نقد فیلم مادری

کهنگی تا بی نهایت

نقد فیلم مادری

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: رقیه توکلی

بازیگران: هانیه توسلی، نازنین بیاتی، مریم بوبانی و هومن سیدی

خلاصه داستان

داستان “مادری” درباره  زندگی دو خواهر است که با یکدیگر در شهر یزد زندگی می‌کنند. نگار جدا از همسرش زندگی می کند و نوا در حسرت زندگی مشترکی مانند خواهرش روزگار می گذارند. نگار قصد دارد برای برپایی نمایشگاه نقاشی به همراه استادش از کشور خارج شود. اتفاقی که همه را علیه او می شوراند.

نقد فیلم

“مادری” اولین ساخته رقیه توکلی است که به یمن بهره گیری از عوامل فنی متخصص و با تجربه از اشکالات فنی شاخص مصون مانده است . از میان این عوامل حضور هایده صفی یاری به عنوان تدوینگر اثر ، بیش از سایرین به یاری فیلم آمده است. بی شک بدون حضور ایشان “مادری” به فیلمی تبدیل می شد که مخاطبان پس از تماشای یک سوم ابتدایی آن از سر کسالت و ملال سالن سینما را ترک می کردند. تدوین ریزبافت و مهندسی خانم صفی یاری فیلم را برای مخاطب قابل تحمل کرده است. فقط قابل تحمل.

بستر اصلی داستان آن قدر کم اتفاق و کم کشش است که مخاطب رغبتی به پیگیری آن ندارد و به همین دلیل روایت های دیگری به فیلم الصاق می شود که نه نقش خرده روایت دارند و نه در پیشرد داستان اصلی فیلم نقشی ایفا می کنند. “مادری” در تمام مدت میان فضای این داستان ها سردرگم است. ماجرای نوا و کاوه ارتباطی به تم اصلی داستان ندارد و خود می تواند موضوع فیلم دیگری باشد . اما بر اساس آن شخصیت های کاوه و مریم شکل گرفته اند که ارتباط آن با پیرنگ اثر نا معلوم است. “مادری” قربانی نگاه صرفا زنانه کارگردان شده است. توکلی قصد دارد با نمایش بی پرده حسرت ها و حسادت های میان زنان نسبت به داشته ها و نداشته های شان، حلقه مفقوده زندگی مادرگونه آنان را به رخشان بکشد غافل از این که فیلم ایشان تنها تداعی کننده تم خیانتی است که این بار زنان در انجام آن محق جلوه می دهد.

زنانگی و نگاه تک بعدی به دنیا از سر و روی “مادری” می بارد. زنانگی نه به معنای خوب کلمه. بلکه به معنای حذف نیمی از جامعه. جامعه ای که به هر حال متشکل از مردان و زنان است. در فیلم “مادری” مانند سایر آثاری که نیم نگاهی به مباحث فمینیستی دارند هیچ مرد قابل اتکا یا معقولی دیده نمی شود . چنان که گویی خداوند موجودی بی خاصیت تر از آن ها نیافریده است. هیچ یک از مرد ها توانایی انجام کار درست را ندارند و همه آن ها مانعی برای شکوفایی جنس زن هستند. این مسئله در رفتارهای سعید، پسر همسایه، کاوه و حتی استاد نگار- که از نگاه فیلم بهترین مرد فیلم است- دیده می شود. مردها در مادری تنها شبحی هستند که در یا آن سوی در ایستاده اند، یا پشت رل نظاره گر بیانات شخصیت های محبوب فیلمساز هستند و یا برای رفتارهای خود چشم به دهان همسرانشان دوخته اند . در نگاه فیلمساز تنها بانوان پیشبرنده اتفاقات شاخص زندگی هستند.

دغدغه های کهنه و مقایسات بدوی خانم توکلی سال هاست از مباحث اصلی کارگردان هایی مانند خانم میلانی هم کنار گذاشته شده، اما ایشان که خیلی دیر به به قافله معترضین رسیده اند، در “مادری” قضای وظیفه خود را به جا آورده اند و برای تمام مکاتب فکری مرتبط، دستی به توافق تکان داده اند. این مسئله فیلم را تبدیل به بیانیه ای تصویری کرده است که به شدت وامدار کنایات فرامتنی اش است.

اثر در فرم خود آن قدر معمولی عمل کرده است که درباره هیچ چیز آن نمی شود چیزی نوشت. نه بازی قابل توجهی در فیلم وجود دارد، نه تصاویر و قاب های بدیعی و نه هیچ چیز دیگر. تنها ابتکار خانم توکلی طرح موضوعات اینچنینی برای سنتی ترین شهر ایران است که از وزن کافی برای ابداعات یک فیلم اولی برخوردار نیست. زمانی که برای اولین اثر ایده نویی وجود ندارد عاقبت مسیر کاری فیلمساز روشن است. امید است خانم توکلی در ادامه راه فیلمسازی خود با الگو برداری از کارگردانان زن خوش فکر سینمای ایران و به یاری پژوهش های بیشتر، با دغدغه هایی به روز تری پا به عرصه فیلمسازی بگذارند.

نقد فیلم سیانور

1 عوامل فیلم

کارگردان: بهروز شعیبی

نویسنده: مسعود احمدیان

تهیه کننده: سید محمود رضوی

بازیگران: مهدی هاشمی، بابک حمیدیان، هانیه توسلی، پدرام شریفی ،بهروز شعیبی و آتیلا پسیانی

خلاصه داستان

دهه ۵۰ دهه تغییر مرام مجاهدین خلق از مسیر اصلی مبارزه و تبدیل شدن آن ها به یک گروه تروریستی است. مجاهدین برای تغییر رویکرد خود با مخالفینی روبرو بودند که مهمترین آن ها مجید شریف واقفی است. سیانور روایت تسویه نخبه های اسلامگرای مجاهدین توسط جوخه های ترور است.

نقد فیلم

“دهلیز” اولین ساخته بهروز شعیبی نوید دهنده ظهور کارگردانی مستقل بود که نگاهی خاص به موضوعات چالشی دارد. کارگردانی که دنباله روی هیچ کدام از جریان های اصلی فیلمسازی نبود و فیلم خودش را می ساخت. در آثار ساخته شده درباره حکم قصاص نگاه فیلمسازان بیشتر معطوف به تلخی مرگ و تاثیر شرایط اجتماعی در بروز جرم بوده است اما “دهلیز” با تغییر نگاه به سوی جنبه تادیبی و بازدارندگی این حکم راه دیگری را برای روایت انتخاب کرده بود. اتفاقی که به نوعی حرکت در خلاف جریان آب محسوب می شد. زمانی که فیلم های رئالیستی و تلخ جریان غالب فیلم های اجتماعی بود دهلیز بدون تلخ کردن کام مخاطب مضامین ناگفته را با زبان تصویر به جان بیننده نشاند. ردپای این بینش مستقل سینمایی، به طور کامل تر در “سیانور” هم دیده می شود.

پدیده مجاهدین و انحراف آن ها از مسیر اصلی مبارزه را می توان یکی از دراماتیک ترین برگ های تاریخ معاصر ایران دانست که پس از سال ها سکوت خود خواسته سینما، چند صباحی است مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته است. سال گذشته دو فیلم “امکان مینا” و ” سیانور” نمایندگان این تم داستانی در میان آثار جشنواره سی و چهارم بودند.

سیانور با ضرباهنگ خوبی آغاز می شود. حرکات دوربین، کات های متوالی و صداگذاری خوب بیننده را در همان دقایق اول جذب فیلم می کند. البته حرکات دوربین در سکانس های ابتدایی شتابزده است و زبان تصاویر گنگ می نماید که با فضای کلی اثر همخوان نیست. در کنار این مسئله طرح انبوهی از نام های واقعی و مستعار در سکانس های اولیه بیننده را گیج می کند .خوشبختانه این نقایص پیش از آن که ضربه جدی به اثر وارد کند برطرف می شود تا بیننده بتواند با فیلم خو بگیرد و تمام توجه خود را به روایت داستان بدهد . از این نقطه زندگی با شخصیت های فیلم آغاز می شود.

شخصیت های سیانور شبیه به هیچکدام از شخصیت هایی نیستند که تا کنون از آدم های دهه ۵۰ – هر چند محدود- به مردم نشان داده شده اند. چهره ای که از نیروهای ساواک، مجاهدین و نیروهای انقلابی ارائه می شود شاید به تصویر واقعی آن ها شباهت نداشته باشد اما به لحاظ شخصیت پردازی اغنا پذیر است و به راحتی می توان با آن ها ارتباط برقرار کرد. با وجود این که شخصیت های شکل گرفته خاکستری نیستند و از هویت داستانی برخوردارند اما نگاه طیفی به رفتار شخصیت ها باعث شده جایگاه قهرمان و ضد قهرمان به درستی تعریف شود و بیننده بتواند نسبت خود با آن ها را تعیین نماید. بی شک خلق فضایی اینچنینی که زحمت زیادی از گروه فیلمسازی برده یکی از برگ بنده های سیانور است.

وجود شخصیت های متعدد در فیلم نیازمند خرده روایاتی است که هر کدام مانند فیلمی کوتاه عمل کنند و توانایی به دوش کشیدن  بخشی از بار روایی داستان را داشته باشند. منظور نگارنده از عمل کردن مانند فیلم کوتاه این است که نسبت آن با کلیت  داستان، چرایی وجود آن و چگونگی آغاز و پایان آن مشخص است. در حقیقت این خرده روایات هستند که سرنوشت شخصیت های فرعی نظیر لیلا، افراخته و صمد را تعیین می کنند. سیانور خود را ملزم به توضیح درباره سرنوشت شخصیت های فرعی می داند اما با نگاهی به نحوه پایان خرده روایات، به این نتیجه می رسیم که  شعیبی و تیم نویسندگان اثر، بیشتر به دنبال تطهیر کردن شخصیت ها بوده اند و کشته شدن آن ها را بعنوان راه حل این موضوع در نظر گرفته اند. درست است که با فکت هایی نظیر” زندگی چریکی شش ماه بیشتر به درازا نمی کشد” و نشانه  هایی از این دست، این عاقبت برای آن ها قابل پیش بینی است اما در نظر گرفتن سرنوشت دیگری برای بعضی شخصیت های فرعی می توانست تاثیر فیلم بر مخاطب را بیشتر کند. خرده روایت همسر شریف واقفی می توانست یکی از گزینه های فیلمساز برای این کار باشد.

از نکات مثبت فیلم می توان به طراحی صحنه و لباس خوب و همخوانی آن با گریم بازیگران اشاره کرد. بازنمایی از فضا و آدم های دهه ۵۰ طبیعی جلوه می کند و در حد خود از آن استفاده می شود. گاهی فیلمسازان تنها با ارائه المانی از پیش تعریف شده  قصد انتقال تمام تفکرات یک شخصیت را دارند. اما این اتفاق در سیانور رخ نداده است و صرف سبیل چریکی بعنوان جزئیات تمام روحیات و تفکرات یک چریک در نظر گرفته نشده و از گریم فقط کارکرد اصلی آن گرفته  شده است.

موسیقی متن فیلم هم از کارکرد مناسبی برخوردار است و توانسته بار فیلم را در پلان های احساسی به دوش بکشد. در مجموع تمامی ارکان فیلم خوب و یکدست عمل کرده اند.

فارغ از بحث های فرمی، سیانور راه دهلیز را پیموده و بر خلاف جریان حاکم سینمایی حرکت کرده تا تصویر باورپذیرتری از نیروهای امنیتی دستگاه حاکمه ارائه نماید. که . اما در برخی سکانس ها فیلم از آن سوی بام افتاده است و بیننده خود را طرف رژیم احساس می کند و مانند بازی حق به جانب جناب پسیانی تمامی نیروهای مبارز را به عنوان آنارشیست و مخل امنیت مردم در نظر می گیرد. سیانور اشاره ای به رفتارهای نادرست حکومت که باعث ایجاد چنین گروه هایی شده ندارد و حتی در کپشن ابتدایی فیلم هم اشاره ای به آن نمی شود. منظور نگارنده از طرح این موضوع گرفتن انگشت اتهام طاغوت پرستی به عوامل سیانور- که همگی از خوبان سینمای ایران بشمار می آیند-  نیست بلکه هدف، طرح ضعفی است که در بسیاری از آثار سیاسی-تاریخی سینمای ایران مشاهده می شود وآن حساب باز کردن فیلمساز بر دانسته های بیرونی مخاطب است. فیلمساز نباید هیچ حسابی روی دانسته های قبلی مخاطب باز کند . ذهن مخاطب زمان ورود به سینما تخته سیاهی است که اثری از هیچ نوشته و نگاره ای روی آن نیست و هر چه فیلمساز به او نشان دهد روی آن نقش می بندد. بیشتر مشکلات و حفره های سیانور هم ناشی از همین تلقی اشتباه است.

بهروز شعیبی دومین تجربه کارگردانی خود را استوارتر برداشته است و خیلی زود به سطحی از پختگی رسیده است که می داند باید بدون هیچ ادعا و خودنمایی ردپای خود را از روی فیلم بردارد تا به اثر فرصت پرواز دهد. دکوپاژ سینمایی سیانور میان تماشای فیلم در تلویزیون و بر پرده نقره ای تمایز ایجاد کرده و اثری در شان سینما ارائه کرده است.امید است این کارگردان خوش آتیه بدون توجه به حاشیه هایی که برای همه کس و در همه جا وجود دارد فیلم بسازد و دیدگاه خود را درباره موضوعات ناب در قالب تصاویر به بیننده نشان دهد نه با مصاحبه و بیانیه خواندن.

سیانور آخرین فیلم سینمای ایران است که با نگاتیو ۳۵ میلیمتری ساخته شده است و خوشبختانه توانسته خاطره خوبی از این نوستالژی بر جای گذارد. سیانور بر خلاف نامش از چنان لطافتی برخوردار است که عشق فیلم ها را تا روشن شدن کامل همه چراغ ها و خالی شدن سینما روی صندلی نگه می دارد و برخی سکانس های آن اذن ورود به حافظه تصویری را می یابند. آخرین ساخته شعیبی از آن دسته فیلم هایی است که بدون توجه به دغدغه های شخصی و با توجه ویژه به ذات سینما ساخته شده و سینما بیش از هر چیز دیگری در آن ظهور و بروز دارد. امید است آثار اینچنینی به جای آن که هر چند سالی یک بار ساخته شوند سالی چند بار پرده نقره ای را آذین کنند تا زمینه را برای آشتی ملی همه اقشار جامعه با سینما فراهم کند.

اکران خصوصی سیانور

اکران خصوصی فیلم سینمایی «سیانور» به کارگردانی بهروز شعیبی و تهیه‌کنندگی محمود رضوی شب دوشنبه ۲۶ مهر با حضور هنرمندان و عوامل فیلم در تالار ایوان شمس برگزار شد.

به گزارش تریبون هنر هانیه توسلی، حامد کمیلی، جواد عزتی، بهنوش طباطبایی، ماه چهره خلیلی، هومن برق نورد، مهران رجبی، سعید سهیلی، سعید پیردوست، مهدی میامی، لینداکیانی، حسین فرح بخش، رضا داود نژاد ، پندار اکبری و حبیب دهقان نسب از جمله هنرمندان حاضر در این برنامه بودند. محمد سلوکی نیز اجرای برنامه اکران خصوصی فیلم سیانور را بر عهده داشت.

در ادامه گزارش تصویری این مراسم را مشاهده می نمایید.

0

حجت الله ایوبی و دکتر اسمعیلی در مراسم

1

بهرام عظیمی در  مراسم اکران سیانور

4

بهنوش طباطبایی و هانیه توسلی از بازیگران فیلم در کنار همایون اسعدیان

5

بزرگداشت و تقدیر از خانواده شهید

6

بهروز شعیبی کارگردان سیانور

7

جواد عزتی و مهران رجبی

8

حامد کمیلی و جواد عزتی در کنار کارگردان سیانور

9

سلفی گرفتن مهران رجبی

%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b1

بهروز شعیبی