت. وقتی از سالن بیرون آمدیم آن شخص به من گفت؛ آن دختر در خیابان چه چیزی می فروخت؟ گفتم شعر. گفت در کشور شما در خیابان شعر می فروشند و مردم بابت آن شعر پول می دهند؟ یا زمان اکران «درباره الی» یک خبرنگارخارجی از من پرسید که چرا در طبقه بورژوا فیلم ساختید.دلیلش را که پرسیدم دیدم این نظر را از ماشینی که در فیلم بود برداشت کرده است. ما در مورد کسانی که از سر بی اطلاعاتی نظر می دهند صحبت نمی کنیم.»

تیتر روزنامه عربستانی اشتباه برداشت شده است

ترانه علیدوستی هم در ادامه این نشست با اشاره به دو سوال خبرنگاران گفت:«چه خوب است که شما به عنوان اصحاب رسانه جلودار ادبیات باشید و ادبیات جانبدارانه در لحن و سوالات شما نباشد. این شما هستید که می توانید با لحن و ادبیات خود به مردم یاد بدهید. فیلمی که پخش کننده خارجی دارد را نباید برای آن براحتی از واژه عرب استفاده شود یا در مورد نژاد کسی صحبت کنید.این حرف در شان این جلسه نیست.اگر رسانه هایی وجود دارند که هر فرصتی را به اشاعه این اشتباهات به این شکل اختصاص می دهند ما نباید این اجازه را بدهیم.»

علیدوستی سپس با اشاره به تیتر روزنامه عربستانی در مورد شهاب حسینی گفت:«نکته ای که در این مورد دق نشده است این است که تیتر آن روزنامه درباره شهاب حسینی اشنباه است،چون آن تحلیلگر به کشور خود نقد داشته است نه سینما ما و نه شهاب حسینی. باید منصف باشیم.»

1

کاملا با اعتماد به نفس در جهان قدم برمی دارم

فرهادی در ادامه این جلسه به رفتاری که در جشنواره های خارجی نسبت به فیلمسازان ایرانی می شود اشاره کرد و گفت:«آرزوی خیلی ها این است که جای سینمای ایران باشند ان وقت ما در داخل در حال تمسخر این سینما هستیم.من به شدت خود را در خارج از ایران قبول دارم و با اعتماد به نفس بالایی قدم برمی دارم.پیش از ساخت «فروشنده» قرار بود فیلمی در اسپانیا بسازم. همه کارها انجام شد و هنرپیشه های اصلی انتخاب شده بودند. وقتی از اسپانیا برگشتم، احساس کردم میخواهم در ایران فیلم بسازم.این مسئله را عنوان کردم و طبیعتا همه ناراحت شدند و عده ای گفتند اگر در ایران کار کنی ممکن است برایت حاشیه درست می کنند. گفتم ایرادی ندارد.فیلم را نوشتم و خداروشکر همه چیز خوب پیش رفت.»

فیلمهای من مخاطب عام و خاص را با هم دارند

فرهادی در این گفت و گو درباره اقبال عمومی از فیلمهایش در میان عامه مردم گفت: «بخش اقبال عمومی مردم از فیلم های من در شهرستان ها و تهران همیشه کمتر مورد بحث قرار می گیرد.معمولا می گویند فیلم های فرهادی جشنواره ای است و توجهی نمی کنند که فیلم های من از سوی مردم هم خوب دیده شده است.»

فرهادی ادامه داد:«اینکه فیلم های من با فیلم های قبلی مقایسه می شود یک روند طبیعی است چراکه فیلم ها همه در یک خط پیش می روند و نمی توان ایرادی به این قضیه گرفت. یک کارگردانی هست که فیلمش با فیلم قبلی تفاوت خیلی زیادی دارد، ولی فیلم های من که در قالب خانواده است هر بار یک مشکل را باز می کند و به آن می پردازد پس قابل مقایسه با آثار قبلی است.»

او در ادامه با اشاره به فیلمهایش و اینکه کدام فیلم را بیشتر از همه فیلمهایش دوست دارد گفت:« من در فیلم هایم شهرزیبا را خیلی دوست دارم شاید به لحاظ تکنیکی ایراد داشته باشد ولی همیشه برایم دوست داشتنی بوده است.»

فرهادی  به تاثیر پذیری اش از جایزه های جشنواره ها هم اشاره کرد و گفت:«گرفتن جایزه در نظر من تاثیر ندارد.لازم هستند، ولی برای فیلم ها خطرناکند. من به بازیگرانم هم گفته ام این جایزه ها را باید دو روز بعد کنار گذاشت. جایزه برای فیلم ها خوب است ولی برای فیلمسازان خطرناک است.»

سرمایه گذار قطری از کجا پیدا شد؟

در ادامه این نشست محمداطبایی، کارشناس پخش بین الملل درباره کمک‌های صندوق‌های مالی برای ساخت فیلم در دنیا گفت: «ارائه کمک از سوی صندوق مالی برای تأمین بخشی از هزینه‌های تولید یک فیلم، در سینمای دنیا مرسوم است، به طوری که چندین صندوق در دنیا بدون چشمداشت به فیلم‌ها کمک می‌کنند و موسسه فیلم دوحه هم از همین‌هاست و این چنین است که بسیاری از تهیه کنندگان در دنیا پروژه‌های خود را به این صندوق‌ها ارائه می‌دهند تا کمک های ناچیزی دریافت کنند.»

او در ادامه افزود: «معمولاً این کمک‌ها به صورت بلاعوض و بسیار اندک است. البته ممکن است خواهر امیر قطر رئیس افتخاری این موسسه نامیده شده باشد اما او هیچ نقشی در سیاست‌گذاری‌ها ندارد. در فستیوال کن هفت فیلم از جمله «فروشنده» کمک بلاعوض دریافت کرده بودند و قطری‌ها تلاش می‌کنند با این کمک‌ها اسم کشور و امکاناتشان را به پروژه‌های بین‌المللی بشناسانند.»

کجای دنیا می‌توانم چنین ثروتی داشته باشم؟

در ادامه این نشست اصفر فرهادی در پاسخ به نگرانی یکی از اهالی رسانه پیرامون ترک وطن از سوی این کارگردان گفت:«اینجا زندگی بهتری دارم، در ایران دوستان بسیاری دارم و خانواده‌ام هم اینجا زندگی می‌کنند. کجای دنیا می‌توانم چنین ثروتی داشته باشم؟ شما در جریان بعضی از مسائل نیستید. بسیاری از پروژه‌های بین‌المللی را نپذیرفته‌ام چون دوست دارم در کشور خودم فیلم بسازم اما برای همکاری با گروه‌های دیگر کنجکاوم. این همکاری ها باعث می‌شود به روزتر شوم و تکنیک‌های بیشتری را یاد بگیرم.»

او افزود: «خیلی خوب می‌شد اگر می‌توانستم فیلم را امشب برای شما نمایش بدهم. اما از آن جا که فیلم هنوز پروانه نمایش داخلی ندارد چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. البته دوست داریم که فیلم تابستان اکران شود و پیش از اکران عمومی آن احتمالاً نمایشی برای اهالی مطبوعات خواهیم داشت.»

فرهادی در پاسخ به صحبت هایی که از سوی سخنگوی وزارت ارشاد مطرح شده مبنی بر احتمال اکران فروشنده در ایران با یک سری ملاحظات گفت: نمی‌دانم معنی این سخن چه بود چرا که کلمه ملاحظات بی حد و مرز است و من نمی دانم چگونه می دانند فیلمی که هنوز دیده نشده است نیازمند برخی ملاحظات است.

شاید نمایش در جشنواره فجر آینده

کارگردان «جدایی نادر از سیمین» درباره حضور فیلم تازه اش در جشنواره فجر اظهار کرد:« اگر قوانین جشنواره فیلم فجر اجازه دهد «فروشنده» را به جشنواره ارسال می کنم. به هر حال همه فیلم های من تا امروز هم اکران شده و هم در جشنواره شرکت کرده است.»

شهاب و ترانه تکراری نمی شوند

در ادامه فرهادی درباره زوج شهاب حسینی و ترانه علیدوستی گفت:«اولین بار این دونفر در فیلم درباره الی زوج بودند. به نظرم این دو صاحب ‏ویژگی هایی هستند که بازی شان مقابل هم هم تکراری نمی شود.مطمئن باشید ما هنوز ‏بخشی از توانایی های  این دو بازیگر را دیده ایم.»

او در پاسخ به حرف هایی که درباره ترغیب جوانان به مهاجرت با تماشای فیلم های فرهادی زده می شود، اظهار کرد:« ۱۴ سال از آشنایی و همکاری ام با ایشان می‌گذرد و به ندرت دیده‌ام آدمی این قدر دغدغه کشورش را داشته باشد. کسی که سینما کار می‌کند به دنبال مانیفست سیاسی و اجتماعی نیست بلکه دغدغه هنری دارد. فیلمسازان همه زندگیشان را نمی‌گذارند که کشورشان را سیاه نشان بدهند. بعید می‌دانم هیچ‌کدام از فیلمسازان جهان در کنفرانس مطبوعاتی فیلم‌هایشان با چنین پرسش‌هایی روبرو شوند و آرزو دارم این مباحث از سینمای کشور ما هم حذف شود.»

