جشنواره سی و هشتمسینمای ایراننقد فیلم

نقد فیلم آبادان یازده 60

پوستر فیلم آبادان 1160
پوستر فیلم آبادان 1160

عوامل فیلم

کارگردان آبادان یازده 60:مهرداد خوشبخت

تهیه‌کننده: حسن کلامی

نویسنده:مهرداد خوشبخت و حسین تراب‌نژاد

بازیگران: علیرضا کمالی، حسن معجونی، نادر سلیمانی، حمیدرضا محمدی، ویدا جوان و شبنم گودرزی

خلاصه داستان

آبادان یازده 60 روایت مجاهدت گروهی از کارکنان رادیو نفت آبادان برای حفظ رادیو و مخابره اخبار به منظور مقاومت مردم در برابر دشمن بعثی است.

نقد فیلم آبادان یازده 60

1160 فرکانس رادیو آبادان در سال های دفاع مقدس بوده است که اهالی شهر با شنیدن صدای آن به مقاومت شهر دلگرم و با اطلاعیه های آن برای پیکار با دشمن تهییج می شدند. شهری را تصور کنید که رادیو تنها رسانه آن است و در شرایط بحران تنها مبدا مردم برای دلگرم شدن از خبرها. هر چند چنین جایگاهی در عصر تعدد رسانه ها برای من هم نسلی هایم قابل تصور نیست اما باید اعتراف کرد این موضوع از جذابیت فوق العاده ای برای ساخت یک فیلم برخوردار است.

آبادان یازده 60 در طراحی صحنه و لباس توانسته تا حد قابل قبولی به فضای شهری سال های 1359 –به اعتبار تصاویر مستند- نزدیک شود. فیلمبرداری بیننده را در دل صحنه ها قرار داده است و صدا توانسته با حداقل هزینه فشار ناشی از موشک باران را القا نماید. هر چند تصویر می توانست با پرهیز از نمایش متعدد تصاویر بسته، حس سینمایی تری به فیلم ببخشد اما در کلیت با سایر اجزای فیلم همراه است و نمره قبولی می گیرد.

بر خلاف قدرت نسبی تصویر، بازی ها چندان دلچسب نیست و کارگردان نتوانسته از قابلیت های گروه بازیگری برای ارائه صحیح شخصیت ها بهره گیرد. همچنین تم موسیقی در موارد متعددی از تناسب کافی با حس صحنه برخوردار نیست و بدیهی است که نمی تواند شان روایت گری داشته باشد.

بسامد بالای تصاویر مستند که گاه و بی گاه در میان تصاویر فیلم قد علم کرده اند کارکردی غیر از کمک به فضاسازی در بستر مکانی فیلم ندارند. این تصاویر که بر اساس نیاز روایی در فیلم گنجانده نشده اند، بیننده را از فیلم خارج می کنند و شاید به همین دلیل در سکانس پایانی هم قابلیت تاثیرگذاری ندارند. البته در سکانسی که فرزندِ اسی از میان حفره های ایجاد شده در دیوار، درون پالایشگاه آبادان را نظاره می کند و تصویر بلافاصله به تصاویر مستند کات می خورد از نشانه های قریحه خوش کارگردان در استفاده از مستندات آرشیوی است.

با وجود زحمات زیاد عوامل برای ساخت اثر، باید گفت از دلآبادان یازده 60 به سختی کلیتی به نام فیلم بیرون آمده است. بارزترین عامل در بروز چنین عارضه ای، سرگشتگی روایت اصلی میان ماجرای رادیو آبادان و ماجرای کوی ذوالفقاری از یک سو و شخصیت های پرداخت نشده از سوی دیگر است. فیلمنامه در نیمه نخست تاکید بیشتری بر ماجرای اهمیت حفظ رادیو آبادان دارد و تمام رویدادها را حول این محور ارائه می نماید. اما به یکباره این تاکید به ماجرای کوی ذوالقاری و مقاومت مردم تغییر می یابد و کپشن پایانی این تغییر رویکرد را تصدیق می نماید. هرچند می توان این تغییر را به نوعی زمینه چینی ابتدایی در جایگاه رادیو آبادان برای نتیجه گیری تهییج مردم در کوی ذوالفقاری قلمداد کرد اما این “تاویل” فاقد نشانه های سینمایی و صرفا برگرفته از دانسته های بیرونی مخاطب است.

اما در مورد شخصیت های فیلم آبادان یازده 60 باید گفت بهمن، موسیو، مریم ، اسی و سایر شخصیت های فیلم دارای خصیصه ویژه ای نیستند که بیننده بتواند خود را در کنار آن ها احساس کند و انگیزه ای داشته باشد تا سرنوشت آن ها را دنبال کند. فیلم تنها شخصیت ها را به بیننده معرفی می کند و از آن نقطه به بعد داده ی دیگری درباره آن ها ارائه نمی کند و به همین دلیل امکان همراهی با آن ها تا پایان فیلم وجود ندارد. به نظر می رسد عوامل اصلی فیلم قصد دارند با ارائه شمایلی مانند تسبیح، ریش، لباس سپاه که تا حدودی بیننده در طی این سال ها نسبت به آن ها شرطی شده است، بخش هایی از این ضعف را جبران نمایند.

با وجود برخی اشتباهات محاسباتی- شما بخوانید غیر عمد، شاید- مانند پاسدار ستیزی، تعدد شخصیت های بی ربط مانند شهید رهبر و حسام الدین سراج و موارد مشابه، آبادان یازده 60 در موضوع فیلم شریفی است. رد پای تحریف یا بزرگنمایی در آن پر رنگ نیست و می توان از کنار اشتباهات آن با اغماض عبور کرد.

هرچند ساخت فیلم هایی مانند آبادان یازده 60 که از جذابیت موضوعی ذاتی برخوردارند اما بازآفرینی مصور این رویدادها برای حفظ گنجینه های تاریخی مستلزم تخصیص منابع قابل توجهی است که از توان تهیه کنندگان خصوصی خارج است. این هزینه های گزاف پرداخت مجدد به موضوعات اینچنینی را عملا غیر ممکن می کند و بنابراین به حکم عقل می بایست آثاری از این دست با بالاترین کیفیت تولید و ارائه شوند. اما تجربه چند ساله نشان داده است با وجود هزینه های قابل توجه، خروجی های تولید شده نه از کیفیت فنی بالایی برخوردارند و نه بر مبنای ارزش های مورد انتظار شکل گرفته اند. پس می بایست بخشی از این فرآیند تخصیص بودجه به تهیه کنندگان حکومتی اصلاح گردد تا از هدر رفت منابع بیش از این جلوگیری گردد.

سایر نقد فیلم های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر را اینجا بخوانید.

امتیاز کاربران: 2.48 ( 3 رای)
برچسب ها

محمد حسین قلی‌پور

نويسنده سينمايى موسس و سردبير "اى من" موسس و سردبير سايت "Filmovies"

نوشته های مشابه

3 دیدگاه

  1. فیلم سردرگم و تکرار مکررات
    مستندها بسیار توذوق میزد
    خرجی نداشت فیلم
    فیلمنامه بسیار ضعیف
    بی تاثیر و بدون تفکر…در کل ارزش نداشت
    نمیدونم چجوری تو جشنواره اومده
    ولی بهر حال حتما یه جایزه الکی میبندن بهش

  2. فیلم رو امروز دیدم،به اعتقاد من موضوع و شرافت داستان این رو طلب میکرد که هزینه و وقت بیشتری برای شرح و بست شخصیت ها و داستان گذاشته بشه،،ولی در کل فیلمی شریف و قابل اعتنا برای دیدن بود

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن