نقد فیلم رگ خواب

 

عوامل فیلم

کارگردان: حمید نعمت الله

نویسنده: معصومه بیات

بازیگران: لیلا حاتمی، کوروش تهامی و الهام کردا

خلاصه داستان

مینا(با بازی حاتمی) که به تازگی از پیله ازدواج ناموفق خود بیرون آمده است اصرار دارد تا پدر سالخورده خود خود را از نشیب های زندگی جدید دور نگه دارد و به همین دلیل به دنبال شغلی است تا بتواند استقلال گذشته خود را بازیابد. مینای به دلیل لگد مال شدن اعتماد به نفس خود در زندگی قبلی توانایی حضور بلند مدت در شغل خود را ندارد و هر بار پس از مدت کوتاهی حضور از کار اخراج می شود . ایین مسئله ادامه می یابد تا این که مسیر زندگی اش با کامران (با بازی کوروش تهامی) تلاقی می کند و دوباره چرخه فراز و نشیب های زندگی اش شکل می گیرد.

نقد فیلم

“رگ خواب” چهارمین ساخته حمید نعمت الله پس از فیلم های “بوتیک”، “بی پولی” و “آرایش غلیظ” است که خوشبختانه همان دغدغه های همیشگی کارگردان را دنبال می کند و مانند سایر آثار ایشان فاصله گذاری های لازم از آثار سیاه نما را دارد.

برجسته ترین فیلمسازان تاریخ سینما در شخصیت پردازی کاراکترها به تمام جزئیاتی که ممکن است به توضیح گوشه ای از رفتار شخصیت ها بپردازد توجه ویژه داشته اند تا بتوانند با قرار دادن نشانه هایی قابل اتکا بخشی از روابط علت و معلولی فیلم را از این طریق برای مخاطب توضیح دهند. این جزئیات می تواند تلفن همراه شخصیت ها،  خودروهای مورد استفاده، شغل و یا نوع پوشش آن ها باشد. همچنین توجه لوکیشن های فیلمبرداری از دیگر عواملی بوده است که توان تاثیرگذاری زیادی در منظر نگاه مخاطب بر اتفاقات فیلم دارد و می تواند بر فضا سازی اثر تاثیر بسزایی گذارد. از نمونه های خوب استفاده از تمام عوامل مذکور در راستای فضاسازی اثر ، می توان به فیلم “فارگو” ساخته برادران کوئن اشاره کرد. از نگاه نگارنده توجه به مسائل اینچنینی می تواند یکی از عوامل تمییز دهنده آثار منسجم از آثار سرسری باشد.

“رگ خواب” از جمله آثاری است که توجه به جزئیات اینچنینی در آن به وفور مشاهده می شود. از فست فودی خانم منصور-محل آشنایی لیلا و مینا- که تداعی کننده رابطه و زندگی های پرشتاب امروزی و علاقه به پیشرفت های لحظه ای و زودگذر است تا انتخاب گربه به عنوان نمادی از رفتارهای کامران. اما نکته مغفول مانده استفاده از این نشانه ها برای پیشبرد داستان است. به معنایی جناب نعمت الله از این نشانه ها صرفا برای معرفی شخصیت ها بهره برده است نه چیزی بیش از این. اتفاقی که می توانست مسیر فیلم را به ویژه در بخش دوم فیلم تغییر دهد.

از نکات برجسته دیگر “رگ خواب” می توان به ریتم مناسب و متناسب با هر بخش داستانی ، استفاده صحیح از موسیقی، بازی خوب بازیگران و بهره گیری درست از لوکیشن ها اشاره کرد که فرسنگ ها با آثار قبلی فیلمساز فاصله دارد.

تم اصلی داستان پیرامون مسائل زنان جامعه و سوء استفاده های عاطفی از آن ها که منجر به بروز شرایط بحرانی می گردد شکل می گیرد. در نیمه ابتدایی فیلم اوج گیری رابطه مینا و کامران و سپری شدن رویاگونه اتفاقات به یاری استفاده از لوکیشن های جذاب، ریتم تند و قاب های چشم نواز به خوبی نمایش داده شده است و مقدمات لازم برای ارائه تلنگر داستان مهیاست. اما متاسفانه فیلم به یکباره مسیر خود را تغییر می دهد و به جای ارائه دلایل منطقی برای روایت داستان توجه مخاطب را -به یاری بازی خوب لیلا حاتمی- به مظلومیت بانوان در جامعه جلب می کند و فکت سینمایی برای سوالاتی که در ذهن مخاطب شکل گرفته ارائه نمی کند. سوالاتی نظیر:

  • چرایی بازنشگتن مینا به آغوش خانواده با وجود درگیر شدن با شرایط اسفناکی این چنینی
  • چرایی حضور کامران در کنار مینا در حالی که شرایط حضور در کنار مدیر خود را دارد و نشانی هم از هرزه گردی در او وجود ندارد.

سوالاتی از این دست با پاسخ هایی از ذهن مخاطب پاسخ داده می شود اما بر اساس برداشت های عاطفی از صحنه های به یادگار مانده در حافظه بصری آن ها نه کت های قابل دفاع سینمایی. در حقیقت جناب نعمت الله در نیمه دوم فیلم به جای نمایش اغناپذیر چرایی و چگونگی این فاصله به ارائه عواقب تلخ انتخاب های نادرست می پردازد و با تمرکز بر آن ، جنبه بازدارنگی و عبرت آموزی داستان را برجسته تر می کند. این مسئله نشان از نگاه مصلحانه و دغدغه مند ایشان در رابطه با مسائل زنان در جامعه را دارد اما اگر فیلم به تکمیل روایت خود می پرداخت و به مخاطب اجازه می داد که خود این برداشت ها را داشته باشد به طور حتم توان نفوذ اثر در حافظه سینمایی مخاطبان چند برابر می شد.

جناب نعمت الله تلاش هایی برای صمیمی تر کردن  روابط مینا و کامران – مانند صحنه های حضور در انبار- انجام داده است و با بهره گیری از امکانات دوربین شگردهایی برای واقعی کردن مسائلی مانند حجاب مقابل محارم و حضور زن و شوهر در کنار یکدیگر که همواره مورد نظر فیلمسازان بوده اندیشیده است که به نظر می رسد با ممیزی هایی در زمان اکران مواجه شود و البته حذف آن ها لطمه جدی به اثر نخواهد زد. اما نکته قابل طرح در این زمینه نداشتن نگاه رادیکال به مسائل است. نکته ای که در رویکرد فیلمساز به دغدغه های خود از بوتیک تا رگ خواب ادامه داشته و گاهی نظر مساعد خبرگان را هم به خود جلب کرده است.

در مجموع رگ خواب نعمت الله پتانسیل تبدیل شدن به یکی از آثار برجسته جشنواره سی و پنجم را دارا بود که به دلیل اشتباه در انتخاب ررویکرد پرداخت به موضوع، به اثری متوسط تقلیل یافته است. امید است جناب نعمت الله با ساختاری منسجم تر به طرح موضوعات اجتماعی که از مشکلات واقعی جامعه مانند طلاق بپردازند و جای خالی آثاری این چنینی را برای سینمای ایران پر نمایند. آثاری که مخاطب را با امید به آینده راهی مسیرهای تازه نماید.

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نگاشته شده است.

 

 

عاشقانه های ویرانگر

 

عاشقانه های ویرانگر

مینا بعد از جدایی از همسرش نیازمند حمایت مالی و عاطفی است. با کامران آشنا می‌شود و گمان می‌کند که مرد رویاهایش را یافته اما همه چیز آن طور که ابتدا به نظر می‌آمد پیش نمی‌رود…

رگ خواب روایت درونی دنیای پر التهاب عاشقانه های یک زن است. حکایت تنهایی های پس از زندگی مشترک، ازدواج های سفید، عشق های یخی و بی تعهدی دنیای مدرن… موضوع داستان شاید به ظاهر تکراری به نظر برسد ولی کارگردان در تلاشی قابل تقدیر به دنبال پرداخت بدیع موضوع به همراه استفاده مناسب از دوربین، موسیقی و خلق صحنه های بدیع بصریست.

مینا مانند بسیاری از مردم، دوست ندارد کسی رویاهای عاشقانه ی او را به هم زند، اما این خواب زیبا به بیداری تلخ تبدیل می شود و فقط نغمه ی همایون شجریان می تواند تسکین دهنده تماشاچی باشد:” آهای خبردار! مستی یا هوشیار؟! خوابی یا بیدار؟!….

مینا با اینکه در طول زندگی دچار کبود عاطفی بوده ولی شخصیت نمایش داده شده از وی بیش از حد عاطفی و احساسی می باشد. این حد از اعتماد و احساسات در یک تعامل، برای یک زن طلاق گرفته از منظر مخاطب غیر منطقی است. کارگردان برای جبران کوتاه بودن زمان ایجاد این عشق و سرعت بخشیدن به آن، از موسیقی سنتی برای احساسی کردن فضا استفاده کرده که گاها داستان را از حالت رئال خارج می کند. مینا با چند دیدار و تفریح و تفسیر رفتارهای کامران دچار عشق بیمارگونه می شود.

ناپایدار بودن عمر این نوع عشق در خانه ای تنها با پله های اضطراری از ابتدا معلوم است ولی بیننده برای نجات این عشق زیبا با مونولوگ های مینا همراهی می کند. تعصب های عشق سنتی مینا به کامران در دنیای مدرن کامران جایگاهی ندارد.

تا نیمه های داستان پرداختن به یک عشق فانتزی برای برخی از مخاطبان جذاب است. پس از خنده های از روی تحقیر کامران و رفتن او به خارج، یک گربه جایگزین آدم های گربه، صفت همدم تنهایی مینا می شود. از اینجا به بعد با ایجاد فضای واقعی، ادامه داستان برای مخاطب قابل تحمل نیست. از نیمه های داستان به بعد مینا عاشق مقصر نیست، بلکه قربانی یک هوس است…

کامران شخصیت مرموز داستان است که تا انتهای فیلم معلوم نیست که واقعا عاشق بوده یا هوس باز؟؟! حرف های عاشقانه او در ابتدای داستان، بی توجهی ها و قهر و آشتی های میانه و خیانت و خشونت انتهای فیلم و پس از آن نشستن عاشقانه در کنار مینا روی زمین نشان از بی ثباتی شخصیت کامران دارد. شخصیتی که زندگی آینده اش را به خاطر خطای امروزش از دست می دهد. داستان فیلم زمانی جذاب تر می شد که کامران را نیز قربانی قمار این نوع عشق نشان می داد. فیلم بنا به گفته کارگردان به دنبال نشان دادن تیپ معمول مردان ایرانیست. البته نمی دانم این تیپ شناسی از کدام جامعه آماری و کدام بخش از اجتماع به دست آمده است؟؟!

سایر مردان داستان نیز دست کمی از کامران ندارند. دوست مینا با پسر بی خیالش بدون شوهر زندگی می کند و پدر مینا نیز حتی تا آخرین لحظات عمر پشت به دوربین جواب محبت های مینا را به سردی می دهد. جای خالی یک مرد که مردانه عاشق شود، در داستان خالیست.

تهوع، خشنونت، سقط جنین و مرگ از رویدادهای مشمئز کننده فیلم بود که قاعدتا چیزی برای روحیه یک زن باقی نمی گذارد. ولی عجب آنکه مینا پس از این عشق ویرانگر به دنبال بازگشت و ساخت دنیای عاشقانه جدید خود است:می خواهم بیدار باشم.

تصمیمی که برای برخی نشان از بازگشت به عاشقانه های همراه با هوشیاری و بیداری دنیای سنتی است و برای برخی نشان از کنار گذاشتن عشق از زندگی و انتقام از گذشته!؟؟