نقد منچستر کنار دریا

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: Kenneth­ ­Lonergan

تهیه کنندگان: Matt Damon, Kimberly Steward, Chris Moore, Kevi­n J. Walsh, Lauren Beck

بازیگران: , Lucas ­Hedges  Kyle Chandler Michelle Williams, Casey Affleck,

محصول  ۲۰۱۶

جوایز سینمایی

برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد فیلم درام در هفتاد و چهارمین مراسم گلدن گلوب برای کیسی افلک

نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مکمل زن در هفتاد و چهارمین مراسم گلدن گلوب برای میشل ویلیامز

نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم درام در هفتاد و چهارمین مراسم گلدن گلوب

نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی در هفتاد و چهارمین مراسم گلدن گلوب برای کنت لونرگان

نامزد دریافت جایزه بهترین فیلمنامه در هفتاد و چهارمین مراسم گلدن گلوب برای کنت لونرگان

برنده اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار برای کنت لونرگان

برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار برای کیسی افلک

نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار برای میشل ویلیامز

نامزد اسکار بهترین فیلم در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار

خلاصه داستان

بگو مگو با مستاجران

اختلاف با کارفرما

دعوا در بار

خلاصه همه چیز خشن و لا ابالی

 اتفاق می افتد.

تلفن همراه لی زنگ می خورد و به او اطلاع داده می شود که برادرش در بیمارستان بستری است. لی به سمت شهر “منچستر کنار دریا” حرکت می کند و به محض ورود متوجه مرگ برادرش می شود. او  لی را مسئول نگهداری از فرزندش پاتریک کرده است . با وجود علاقه لی به این کار، گذشته وهمناکش در این شهر باعث می شود تا به هر دری بزند تا از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند.

برخلاف تصور اشتباهی که درباره فیلم وجود دارد عنوان «منچستر» اشاره به شهر معروفی در انگلیس ندارد. داستان در آمریکا اتفاق می افتد. در منابع تاریخی ذکر شده است که در کرانه شمالی ماساچوست شهری به اسم Manchester-by-the Sea وجود دارد که پیش تر «منچستر» نام داشت اما در سال ۱۹۸۹ به واسطه حکم ایالتی جنجالی و عدم اشتباه گرفتن با شهر اصلی منچستر نامش به Manchester by the Sea  یا «منچستر کنار دریا» تغییر کرد. علت این نام هم نزدیک بودن این شهر به آب دریا بوده است.

نقد فیلم

یکی از نشانه های فیلم های ماندگار در ذهن بیننده ناتوانی در انتقال احساس و عواطف اثر در قالب کلمات و عبارات است. این ویژگی به صورت تمام و کمال در “منچستر کنار دریا” وجود دارد. آثار زیادی در تاریخ سینما به موضوع روابط اعضای خانواده های جدا افتاده از هم پرداخته اند. در این گونه آثار اعضای خانواده ای که بنا به دلایلی سال ها دور از هم زندگی کرده اند با بروز شرایطی بحرانی گرد هم می آیند و  در خلال واکنش های افراد به رفتارهای یکدیگر، کم کم حوادثی که باعث ایجاد اختلافات شده مرور می شود و با تغییر وضعیت همه افراد از نقطه A به نقطه B دنیای جدیدی برای شخصیت ها ساخته می شود. در سال های اخیر فیلم های “حال همه خوب است” ساخته کرک جونز با بازی رابرت دنیرو و “قاضی” ساخته دیوید دابکین  با بازی رابرت داونی جونیور و رابرت دووال از آثار شاخصی بوده اند که به این موضوع پرداخته اند.

مهمترین مزیت “منچستر کنار دریا” نسبت به آثار هم کیش خود فیلمنامه آن است. فیلمنامه ای که به جای روایت خطی وقایع ، با پیرنگی ثابت در دو مسیر متفاوت روایت می شود. در این روایت اثر از دو مسیر مجزا به نقطه اوج می رسد و دگرگونی رفتار افراد در آن بیش از هر چیز به چشم می آید. این تغییر در زندگی لی تا به حدی است که گویی شخصیت دیگری در زندگی جدید جای او را گرفته است. از میان شخصیت های فیلم تنها لی است که تا این اندازه نسبت به گذشته اش تغییر پیدا کرده است. در تمام طول داستان رفتار شخصیت های مکمل دچار دگردیسی نشده است و تنها تغییرات اندکی در آن ها مشاهده می شود: چه برادر بزرگ تر لی و چه دوستان اطراف او. البته در این میان تغییرات رفتار همسرش بیش از سایر شخصیت هاست.

در فیلم تنها لی است که به آدم دیگری بدل شده است. این تغییر رفتار مشهود باعث می شود بیننده در تمام طول فیلم علاوه بر دنبال کردن عاقبت ماجرای پاتریک و لی به دنبال چرایی تغییر رفتار آن ها باشد و از هر دو مسیر پیگیر پیشروی داستان باشد و از آن جا که اثر اطلاعات مورد نیاز بیننده را به صورت قطره چکانی در اختیار او قرار می دهد حس تعلیق و نگرانی دو چندان می شود.

شیوه ای که کنت لونرگان برای روایت اثر برگزیده است باعث شده بیننده دیگر در انتظار مرور وقایع تا رسیدن زمان حال درام نباشد و هر مسیر را بعنوان داستانی مجزا دنبال کند. مسیرهایی که شاید به ظاهر هیچ وقت با یکدیگر تلاقی نکنند اما به خوبی می توانند جان مایه و پیرنگ اصلی اثر را به بیننده القا نمایند. لونرگان در انتخاب این شیوه روایت ریسک بزرگی را انجام داده است چرا که کوچکترین  اشتباه می توانست “منچستر کنار دریا” را به اثر دو پاره ای تبدیل کند که اصل داستان در مقابل خرده روایات آن شهید می شود و از روایت گذشته لی صرفا برای فاصله گذاری با آثار مشابه و بهبود ریتم استفاده می گردد.

بر خلاف پیش زمینه ذهنی موجود، فلش بک و فلش فورواردهای فیلم آزار دهنده نیست. بیننده هر بار منتظر پیشروی اثر است تا باز هم بتواند ادامه داستان گذشته لی و خانواده اش را دنبال کند. این امر با تدوین ریزبافت و مهندسی فیلم حاصل گردیده و کمترین مزیت آن تبدیل شدن بیننده به یکی از اعضای خانواده لی است. با وجودی که ریتم اثر سریع نیست و گاهی به کندی می زند اما به دلیل همخوانی با درونمایه اصلی داستان و فضای کلی فیلم می توان از آن به عنوان ریتمی مناسب یاد کرد.

تمامی بخش های اثر توانسته اند به خوبی از عهده وظایف خود بر آیند و در این میان بازی ها بیش از سایر امور به چشم می آیند. بازی برونگرا ، پر جنب و جوش و دلنشین کیسی افلک در سکانس های مربوط به گذشته در تقابل با تلخی، کرختی و یاس فلسفی حاکم بر او در صحنه های زمان حال درام توانسته عمق اندوه و سرخوردگیش را که بر اثر آتش سوزی تحمل کرده به نمایش بگذارد و  بیننده را تحت تاثیر عمیق قرار دهد. شوخی های با نمک و در عین حال بی حسی که با تلخی میان لی و پاتریک رد و بدل می شود جذابیت این نقش را دو چندان کرده است.

با وجود تمام نقاط قوت فیلم و با اذعان به این که “منچستر کنار دریا” یکی از بهترین نمونه های ملو درام های چند سال اخیر سینمای جهان است، باید بپذیریم قرار گرفتن چنین فیلمنامه ای در اختیار کارگردانی که صرفا از نگاه یک کارگردان به نمایش ماجراهای داستان بپردازد می توانست این فیلم را در کنار شاخص ترین آثار درام تاریخ سینما قرار دهد. کنت لونرگان با نگاهی فیلمنامه  محور “منچستر کنار دریا” را  ساخته است . به این معنی که همه چیز در دل فیلمنامه و از طریق آن روایت می شود و نقش تصویر به عنوان اصلی ترین مولفه سینما برای ارائه و پیشبرد داستان کمتر از حد انتظار است. این مسئله که به صورت افراطی در آثار جناب فرهادی خودمان هم مشهود است مباحث زیادی میان صاحبنظران به راه انداخته و بسیاری از کارشناسان این مسئله را به عنوان ایراد یک فیلم نپذیرفته اند. از آن جا که توضیح پیرامون درستی یا نادرستی این اشکال نوشته را از مسیر اصلی خارج می نماید، به ذکر همین چند سطر به عنوان نظر شخصی نگارنده نسبت به موضوع اکتفا می نماییم.

“منچستر کنار دریا” از جمله آثاری است که در آن لوکیشن اهمیتی فراتر از کارکرد واقعی خود پیدا می کند و تبدیل به یکی از مولفه های تاثیرگذار به شکل گیری و پیشبرد داستان می شود. شهر منچستر کنار دریا با خاطراتی که لی در ذهن دارد تبدیل به چیزی شبیه یکی از شخصیت های منفی داستان می گردد که با یادآوری گذشته در کوچه و خیابان هایش مدام لی را برای فرار از شهر تحت فشار قرار می دهد و این کشمکش برای ماندن و رفتن تبدیل به جان مایه اصلی اثر می گردد. لی مدام به دنبال راه حلی برای فرار از شهر است. گاهی به بهانه شغل، گاهی به بهانه مسائل اقتصادی و گاهی با بهانه گیری های بی مورد. در این عرصه  احاطه شهر توسط آب های آزاد و جلوه بندری آن که بیشتر توسط کارگردان مورد تاکید قرار گرفته موید همین معناست.

در “منچستر کنار دریا” شخصیت اصلی از یاد روزگار خوشی در کنار خانواده اش بیش از خاطرات بد گذشته خود فراری است. لی بیش از آن که نگران نگاه های تلخ مردم شهر و یادآوری عذاب وجدان خود باشد، دلتنگ روزهای خوشی است که در کنار خانواده گذرانده . روزهایی که لی بهتر از هر کسی می داند باز نخواهند گشت. شاید رابطه او با پاتریک یا همسر سابقش بهبود یابد اما برادر و فرزندانش برای همیشه تنها قابی با نوار مشکی بر دیوار خواهند بود.

نظام هستی تمام هدایایی که به انسان ارزانی می دارد تا کم کم باز پس می گیرد و او را آماده کوچ به دیار باقی می نماید. لی این احساس پوچی را خیلی پیشتر از فرارسیدن دوران کهولتش تجربه می کند و این مسئله درون او را تبدیل به پیرمردی می کند که هیچ چیز این دنیا برای او تفاوتی ندارد. مگر نبودن در منچستر کنار دریای غمزده.

با این توصیف، دنیای لی تنها یک هدف دارد:

دور باید شد از این خاک غریب…

نامزدهای اسکار ۲۰۱۷

«لالا لند» با نامزدی در چهارده رشته در مراسم اسکار به رکورد «تایتانیک» و «همه چیز درباره ایو» رسید، این در حالی است که اصغر فرهادی نیز با دوباره نامزد شدن در این مراسم رکوردری تازه در تاریخ سینمای ایران ثبت کرد.

به گزارش فیلموویز به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، اصغر فرهادی بار دیگر به جمع نامزدهای نهایی جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان اسکار راه یافت. او نخستین کارگردان ایرانی است که دو بار نامزد این جایزه می‌شود.
حنیفر هادسن، بری لارسن، امانوئل لوبزکی، جیسون ریتمن و کن واتانابه به همراه رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینما، فهرست نامزدهای اسکار ۲۰۱۷ را عصر سه شنبه پنجم بهمن ماه اعلام کردند.
­فیلم «فروشنده» به کارگردانی اصغر فرهادی برای رسیدن به اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان با فیلم‌های «تونی اردمان» به کارگردانی مارن آده از آلمان، «تانا»‌ به کارگردانی مارتین باتلر و بنتلی دین از استرالیا، «زیر شن» به کارگردانی مارتین زاندولیت از دانمارک و«مردی به نام اووه» به کارگردانی هانس هولم از سوئد رقابت خواهد کرد.
اصغر فرهادی سال ۲۰۱۲ با فیلم «جدایی نادر از سیمین» جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را از آن خود کرد. به غیر از اصغر فرهادی تنها یک بار مجید مجیدی با فیلم «بچه‌های آسمان» به جمع نامزدهای نهایی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان راه یافته استشهاب حسینی، ترانه علیدوستی، بابک کریمی و فرید سجادی‌حسینی در «فروشنده» بازی می‌کنند. اصغر فرهادی کارگردان، نویسنده و یکی از تهیه‌کنندگان فیلم است. این فیلم نخستین بار در شصت‌ونهمین دوره جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را به ترتیب برای اصغر فرهادی و شهاب حسینی به ارمغان آورد. «فروشنده» یکی از پنج نامزد نهایی جایزه گلدن گلوب و برنده جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان هیئت ملی نقد فیلم است.
هشتادونهمین دوره جوایز سینمای اسکار هشتم اسفند (۲۶ فوریه) با اجرای جیمی کیمر در دالبی تئاتر هالیوود در لس‌آنجلس برگزار خواهد شد.

سایز نامزدهای هشتادونهمین دوره جوایز اسکار عبارتند از:

بهترین فیلم: «ورود»، «حصارها»، «هکسا ریج»، «حتی اگر سنگ ببارد»، «چهره‌های پنهان»، «لالا لند»، «شیر»، «منچستر کنار دریا» و «مهتاب»

بهترین کارگردان: دنیس ویلنو برای «ورود»، مل گیبسون برای «هکسا ریج»، دیمین شزل برای «لالا لند»، کنت لونرگان برای «منچستر کنار دریا» و بری جنکینز برای «مهتاب»

بهترین بازیگر مرد: کیسی افلک در «منچستر کنار دریا»، اندرو گارفیلد در «هکسا ریج»، رایان گاسلینگ در «لالا لند»، ویگو مورتنسون در «کاپیتان فانتاستیک» و دنزل واشنگتن در «حصارها»

بهترین بازیگر زن: ایزابل هوپر در «او»، روت نگا در «لاوینگ»، اما استون در «لالا لند»، ناتالی پورتمن در «جکی» و مریل استریپ در «فلورانس فاستر جنکینز»

بهترین بازیگر مرد نقش مکمل: ماهرشالا علی در «مهتاب»، جف بریجز در «حتی اگر سنگ ببارد»، لوکاس هجز در «منچستر کنار دریا»، دیو پتل در «شیر» و مایکل شانون در «حیوانات شب‌زی»

بهترین بازیگر زن نقش مکمل: وایولا دیویس در «حصارها»، نایومی هریس در «مهتاب»، نیکول کیدمن در «شیر»، اوکتاویا اسپنسر در «چهره‌های پنهان» و میشل ویلیامز در «منچستر کنار دریا»

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: تیلور شریدان برای «حتی اگر سنگ ببارد»، دیمین شزل برای «لالا لند»، یورگوس لانتیموس و افتیمیس فلیپو برای «لابستر»، کنت لونرگان برای «منچستر کنار دریا» و مایک میلز برای «زنان قرن بیستمی»

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: اریک هایسرر برای «ورود»، آگوست ویلسون برای «حصارها»، آلیسون شرودر و تئودور ملفی برای «چهره‌های پنهان»، لوک دیویس برای «شیر» و بری جنکینز و تارل آلوین مک‌رینی برای «مهتاب»

بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان: «زیر شن» از دانمارک، «مردی به نام اووه» از سوئد، «فروشنده» از ایران، «تانا» از استرالیا و «تونی اردمان» از آلمان

بهترین انیمیشن بلند: «کوبو و دو تار»، «موآنا»، «زندگی من به عنوان یک کدو»، «لاک‌پشت قرمز» و «زوتوپیا»

بهترین فیلمبرداری: «ورود»، «لالا لند»، «شیر»، «مهتاب» و «سکوت»

بهترین مستند کوتاه: «۴.۱ مایل»، «Extremis»، «ویولن جو»، «سرزمین مادری من واتانی» و «کلاه سفیدها»

بهترین مستند بلند: «آتش در دریا»، «من کاکا سیاه تو نیستم»، «زندگی، انیمیشنی»، «او.جی: ساخت آمریکا» و «سیزدهم»

بهترین طراحی لباس: جوانا جانستون برای «متفقین»، کالین اتوود برای «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه‌ آن‌ها»، کانسولاتا بویل برای «فلورنس فاستر جنکینز»، مادلین فونتین برای «جکی» و مری زوفرس برای «لالا لند»

بهترین موسیقی متن: میکاچو برای «جکی»، جاستین هورویتز برای «لالا لند»، داستین اوهالوران و هاوشکا برای «شیر»، نیکلاس بریتل برای «مهتاب» و توماس نیومن برای «مسافران»

بهترین ترانه: «مصاحبه»‌ در «لالا لند»، «نمی‌توانم جلوی احساسم را بگیرم» در «ترول‌ها»، «شهر ستاره‌ها» در «لالالند»، «صندلی خالی» در «جیم: داستان جیمز فلوی» و «چقدر دور می‌روم» در «موآنا»

بهترین تدوین صدا: «ورود»، «دیپ‌واتر هورایزن»، «هکسا ریج»، «لالا لند» و «سالی»

بهترین میکس صدا: «ورود»، «هکسا ریج»، «لالا لند»، «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان» و «سیزدهم»

بهترین طراحی صحنه: «ورود»، «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه آن‌ها»، «درود بر سزار»، «لالا لند» و «مسافران»

بهترین انیمیشن کوتاه: «پیر سیدر و سیگارها»، «وایشای نابینا»، «زمان قرضی»، «مروارید» و «پایپر»

بهترین تدوین: جو واکر برای «ورود»، جان گیلبرت برای «هکسا ریج»، جیک رابرتس برای «حتی اگر سنگ ببارد»، تام کراس برای «لالا لند» و جوی مک‌میلون و نت سندرز برای «مهتاب»

بهترین جلوه‌های ویژه تصویری: «دیپ‌واتر هورایزون»، «دکتر استرنج»، «کتاب جنگل»، «کوبو و دوتار» و «روگ وان: داستانی از جنگ ستارگان»

بهترین چهره‌پردازی: «مردی به نام اووه»، «پیشتازان فضا: ماوراء»، «جوخه انتحار»

بهترین فیلم کوتاه: «دشمنان درون»، «زن و ت‌ ژ و»، «شب‌های آرام»، «آواز» و «تایم‌کد» 

 

لالالند منتخب منتقدان

لالالند منتخب منتقدانبرگزیدگان بیست‌ودومین دوره جوایز «انتخاب منتقدان» شب یکشنبه ۲۱ آذر معرفی شدند.

به گزارش فیلموویز به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، انجمنی متشکل از ۲۵۰ منتقد فیلم در رادیو، تلویزیون و رسانه‌های آنلاین هر سال برندگان جوایز انتخاب منتقدان را معرفی می‌کند.

این انجمن امسال جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به موزیکال مدرن «لالا لند» به کارگردانی دیمین شزل اهدا کرد. در بخش تولیدات تلویزیونی نیز «بازی تاج و تخت» بهترین سریال درام شد و سریال «سیلیکون ولی» جایزه بهترین سریال کمدی را دریافت کرد.

در این مراسم که اجرای آن را تی‌.جی میلر ستاره سریال «سیلیکون ولی» برعهده داشت، فیلم «او» (Elle) به کارگردانی پل ورهوفن به عنوان بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان معرفی شد. «فروشنده» به کارگردانی اصغر فرهادی، «تونی اردمان» به کارگردانی مارن آده، «کنیز» به کارگردانی پارک چان‌ووک و «نرودا»‌ به کارگردانی پابلو لارایین دیگر نامزدهای این بخش بودند.

فهرست برندگان جوایز انتخاب منتقدان به شرح زیر است:

بهترین فیلم:‌ «لالا لند»

بهترین بازیگر مرد: کیسی افلک در «منچستر کنار دریا»

بهترین بازیگر زن: ناتالی پورتمن در «جکی»

بهترین بازیگر نقش‌مکمل مرد: ماهرشالا علی در «مهتاب»

بهترین بازیگر نقش‌مکمل زن: وایولا دیویس در‌ «حصارها»

بهترین بازیگر جوان نوظهور: لوکاس هجز در «منچستر کنار دریا»

بهترین گروه بازیگری: گروه بازیگران فیلم «مهتاب»

بهترین کارگردان: دیمین شزل برای «لالا لند»

بهترین فیلمنامه: به صورت مشترک به دیمین شزل برای فیلمنامه «لالا لند» و کنت لونرگان برای فیلمنامه «منچستر کنار دریا»

بهترین فیلمنامه اقتباسی: اریک هایسرر برای «ورود»

بهترین فیلمبرداری: لینوس سندگرن برای «لالا لند»

بهترین انیمیشن بلند:‌ «زوتوپیا»

بهترین فیلم اکشن: «هکسا ریج»

بهترین فیلم کمدی: «دد پول»

بهترین فیلم علمی‌تخیلی: «ورود»

بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان: «او»

بهترین موسیقی‌متن فیلم: جاستین هورویتز برای «لالا لند»

بهترین سریال کمدی: «سیلیکون ولی»

بهترین سریال درام: «بازی تاج و تخت»

منبع:‌ هالیوودریپورتر / ۱۱ دسامبر