جشنواره سی و ششمسینمای ایراننقد فیلم
موضوعات داغ

نقد فیلم شعله ور

عوامل فیلم

کارگردان شعله ور : حمید نعمت الله

نویسنده : حمید نعمت الله ، هادی مقدم دوست

بازیگران :امین حیایی، دارا حیایی، زهرا خوشکام، پانته آ مهدی نیا، فربد قبادی، مژگان صابری، بهمن پرورش

خلاصه فیلم

شعله ور راوی داستان فرید خاقانی (با بازی امین حیایی) در دنیای پر از شکست و حسادت و حسرتش است.

نقد فیلم شعله ور

ترکیب ثابت تیم نعمت الله و مقدم دوست با اینکه ترکیب خلاق و خاصی است و تا به امروز بیش و کم جواب داده است اما در فیلم “شعله ور” با تمام نماهای زیبا و دنیای متفاوتش از دنیای حقیر آپارتمانی این روزهای سینمای ما نتوانسته است گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و یک رابطه ی دوجانبه ی گیرا بین خود و بیننده ایجاد کند.

“شعله ور” بیننده را شعله ور میکند تا یک قدم جلو برود. و این ضعف داستانی فیلم است.داستانی که برای فهمیدنش باید احتمالا رابطه ی بین الاذهانی با نویسنده برقرار کرد. ذره بین دست گرفت تا بتوان در آن گوشه ها یک داستانی یافت. و سینمایی که با اتکا به این مقدار متریال داستانی بخواهد روایتش را جلو ببرد مشخصا کار سختی در ارتباط با مخاطب خواهد داشت.

“شعله ور” درواقع یک امین حیایی و نریشن های متعدد و خسته کننده اش دارد.یک سفر به سیستان و بلوچستان دارد و یک سری تیپ های انسانی که در تقابل با ذهن حیایی می آیند و می روند.

انسجام شخصیت فرید (با بازی امین حیایی) در طول فیلم حفظ میشود و بیننده هر لحظه به وجوه منفی شخصیت او بیشتر پی میبرد اما این وجوه منفی به هیچ عنوان او را تبدیل به یک ضد قهرمان نمیکند. ضد قهرمان شخصیتی دارد که علاوه بر وجوه منفی شخصیتش او را تبدیل به یک فرد بزرگ در جامعه ی زندگی خودش میکند و این خصلت ها گهگاه قابل تحسین است. اما فرید به کلی انسان حقیری است و هر لحظه خود را حقیرتر میکند. او اعتیاد دارد و با این اعتیاد همواره کلنجار میرود. او یک دیوانه ی تمام عیار است و خود نیز به این موضوع اعتراف میکند. او یک سادیست به تمام معناست که گهگاه مرزهای مازوخیست را نیز رد میکند و نشانه های آن نیز جملاتی از این دست است که وقتی کنار مصطفی حیدری غواص (با بازی بهمن پرورش) است آن را بیان میکند : ” کیف میده کنارش باشی انگار خشکی زخمتو میکنی”. درست است که شاید نویسنده و کارگردان برای سرانجام این شخصیت همین قصد را داشته باشند اما حتی با فرض این مسئله، مخاطب درگیر یک چالش بزرگ ذهنی میشود که اصلا چرا باید برای یک شخصیت حقیر یک فیلم با این طول و تفصیل ساخت؟! میتوان کارگردانی که به سراغ شخصیت های بزرگ میروند و فیلم آنها را میسازند، درک کرد. میتوان کارگردانانی که به سراغ شخصیت های درگیر اتفاقات و موقعیت های خاص میروند و از آنها فیلم میسازند را درک کرد. میتوان کارگردانانی را که به سراغ معضلات اجتماعی میروند و راوی شخصیت های درگیر آن میشوند را درک کرد. میتوان طنزهای گروتسک و فیلم های ابزورد سراسر حماقت و حقارت را در فضای بی مایگی اینگونه فیلمها درک کرد اما در شعله ور، بیننده چه انگیزه ای برای دنبال کردن فیلمی با چنین موضوعی خواهد داشت؟!

شعله ور داستانی است که برای فهمیدنش باید رابطه ی بین الاذهانی با نویسنده برقرار کرد. ذره بین دست گرفت تا بتوان در آن گوشه ها یک داستانی یافت. و سینمایی که با اتکا به این مقدار متریال داستانی بخواهد روایتش را جلو ببرد مشخصا کار سختی در ارتباط با مخاطب خواهد داشت.

اما فرید در حین انسجام شخصیت درونی خود در وجوه ارتباطی با دیگران به هیچ عنوان باورپذیر نیست. ما با نریشن های متعدد او، این موضوع را درک میکنیم که او انسانی حقیر و حسود است اما نمود این حقارت را در رفتارش با دیگران به صورت یکپارچه مشاهده نمیکنیم. تعلیق میزان تحمل پذیری دیگران در رابطه با او و یا میزان تحمل پذیری اجتماعی او ثابت و قابل پیش بینی نیست.رفتار او با وحیده (با بازی مژگان صابری) قابل درک نیست و متقابلا رفتار وحیده نیز با او همین حکم را دارد. رفتار او با پسرش کاملا غیر قابل درک است. از طرفی او را عزیز میکند و از طرفی نمیخواهد زندگی اش را با او شریک شود. و دلیل منطقی ای نیز برای اینکار خود ندارد. و به یکباره سفر نوید (با بازی دارا حیایی) به سیستان و بلوچستان، پررنگ ترین انگیزه اش برای انتقام و حسد و حقارتش میشود و مهمترین خرده روایت فیلم را با یک منطق روایی مخدوش پیش میبرد.

خرده روایت های دیگر فیلم نیز کم توانند و صرفا به تکمیل وجوه شخصیتی فرید میپردازند بدون اینکه کارکردی در پیشبرد روند داستان و یا پیرنگ اصلی آن داشته باشند. به طور مثال سکانس رفتن به پیست پرنده ها برای پراندن پرنده شان سکانسی صرفا برای ناتوان نشان دادن فرید است.

فیلم برداری و میزانس های فیلم و کارگردانی کار اما درخشان است. نماهای سیستان بسیار تاثیرگذار و چشم نواز دکوپاژ شده و حس یک کار سینمایی خوب را به بیننده منتقل میکند و این مهمترین ویژگی شعله ور محسوب میشود.

حضور سهراب پور ناظری و همایون شجریان نیز با آثاری متفاوت اتفاق میمونی در سینما محسوب میشود و این جذابیت زمانی خود را بیشتر نمایان میکند که در کنار موسیقی محلی سیستان قرار میگیرد.

اصولا سفر به مناطقی بکر و دراماتیک برای کسانی که حاضرند خود را از فضاهای محدود کوچک خود جدا کنند و روایتشان را به مناطق مملو از زندگی ببرند کار قابل ستایشی است. با اینکه شاید تصویر مکانی برای استعمال مواد مخدر!!! به آن شکل در فیلم به مردم آن مناطق وجهه ای منفی دهد و ذهنیت مردمان دیگر مناطق کشور را درباره سیستان تقویت کند اما این اتفاق قابل کتمان نیست که نعمت الله در روح اثر خود که متجلی در میزانسن اثر است با احترام و ستایش با سیستان برخورد کرده است و این اتفاق حس بیننده را نسبت به سیستان حس زیباتری خواهد کرد.

در پایان باید گفت که شعله ور اثری است متوسط از نویسنده و کارگردانی که ما را عادت به آثار خوب داده اند. اثری که در جذب بیننده احتمالا ناموفق خواهد بود و یک فیلم خاص برای مخاطبان خاص محسوب میشود.

نقد فیلم رگ خواب و آرایش غلیظ از همین کارگردان را بخوانید.

امتیاز کاربران: 3.52 ( 28 رای)
برچسب ها

علی منصوری

نويسنده و منتقد سينمايى

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. سوژه خوب بود؛ پرداختش یخورده ضعیف بود؛ ولی ارزش دیدن رو داشت؛ اونم توی این وانفسای سینمای ایران که هیچکس برای ساخت فیلم از تهران بیرون نمیره؛ سینمایی که پر از فیلم های کمدی شده که بیشتر احساس پوچی به آدم میده و فیلم های دیگه ای که انگار فقط برای بیکار نبودن دست اندرکارانش ساخته شده.

  2. جناب نقاد عزیز
    با سلام و تشکر بابت نید منصفانه و زیبایتآن
    اما ای کاش خود فیلمنامه و نویسنده اش هم مانند شما به نام منطقه توجه می نمود و تاریخ چند هزار ساله سیستان را به فراموشی نمی سپرد.
    کوتاهی دولتها در آبادی این خطه مهم از تاریخ و تمدن کشور یعنی سیستان کهن که باعث ادامه خشکسالی و تبدیل نعمات بادهای ۱۲۰ روزه به نقمت شده بر کسی پوشیده نیست و رنج و مشقت تحمیلی بر مردم صبور سیستان و ماندن و سوختن و ساختن و تلاش برای ماندگاری تاریخ پرافتخار ۶۰۰۰ سال از تمدن کهن ایران در دل سیستان و شهرسوخته محل تأملیست برای نقادان و به ویژه نویسندگان عزیز.
    ای کاش در متن زیبای خود توجهی ویژه به صحت بیان نامهای مکانی فیلمنامه هم میکردید که به استان پهناور سیستان و بلوچستان نگوید فقط بلوچستان (صدای گوینده رادیو در تاکسی فرودگاه زابل) و منطقه زابل و هیرمند و چاه نیمه و تمام المانهای سیستان را به نام بلوچستان معرفی ننماید. و نمایش چهره ای پاکستانی از زابل و با موتور سه چرخه ای که من در ۳۷ سال عمر خود در این استان هنوز ندیده ام اما در پاکستان و هندوستان نمونه اش به وفور وجود دارد.
    این عدم توجه به ترکیب قومیتی و تقسیم بندیهای کشوری در منطقه ای سیاسی و پرتنش در همین مقوله، مطمئنا نمی تواند اتفاقی باشد و از فردی بزرگ در سینما چون حمید نعمت الله بسیار بسیار بعید می باشد
    این مسأله همچنان قابل پیگیری می باشد و آنقدر مهم هست که دوباره و سه باره و هزار باره ای درمورد آن نقد شود…نقدی منصفانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن