High noon- ماجرای نیمروز

 

HighNoon-Whalen-low-res_1024x1024عوامل فیلم

نویسنده : Carl Foreman (screenplay), John W. Cunningham (Novel) 

کارگردان: Fred Zinnemann

بازیگران: Gary Cooper, Grace Kelly, Thomas Mitchell

نقد فیلم

فرد زینه مان از جمله کارگردان هایی است که در هر برهه از دوران حیات  سینمایی اش ،  متناسب با زمان خود فیلم ساخته است.زمانی که می بایست در قالب یک کارگردان چپ عمل می کر د با ساخت فیلم ” اسب کهر را بنگر ” نوک پیکان انتقاداتش را سوی ژنرال فرانکو و طرفدارانش گرفت و  نسبت به جریان چپ روشن فکر ادای دین نمود و زمانی که می بایست در قامت یک اصولگرای تمام عیار فیلم می ساخت “مردی برای تمام فصول ” را روانه ی پرده ی سینماها کرد- نقد فیلم مردی برای تمام فصول در آرشیو مرداد ماه قابل مشاهده است-. شاید به همین دلیل باشد که  اغلب آثار او در اسکار موفق بودند و  جوایز  را درو می کردند.مشهور است که ، ۱۹ نفر از بازیگران آثار او موفق به کسب جایزه اسکار شدند. در بدبینانه ترین حالت اگر زینه مان را یک کارگردان سفارشی ساز بدانیم باز هم نمی توانیم از کنار  کیفیت و قدرت کارگردانی او بی اعتنا عبور کنیم.از قدرت کارگردانی او همین بس که توانست مانند جان فورد  شاهکارهایش را از دل آثاری که از طرف تهیه کنندگان پر قدرت و استودیوهای بی رحم به او پیشنهاد می شد بیافریند و در عین حال  بین اُرد های تهیه کننده ، سلیقه ی مخاطبین و نظرات  منتقدین تعادل ایجاد کند.

اما موضوع مورد بحث این هفته ی “ای من ” وسترن ماندگار ماجرای نیمروز است.کلانتر ویل کین که عمر خود را برای حفظ امنیت و آرامش شهر کوچکی در غرب گذاشته است  ازدواج می کند و  قصد دارد پس از ازدواج  ستاره ی کلانتر را به فرد دیگری بسپارد.ویل درست بعد از مراسم ازدواجش خبردار می شود فرانک میلر یکی از جانیان غرب برای کشتن او روانه ی شهر شده است. سه تن از همدستان میلر وارد شهر شده اند و منتظرند رئیسشان با قطار برسد تا کلانتر ویل را که باعث زندان افتادن آن ها شده به کام مرگ بفرستند. گره افکنی داستان از این  نقطه آغاز می شود و فیلم با همین گره ی یک خطی بیننده  را تا پایان داستان با خود همراه می کند.

دوستان ویل از او می خواهند که شهر را تر ک کند اما او تصمیم به مبارزه با میلر داخل شهر می گیرد.کلانتر از هم قطار ها یش برای دفاع از خود و شهر در برابر میلر تقاضای کمک می کند اما هر کدام با بهانه ای او را در برابر دشمنان رها می کنند.ویل که جوانی خود را صرف امنیت این مردم کرده نا امیدانه برای یاری گرفتن از دیگران اقدام می کند اما غیر از همسرش هیچ کس او را همراهی نمی کند.همسرش هم از او می خواهد که ترک دیار کنند اما ویل با این بهانه که میلر آن ها را خواهد یافت در شهر باقی می ماند تا با او مبارزه کند.این تم را در سایر آثار زینه مان هم دیده ایم .مردی که برای اصول خود پا عقب نمی کشد و در این راه حاضر است تمام هستی خود را فدا کند.ویل اهل فرار نیست.ویل به جاودانه شدن در اذهان عمومی جامعه ی خود می اندیشد. حتی اگر در این راه جرعه ی مرگ بنوشد.سر انجام میلر و گروهش به شهر می رسند و ویل با کمک همسرش از کام مرگ می گریزد.اما این پیروزی ویل با شکستی عاطفی برای او همراه است.مردم و دوستانش او را رها کردند و از حمایت او دست کشیدند.پادشاه بی سرباز ، با یک پیاده تفاوتی ندارد.مردم شهر  در برابر وجدان خود و اذهان عمومی  شکست خورده اند.آن ها در بزنگاه آزمون جوانمردی پا پس کشیدند و  شرافت خود  را برای ادامه ی یک زندگی با ذلت ،  لکه دار کردند. دوستان ویل دیگر برایش هیچ ارزشی ندارند. او پس از کشتن میلر و دار و دسته اش نشان کلانتری خود را که دیگر با یک قطعه حلبی فرقی ندارد روی زمین پرت می کند و  راه جدیدی به ناکجا آبادی که جوانمردان در آن ساکن اند  پیش می گیرد.

مناسب است در ادامه به نکاتی پیرامون فرم اثر اشاره کنیم.

در سینما گاهی زندگی  قهرمانی مانند گاندی در سه یا چهار ساعت خلاصه می شود . و یا داستان صعود و سقوط و یک خانواده ی مافیایی در نیویورک که ممکن است دو سال به طول انجامیده باشد در دو ساعت و نیم خلاصه می شود.سینما این قدرت را دارد تا فاصله های زمانی بین اتفاقات مهم داستان را حذف کند و نکات اساسی و مهم را بیان کند.اما گاهی هم ممکن است مدت زمان دراماتیک با زمان واقعی ای که بیننده در آن زندگی می کند منطبق می شود. از نمونه های داخلی آثار این چنینی یا به اصطلاح Real Time  می توان به فیلم ارتفاع پست ابراهیم حاتمی کیا اشاره کرد.

 ماجرای نیمروز از اولین تجربیات تاریخ سینماست که زمان دراماتیک بر زمان واقعی منطبق می شود. گویا ، تمام اتفاقات فیلم  در همین دو ساعتی رخ می دهد که بیننده در سینما یا پای مانیتور  در حال مشاهده ی فیلم است.زمان خیلی واقعی می گذرد و بیننده کاملا این حس هم گام  بودن با فیلم را درک می کند.همین عامل باعث شده است که ارتباط بین اثر و مخاطب حسی تر از همیشه باشد و قدرت تاثیر فیلم دو چندان گردد.

زینه مان با این که مانند جان فورد یا هاوارد هاکس یک وسترن ساز تمام عیار محسوب نمی شود اما با کارگردانی قدرتمندش توانسته اثری خلق کند که  بتوان آن را به عنوان شاخص یک وسترن خوب قلمداد کرد و سایر آثار را نسبت به آن قضاوت کرد .از قاب های اسکوپ و واید در جای خود بهره برده است و مانند برخی آثار درجه دو  این ژانر  در دام  شمایل نگاریِ بیش از حدِ  نماد های وسترن مانند اسب ، هفت تیر ،چکمه و یا نماهای Low Angel  و امثال آن ها  نیفتاده است.زینه مان در عین بهره بردن از همه ی این عوامل ، اثرش را بر اساس داستان و شخصیت پردازیش پیش می برد و شاید همین امر باعث شده ماجرای نیمروز با گذر زمان  رنگ کهنگی به خود نگیرد.

حتما این جمله قبلا به گوش خوانندگان محترم خورده است که یک کارگردان در مصاحبه اش می گوید فلان نقش را برای فلان بازیگر نوشته ام و یا این که اگر فلان بازیگر نبود فیلم به این موفقیت نمی رسید. هیچ کدام از ما کسی غیر از مارلون براندو را برای نقش دن کورلئونه در ذهن نداریم. یا غیر از دنیرو  هیچ کس را نمی توانیم در لباس راننده تاکسی اسکورسیزی تصور کنیم.این نکته در مورد گری کوپر در نقش کلانتر ویل کین هم صادق است.به جرات می توان گفت هیچ بازیگری غیر از او نمی توانست حرکات آرام و با طمانینه ی  یک کلانتر با تجربه ، پا به سن گذاشته و در حال بازنشسته شدن را این قدر واقعی و دل نشین ارائه کند. در سکانس های مختلف در  نگاه های او  شک ، نا امیدی و انتقام  موج می زند و عواطف بیننده را بر می انگیزاند.از نظر نگارنده کلانتر ویل ماندگارترین  نقش گری کوپر در طول دوره ی حیات هنری اش  محسوب می شود.

از ابتدای تاریخ اتفاقاتی  مانند آنچه در  ماجرای نیمروز می بینیم کم رخ نداده اند و مطالعه ی تاریخ به ما نشان می دهد در اغلب این  اتفاقات مردم با سربلندی از بوته ی آزمایش خارج نشده اند.زینه مان در مردی برای تمام فصول سیاست مداران را به نقد می کشد و از هوس رانی  ها ، خودسری ها و ملعبه قراردادن اصول انسان ها توسط ظالمان خودکامه انتقاد می کند اما در ماجرای نیمروز پیکان تیر را سوی خود بیننده و مردم می گیرد تا خود قضاوت کنند در چنین شرایطی چه تصمیمی اتخاذ می کنند : شرافت یا ادامه ی حیات با ذلت؟.

شاید به همین خاطر است که ماجرای نیمروز پایانی خوش دارد و مردی برای تمام فصول پایانی تلخ. مردم می بایست به عاقبت یاری دادن یک مظلوم امیدوار باشند و بدانند نتیجه ی تلاش آن ها ثمر خواهد داد اما در مقابل خواص که در سطحی بالاترند ممکن است به جرم ایستادن  پای اصول خود  در برابر ظالم ، مجبور به فدا کردن جان خود باشند تا اصول و عقاید باقی بماند .که البته این هم پیروزی به شکل دیگری است که آنان را در اذهان جاودانه می کند.

ماجرای نیمروز

ارزیابی شتابزده

نقد فیلم ماجرای نیمروز

عوامل فیلم

کارگردان: محمد حسین مهدویان

نویسنده: محمدحسین مهدویان، ابراهیم امینی

بازیگران: مهرداد صدیقیان، جواد عزتی، احمد مهران فر،  لیندا کیانی، هادی حجازی فر، حسین مهری و مهدی پاکدل 

خلاصه داستان

ماجرای نیمروز روایت چگونگی دستگیری موسی خیابانی مسئول ترور گروهک منافقین و عامل اصلی در عملیات تروریستی هفت تیر در مقر حزب جمهوری است. این فیلم با برداشت از اتفاقات واقعی سال های ۵۹ تا ۶۰ ساخته شده است.

نقد فیلم

پدیده منافقین و آغاز مبارزه مسلحانه آن ها از غمبارترین و عبرت آموزترین برگ های تاریخ معاصر ایران است. ترورهای کور و داغدار کردن خیل عظیمی از مردم کوچه و بازار به بهانه های واهی نفرتی از این گروهک در دل این ملت نشانده که تا ابد از حافظه تاریخی شان پاک نخواهد شد.

در ۲۷ خرداد ۱۳۶۰، مجلس شوراي اسلامي به دليل بي‎كفايتي‌ها، تشنج‎آفريني‌ها و اقدامات غيرقانوني بنی‎صدر عليه امام، دولت و مجلس و ناتواني در اداره امور كشور دو فوريت طرح عدم كفايت سياسي وي را تصويب كرد. يك روز بعد در ۲۸ خرداد ۶۰، سازمان مجاهدين خلق «اطلاعيه سياسي ـ نظامي شماره ۲۵» خود را صادر كرد. اين اطلاعيه اعلام آغاز رسمي شورش مسلحانه عليه نظام جمهوري اسلامي و به تعبير يك عضو جدا شده سازمان؛ «اعلاميه جنگ تمام عيار با جمهوري اسلامي» بود.

سازمان مجاهدین خلق برای انجام ترورهای خود از افرادی استفاده می کرد که: ایمان کامل به اهداف و خطوط سازمان و اطاعت بی قید و شرط و کورکورانه از تشکیلات داشته باشند. غالباً در سطح سنی جوانی و نوجوانی قرار داشته باشند تا به صورت طبیعی شور و هیجان لازم برای انجام ماموریت داشته و ضمناً در تشکیلات از جایگاه مهمی برخوردار نباشند. داشتن روحیه ای تهاجمی و خشن برای انجام ترور، داشتن انگیزه قوی برای ارتقای رده تشکیلاتی از ویژگی های مهم افراد بود.از مجموع ۴۱۸ ترور انجام شده در استان تهران طی سال های ۵۷ الی ۷۵، ۳۶۶ مورد در سال های ۶۰ و۶۱ اتفاق افتاده است که ۹۴ درصد آن مربوط به شهر تهران است. بعد از تهران، شهرستان کرج با ۱۴ ترور در جایگاه بعدی قرار دارد که حدود ۳ درصد است. نزدیک ۲ درصد از ترورها هم در شهرستان های لواسانات و شمیرانات رخ نموده است.

خوشبختانه از جشنواره سی و چهارم و طلسم سکوت ساخت فیلم هایی درباره اقدامات این گروهک تروریستی شکست. در جشنواره گذشته فیلم های “سیانور” با تمرکز بر روابط داخلی حاکم بر این گروهک و “امکان مینا” با تمرکز بر قربانیان درون این گروهک، از منظری اقدام به ساخت فیلم درباره فعالیت های این سازمان نمودند. امسال هم فیلم” ماجرای نیمروز” ساخته جناب مهدویان با روایت چگونگی شناسایی موسی خیابانی مسئول ترور این گروهک به این مسئله پرداخته است.

جناب مهدویان با ساخت “ماجرای نیمروز” نشان داد که به سبکی خاص میان فضای مستند و داستانی دست یافته اند. سبکی که در آن همه چیز بر پایه اطلاعات واقعی بنا می شود و تخیل هنری در ارائه تم اصلی کمترین نقش را دارد. چیزی شبیه به مانیفست مکتب رئالیسم که میزان ارزشمندی یک اثر هنری را با میزان تطابق آن با واقعیت می سنجیدند.

دیگر ویژگی قابل ذکر این سبک که در “ماجرای نیمروز” به کار گرفته شده فیلمبرداری به سبک تصاویر مستند باقیمانده از سال های ابتدایی انقلاب است. در این نوع فیلمبرداری بسامد تغییر زوم و حرکت دوربین بسیار بالاست و دوربین برای حفظ جایگاه سوم شخص هیچ گاه به شخصیت ها نزدیک نمی شود. اتفاقی که می توان بخشی از آن را تجربه فعالیت جناب مهدویان در آثار غیر داستانی دانست. در تمام طول فیلم از تصویر کلوز – به معنای پرکردن پرده از تصویر شخصیت نه حضور آن ها میان فشار دیوار و قفسه و … استفاده نشده است. این شیوه فیلمبرداری از میزان بهره مندی فیلم از دکوپاژ و میزانسن – البته به معنای سینمایی آن- برای فضاسازی اثر کاسته و این ضعف با یاری طراحی دقیق صحنه و لباس و بهره مندی از نوستالژی ذهن مخاطب از اوایل دهه ۶۰ جبران شده است. بازسازی صحنه های خارجی مربوط به دهه شصت به دلیل نبود شهرک مستقل کاری طاقت فرسا و پر هزینه است که معمولا به شکل ایده آل انجام نمی شود اما خوشبختانه تیم طراحی با یاری تهیه کننده محترم توانسته اند به خوبی از پس این مهم برآیند. طراحی صحنه غیر انتزاعی و  برخاسته از نوستالژی ذهنی مردم از دیگر ویژگی هایی است که در آثار جناب مهدویان مشاهده می شود.

فیلمنامه “ماجرای نیمروز” کاملا مهندسی نگاشته شده است. هر یک از خرده روایات و شخصیت های فیلم برای پیشبرد داستان اصلی خلق شده اند. این مزیت بی شک مدیون پژوهش دقیق اثر است چرا که حرکت در بستر واقعیت امکان گزافه گویی را از بین می برد. شخصیت های حاضر در اثر همگی دارای خطوط فکری مشخص هستند . این مرزبندی هیچگاه کمرنگ نمی شود و همیشه اصول اساسی هر طیف فکری بر سایر مسائل اولویت دارد. کاراکتر عباس هم که به جرم خیانت دستگیر می شود بر سر اصول خود پافشاری می کند. البته اصولی که منطبق با خواسته های سازمان اطلاعات نمی باشد. از میان شخصیت های حاضر در فیلم، مخاطب با کمال ارتباط بهتری برقرار می کند. این ارتباط به دلیل روحیه عملگرا و بیش از حد جدی کمال است که با اصرارهای متوالی او بر تمام کردن کار، به طنز بدل می شود و تضاد شیرینی را ایجاد می کند.

هرچند ریتم اثر در کل نمره قبولی می گیرد افت فیلم در بخش هایی از یک سوم میانی فیلم قابل انکار نیست. استفاده بیشتر از صحنه های اکشن و توجه به جزئیات وقایع می توانست این افت را تا حدودی بهبود ببخشد. هرچند نشان دادن صحنه های اکشن ممکن است از جنبه مستند گونه و واقع گرایی فیلم بکاهد اما به هر حال ماجرای نیمروز اثری داستانی است که ساز و کارهای جذابیت باید در آن به کار گرفته شود. این مسئله در سکانس پایانی فیلم بیشتر از سایر بخش ها به چشم می آید. نحوه پاک سازی محل اسکان خیابانی، با زحمات چندین ماهه نیروهای اطلاعات همخوانی کافی ندارد و انتظارات بیننده از تماشای آن برآورده نمی شود.

در پرداختن به موضوع جنایات منافقین در سال های دهه ۶۰ آن قدر موضوعات بکر وجود دارد که بتوان سال ها بخشی از سینمای ایران را به لحاظ داستانی از آن تغذیه کرد. بار دراماتیک فجایع این سازمان آن قدر بالاست که سکوت سی و چند ساله سینمای ایران درباره این گروهک تروریستی قابل درک نیست.امید است مانند دو سال گذشته با حمایت مدیران ارشد فرهنگی و همت فیلمسازان جوان باز هم شاهد ساخت آثاری از این دست باشیم تا سینمای ایران هم مانند سایر عرصه های هنری، دین خود را نسبت به تاریخ معاصر کشور ادا نماید. مهمترین نکته در ساخت چنین آثاری عمق بخشی به این وقایع است نه صرفا مرور برگ های تاریخ به سبک کتاب های درسی.

 

اکران نوروزی ۹۶

جلسه شورای صنفی اکران امروز دوشنبه دوم اسفند ۹۵ برگزار شد و در این جلسه قرارداد اکران فیلم های جدید به ثبت رسید.

 به گزارش فیلموویز به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین در جلسه امروز شورای صنفی نمایش قرارداد سه فیلم اکران نوروز قطعی شد.

در این جلسه قرارداد فیلم «نقطه کور» با کف فروش ۴ هفته بعد از فیلم «خوب، بد، جلف» در سرگروه زندگی، «سه بیگانه» با کف فروش چهار هفته برای اکران نوروزی در سرگروه ماندانا ثبت شد.

همچنین اکران فیلم «هلن» از تاریخ ۴ اسفند در سرگروه کورش خواهد بود و با ثبت قرارداد فیلم «ماجرای نیمروز» با کف فروش ۴ هفته برای اکران نوروزی در سرگروه کورش این فیلم هم روی پرده می رود.

فیلم «یک روز بخصوص» نیز با کف فروش ۴ هفته برای اکران نوروزی در سرگروه آزادی درنظر گرفته شد.

حذف سرگروهی سینما آفریقا بنا به اعتراض شورای عالی تهیه‌کنندگان و جایگزینی «سینما قدس» برای سرگروهی بعد از برنامه اکران نوروز ۹۶ از دیگر مصوبات جلسه امروز بود.

بر این اساس سینما آفریقا فقط تا پایان برنامه اکران نوروزی سرگروه خواهد بود.

تعویض فیلم «شاباش» در سرگروه آفریقا به خاطر کف فروش پایین با فیلم «ماحی» از تاریخ ۴ اسفند و تعویض فیلم «چهار اصفهانی در بغداد» در سرگروه ماندانا به خاطر کف فروش پایین با فیلم «افسونگر» از تاریخ ۴ اسفند نیز از مصوبات جلسه شورای صنفی اکران بود.

دار و دسته تروریستی

در یک سال گذشته سه فیلم سیاسی با موضوع فعالیت های سازمان مجاهدین ساخته شده است، «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمدحسین مهدویان جدیدترین فیلمی است که به این موضوع پرداخته است.

 شاید تا چند سال پیش اثری جدید به جز آنچه در سال‌های قبل در ژانر سیاسی و درباره فعالیت‌های سازمان مجاهدین در سینمای ایران ساخته شده بود کمتر پیدا می شد، اما در سال‌های اخیر علاقه کارگردان‌ها به سمت و سوی موضوعات سیاسی رفت. پرداختن به این موضوع از جشنواره سال گذشته فیلم فجر کلید خورد و کمال تبریزی با فیلم سینمایی «امکان مینا» و بهروز شعیبی با فیلم «سیانور» آغازگر روایت قصه و فعالیت های این گروه بعد از چندین سال در سینمای ایران بودند. بعد از گذشت یک سال جشنواره سی و پنجم نیز رنگ یک فیلم سیاسی با موضوع سازمان مجاهدین را به خود دید.

محمدحسین مهدویان که سال گذشته فیلم تحسین شده «ایستاده در غبار» را در جشنواره داشت امسال در دومین تجربه بلند سینمایی‌اش سراغ همین موضوع رفت و فیلمی خوش ساخت را کارگردانی کرد. البته در میان فیلم‌هایی که با این موضوع ساخته شده اند و تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسد آثار دیگری از جمله «پادزهر» ساخته بهرام کاظمی و «تعقیب سایه‌ها» به کارگردانی علی شاه‌حاتمی نیز بودند که به طور غیر مستقیم به ترورهای سال های اول انقلاب پرداختند.

 

به بهانه نمایش فیلم «ماجرای نیمروز» در روزهای جشنواره سی و پنجم در این گزارش نگاهی داشتیم به تمام آثاری که در طول این سال‌ها با موضوع فعالیت های سازمان مجاهدین ساخته شدند. در کنار فیلم‌های سینمایی با این موضوع ساخته شده‌اند نام چند فیلم مستند نیز به چشم می‌خورد که در پایان نامشان ذکر شده است.

توهم/ سعید حاجی میری/ سال ۱۳۶۴

دهه شصت آغاز توجه کارگردان‌های سینمای ایران به موضوع مجاهدین در آثارشان بود. در همان سال‌های ابتدایی دهه شصت بودند فیلمسازانی که حتی به طور غیرمستقیم فعالیت‌های گروهک تروریستی منافقین را دستمایه ساخت آثارشان قرار دادند. اما اولین فیلمی که به طور مستقیم به این گروه تروریستی و فعالیت‌هایشان پرداخت، «توهم» ساخته سعید حاجی میری بود. حاجی میری در سال ۱۳۶۴ سراغ این موضوع رفت و «توهم» را با فیلمنامه‌ای از خودش تهیه کرد. داستان «توهم» درباره دو تن از اعضای سازمان مجاهدین است که در یک خانه تیمی پناه گرفته‌اند. یکی از آنها نسبت به مواضع فکری وسیاسی سازمان تردید دارد، اما دیگری همچنان بر ادامه راه راسخ است آن دو به دنبال حادثه‌ای خیال می‌کنند که به محاصره نیروی انتظامی گرفتار شده‌اند، تلاش می‌کنند تا اسناد درون سازمانی را در آتش بسوزانند و با نیروهایی که به آن‌ها هجوم آورده‌اند مقابله کنند. در این کشاکش آن که نسبت به سازمان در تردید است، می‌گریزد و دیگری دوست رابط خود را که وارد خانه شده است به اشتباه از پا درمی‌آورد. جلیل فرجاد، سید محمدرضا عالی پیام، ملیحه نظری، علی جاویدان، رضا بنفشه خواه و محسن صادقی در این فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداختند و جلال مقامی نیز مدیریت دوبلاژ این اثر را بر عهده دارد. «توهم» تابستان امسال بعد از چندین سال از شبکه افق به روی آنتن رفت.

 

بایکوت/ محسن مخلباف/ سال ۱۳۶۴

یکی از مهمترین آثار سینمای ایران که در دسته‌بندی ژانر سیاسی قرار می‌گیرد فیلم سینمایی «بایکوت» به کارگردانی محسن مخلباف است، داستان «بایکوت» درباره جوانی به نام واله معصومی است که عضو یک گروه مارکسیستی است و علیه رژیم شاه فعالیت می‌کند، او در نهایت توسط ساواک دستگیر می‌شود. آشنایی با یک زن و شوهر مبارز سیاسی مسلمان و برخوردهای هم‌حزبی‌هایش بیرون از زندان باعث می‌شود که واله نسبت به ایدئولوژی خود دچار تردید شود. در نهایت، او اعدام می‌شود و اعضای حزب از او یک قهرمان حزبی می‌سازند. مخلباف در این فیلم احزاب سیاسی دوره پهلوی و فعالیت‌هایشان را بررسی می‌کند. حضور مجید مجیدی کارگردان مطرح این سال‌های سینمای ایران به عنوان بازیگر در این فیلم یکی از نکات جالب توجه است. در کنار مجیدی محمد کاسبی و زهره سرمدی نیز در فیلم مخلباف ایفای نقش کردند.

دست‌نوشته‌ها/ مهرزاد مینویی/ سال ۱۳۶۵

تنها فیلم کارنامه هنری مهرزاد مینویی که به عنوان تدوینگری شانخته شده در سینمای ایران مطرح بود «دست‌نوشته‌ها» نام دارد. مهرزاد مینویی قبل و بعد از کارگردانی این فیلم سینمایی که موضوعش درباره فعالیت‌های سازمان مجاهدین است به حرفه تدوین و مونتاژ مشغول بود. تا اینکه در سال ۱۳۶۵ تصمیم گرفت اولین و آخرین فیلمش را با موضوعی سیاسی کارگردانی کند. نکته جالب اما فیلمنامه این اثر است که به قلم بهروز افخمی به نگارش درآمده است. داستان «دست نوشته‌ها» درباره فردی به نام حسين معتمد است كه قبلاً عضو كميته انقلاب اسلامي بوده. او به دليل نقض مقررات از كميته اخراج شده و حالا راننده تاكسي است. جرم او اين بوده كه در جريان يك تعقيب و گريز، از اتومبيل شخصي يك رهگذر استفاده كرده و بعد همين موضوع منجر به خسارات جاني و مالي شده است. از يك خانه تيمي سندي به دست مي آيد كه نشان مي دهد نقشه ترور حسين معتمد كشيده شده است. كمي قبل از آن، جواني به نام منصور انتصاري به معتمد مراجعه مي كند و مي گويد كه مأمور اجراي طرح ترور اوست، اما چون خودش از سازمان بريده، حاضر به كار نيست. او قصد دارد اطلاعاتش را در اختيار معتمد بگذارد، اما آنچه مي داند، كمكي به يافتن سرنخ مطمئني نمي كند. معتمد اجازه مي دهد كه منصور به نقش خود در سازمان ادامه دهد تا با تعقيب او بتواند سرنخ هاي بيشتري پيدا كند. در همان حال، كميته نيز كه در تعقيب ماجراست، معتمد را از دخالت در موضوع برحذر مي دارد تا قانون، خود به موضوع رسيدگي كند. منصور توسط سازمان كشته، و معتمد دستگير و به يك خانه تيمي برده مي شود. خانه توسط مأموران كميته محاصره مي شود. معتمد به كمك يكي از توابين كه در خانه تيمي نفوذ كرده از داخل و مأموران كميته از خارج، عده اي را كشته و بقيه را دستگير و خانه را تصرف مي كنند. داستان معمایی و حادثه‌ای این فیلم در اواسط دهه شصت مورد توجه توجه قرار گرفت. نکته جالب توجه دیگر در این فیلم نیز نقش‌آفرینی جلیل فرجاد است که در فیلم دیگری (توهم) نیز با موضوع سازمان مجاهدین ایفای نقش کرده. به جز فرجاد، امیر وطن زاد، منوره جوهری، شاپور بخشایی و… نیز در این فیلم بازی کرده اند.«دست نوشته ها» برنده جایزه بهترین تدوین از پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.

امکان مینا/ کمال تبریزی/ سال ۱۳۹۴

کمال تبریزی بعد از چند دهه فیلمسازی سال گذشته سراغ موضوعی سیاسی رفت و فیلم «امکان مینا» با موضوع فعالیت‌های پشت پرده سازمان مجاهدین را کارگردانی کرد. «امکان مینا» ساخته‌ای سیاسی از تبریزیبا فیلمنامه ای  از فرهاد توحیدی بود، فیلمی که خیلی‌ها آن را اثری ضعیف و شعاری از تبریزی دانستند. «امکان مینا» در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای اولین بار به نمایش در آمد و از مرداد ماه امسال نیز فرصت اکران عمومی پیدا کرد. با وجود اینکه فیلم تبریزی در جشنواره در چندین رشته نامزد دریافت جایزه شد اما در اکران عمومی نتوانست موفقیتی کسب کند. داستان این فیلم درباره زوجی جوان به نام مهران و مینا است که در ابتدا زندگی آرامی دارند و در کنار هم خوشبت‌اند. مهران که خبرنگار خبرگزاری است و مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد، براثر بمباران منطقه‌ای که همسرش در آن جا مشغول به تحصیل در آموزشگاه دخترانه و آماده‌سازی خود برای شرکت در کنکور است متوجه فعالیت‌های مشکوک وی می‌شود و مخاطب در ادامه داستان متوجه عقاید مینا و همکاری‌اش با گروهک منافقین می‌شود. مینا ساداتی و میلاد کی‌مرام بازیگران اصلی فیلم تبریزی بودند.

 

 

سیانور/ بهروز شعیبی/ سال ۱۳۹۴

سال گذشته دنبال‌کنندگان جشنواره فجر و اهالی رسانه دو فیلم سیاسی با موضوعی مشترک را در ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر تماشا کردند. یکی «امکان مینا» که درباره‌اش نوشتیم و دیگری فیلمی به کارگردانی بهروز شعیبی کارگردان جوان سینمای ایران که آثار موفقی چون «دهلیز» و سریال «پرده نشین» را از او دیده‌ایم. «سیانور» نام اثر شعیبی بود، فیلمی که به زعم برخی خوش ساخت‌تر از اثر کمال تبریزی بود و فعالیت‌های سازمان مجاهدین بستر اصلی قصه آن. بسیاری از منتقدان و اهالی رسانه «سیانور» را اثری پخته در ژانر سیاسی دانستند و فضاسازی این فیلم نیز یکی از نقاط قوت آن به حساب می‌آید. قصه این فیلم سینمایی که مسعود احمدیان فیلمنامه ‌اش را نوشته در دهه ۵۰ می‌گذرد و محور اصلی آن زندگی عاشقانه یک زوج است که در آن دوره زمانی به تصویر کشیده می‌شود. این فیلم به بخش‌هایی از زندگی مجید شریف واقفی نیز می‌پردازد. شریف واقفی یکی از موسسان و افراد پشیمان شده سازمان مجاهدین بود که پیش از تغییر ایدئولوژیک سازمان از اسلام گرایی به مارکسیسم، توسط رهبران منافق این فرقه در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ به شهادت رسید.

 

ماجرای نیمروز/ محمدحسین مهدویان/ سال ۱۳۹۵

محمدحسین مهدویان سال گذشته فیلم تحسین شده «ایستاده در غبار» که به زندگی حاج احمد متوسلیان می‌پرداخت را به عنوان اولین تجربه بلند سینمایی‌اش کارگردانی کرد. محمود رضوی نیز در جشنواره سال گذشته تهیه کنندگی فیلم «سیانور» که درباره فعالیت‌های سازمان مجاهدین بود را بر عهده گرفت. این دو چهره امسال با همکاری هم فیلم «ماجرای نیمروز» را روانه جشنواره سی و پنجم کردند. «ماجرای نیمروز» که بعد از نمایش در برج میلاد توجه بسیاری از منتقدان و اصحاب رسانه را به خود جلب کرد درباره فعالیت‌های سازمان مجاهدین است. اثری خوش ساخت از مهدویان که به روزهای پرالتهاب دهه شصت پرداخته است و ترورهای اوائل دهه سصت که به دست سازمان مجاهدین صورت می‌گرفته را به تصویر کشیده است. مهدویان کارگردان این اثر در گفتگویی درباره انگیزه‌اش درباره به تصویر کشیدن این موضوع سیاسی گفته:«یکی از علاقمندی های من ساخت فیلم های تاریخی به خصوص تاریخ معاصر است. معتقدم سینمای ایران حق مطلب را نسبت به تاریخ معاصر کشور ادا نکرده است و جوانان ما نسبت به آن هیچ اطلاعاتی ندارند. باید در سینما آثار تاریخی خوبی ساخت و من دوست دارم درباره دهه های مختلف تاریخ کشور به خصوص از تاریخ معاصر فیلم بسازم. بی شک اگر بتوانم باز هم فیلمی درباره تاریخ معاصر خواهم ساخت. در زمینه نگارش فیلمنامه تحقیقات بسیاری داشتیم و با استفاده از ارتباطات آقای رضوی با افرادی صحبت کردیم که شرایط تحقیق مناسب برای ما را بوجود آوردند.» احمد مهرانفر،مهرداد صدیقیان، جواد عزتی، هادی حجازی فر، مهدی پاکدل و … از بازیکران این فیلم‌اند که به خوبی از پس نقش‌هایشان برآمده‌اند.

 

مستند‌هایی درباره مجاهدین

در کنار تمام آثاری که درباره فعالیت و زندگی اعضای سازمان مجاهدین ساخته شده، مستندهای زیادی نیز با این موضوع تولید شده‌اند. یکی از مهمترین و پرمخاطب ترین این مستندها «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» است که دربارهٔ زندگی خانوادگی مصطفی محمدی (یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق) و تلاش او برای بیرون آوردن دخترش سمیه از اردوگاه اشرف است. همچنین مستند «زیر پوست اشرف» نیز آخرین روزهای حضور منافقین در پادگان اشرف را به تصویر می‌کشد. مستند «ردپای گرگ ها» هم که از تلویزیون پخش شد، نیز فعالیت‌های مجاهدین خلق است را مورد بررسی قرار داده است. یکی دیگر از آثار مطرح مستند با این موضوع «رویای سیاه» است که به زندگی ابوالحسن بنی صدر و فعالیت‌های پشت پرده او می پردازد. البته آثار بسیار دیگری نیز در حوزه مستند درباره مجاهدین ساخته شده که تعداد زیادی از آنها نیز مورد توجه قرار گرفتند و در این گزارش تنها به ذکر نام چند مستند بسنده کردیم.

نوشته: نژلا پیکانیان

منبع:خبرآنلاین

برگزیدگان جشنواره ۳۵ فیلم فجر

? گزارش اختتامیه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر
? با پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران و تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید، مراسم پایانی سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر آغاز شد.
? محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه از مهمانان ویژه مراسم بود و حجت‌الله ایوبی رییس سازمان سینمایی، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، حبیب ایل‌بیگی معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی و محسن تنابنده، رامبد جوان، نويد محمدزاده، عبدالله اسكندري، سيروس الوند، سعيد روستايي، سعيد راد، رويا نونهالي، مرتضي رزاق كريمي، جهانگير كوثري، عليرضا داوودنژاد، رضا داوودنژاد، زهرا داوودنژاد، جهانبخش سلطاني، غلامرضا موسوي، مجيد مظفري، محمد حسين مهدويان، علي معلم، وحيد جليلوند، امير آقايي، فرشته طائرپور، منوچهر شهسواري، محسن كيايي، بابك حميديان، مينا ساداتي، جواد عزتي، پوران درخشنده، مهرداد صديقيان، غزل شاكري، مهتاب كرامتي، علی جلیلوند، محمودگبرلو و … در سالن همایش‌های برج میلاد حضور دارند.
?سیمرغ بلورین، لوح تقدیر و جایزه نقدی بهترین دستاورد فنی و هنری در بخش آثار مستند به سید وحید حسینی برای فیلم مستند بزم رزم اهدا شد.

? سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی مستند به یاسر خیر برای مستند آهستگی تعلق گرفت.

? سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند به حسام اسلامی برای فیلم «متهمین دایره بیستم» اهدا شد

.? سیمرغ بلورین بهترین عکس تعلق گرفت به امیرحسین شجاعی برای مجموعه عکس‌های فیلم «رگ خواب»

? سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی تعلق گرفت به ایمان امیدواری برای «زیرسقف دودی»
? سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های بصری تعلق گرفت به مهدی قاسمی برای «ویلایی‌ها»

? سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های ویژه میدانی تعلق گرفت به آرش آقابیک برای خفه‌گی، رگ خواب و یک روز به خصوص

? سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس تعلق گرفت به بهزاد جعفری طادی برای ماجرای نیمروز

? سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری تعلق گرفت به: پرویز آبنار برای «فراری»

? سیمرغ بلورین بهترین صداگذاری تعلق گرفت به: سیدعلیرضا علویان برای بدون تاریخ، بدون امضاء

سیمرغ بهترین بازیگر مکمل مرد جشنواره فیلم فجر۳۵ رسید به نوید محمدزاده برای بدون تاریخ ،بدون امضا

سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن براي ثريا قاسمي در فيلم ويلايي ها

? سیمرغ بلورین بهترین موسیقی تعلق گرفت به کریستف رضاعی برای نگار

? سیمرغ بلورین بهترین تدوین تعلق گرفت به سهراب خسروی برای تابستان داغ

? سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری تعلق گرفت به هومن بهمنش برای تابستان داغ

? سیمرغ بلورین بازیگر نقش اول مرد تعلق گرفت به محسن تنابنده برای فراری

? سیمرغ بلورین بازیگر نقش اول زن تعلق گرفت به
مریلا زارعی برای زیر سقف دودی
و لیلا حاتمی برای رگ خواب

? منیر قیدی سیمرغ بلورین استعداد درخشان(بهترین فیلم اول) جشنواره را برای فیلم «ویلایی‌ها» دریافت کرد.

? سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه تعلق گرفت به کامبوزیا پرتوی برای فراری – پرتوی در مراسم حضور نداشت.
? سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران به علیرضا داودنژاد برای فیلم فراری تعلق گرفت.

?سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی تعلق گرفت به وحید جلیلوند برای بدون تاریخ ،بدون امضا

? و در پایان سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره سی و پنجم به سیدمحمود رضوی برای «ماجرای نیمروز» تعلق گرفت.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران تعلق گرفت به سیدمحمود رضوی برای فیلم ماجرای نیمروز

 

تیزر ماجرای نیمروز

محمدحسین مهدویان در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» حضور دارد. او سال گذشته با فیلم «ایستاده در غبار» در فجر حضور داشت که تحسین منتقدان را برانگیخت.

در خلاصه داستان «ماجرای نیمروز» آمده است: در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

در این فیلم مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی فر، مهدی زمین پرداز، حسین مهری، محیا دهقانی، لیندا کیانی، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی، جواد عزتی و مهدی پاکدل به ایفای نقش می پردازند.

از عوامل تولید این فیلم می توان به فیلمنامه نویس: محمد حسین مهدویان و ابراهیم امینی، مدیر فیلمبرداری: هادی بهروز، طراح گریم: محسن دارسنج، طراح صحنه و لباس: بهزاد جعفری، تدوین: سجاد پهلوان زاده، صدابردار: هادی ساعد محکم، صدا گذار: مهرشاد ملکوتی، مدیر تولید: سعید شرفی کیا، جلوه های ویژه: محسن روزبهانی، برنامه ریز: وحید کاشی، دستیار اول کارگردان: عبدالرحیم صاحب الفصول، عکاس: سحاب زری باف، مجری طرح: کامران حجازی و تهیه کننده: سید محمود رضوی اشاره کرد.