جشنواره سی و هشتمسینمای ایراننقد فیلم

نقد فیلم ابر بارانش گرفته

ابر بارانش گرفته
ابر بارانش گرفته

عوامل فیلم

کارگردان فیلم ابر بارانش گرفته : مجید برزگر

نویسنده: آرمان خوانساریان و مجید برزگر

بازیگران: نازنین احمدی، علی ثانی‌فر، مزدک میرعابدینی و ارشیا نیک‌بین

خلاصه داستان

فیلم ابر بارانش گرفته روایت سارا پرستاری است که برای مراقبت از یک بیمار مرگ مغزی راهی خانه یک خانواده با روحیات خاص می شود.

نقد فیلم ابر بارانش گرفته

فارغ از شاخص های فنی، هر فیلمسازی با یک فیلمش شناخته شده و سایر آثارش در قیاس با آن ارزیابی می شود. این فیلم تراز در زندگی حرفه ای مجید برزگر پرویز است و ایشان هر چه بسازد، درست یا غلط، در قیاس با آن بررسی می گردد. با وجود آن که تم موضوعی و فرمی آثار جناب برزگر شامل طیف گسترده ای از آثار نیست و تنوع ژانر در سینمای ایشان معنایی ندارد، فاصله کیفی میان آثار ایشان به قدری است که به سختی می توان باور کرد توسط یک فرد کارگردانی شده اند.

فیلم ابر بارانش گرفته نه تنها در مقایسه با آثار گذشته برزگر بلکه نسبت به آثار متوسط هم کیش خود- برای قرابت ذهن مخاطب از آثار اکران شده در گروه فیلم های هنر و تجربه به عنوان آثار هم کیش ابر بارانش گرفته یاد شده است.- هم از سطح پایین تری برخوردار است. ابر بارانش گرفته نقاط ضعف آثار مشابه خود را دارد بدون آن که از نقطه قوتی شبیه آن ها بهره برده باشد.

اگر بخواهیم برای فیلم ابر بارانش گرفته نقطه قوتی در نظر بگیریم، بی شک این قوت فیلمبرداری اثر است. به دلیل ریتم کند اثر، به منظور نگه داشتن بیننده در فضای فیلم، قاب ها کارت پستالی بسته شده اند که تا حدودی بیانگر فضای رویاگونه یا به تعبیر بهتر فضای معلق میان رویا و واقعیت باشد و با درونمایه اثر هم تناسب داشته باشد. حرکات دوربین نرم است و کارگردان برای کاهش ایستایی قاب ها از زوم های با سرعت پایین بهره گرفته است تا از کات زدن های متعدد اجتناب نماید. از آن جا که اغلب پلان ها طولانی است و در بسیاری از سکانس ها به پلان سکانس تبدیل شده است بهره گیری از قابلیت های تصویر قدری از حجم ملال و کهنگی اثر کاسته است.

موسیقی فیلم به صورت ملودی ساخته شده و در فیلم کاملا شنیده می شود. جایگاه موسیقی در فیلم نه کمکی به روایت می کند و نه برای تاثیرگذاری بر بیننده مناسب است. عدم تناسب میان کلیت فضای فیلم با موسیقی مشهود است و به نظر می رسد از موسیقی صرفا برای فاصله گذاری میان سکانس ها استفاده شده است.

بازی گروه بازیگری بروندادی از شخصیت های شکل گرفته در اثر نیست و به غیر از همسر سارا دیگر بازیگران چیزی بر کاغذهایی که ویژگی شخصیت بر آن درج شده نیفزوده اند. بازیگران به ویژه بازیگر نقش سارا نمی تواند شخصیت را از پرده سینما به دل بیننده بنشاند. هر چند این ضعف تنها به بازیگر مربوط نمی شود و فیلمنامه و شیوه بازی گرفتن کارگردان هم در آن موثر است اما بازی شخصیت سارا از حداقل های لازم برای باور شدن برخوردار نیست. گویا بازیگر اصلی ابر بارانش گرفته تفاوت بازی کردن در نقش یک شخصیت سرد با یک بازیِ بی تفاوت –بخوانید بد- را به درستی درک نکرده است.

ابر بارانش گرفته می خواهد تمام مضمون خود را از میان دیالوگ های کم رمق و بی جان خود ارائه نماید و در این راستا از سایر ظرفیت های سینمایی بهره نمی گیرد. آن چه در ابر بارانش گرفته شاهدش بودیم می توانست در قالب یک داستان و یا در بهترین وجه به صورت یک نمایشنامه رادیویی به بیننده ارائه شود. تصویر و سایر قابلیت های سینمایی نقشی در روایت ندارند و از آن ها صرفا برای عاملی که قدری از بار ملال فیلم بکاهد استفاده شده است. فیلم ابر بارانش گرفته فرسنگ ها با مفهومی به نام سینما که تمام تمرکزش در تاثیرگذاری از طریق قابلیت های ذاتی این مدیوم است فاصله دارد.

فارغ از ضعف های ذکر شده برزگر در ارائه فضای برزخی میان رویا و واقعیت که تمرکز اصلی فیلم ابر بارانش گرفته بر آن است ناتوان جلوه کرده است. منطق روایت الکن تر از آن است که بتواند از نشانه های انتزاعی جذاب مانند حرکت لیوان در اتاق بیمار بهره درستی ببرد. ابر بارانش گرفته عملا خود را برای نمایش این فضای برزخی شهید کرده است و دستاوردی هم ما به ازای آن کسب نکرده است. و از آن جا که این فضا هم به درستی تصویر نشده، چیزی از کلیتی به نام یک فیلم باقی نگذاشته است. و شاید به همین دلیل پایان بندی فیلم که برداشتی آزاد و البته ضعیف از فیلم ماهی بزرگ تیم برتون است مضحک جلوه می کند و این اطمینان را به همه می دهد که ابر بارانش گرفته را به عنوان یک شوخی سینمای تلقی کنند.

به طور کلی ابر بارانش گرفته قصد دارد با یک سری شمایل و ویژگی های آشنا که بی شباهت به نوعی از سینمای اندیشه ورز اروپا نیست بیننده را به اشتباه بیندازد. فیلم کالای دست چندم و کم ارزشی است که می خواهد با بزک دوزک کردن های مرسوم این گونه سینمایی، خود را به عنوان یک کالای ارزشمند جلوه دهد. فیلم از آن دست آثار شبه روشنفکری است که دوست دارد بیننده را شیر فهم کند که فیلم مهمی است و اگر تو چنین برداشتی نداری پس سینما نمی فهمی. به طور حتم ابر بارانش گرفته اثری کم ارزش، خسته کننده و ضعیف در پرداخت به پیرنگ در نظر گرفته شده خود است و با سیاه بازی های سینمایی نمی تواند خود را در قالب یک اثر روشنفکری به بینندگان تحمیل نماید.

سایر نقد فیلم های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را اینجا بخوانید.

امتیاز کاربران: 3.33 ( 2 رای)

محمد حسین قلی‌پور

نويسنده سينمايى موسس و سردبير "اى من" موسس و سردبير سايت "Filmovies"

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا