شیار ۱۴۳

عوامل فیلمshiyar143

نویسنده و کارگردان : نرگس آبیار

تهیه کننده : ابوذر پورمحمدی و محمدحسین قاسمی

بازیگران : مریلا زارعی، مهران احمدی، جواد عزتی، گلاره عباسی، یداله شادمانی و حسام بیگدلو

خلاصه فیلم

تنها پسر مشتی الفت که به تنهایی او را بزرگ کرده است به جبهه می رود و هیچ خبری از او نمی شود. معلوم نیست اسیر شده یا شهید. چند دهه از آن زمان می گذرد و او همچنان در انتظار به سر می برد تا اینکه استخوان های پسرش را برایش می آورند.

نقد فیلم

فیلم داستانی ساده و یک خطی دارد که شاید به خودی خود جذابیت چندانی نداشته باشد و صرفا یک تیتر خبری باشد ولی آنچه که این تیتر یک خطی را تبدیل به فیلمی استخوان دار و تاثیرگذار کرده است ، فضاسازی و شخصیت پردازی دقیق فیلم است.

شخصیت اصلی فیلم که مادر است با بازی بسیار عالی مریلا زارعی که اگر بازی وی نبود قطعا فیلم به چنین سطحی نمی رسید، از کودکی پسرش تا آن هگام که استخوان های وی را برایش می آورند گام به گام مخاطب را با خود همراه می سازد. همذات پنداری شدیدی بین مادر و مخاطب شکل می گیرد که همراه با این کاراکتر پیر می شود.

استفاده از سکانس های مربوط به مصاحبه با مستند ساز دو کارکرد مناسب در فیلم دارد. هم به اطلاعات دادن سریع به مخاطب کمک می کند که لازم نیست ببیند یا نشان دادنش وقت می گیرد که بدین ترتیب از خط داستانی فیلم که ماجرای مادر است دور نشود و هم بین مقاطع سنی مادر و نیز اتفاقاتی که می افتد، تقطیع در فضا ایجاد کند.

قرار دادن شخصیت تلفن چی روستا در فیلم که فضای سنگین فیلم را تلطیف کند و حتی مخاطب را به خنده بیاندازد، از تمهیدات خوبی است که در فیلمنامه وجود دارد و می تواند برای مخاطب راه نفسی باشد.

آنچه که در فیلمنامه به خوبی رعایت شده است، ضربآهنگ مناسب فیلم است که تدریجا سختی انتظار را به مخاطب انتقال می دهد.

کارگردانی فیلم آن چنان چشم گیر نیست ولی در راستای فیلم نامه به خوبی رسالت خود را ایفا می کند و به نظر می رسد نیازی به دکوپاژهای عجیب و غریب احساس نمی شده است زیرا که داستان، روایت و فضاسازی بازیگران اصلی این فیلم هستند و قرار نیست دکوپاژ یا میزانسن ها خود به تنهایی خودنمایی کنند.

ماجرای امداد غیبی برای پیدا کردن جسد پسر جا داشت سینمایی تر بیان شود و به نظر می رسد خوابی که سرباز می بیند به فضای فیلم لطمه زده است. یا خواب حذف می شد و یا بیشتر پرداخته می شد تا از ناگهانی بودن آن که از جنس فیلم هم نیست اجتناب شود.

سکانس پایانی فیلم و فلاش بک های مادر و نوزادی فرزندش هنگام مواجهه وی و به آغوش کشیدن استخوان های فرزندش لبه تیغی است که نرگس آبیار به خوبی از پس آن برآمده و یکی از تاثیرگذارترین سکانس های تاریخ سینما از آب درآمده است.

فیلم در رویه خود بیشتر به مصائب یک مادر در دوری از پسر دردانه اش و سختی هایی که در این راه است می پردازد و حس مادرانه و ایثار وی را به نمایش می گذارد ولی آنچه در فیلم از همه مهمتر است، انتظار است. فیلم در اصل درباره انتظار است. انتظاری که در مراحل اولیه فقط بر پایه احساسات و غرایز مادرانه شکل می گیرد ولی هر چه به پیش می رود، رنگ و بوی عارفانه پیدا کرده و به نوعی انتظار ،نقش سلوک پیدا می کند. دیگر مسئله رسیدن مادر به فرزند نیست گویی اینکه هنوز به او اشتیاق دارد بلکه خود انتظار انسان ساز می شود. مادر اول فیلم با مادری که در انتهای فیلم است بسیار فرق می کند. او بزرگتر شده است نه از لحاظ جسمی بلکه روح اوست که دیگر زمینی نیست. این را به خوبی می توان در فیلم دید. مادر که انسان با خدا و مومنی است در گذر زمان برای پیدا شدن فرزندش حتی از گفتن یک غیبت هم می ترسید که نکند عقوبتش دامن فرزندش را بگیرد ولی در ادامه همین نوع سلوک گویا او را به باطن حقیقی ایمان می رساند. آن هنگام که رادیو را از کمر خود باز می کند و آخرین تعلق زمینی که همان فرزندش است را به کنار می گذارد، به حقیقت ایمان دست می یابد و آنگاه است که خدای عز و جل فرزندش را به او هدیه می دهد.

ابراهیم وار در راه خدا از اسماعیلش می گذرد و در عین اینکه عاشق فرزندش است او را برای خدا قربانی می کند آنگاه فضل الهی شامل حالش می شود و آنچه را که از آن گذشته است به او می بخشد.

سورن کیر کی گارد، فیلسوف دانمارکی و اگزیستانسیالیست در کتاب ترس و لرز خود همین نوع ایمان و عرفان را بررسی می کند که البته در فیلم اشاره ای به این نشده است که برداشتی از این کتاب شده باشد و یا از آن نوع نگاه استفاده شده باشد ولی از لحاظ محتوایی بسیار منطبق است.

نقد فیلم نفس

1عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان: نرگس آبیار

تهیه کننده: محمدحسین قاسمی، ابوذر پورمحمدی و شرکت نور تابان

بازیگران: سیده ساره نورموسوی، مهران احمدی، پانته‌آ پناهی ها، گلاره عباسی، سیامک صفری، شبنم مقدمی، جمشید هاشم پور

 

خلاصه داستان

“نفس” روایتگر زندگی چهار کودک با نام های بهار، نادر، کمال و مریم است که دنیایی پر از رویاهای زیبای کودکانه دارند و قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد. فیلم در حال و هوای شرایط پر تنش سال های ۵۷ تا ۶۲ روایت می شود و تمرکزی خاص بر رفتارهای مردم آن دوران دارد .

 

نقد فیلم

“نفس” دومین ساخته جدی خانم آبیار محسوب می شود که با همان سبک و سیاق “شیار ۱۴۳″ساخته شده است. با همان ریتم کند، تصاویر مستند گونه و بازی های روان و دلچسب.به نظر می رسد خانم آبیار با ساخت “نفس” قدمی جدی برای ایجاد سبک خاص خود در ساخت فیلم های کم هزینه، ساده و روستا محور برداشته اند. در ادامه به بررسی ردپای مولفه های این سینما در فیلم می پردازیم.

تصویر در سکانس های ابتدایی “نفس” با حرکت های هیستریک ارائه می شود و رفته رفته جایگاه خود را در فیلم پیدا می کند. در سکانس های بعدی هم گاهی همین مشکل حرکت های سریع وجود دارد و حتی  درک بیننده را از تصاویر دچار نقصان می کند اما با بسامد بسیار کمتر. از نقاط قوت فیلمبرداری می توان به استفاده درست و به جا از هلی شات ها و نورپردازی حرفه ای اثر اشاره کرد که قاب ها را به لحاظ تصویری غنی تر کرده است.  

استفاده از ریتم کند برای روایت فیلم ، تکنیکی است که می تواند برای داستان هایی با تم خاص مورد استفاده قرار گیرد. برای فیلمی مانند “شیار ۱۴۳″که درباره انتظار است ریتم کند نه تنها مناسب بلکه لازم است. این تکنینک ، سختی و کرختی گذر زمان برای مادری را که یک عمر به امید دیدار مجدد فرزندش چشم به در و گوش به رادیو سپرده است به خوبی نمایش می دهد. اما استفاده از این تکنیک برای هر فیلمی مناسب نیست. در نفس به دلیل نداشتن پیرنگ مناسب داستانی این ریتم کند، دیگر برای رسوب مضامین در جان بیننده کاربرد ندارد و آزاردهنده می شود. حتی استفاده از داستان های انیمه و شوخی های زیاد فیلم هم نمی تواند این نقص را جبران کند.

بازی های روان با گریم های سنگین و حفظ راکورد در به کارگیری لهجه های مختلف، از نقاط قوت فیلم محسوب می شود که در شیار ۱۴۳ هم شاهد آن بوده ایم. با وجود مغرق بودن برخی فضاها ، در بازی ها خبری از حرکات اگزجره و گل درشت وجود ندارد. در این میان نقش های کوتاه سیامک صفری و شبنم مقدمی بیش از سایر بازیگرها به دل می نشیند.”نفس” این نقاط قوت را مدیون بازی گرفتن خوب خانم آبیار از بازیگران است.

پایان بندی انفجاری از مولفه های است که خانم آبیار دوست دارند به عنوان بخشی از سبک فیلمسازی خود در آثارشان داشته باشند. متاسفانه “نفس” در این زمینه ناموفق عمل کرده است. مشکل اصلی نفس در این زمینه نداشتن گره درست داستانی یا افت و خیز دراماتیک در روابط انسانی میان شخصیت هاست. بیننده دلیلی برای تماشای فیلم پیدا نمی کند . اتفاقات فیلم برایش بی اهمیت است و به همین دلیل سکانس پایان بندی ، مانند تصاویر اخبار درباره آزار حیوانات در بیابان های افریقا از پیش چشمانش گذر می کند و تصویری به این جانکاهی بدون ذره ای تاثیر بر بیننده به پایان می رسد. انگار همه منتظر تیتراژ پایانی بوده اند نه پایان بندی فیلم. نه خانی آمده، نه خانی رفته.

تلاش های خانم آبیار برای ارائه لطیف مضمونی سیاه قابل تقدیر است. سیاهی و زهر فیلم به یاری شوخی ها و تصاویر انیمه گرفته شده است تا بیننده سالن سینما را مکدر از وقایع زندگی بهار ترک نکند. شوخ و شنگی سکانس پایانی هم موید همین معناست. شهادت بهار به زیبایی و راحتی حس تاب خوردنی کودکانه تصویر می شود و نشان از عروج روحانی اوست . این نمایش از مرگ زیبا یادآور مرگ زنان در فیلم های هیچکاک است. باید به این الگوبرداری هرچند ناقص به سینما آفرین گفت.

 جذابیت اصل اول سینما است. فیلمی که نتواند بیننده را برای مدتی روی صندلی ها محو خود کند به طور حتم توانایی انتقال مضامین را نخواهد داشت. فیلم نفس از جذابیت کافی برای نمایشی ۱۲۰ دقیقه برخوردار نیست و بهتر است عوامل فیلم با تدوین مجدد اثر ، زمان آن را برای اکران عمومی کوتاه تر نمایند. مخاطبان امروز سیمای ایران به یمن دسترسی به آثار روز سینمای جهان مشکلی با تماشای فیلم های بیش از دو ساعت ندارند، به شرطی که اثر از جذابیت های لازم برخوردار باشد.یادمان باشد انکار جذابیت در سینما ، انکار سینماست. 

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر نوشته شده است.

آنونس فیلم نفس

آنونس فیلم نفس

آخرین ساخته نرگس آبیار

برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره شب های سیاه تالین و بهترین فیلم از نگاه ملی در سی و چهارمین جشنواره فجر