کاش رگ خواب همدیگر را نمی دانستیم

کاش رگ خواب همه دیگر را نمی دانستیم!

چند روز قبل از دیدن این فیلم با دوستان نشسته بودیم دور هم. دختر بچه چهارساله یکی از دوستان هم کنار مان بود. مهدی شروع کرد به گله کردن که “من چند بار از این دختر کوچولو خواستم بهم بگه که عاشقتم ولی اون نمیگه و این یعنی منو دوست نداره!” در کمال ناباوری بعد از چند دقیقه دختر کوچولوی ما گفت : “عمو جان من دوستت دارم”. دوست ما گفت: بگو عاشقتم. او باز پاسخ داد “نه من دوستت دارم عمو”. و این مکالمه همچنان ادامه داشت. بعد مادر دختر گفت: “دوستت داره عمو، آدم به هرکسی نمی تونه بگه عاشقشه ولی می تونه بگه دوست دارم“. با خودم فکر کردم چقدر خوب بود اگر از کودکی به ما هم به ما فرق این دو واژه را می آموختند تا اینگونه بی محابا از واژه ها استفاده نمی کردیم. (فرق بین I love you درمقابل I like you ).

رگ خواب جدا از همه کاستیهای که دارد حکایت آشنای نسلی است که یاد گرفته است به شدت دروغ بگوید، به شدت نقش بازی کند، به شدت خیانت کند، به شدت سوء استفاده کند، به شدت منفعت طلب باشد و به شدت حیوانیت داشته باشد! لیلا حاتمی که حتی در فیلم های متوسط و ضعیف هم عالی بازی می کند در رگ خواب حمید نعمت الله باز هم خوش می درخشد و علی رغم ضعف های زیاد فیلنامه سکانس هایی را در می آورد که شما ضعف های فیلم را فراموش می کنید و غرق در بازیگری این بانوی موقر سینمای ایران می شوید. ضعف های که شاید آنقدر زیاد باشد که منتقدان را برنجاند اما به عقیده من چون موضوع قابل تاملی را به همراه دارد، فیلم را دوست داشتنی و ارزشمند می کند. اینکه زنی طلاق گرفته در چند روز اول طلاقش وارد جریان عشقی دیگر شود و اینگونه ناشیانه دوباره از سوراخی گزیده شود که قبلا گزیده شده است، شاید چندان با واقعیت همخوانی ندارد (که به عقیده من زمان کم کارگردان و مدت طولانی داستان باعث این امر گردیده است) اما دلیلش هرچه باشد به کلیت فیلم لطمه زده است و آن را ناباور و یا سخت باور کرده است ( در کامنت های بسیاری از دوستان به این مهم اشاره شده و آن را نقطه ضعف فیلم نامه می دانند).

جدا از این اشکالات و موارد اینچنینی، رگ خواب واقعیت تلخی است که روزانه بارها و بارها در اطراف مان درحال وقوع است. انسانهایی که رگ خواب همدیگر را خوب می شناسند و با استفاده از این آشنایی ، به هم نزدیک می شوند، شکار می کنند، نوش می کنند و در افق محو می شوند! بی آنکه نگاه کنند که چه به روز شکارشان آمده است. جامعه ای غرق شده در تمایلات جنسی که انگار همه چیز برایش رسیدن به یک هدف است. تجربه کردن و تجربه کردن و تجربه کردن و باز تجربه کردن جنسی آدمهای های مختلف! نسلی که اتفاقا در فرایند جامعه پذیری اش، بمباران آموزه های اخلاقی شد و بیشترین مطالب مذهبی و اخلاقی را از کانال های مختلف رسمی و غیر رسمی دریافت کرد اما در نهایت تبدیل به بی اخلاق ترین موجودات روی زمین گردید! با هزار مشکل روانی و عقده های عجیب و غریب جنسی! اینکه انسانی تا اینقدر پست شود که یک فرد بی پناه را پناه دهد و با هزار حیله و ترفند بخواهد وی را شکار کند و در نهایت به خواست جنسی خود برسد چیزی جز حیوانیت نیست. بازی خوب بازیگر نقش اول مرد و همچنین کارگردانی خوب و روایت داستان در ۷۰ دقیقه اول فیلم با شیب بسیار ملایم، عاشقانه ای را پیش روی مخاطب قرار میدهد که همگان غرق در کاراکتر زیبا و جذاب مرد فیلم می شوند و به نوعی با همذات پنداری با لیلا حاتمی، خود را عاشق جوانی می بینند که خوشتیپ است، فرانسه بلد است، شعر می گوید، به سفرهای خارجی میرود، اسکی می کند، شغل خوب دارد، در کوچه باغ های شهر با معشوقه اش قدم می زند و به خاطر او خشت گلی گاز میزند! چنین کارکتری می تواند کل زنان شهر را عاشق کند چه برسد به لیلا حاتمی بی کس و کار و شکست خورده ی این فیلم!

به عقیده من، اینکه ریتم داستان چنین کاری را با مخاطب می کند و مخاطب را اینگونه، همراه با لیلا حاتمی، فریب خورده ی این کارکتر مرد می نماید از قدرت کارگردانی حمید نعمت الله می آید. یعنی شما با همذات پنداری، ناخودگاه همراه بازیگر نقش اول، عاشق این جوان خوشتیپ می شوید و چاره ای جز این ندارید! تا اینجای کار شاید درست اما شیب و سرعت اتفاقات بعد آنقدر تند است که شما حس می کنید کارگردان عجله ای در تمام کردن این ماجرا دارد. اتفاقات آنقدر سریع می افتد که نفستان مانند نفس کارکتر زن فیلم در طوفان تهران غبار آلود بند می آید و استیصال تمام وجودتان را در بر میگیرد و همه ی این اتفاق ها از زمانی می افتد که این دو دلداده در شبی عاشقانه با هم همبستر می شوند. بلند شدن مرد از روی تخت با زیرپوش و محو کردن تصویر آن در قاب دوربین (به شکلی که شما تصویر مرد با زیر پوش را فید می بینید) نشان از اتفاقی بزرگ میباشد. مردی که شکار کرده و با هزار ترفند به خواسته مغز بیمار خود رسید و حال می خواهد کمرنگ شود و کم کم از زندگی زن بیرون برود و این پیام را نعمت الله به زیبایی در این سکانس به تصویر می کشد. در همین سکانس عصبانیت مرد با دیالوگ هایی که “چرا خواب موندم” ، “چرا بیدارم نکردی” و”حالا بگم کدوم گوری بودم” شروع می شود و ماجرا ادامه می یابد. شخصیت روانی مرد عاشق داستان، در یک سراشیبی تند، رو می شود و تا آنجا پیش می رود که دختر حامله پناه آورده به فروشگاه را حتی به باد کتک میگیرد و بقیه ماجرا…..

به راستی ما را چه میشود؟ این همه آموزه های اخلاقی کجای زندگی مان گم شده است که اینگونه بیمار وار به آزار همدیگر می پردازیم. نسلی که قرار بود در مدینه فاضله زندگی کند و این همه آموزش های دینی دیده است چرا اینگونه همه چیز را در رابطه جنسی می بیند! می خواهد همه ی دنیا را تجربه کند! در چنین جامعه ای چگونه می توان بچه دار شد؟ چگونه می توان از اینهمه بیمار روانی جنسی که در اطراف هم زندگی می کنند و نفس می کشند و عجیب رگ خواب هم را هم بلدند فرار کرد؟ ما چگونه تربیت شده ایم که به راحتی می گوییم دوستت دارم و وقتی که به مقاصد روانی خود رسیدیم بی خدا حافظی در مه محو می شویم؟!!!

به عقیده من رگ خواب با همه کاستی هایش، آینه تمام قدی است دربرابر جامعه ای که بیمار است. بیماری عدم اعتماد دارد! بیماری خیانت دارد! بیماری روانپریشی جنسی دارد! بیماری تنهایی دارد! بیماری غم انگیزی و افسردگی دارد و هزار بیماری روانی و اجتماعی دیگر. ساختارهای این جامعه بیمار است و مسئولیت آن پای کسانی است که این جامعه را ساخته اند و این نسل را آموزش داده اند!

 

 

عاشقانه های ویرانگر

 

عاشقانه های ویرانگر

مینا بعد از جدایی از همسرش نیازمند حمایت مالی و عاطفی است. با کامران آشنا می‌شود و گمان می‌کند که مرد رویاهایش را یافته اما همه چیز آن طور که ابتدا به نظر می‌آمد پیش نمی‌رود…

رگ خواب روایت درونی دنیای پر التهاب عاشقانه های یک زن است. حکایت تنهایی های پس از زندگی مشترک، ازدواج های سفید، عشق های یخی و بی تعهدی دنیای مدرن… موضوع داستان شاید به ظاهر تکراری به نظر برسد ولی کارگردان در تلاشی قابل تقدیر به دنبال پرداخت بدیع موضوع به همراه استفاده مناسب از دوربین، موسیقی و خلق صحنه های بدیع بصریست.

مینا مانند بسیاری از مردم، دوست ندارد کسی رویاهای عاشقانه ی او را به هم زند، اما این خواب زیبا به بیداری تلخ تبدیل می شود و فقط نغمه ی همایون شجریان می تواند تسکین دهنده تماشاچی باشد:” آهای خبردار! مستی یا هوشیار؟! خوابی یا بیدار؟!….

مینا با اینکه در طول زندگی دچار کبود عاطفی بوده ولی شخصیت نمایش داده شده از وی بیش از حد عاطفی و احساسی می باشد. این حد از اعتماد و احساسات در یک تعامل، برای یک زن طلاق گرفته از منظر مخاطب غیر منطقی است. کارگردان برای جبران کوتاه بودن زمان ایجاد این عشق و سرعت بخشیدن به آن، از موسیقی سنتی برای احساسی کردن فضا استفاده کرده که گاها داستان را از حالت رئال خارج می کند. مینا با چند دیدار و تفریح و تفسیر رفتارهای کامران دچار عشق بیمارگونه می شود.

ناپایدار بودن عمر این نوع عشق در خانه ای تنها با پله های اضطراری از ابتدا معلوم است ولی بیننده برای نجات این عشق زیبا با مونولوگ های مینا همراهی می کند. تعصب های عشق سنتی مینا به کامران در دنیای مدرن کامران جایگاهی ندارد.

تا نیمه های داستان پرداختن به یک عشق فانتزی برای برخی از مخاطبان جذاب است. پس از خنده های از روی تحقیر کامران و رفتن او به خارج، یک گربه جایگزین آدم های گربه، صفت همدم تنهایی مینا می شود. از اینجا به بعد با ایجاد فضای واقعی، ادامه داستان برای مخاطب قابل تحمل نیست. از نیمه های داستان به بعد مینا عاشق مقصر نیست، بلکه قربانی یک هوس است…

کامران شخصیت مرموز داستان است که تا انتهای فیلم معلوم نیست که واقعا عاشق بوده یا هوس باز؟؟! حرف های عاشقانه او در ابتدای داستان، بی توجهی ها و قهر و آشتی های میانه و خیانت و خشونت انتهای فیلم و پس از آن نشستن عاشقانه در کنار مینا روی زمین نشان از بی ثباتی شخصیت کامران دارد. شخصیتی که زندگی آینده اش را به خاطر خطای امروزش از دست می دهد. داستان فیلم زمانی جذاب تر می شد که کامران را نیز قربانی قمار این نوع عشق نشان می داد. فیلم بنا به گفته کارگردان به دنبال نشان دادن تیپ معمول مردان ایرانیست. البته نمی دانم این تیپ شناسی از کدام جامعه آماری و کدام بخش از اجتماع به دست آمده است؟؟!

سایر مردان داستان نیز دست کمی از کامران ندارند. دوست مینا با پسر بی خیالش بدون شوهر زندگی می کند و پدر مینا نیز حتی تا آخرین لحظات عمر پشت به دوربین جواب محبت های مینا را به سردی می دهد. جای خالی یک مرد که مردانه عاشق شود، در داستان خالیست.

تهوع، خشنونت، سقط جنین و مرگ از رویدادهای مشمئز کننده فیلم بود که قاعدتا چیزی برای روحیه یک زن باقی نمی گذارد. ولی عجب آنکه مینا پس از این عشق ویرانگر به دنبال بازگشت و ساخت دنیای عاشقانه جدید خود است:می خواهم بیدار باشم.

تصمیمی که برای برخی نشان از بازگشت به عاشقانه های همراه با هوشیاری و بیداری دنیای سنتی است و برای برخی نشان از کنار گذاشتن عشق از زندگی و انتقام از گذشته!؟؟

نقد فیلم رگ خواب

 

عوامل فیلم

کارگردان: حمید نعمت الله

نویسنده: معصومه بیات

بازیگران: لیلا حاتمی، کوروش تهامی و الهام کردا

خلاصه داستان

مینا(با بازی حاتمی) که به تازگی از پیله ازدواج ناموفق خود بیرون آمده است اصرار دارد تا پدر سالخورده خود خود را از نشیب های زندگی جدید دور نگه دارد و به همین دلیل به دنبال شغلی است تا بتواند استقلال گذشته خود را بازیابد. مینای به دلیل لگد مال شدن اعتماد به نفس خود در زندگی قبلی توانایی حضور بلند مدت در شغل خود را ندارد و هر بار پس از مدت کوتاهی حضور از کار اخراج می شود . ایین مسئله ادامه می یابد تا این که مسیر زندگی اش با کامران (با بازی کوروش تهامی) تلاقی می کند و دوباره چرخه فراز و نشیب های زندگی اش شکل می گیرد.

نقد فیلم

“رگ خواب” چهارمین ساخته حمید نعمت الله پس از فیلم های “بوتیک”، “بی پولی” و “آرایش غلیظ” است که خوشبختانه همان دغدغه های همیشگی کارگردان را دنبال می کند و مانند سایر آثار ایشان فاصله گذاری های لازم از آثار سیاه نما را دارد.

برجسته ترین فیلمسازان تاریخ سینما در شخصیت پردازی کاراکترها به تمام جزئیاتی که ممکن است به توضیح گوشه ای از رفتار شخصیت ها بپردازد توجه ویژه داشته اند تا بتوانند با قرار دادن نشانه هایی قابل اتکا بخشی از روابط علت و معلولی فیلم را از این طریق برای مخاطب توضیح دهند. این جزئیات می تواند تلفن همراه شخصیت ها،  خودروهای مورد استفاده، شغل و یا نوع پوشش آن ها باشد. همچنین توجه لوکیشن های فیلمبرداری از دیگر عواملی بوده است که توان تاثیرگذاری زیادی در منظر نگاه مخاطب بر اتفاقات فیلم دارد و می تواند بر فضا سازی اثر تاثیر بسزایی گذارد. از نمونه های خوب استفاده از تمام عوامل مذکور در راستای فضاسازی اثر ، می توان به فیلم “فارگو” ساخته برادران کوئن اشاره کرد. از نگاه نگارنده توجه به مسائل اینچنینی می تواند یکی از عوامل تمییز دهنده آثار منسجم از آثار سرسری باشد.

“رگ خواب” از جمله آثاری است که توجه به جزئیات اینچنینی در آن به وفور مشاهده می شود. از فست فودی خانم منصور-محل آشنایی لیلا و مینا- که تداعی کننده رابطه و زندگی های پرشتاب امروزی و علاقه به پیشرفت های لحظه ای و زودگذر است تا انتخاب گربه به عنوان نمادی از رفتارهای کامران. اما نکته مغفول مانده استفاده از این نشانه ها برای پیشبرد داستان است. به معنایی جناب نعمت الله از این نشانه ها صرفا برای معرفی شخصیت ها بهره برده است نه چیزی بیش از این. اتفاقی که می توانست مسیر فیلم را به ویژه در بخش دوم فیلم تغییر دهد.

از نکات برجسته دیگر “رگ خواب” می توان به ریتم مناسب و متناسب با هر بخش داستانی ، استفاده صحیح از موسیقی، بازی خوب بازیگران و بهره گیری درست از لوکیشن ها اشاره کرد که فرسنگ ها با آثار قبلی فیلمساز فاصله دارد.

تم اصلی داستان پیرامون مسائل زنان جامعه و سوء استفاده های عاطفی از آن ها که منجر به بروز شرایط بحرانی می گردد شکل می گیرد. در نیمه ابتدایی فیلم اوج گیری رابطه مینا و کامران و سپری شدن رویاگونه اتفاقات به یاری استفاده از لوکیشن های جذاب، ریتم تند و قاب های چشم نواز به خوبی نمایش داده شده است و مقدمات لازم برای ارائه تلنگر داستان مهیاست. اما متاسفانه فیلم به یکباره مسیر خود را تغییر می دهد و به جای ارائه دلایل منطقی برای روایت داستان توجه مخاطب را -به یاری بازی خوب لیلا حاتمی- به مظلومیت بانوان در جامعه جلب می کند و فکت سینمایی برای سوالاتی که در ذهن مخاطب شکل گرفته ارائه نمی کند. سوالاتی نظیر:

  • چرایی بازنشگتن مینا به آغوش خانواده با وجود درگیر شدن با شرایط اسفناکی این چنینی
  • چرایی حضور کامران در کنار مینا در حالی که شرایط حضور در کنار مدیر خود را دارد و نشانی هم از هرزه گردی در او وجود ندارد.

سوالاتی از این دست با پاسخ هایی از ذهن مخاطب پاسخ داده می شود اما بر اساس برداشت های عاطفی از صحنه های به یادگار مانده در حافظه بصری آن ها نه کت های قابل دفاع سینمایی. در حقیقت جناب نعمت الله در نیمه دوم فیلم به جای نمایش اغناپذیر چرایی و چگونگی این فاصله به ارائه عواقب تلخ انتخاب های نادرست می پردازد و با تمرکز بر آن ، جنبه بازدارنگی و عبرت آموزی داستان را برجسته تر می کند. این مسئله نشان از نگاه مصلحانه و دغدغه مند ایشان در رابطه با مسائل زنان در جامعه را دارد اما اگر فیلم به تکمیل روایت خود می پرداخت و به مخاطب اجازه می داد که خود این برداشت ها را داشته باشد به طور حتم توان نفوذ اثر در حافظه سینمایی مخاطبان چند برابر می شد.

جناب نعمت الله تلاش هایی برای صمیمی تر کردن  روابط مینا و کامران – مانند صحنه های حضور در انبار- انجام داده است و با بهره گیری از امکانات دوربین شگردهایی برای واقعی کردن مسائلی مانند حجاب مقابل محارم و حضور زن و شوهر در کنار یکدیگر که همواره مورد نظر فیلمسازان بوده اندیشیده است که به نظر می رسد با ممیزی هایی در زمان اکران مواجه شود و البته حذف آن ها لطمه جدی به اثر نخواهد زد. اما نکته قابل طرح در این زمینه نداشتن نگاه رادیکال به مسائل است. نکته ای که در رویکرد فیلمساز به دغدغه های خود از بوتیک تا رگ خواب ادامه داشته و گاهی نظر مساعد خبرگان را هم به خود جلب کرده است.

در مجموع رگ خواب نعمت الله پتانسیل تبدیل شدن به یکی از آثار برجسته جشنواره سی و پنجم را دارا بود که به دلیل اشتباه در انتخاب ررویکرد پرداخت به موضوع، به اثری متوسط تقلیل یافته است. امید است جناب نعمت الله با ساختاری منسجم تر به طرح موضوعات اجتماعی که از مشکلات واقعی جامعه مانند طلاق بپردازند و جای خالی آثاری این چنینی را برای سینمای ایران پر نمایند. آثاری که مخاطب را با امید به آینده راهی مسیرهای تازه نماید.

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نگاشته شده است.

 

 

تيزر رگ خواب

تيزر فيلم سينمايي رگ خواب

ساخته حميد نعمت اله

با بازي ليلا حاتمي و كوروش تهامي

با صداي همايون شجريان و با موسيقي  سهراب پورناظري

فیلم های جشنواره سی و پنج ۲

جمعه ۱۷ مرداد ماه، محمد حیدری دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر اسامی ۲۸ فیلم راه یافته به بخش مسابقه این دوره از جشنواره را اعلام کرد.

در این لیست ۹ کارگردان فیلم اولی در کنار ۱۹ کارگردان که تجربه‌های دوم و یا چندم سینمایی خود را دارند، به رقابت می پردازند. «کارگر ساده نیازمندیم»، «مادری»، «ایتالیا ایتالیا» «انزوا»، «نگار»، «سد معبر»، «چراغ های ناتمام»، «ماه گرفتگی»، «یک روز بخصوص»، «کمدی انسانی»، «ویلایی ها»، «گشت ۲»، «سوفی و دیوانه»، انیمیشن «پشت دروازه بهشت»، «اسرافیل»، «رگ خواب»، «فراری»، «ماجرای نیمروز»، «بدون تاریخ بدون امضا»، «سارا و آیدا»، «زیر سقف دودی»، «پشت دیوار سکوت»، «آذر»، «خفگی»، «قاتل اهلی»، «تابستان داغ»، «بیست و یک روز بعد»، «شماره ۱۷ سهیلا» نام ۲۸ فیلمی است که در بخش مسابقه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور دارند.

«اسرافیل»

11

آیدا پناهنده با دومین فیلم سینمایی خود با نام «اسرافیل» در این جشنواره حضور دارد. این فیلم در شمال کشور فیلمبرداری شده است و در آن بازیگرانی چون هدیه تهرانی، پژمان بازغی، مریلا زارعی، هدی زین العابدین، پوریا رحیمی سام، سهیلا رضوی، علی عمرانی، سودابه جعفر زاده، علی شیدایی فر، فریماه حسینی پور و یوسف بختیاری حضور دارند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: مردی که ماهی را دوست داشت بازگشته است. دختری که بهروز را دوست دارد باز می گردد. مردگان زنده می شوند.

عوامل و دست اندرکاران این فیلم عبارتند از کارگردان: آیدا پناهنده، نویسندگان: ارسلان امیری، آیدا پناهنده، مدیر تولید: حسین بشگرد، مدیر فیلمبرداری: مرتضی قیدی، تدوین: هایده صفی یاری، صدابرداران: جهانگیر میرشکاری، مهدی ابراهیم زاده، طراح صحنه: کیوان مقدم، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: رضا سخایی، طراح گریم: سودابه خسروی، طراح لباس: سارا سمیعی، عکاس: امید صالحی، سرمایه گذاران: مستانه مهاجر، مریم خداوردی، مجری طرح: حامد پروین خسروی و تهیه کننده: مستانه مهاجر.

«رگ خواب»

12

حمید نعمت الله با فیلم «رگ خواب» در این دوره از جشنواره حضور دارد. این فیلم روایت زندگی زنی با بازی لیلا حاتمی است که دچار مشکلاتی شده و زندگی اش دستخوش اتفاقات ناخوشایندی می شود.

در این فیلم بازیگرانی چون  لیلا حاتمی، کوروش تهامی، الهام کردا، لیلا موسوی، حسین عرفانیان، خسرو بامداد، بامداد نعمت‌اله و حمیدرضا آذرنگ حضور دارند.

از دیگر عوامل این پروژه سینمایی می توان به نویسنده: معصومه بیات، مجری طرح: سهند ترابی، مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی، دستیاران فیلمبردار: سعید براتی، حسن لشکری، مهدی براتی، سجاد براتی، امیر نامنی، صدابردار: بابک اردلان، دستیاران صدا: امیر عاشق حسینی، بردیا اردلان، طراح صحنه: محمدرضا میرزا محمدی، دستیاران صحنه: بابک تکریم سیف‌آبادی، سعید بیات، طراح لباس: آزاده قوام، دستیار لباس: فاطمه امیری، تدوین: مهدی سعدی، طراح گریم: سهند ترابی، دستیار گریم: لیلا ثانی، مهدی صیاد، ناظر فنی پس از تولید: وحید قطبی‌زاده، جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: سینا قویدل اشاره کرد.

«فِراری»

13

علیرضا داوودنژاد نیز با فیلم «فراری» در این جشنواره حضور دارد. این فیلم داستان دختر ۱۸ ساله ای به نام گلنار با بازی ترلان پروانه را روایت می‌کند که از شهرستان به تهران می‌آید و تلاش می‌کند تا با ماشین «فراری» هشت میلیاردی، عکس یادگاری بگیرد. گلنار در این‌ بین با یک راننده آژانس آشنا می‌شود که او را در اتفاقات قصه همراهی می‌کند. نقش این راننده آژانس را هم محسن تنابنده بازی می‌کند.

در این فیلم محسن تنابنده، ترلان پروانه، سیامک صفری، سیما تیرانداز، رضا داوودنژاد و رضا کیانیان به ایفای نقش می پردازند.

«فراری» به تهیه‌کنندگی جهانگیر کوثری ساخته‌ شده است و محمود کلاری به ‌عنوان مدیر فیلمبرداری، کامبوزیا پرتویی فیلمنامه نویس، ایمان امیدواری طراح گریم و بابک کریمی طراح صحنه با علیرضا داوودنژاد کارگردان این فیلم همکاری کرده اند.

«ماجرای نیمروز»

14

محمدحسین مهدویان در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر با فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» حضور دارد. او سال گذشته با فیلم «ایستاده در غبار» در فجر حضور داشت که تحسین منتقدان را برانگیخت.

در خلاصه داستان «ماجرای نیمروز» آمده است: در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟

در این فیلم مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی فر، مهدی زمین پرداز، حسین مهری، محیا دهقانی، لیندا کیانی، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی، جواد عزتی و مهدی پاکدل به ایفای نقش می پردازند.

از عوامل تولید این فیلم می توان به فیلمنامه نویس: محمد حسین مهدویان و ابراهیم امینی، مدیر فیلمبرداری: هادی بهروز، طراح گریم: محسن دارسنج، طراح صحنه و لباس: بهزاد جعفری، تدوین: سجاد پهلوان زاده، صدابردار: هادی ساعد محکم، صدا گذار: مهرشاد ملکوتی، مدیر تولید: سعید شرفی کیا، جلوه های ویژه: محسن روزبهانی، برنامه ریز: وحید کاشی، دستیار اول کارگردان: عبدالرحیم صاحب الفصول، عکاس: سحاب زری باف، مجری طرح: کامران حجازی و تهیه کننده: سید محمود رضوی اشاره کرد.

«بدون تاریخ بدون امضا»

15

«بدون تاریخ بدون امضا» به کارگردانی وحید جلیلوند نیز به بخش مسابقه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر راه پیدا کرد. امیر آقایی، هدیه تهرانی، سعید داخ، علیرضا استادی، نوید محمدزاده و زکیه بهبهانی بازیگران فیلم جلیلوند هستند. همچنین ماهان نصیری نیا بازیگر خردسال این اثر است.

در خلاصه‌ داستان این فیلم آمده است کاوه نریمان یکی از پزشکان پزشکی قانونی در محل کارش با جسدی مواجه می شود که او را پیش از این می‌شناخته است.

دیگر عوامل این فیلم عبارتند از نویسندگان: علی زرنگار، وحید جلیلوند، کارگردان: وحید جلیلوند، مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمانفر، طراح گریم: عبدالله اسکندری، آهنگساز: پیمان یزدانیان، مدیر تولید: محمدصادق آذین، طراحی و ترکیب صدا: سیدعلیرضا علویان، مدیر صدابرداری: امین میرشکاری، طراح صحنه: محسن نصراللّهی، تدوین: وحید جلیلوند، سپهر وکیلی، برنامه ریز و دستیار اول کارگردان: حسن لبافی و زینب نصراللّهی، منشی صحنه: ندا قائدی، عکاس: امیرحسین شجاعی، مدیر تدارکات: محمد حیدرقلی، طراح لباس: دلیله صوفیانی، پخش کننده بین الملل: کتایون شهابی، سرمایه گذاران: حامد عنقا، علی جلیلوند و تهیه کننده: علی جلیلوند.

«سارا و آیدا»

16

مازیار میری نیز با فیلم سینمایی «سارا و آیدا» در این دوره از جشنواره حضور دارد. این کارگردان بعد از ۴ سال این فیلم را جلوی دوربین برده است. در خلاصه داستان فیلم آمده است: «سارا و آیدا دوستان صمیمی هستند که آبروی یکی از آنها به خطر افتاده و حالا باید به کمک هم شرایط را به حالت عادی بازگردانند، اما این دو دوست تا کجا پای یکدیگر می‌ایستند؟»

در این فیلم غزل شاکری، پگاه آهنگرانی، مصطفی زمانی، سعید چنگیزیان، شیرین یزدان، احمد هاشمیان بخش با حضور تینا پاکروان به ایفای نقش می پردازند.