شهاب حسینی هم در ادامه گفت: «به هنگام ساخت «جدایی نادر از سیمین» فیلم مستندی درباره دادگاه‌های ایران برای ما نمایش دادند و آقای فرهادی پس از پایان فیلم با چشمانی اشک آلود گفت: مشکلات مردم را خوب ببینید تا بتوانیم آن را نمایش بدهیم. اگر او هر نیت دیگری داشت مثل برنده شدن در اسکار چنین موفقیت هایی برای فیلمش رخ نمی داد.او در فیلم‌هایش به مسائلی مانند قضاوت، دروغ و غیره می‌پردازد که صرفاً به مخاطب ایرانی مربوط نمی شود.»

2

غلامحسین ساعدی از آرتور میلر هم بالاتر است

فرهادی در پایان درباره تأثیرپذیری‌ از نمایشنامه‌های غلامحسین ساعدی گفت: «دوره نوجوانی شیفته چندین نویسنده ایرانی از جمله صادق چوبک، محمود دولت‌آبادی، صادق هدایت و ساعدی بودم. به نظرم ساعدی هم‌وزن میلر در ادبیات نمایشی است. اگر او به زبان انگلیسی می‌نوشت حتی از میلر هم بالاتر بود. البته در فیلمم به آثار ایشان اشاره مستقیمی نمی‌کنم اما خوشحالم همین اشاره مختصر هم وجود دارد.

منبع: خبرآنلاین

سابقه جوایز ایران در جشنواره کن

سینمای ایران طی ۲۱ سال گذشته موفق به دریافت نخل طلای بهترین فیلم، جایزه هیئت داوران، نوعی نگاه، دوربین طلایی، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد شده است.

سمانه فراهانی(خبر آنلاین): در واقع سینماگران کشورمان تنها در بخش های جایزه بزرگ، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن و فیلم کوتاه موفق به جلب توجه هیئت داوران به فیلم‌های خود نشدهاند.

عباس کیارستمی تنها نخل طلای کن را برای سینمای ایران به بار آورده و سینمای ایران در بخش‌های نوعی نگاه و دوربین طلایی موفق‌تر بوده است.

اولین بار در سال ۱۹۹۵ جایزه ای از جشنواره فیلم کن نصیب سینمای کشورمان شد. فیلم «بادکنک سفید» ساخته جعفر پناهی در این سال جایزه دوربین طلایی را گرفت.

دو سال بعد فیلم «طعم گیلاس» به کارگردانی عباس کیارستمی موفق به دریافت نخل طلای این فستیوال شد اما از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ هیچ جایزه ای از این فستیوال نصیب سینمای ایران نشد.

در سال ۲۰۰۰ فیلم «تخته سیاه» ساخته سمیرا مخملباف جایزه هیئت داوران کن را دریافت کرد. در همین سال حسین یکتاپناه با ساخت فیلم «جمعه» و بهمن قبادی با ساخت «زمانی برای مستی اسب ها» موفق به دریافت دوربین طلایی کن شدند.

سه سال بعد باز هم فیلمی از سمیرا مخملباف موفق به دریافت جایزه شد. «ساعت پنج بعدازظهر» در سال ۲۰۰۳ جایزه هیئت داوران این فستیوال را گرفت و «طلای سرخ» ساخته جعفر پناهی در همان سال جایزه نوعی نگاه را از آن خود کرد.

سال بعد محسن امیریوسفی با ساخت فیلم «خواب تلخ» موفق به دریافت جایزه ویژه دوربین طلایی شد.

«کسی از گربه های ایرانی خبر نداره» به کارگردانی بهمن قبادی در سال ۲۰۰۹ و «ناهید» ساخته آیدا پناهنده در سال ۲۰۱۵  جایزه نوعی نگاه جشنواره کن را از هیئت داوران گرفتند.

و البته در سال ۲۰۱۶ اصغر فرهادی با نگارش «فروشنده» موفق به دریافت جایزه بهترین فیلمنامه این فستیوال شد و شهاب حسینی اولین جایزه بهترین بازیگری سینمای ایران در جشنواره کن را از آن خود کرد.

12