نقد شبی که ماه کامل شد

پوستر شبی که ماه کامل شد

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

عوامل فیلم

کارگردان: نرگس آبیار

نویسندگان: مرتضی اصفهانی و نرگس آبیار

بازیگران: هوتن شکیبا، الناز شاکر دوست و فرشته صدر عرفایی

نقد فیلم

نرگس آبیار را می توان مهمترین فیلمساز زن این روزهای سینمای ایران دانست که با “شیار ۱۴۳” نامش بر سر زبان ها افتاد و با “نفس” خود را به سینمای ایران تحمیل کرد. با نگاهی گذرا به آثار ایشان می توان مولفه های اساسی فیلم های او را اینچنین برشمرد. نگاه زنانه به موضوعاتی که نقش زنان در آن ها کمتر دیده می شود، دوربین بی قراری که تنش درونی و بیرونی را به خوبی انتقال می دهد، پایان بندی های مهلک ، بازی های خوب که با لهجه های مناطق مختلف کشور دلنشین تر می شود و ریتم کندی که لاک پشت وار تا پایان فیلم پیش می رود.

“شبی که ماه کامل شد” هم در چارچوب همین مولفه های فیلمسازی گام برداشته است و بر فرم انتخابی خانم آبیار تاکید دارد. این تاکیدات در بخش هایی به فیلم کمک کرده و در بخش هایی دیگر آسیب جدی به فیلم زده است.

فیلم در منطق تصویر گیج است. در یک سکانس تصویر را هم از نگاه یکی از شخصیت ها و هم از نگاه نفر سوم روایت می کند. تکانه های دوربین پربسامد آزاردهنده می نماید. دوربین انگار با گرز به دنبال بازیگران در حال فرار می دود و تصاویر آن ها ضبط می کند. این نوع از فیلمبرداری در “شیار ۱۴۳” یا “نفس” به دلیل وجود معدود صحنه های پرتنش و پرتحرک کارکرد درستی داشت و لرزش های شدید دوربین به چشم نمی آمد اما در “شبی که ماه کامل شد” این پرش ها و سقوط ها به مهمترین نقطه ضعف فیلم تبدیل می شود. علاوه بر این راکورد تصویر حداقل در زمینه نور و رنگ، به ویژه در نیمه دوم فیلم از بین می رود. رنگ ها و شفافیت تصویر در سکانس های داخلی و خارجی و حتی در سکانس های متوالی پاکستان تغییر می کند و بیننده را شوکه می کند.

بازی های فیلم خوب است و آبیار از نقطه قوت اش در بازی گرفتن از بازیگران به خوبی بهره برده است. بازیگرهای بومی کمتر شناخته شده گلیم باور پذیری شخصیت ها را از آب بیرون کشیده اند و لهجه آن ها به خلق فضای جغرافیایی فیلم کمک کرده است. در این بین بازیگر نقش غمناز بهتر از سایرین عهده کار خود برآمده است. با وجود لهجه ثقیل مردم بلوچ که بیشتر به زبان شبیه است ، فرشته صدر عرفایی این زبان را روان ادا کرده و مانند پیرزنی که تمام عمر خود در منطقه زیسته، به کار گرفته است. بازی ایشان کنترل شده ،بی اغراقی و بسیار باورپذیر است . به همین دلیل چرخش رفتاری اش از نگاه فائزه برای بیننده قابل پذیرش است. صدر عرفایی بازی کم نظیری از خود به جای گذاشته که در بد بینانه ترین حالت می توان او را از حالا یکی از کاندیدهای بازیگر مکمل زن دانست. غمناز به نوعی تعمیم یافته شخصیت خاص و اغراق آمیز ننه آقا با بازی پانته آ پناهی ها در فیلم “نفس” است که آبیار تخصص ویژه ای در خلق آن ها دارد. اما کیفیت بازی شاکر دوست از متوسط بازی های فیلم پایین تر است که علت عمده آن را می توان در لهجه قمیِ داشته و نداشته فائزه دانست. راکورد بازی شاکردوست به شدت دچار اخلال است و این مشکل در سکانس های پر تنش رخ نمایی بیشتری کرده است.  

ریتم فیلم تقریبا همسان با ریتم فیلم”نفس” است . دیر شکل می گیرد و کند پیش می رود. این ریتم کند با موضوع فیلم قبلی خانم آبیار تناسب دارد اما برای اثری چون “شبی که ماه کامل شد” که زمینه دلهره هم در آن وجود دارد کافی نیست و باید تقویت شود. فیلم نماهای زائدی دارد که کارا نیستند و با حذف آن ها می توان ضرباهنگی بهتر به اثر بخشید و شانس فیلم برای استقبال مخاطب در اکران عمومی را تقویت کرد.

خانم آبیار از منظر مضمون  پردازی و تطابق آن با شرایط روز کشور همیشه انتخاب های درستی داشته اند. موضوعاتی را بر پرده سینما طرح کرده اند که فیلمسازان جریان های فکری مختلف شجاعت پرداختن به آن را ندارند. “شبی که ماه کامل شد” در قله این انتخاب های درست ایستاده است. موضوعی بسیار پر کشش و شاخص که جا دارد سالی چند فیلم پیرامون موارد مشابه اش ساخته شود. فیلم های ساخته شده در طول ۴۰ سال سینمای پس از انقلاب پیرامون حوادث تروریستی بیشتر از منظر جلالی به این مقوله نگریسته اند که در آن نیروهای خدوم سازمان های امنیتی تروریست ها را به سزای اعمال خود رسانده اند و تمام. روز شیطان، ماجرای نیمروز، امکان مینا و سایر آثار مشابه با دستاویز قراردادن این اتفاقات فیلم های پلیسی یا تریلری از آب درآمده اند که نگاهی به قربانیان این حوادث نداشته اند. اما نگاه “شبی که ماه کامل شد” به این گونه حوادث نگاه جمالی است که در آن محوریت کار  قربانیان هستند. نگاه قربانی محور فیلم باعث می شود با مقدماتی که در نیمه اول چیده شده  فائزه به عنوان نمادی از قربانیان این حوادث در نظر گرفته شود و همه چیز حول آن شکل گیرد. در فیلم خبری از حضور پررنگ نیروهای امنیتی نیست. یک نیروی امنیتی وجود دارد که هم بازجو ست هم تک تیر انداز هم نیروی عملیاتی و خلاصه جیمز باندی است برای خودش. این جیمز باند ایرانی کارکردی جدی در فیلم ندارد و صرفا زینت بخش سکانس های اکشن های فیلم است. یکی از زوائد فیلم همین شخصیت امنیتی است که یا نباید باشد و یا به درستی پرداخت شود.

فیلم به درستی از کنار عصبیت های موجود در منطقه عبور می کند و با نمایشی معقول و صمیمی از اهل سنت، ­­ریگی و گروهک تحت کنترلش را از هموطنانمان تفکیک می کند. دایی خانواده عمده بار این تفکیک را به دوش می کشد و با ارجاع به آیات قرآن موضع اهل سنت را در قبال این گروه ها تبیین می کند. از سوی دیگر خانم آبیار با نمایش اعتراض اهالی به رفتارهای ریگی بیننده تلاش می کند بیننده را شیر فهم کند که میان ریگی و بلوچ تمایز قائل شود تا از تنش های زمان اکران فیلم جلوگیری شود. این تمایز ها در کنار فضاسازی های قابل قبول  از حوزه جغرافیایی محروم ترین استان کشور همه چیز را آماده روایت نمادین داستان می کند. یعنی جایی که کار فیلم آغاز می شود.

 اما فیلم در این نقطه به دام نگاه تلویزیونی به مسائل می افتد و بیانیه خواندن های فائزه و غمناز شروع می شود. یکی درباره محرومیت هایی که عامل ظهور چنین گروه هایی می شود و دیگری درباره عواطف انسانی ، مظلومیت مردم و  خون بی گناه که هرچه بدی در عالم هست در ریگی متجلی و بلوچ را منزه می کند. این بیانیه ها در کنار رفتارهای کارتونی ریگی با کودکان فیلم را به دست خود کم اثر می کند. خانم آبیار بهتر از هر نویسنده ای می داند وقتی که مضمونی با نمایش تصویر و به صورت غیر مستقیم تا به حد قابل قبولی ارائه می شود، برای انتقال آن نیازی به بهره کشی از دیالوگ های کم رمق وجود ندارد.

از منظر فیلم غمناز، بلوچستان سال های آغازین دهه ۸۰ است اسیر چنگال تروریسم که تمام تلاش خود برای کاهش آسیب فرزندانش به دیگران  را به کار می گیرد. فرزندانی که در دامن مادری چون او پرورش یافته اند اما نمک نشناسی می کنند. قرآن را تاویلات عجیب می کنند و برای آدم کشی بهانه می تراشند. بلوچستانِ فیلم مضطر از برخی بچه های پرورش یافته در دامن خویش است.  در نمایی غمناز به فائزه می گوید: هیچ چیز بدتر از فرزندان نااهل نیست و همین جمله چراغی را در ذهن فائزه روشن می کند و مانع فرار او می شود.

فائزه نماینده قربانیان مهاجرت های اجباری و اینچنینی از وطن است که حتی زمانی که  می تواند فرار کند از ترس آن که فرزندانش سرنوشتی چون عبدالحمید و عبدالمجید پیدا نکنند می ماند و ایستادگی می کند. قربانیانی که به بهانه زندگی در آرامش اصرار به مهاجرت از کشور داشتند حالا آرزوی زندگی در ایران دارند. غافل از آن که سرنوشتی غیر از آن چه در پایان بندی به نمایش در می آید ندارند .

با وجود آن که نگاه زنانه خانم آبیار به شخصیت فیلم هایش کاسته شده اما شیوه مواجهه ایشان با اتفاقات جهان داستانش همچنان باقی است. واکنش شخصیت ها به رویدادهای فیلم بیشتر از جنبه احساسی است تا روابط علی. به همین دلیل پایان بندی مهلک فیلم  به عنوان سرنوشت محتوم قربانیان -که در آغاز هم به عنوان یکی از مولفه های فیلمسازی خانم آبیار به آن اشاره شد- به درستی فهم نشده است. عبدالحمید از انگیزه کافی برای اقدامات بی رحمانه اش برخوردار نیست یا حداقل نشانه ای از آن برای بیننده به نمایش در نیامده است. با فکت هایی که از ابتدا برای بیننده ارسال شده است جذابتی در زندگی نظامی برای او وجود ندارد. عبدالحمیدی که در فیلم با او همراهیم هر قدر هم تحت تاثیر تصمیمات برادرش باشد باز هم فاقد انگیزه کافی برای آدم کشی است.

“شبی که ماه کامل شد” در قیاس با سایر تولیدات یکساله سینمای ایران نمره قبولی می گیرد اما با جایگاهی که به اثری ماندگار تبدیل شود فاصله بسیار دارد. با وجود فیلمنامه جذاب، فضاسازی خوب و تمهیدات ریزبینانه ای که خانم آبیار برای روایت داستان خود -که شرایط خاص امنیتی و اجتماعی دارد- در نظر گرفته اند، فیلم قافیه را به اشتباهات خود باخته ضعف های فنی اش آن را از رساندن مخاطب به سر منزل مقصود بازداشته است.

با وجو ضعف های ذکر شده فیلم برای بخش عمده ای از مخاطبان عمومی جذاب است و می تواند تجربه ماندگاری برایشان در سینما بیافریند. تجربیاتی از جنس “شیار ۱۴۳” و “نفس” .

فراموش نکنیم پرداختن به موضوعی اینچنینی، در لوکیشن های خاصی که در آن احتمال خطرات جانی برای عوامل آن وجود دارد  به خودی خود جای قدردانی دارد.

شیار ۱۴۳

عوامل فیلمshiyar143

نویسنده و کارگردان : نرگس آبیار

تهیه کننده : ابوذر پورمحمدی و محمدحسین قاسمی

بازیگران : مریلا زارعی، مهران احمدی، جواد عزتی، گلاره عباسی، یداله شادمانی و حسام بیگدلو

خلاصه فیلم

تنها پسر مشتی الفت که به تنهایی او را بزرگ کرده است به جبهه می رود و هیچ خبری از او نمی شود. معلوم نیست اسیر شده یا شهید. چند دهه از آن زمان می گذرد و او همچنان در انتظار به سر می برد تا اینکه استخوان های پسرش را برایش می آورند.

نقد فیلم

فیلم داستانی ساده و یک خطی دارد که شاید به خودی خود جذابیت چندانی نداشته باشد و صرفا یک تیتر خبری باشد ولی آنچه که این تیتر یک خطی را تبدیل به فیلمی استخوان دار و تاثیرگذار کرده است ، فضاسازی و شخصیت پردازی دقیق فیلم است.

شخصیت اصلی فیلم که مادر است با بازی بسیار عالی مریلا زارعی که اگر بازی وی نبود قطعا فیلم به چنین سطحی نمی رسید، از کودکی پسرش تا آن هگام که استخوان های وی را برایش می آورند گام به گام مخاطب را با خود همراه می سازد. همذات پنداری شدیدی بین مادر و مخاطب شکل می گیرد که همراه با این کاراکتر پیر می شود.

استفاده از سکانس های مربوط به مصاحبه با مستند ساز دو کارکرد مناسب در فیلم دارد. هم به اطلاعات دادن سریع به مخاطب کمک می کند که لازم نیست ببیند یا نشان دادنش وقت می گیرد که بدین ترتیب از خط داستانی فیلم که ماجرای مادر است دور نشود و هم بین مقاطع سنی مادر و نیز اتفاقاتی که می افتد، تقطیع در فضا ایجاد کند.

قرار دادن شخصیت تلفن چی روستا در فیلم که فضای سنگین فیلم را تلطیف کند و حتی مخاطب را به خنده بیاندازد، از تمهیدات خوبی است که در فیلمنامه وجود دارد و می تواند برای مخاطب راه نفسی باشد.

آنچه که در فیلمنامه به خوبی رعایت شده است، ضربآهنگ مناسب فیلم است که تدریجا سختی انتظار را به مخاطب انتقال می دهد.

کارگردانی فیلم آن چنان چشم گیر نیست ولی در راستای فیلم نامه به خوبی رسالت خود را ایفا می کند و به نظر می رسد نیازی به دکوپاژهای عجیب و غریب احساس نمی شده است زیرا که داستان، روایت و فضاسازی بازیگران اصلی این فیلم هستند و قرار نیست دکوپاژ یا میزانسن ها خود به تنهایی خودنمایی کنند.

ماجرای امداد غیبی برای پیدا کردن جسد پسر جا داشت سینمایی تر بیان شود و به نظر می رسد خوابی که سرباز می بیند به فضای فیلم لطمه زده است. یا خواب حذف می شد و یا بیشتر پرداخته می شد تا از ناگهانی بودن آن که از جنس فیلم هم نیست اجتناب شود.

سکانس پایانی فیلم و فلاش بک های مادر و نوزادی فرزندش هنگام مواجهه وی و به آغوش کشیدن استخوان های فرزندش لبه تیغی است که نرگس آبیار به خوبی از پس آن برآمده و یکی از تاثیرگذارترین سکانس های تاریخ سینما از آب درآمده است.

فیلم در رویه خود بیشتر به مصائب یک مادر در دوری از پسر دردانه اش و سختی هایی که در این راه است می پردازد و حس مادرانه و ایثار وی را به نمایش می گذارد ولی آنچه در فیلم از همه مهمتر است، انتظار است. فیلم در اصل درباره انتظار است. انتظاری که در مراحل اولیه فقط بر پایه احساسات و غرایز مادرانه شکل می گیرد ولی هر چه به پیش می رود، رنگ و بوی عارفانه پیدا کرده و به نوعی انتظار ،نقش سلوک پیدا می کند. دیگر مسئله رسیدن مادر به فرزند نیست گویی اینکه هنوز به او اشتیاق دارد بلکه خود انتظار انسان ساز می شود. مادر اول فیلم با مادری که در انتهای فیلم است بسیار فرق می کند. او بزرگتر شده است نه از لحاظ جسمی بلکه روح اوست که دیگر زمینی نیست. این را به خوبی می توان در فیلم دید. مادر که انسان با خدا و مومنی است در گذر زمان برای پیدا شدن فرزندش حتی از گفتن یک غیبت هم می ترسید که نکند عقوبتش دامن فرزندش را بگیرد ولی در ادامه همین نوع سلوک گویا او را به باطن حقیقی ایمان می رساند. آن هنگام که رادیو را از کمر خود باز می کند و آخرین تعلق زمینی که همان فرزندش است را به کنار می گذارد، به حقیقت ایمان دست می یابد و آنگاه است که خدای عز و جل فرزندش را به او هدیه می دهد.

ابراهیم وار در راه خدا از اسماعیلش می گذرد و در عین اینکه عاشق فرزندش است او را برای خدا قربانی می کند آنگاه فضل الهی شامل حالش می شود و آنچه را که از آن گذشته است به او می بخشد.

سورن کیر کی گارد، فیلسوف دانمارکی و اگزیستانسیالیست در کتاب ترس و لرز خود همین نوع ایمان و عرفان را بررسی می کند که البته در فیلم اشاره ای به این نشده است که برداشتی از این کتاب شده باشد و یا از آن نوع نگاه استفاده شده باشد ولی از لحاظ محتوایی بسیار منطبق است.

نقد فیلم نفس

1عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: نرگس آبیار

تهیه کننده: محمدحسین قاسمی، ابوذر پورمحمدی و شرکت نور تابان

بازیگران: سیده ساره نورموسوی، مهران احمدی، پانته‌آ پناهی ها، گلاره عباسی، سیامک صفری، شبنم مقدمی، جمشید هاشم پور

 

خلاصه داستان

“نفس” روایتگر زندگی چهار کودک با نام های بهار، نادر، کمال و مریم است که دنیایی پر از رویاهای زیبای کودکانه دارند و قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد. فیلم در حال و هوای شرایط پر تنش سال های ۵۷ تا ۶۲ روایت می شود و تمرکزی خاص بر رفتارهای مردم آن دوران دارد .

 

نقد فیلم

“نفس” دومین ساخته جدی خانم آبیار محسوب می شود که با همان سبک و سیاق “شیار ۱۴۳″ساخته شده است. با همان ریتم کند، تصاویر مستند گونه و بازی های روان و دلچسب.به نظر می رسد خانم آبیار با ساخت “نفس” قدمی جدی برای ایجاد سبک خاص خود در ساخت فیلم های کم هزینه، ساده و روستا محور برداشته اند. در ادامه به بررسی ردپای مولفه های این سینما در فیلم می پردازیم.

تصویر در سکانس های ابتدایی “نفس” با حرکت های هیستریک ارائه می شود و رفته رفته جایگاه خود را در فیلم پیدا می کند. در سکانس های بعدی هم گاهی همین مشکل حرکت های سریع وجود دارد و حتی  درک بیننده را از تصاویر دچار نقصان می کند اما با بسامد بسیار کمتر. از نقاط قوت فیلمبرداری می توان به استفاده درست و به جا از هلی شات ها و نورپردازی حرفه ای اثر اشاره کرد که قاب ها را به لحاظ تصویری غنی تر کرده است.  

استفاده از ریتم کند برای روایت فیلم ، تکنیکی است که می تواند برای داستان هایی با تم خاص مورد استفاده قرار گیرد. برای فیلمی مانند “شیار ۱۴۳″که درباره انتظار است ریتم کند نه تنها مناسب بلکه لازم است. این تکنینک ، سختی و کرختی گذر زمان برای مادری را که یک عمر به امید دیدار مجدد فرزندش چشم به در و گوش به رادیو سپرده است به خوبی نمایش می دهد. اما استفاده از این تکنیک برای هر فیلمی مناسب نیست. در نفس به دلیل نداشتن پیرنگ مناسب داستانی این ریتم کند، دیگر برای رسوب مضامین در جان بیننده کاربرد ندارد و آزاردهنده می شود. حتی استفاده از داستان های انیمه و شوخی های زیاد فیلم هم نمی تواند این نقص را جبران کند.

بازی های روان با گریم های سنگین و حفظ راکورد در به کارگیری لهجه های مختلف، از نقاط قوت فیلم محسوب می شود که در شیار ۱۴۳ هم شاهد آن بوده ایم. با وجود مغرق بودن برخی فضاها ، در بازی ها خبری از حرکات اگزجره و گل درشت وجود ندارد. در این میان نقش های کوتاه سیامک صفری و شبنم مقدمی بیش از سایر بازیگرها به دل می نشیند.”نفس” این نقاط قوت را مدیون بازی گرفتن خوب خانم آبیار از بازیگران است.

پایان بندی انفجاری از مولفه های است که خانم آبیار دوست دارند به عنوان بخشی از سبک فیلمسازی خود در آثارشان داشته باشند. متاسفانه “نفس” در این زمینه ناموفق عمل کرده است. مشکل اصلی نفس در این زمینه نداشتن گره درست داستانی یا افت و خیز دراماتیک در روابط انسانی میان شخصیت هاست. بیننده دلیلی برای تماشای فیلم پیدا نمی کند . اتفاقات فیلم برایش بی اهمیت است و به همین دلیل سکانس پایان بندی ، مانند تصاویر اخبار درباره آزار حیوانات در بیابان های افریقا از پیش چشمانش گذر می کند و تصویری به این جانکاهی بدون ذره ای تاثیر بر بیننده به پایان می رسد. انگار همه منتظر تیتراژ پایانی بوده اند نه پایان بندی فیلم. نه خانی آمده، نه خانی رفته.

تلاش های خانم آبیار برای ارائه لطیف مضمونی سیاه قابل تقدیر است. سیاهی و زهر فیلم به یاری شوخی ها و تصاویر انیمه گرفته شده است تا بیننده سالن سینما را مکدر از وقایع زندگی بهار ترک نکند. شوخ و شنگی سکانس پایانی هم موید همین معناست. شهادت بهار به زیبایی و راحتی حس تاب خوردنی کودکانه تصویر می شود و نشان از عروج روحانی اوست . این نمایش از مرگ زیبا یادآور مرگ زنان در فیلم های هیچکاک است. باید به این الگوبرداری هرچند ناقص به سینما آفرین گفت.

 جذابیت اصل اول سینما است. فیلمی که نتواند بیننده را برای مدتی روی صندلی ها محو خود کند به طور حتم توانایی انتقال مضامین را نخواهد داشت. فیلم نفس از جذابیت کافی برای نمایشی ۱۲۰ دقیقه برخوردار نیست و بهتر است عوامل فیلم با تدوین مجدد اثر ، زمان آن را برای اکران عمومی کوتاه تر نمایند. مخاطبان امروز سیمای ایران به یمن دسترسی به آثار روز سینمای جهان مشکلی با تماشای فیلم های بیش از دو ساعت ندارند، به شرطی که اثر از جذابیت های لازم برخوردار باشد.یادمان باشد انکار جذابیت در سینما ، انکار سینماست. 

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

آنونس فیلم نفس

آنونس فیلم نفس

آخرین ساخته نرگس آبیار

برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره شب های سیاه تالین و بهترین فیلم از نگاه ملی در سی و چهارمین جشنواره فجر

آنونس از اصطلاحات سینما و تاتر بوده و در اصل آنونس فیلم کوتاهی است که برای تبلیغ و معرفی یک فیلم ساخته می شود که صحنه هایی از فیلم را در برمی گیرد.

از نظر لغوی معنی آنونس : پیش پرده است. یعنی آن چیزی که قبل از نمایش روی پرده به نمایش در بیاید. معادل آنونس برای آگهی تبلیغاتی که ویژگی برنامه یا کالایی را به طور مختصر به نمایش می گذارد : تیزر یا تریلر است. به عنوان مثال زمانیکه بازی جدیدی به بازار می آید آمدن آن ابتدا با تریلر اعلام عمومی می شود و در جامعه از جمله : “تریلر … آمد” استفاده می شود. آنونس همان طور که از معنای واژه لاتین اش announce پیداست به معنای آگهی دادن و اعلان کردن و خبری را منتشر و آشکار ساختن است.

در گذشته پیش از نمایش عمومی یک فیلم سینمایی در سینما ها و حتی در میانه پخش آن، چندین فیلم دیگر طی آنونس های چند دقیقه ای نمایش داده می شد و جدا از اعلان مشخصات آن فیلم از قبیل نام کارگردان و بازیگران و…، زمان اکران فیلم نیز به آگاهی تماشاگران می رسید. این جریان در سال های پیش از انقلاب تداوم داشت و در دوران بعد از انقلاب نیز به رغم فراز و نشیب های موجود در سیاستگذاری های سینمایی و در دهه ۶۰ و اوائل دهه ۷۰ جایگاه خود را حفظ کرد. متن کلامی آنونس ها حتی در برخی از مجلات سینمایی درج می شد تا تماشاگران و مخاطبان نیز در جریان کم و کیف این بخش از جشنواره قرار گیرند. اما با آغاز دهه ۹۰ شمسی این سنت دچار خدشه شد و بیشتر از آن که در «پیش پرده ها» تبلیغ فیلم های دیگر روی پرده و برنامه های آینده سینماها ارائه شود، هجوم تبلیغ سرویس های خدماتی و یا کالا های خوراکی چشمان بیننده را می آزارد.

به نظر می رسد اعتبار آنونس فیلم های سینمایی در چند سال اخیر به کاهش پیدا کرده است و به نظر نمی رسد وجود مشکلاتی که بر سر راه اکران فیلم ها و زمان بندی نمایش شان و تعیین گروه های سینمایی شان وجود دارد، توجیه گر تام و تمام این افت اعتبار باشد.اما اکنون آن اهمیت سابق دیگر وجود ندارد و آنونس فیلم ها در هیاهوی سایر عناصر سینمایی یک فیلم گم می شوند. طبیعی است در چنین اوضاعی از تاثیر کارکرد آنونس فیلم نیز کاسته شود و سایر مواد تبلیغاتی نقش پررنگ تر نسبت به آن پیدا کنند.

تیزر (Teaser) چیست؟

تیزردر معنی لغوی یعنی اذیت‌کننده و  اصطلاحا به رفتاری گفته می‌شود که با کامل نشان ندادن چیزی یا کامل نگفتن حرفی، در فرد مقابل ایجاد حس کنجکاوی می‌کند.

تیزر‌ها باید از دو مرحله بیشتر باشند، چرا که اگر در همان ابتدا همه‌ چیز برای شما روشن شود، شما دیگر به دنبال کشف یا پیگیری نیستید و همه چیز همانجا تمام خواهد شد اما مرحله بعد Opening یا باز شدن آگهی است در این مرحله راز تیزر فاش می‌شود و شما با چرایی و پیام اصلی آگهی روبه‌رو می‌شوید.

برای تماشای فیلم های کوتاه می توانید به منوی چندرسانه ای بروید و سپس با انتخاب گزینه ویدیو به تماشای فیلم و انیمیشن های کوتاه و تیزر فیلم های شاخص سینمای ایران و جهان بنشینید.

برای تماشای فیلم های کوتاه می توانید به منوی چندرسانه ای بروید و سپس با انتخاب گزینه ویدیو به تماشای فیلم و انیمیشن های کوتاه و تیزر فیلم های شاخص سینمای ایران و جهان بنشینید.