از عوامل تولید «سارا و آیدا» می توان به مجری طرح: همایون اسعدیان، مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان، طراح صحنه و لباس: شیوا رشیدیان، طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی، تدوین: احمد مرادپور، دستیار تدوین: علی گورانی، مدیربرنامه ریزی و دستیار کارگردان: مریم هژیروند، صدابردار: ساسان نخعی، مدیر تولید: حسین اکبری، گروه کارگردانی: مهدی لطیفی، نگار جنیدی، منشی صحنه: ندا آصف، فیلمبردار: امیر موسوی، دستیار فیلمبردار: مرتضی سبحانی، عکاس: آرزو اتحاد اشاره کرد.

  «زیر سقف دودی»  

17

«زیر سقف دودی» به کارگردانی پوران درخشنده یک اثر اجتماعی است که به موضوع طلاق عاطفی میان زوج‌ها می‌پردازد. فرهاد اصلانی، مریلا زارعی، بهنوش طباطبایی، هوشنگ توکلی، مریم بوبانی، هادی مرزبان، فریبا متخصص، شهرام حقیقت دوست، رسول نجفیان، نفیسه روشن، آزیتا حاجیان، حسام نواب صفوی و فرشید زارعی‌فرد، ابوالفضل میری و لاله مرزبان در این فیلم به عنوان بازیگر حضور دارند.

دیگر عوامل فیلم سینمایی «زیر سقف دودی» عبارتند از نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان: پوران درخشنده، مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: جلیل شعبانی، منشی صحنه: سیمین آزادی، مدیر صدابرداری: عباس رستگارپور، صدابردار: امید عاشوری، طراح گریم: ایمان امیدواری، طراح صحنه: حجت اشتری، طراح لباس: گلناز گلشن، دستیاران کارگردان: علی جودی، لیلا درخشنده و خشایار عاطفی، مدیر تولید: عباس درخشنده، عکاس: بابک برزویه.

«پشت دیوار سکوت»

18

مسعود جعفری جوزانی با فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. در خلاصه داستان «پشت دیوار سکوت» که مضمونی  اجتماعی دارد آمده است: دختر جوانی به نام ستاره با همه وجود تلاش می کند تغییری در زندگی خود و دیگران ایجاد کند.

در این فیلم بازیگرانی چون امین تارخ، پرویز پورحسینی، حسین پاکدل، سحر جعفری جوزانی، آرمان درویش، سیامک صفری، بهزاد فراهانی، شقایق فراهانی و سمیه نجومی حضور دارند.

دیگر عوامل اصلی «پشت دیوار سکوت» عبارتند از تهیه کنندگان: فتح الله جعفری جوزانی، محمد خزاعی، فیلمنامه نویس: سحر جعفری جوزانی، مسعود جعفری جوزانی، مدیر فیلمبرداری: حسن کریمی، مدیر هنری: مجید میرفخرایی، صدابردار: آرش برومند، چهره پرداز: مهین نویدی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: شهرام کیور، مدیر تولید: مرتضی متولی، جلوه های بصری: کامران و امیر سحرخیز، عکاس: کورش پیرو.

«آذر»

19

محمد حمزه ای نیز با اولین فیلم بلند سینمایی خود با نام «آذر» در این دوره از جشنواره حضور دارد. در خلاصه داستان «آذر» آمده است: ادامه زندگی بهای سنگینی دارد.

نیکی کریمی، حمیدرضا آذرنگ، فرید سجادی حسینی، هستی مهدوی، لیلا زارع، مائده طهماسبی، مهران نایل، شیرین آقا کاشی، مانیا علیجانی پژمان جمشیدی و هومن سیدی از بازیگران «آذر» هستند.

عوامل تولید این فیلم عبارتند از کارگردان: محمد حمزه ای، فیلمنامه: احسان بیگلری با همکاری پریسا هاشم پور، مجری طرح: مازیار میری، مدیر فیلمبرداری: پیمان شادمانفر، صدابردار: پرویز آبنار، طراح لباس: غزاله معتمد، طراح صحنه: مهدی موسوی، طراح گریم: افروز بوجاریا، مدیر تولید: محمد یمینی، دستیار و برنامه ریز: روزبه سجادی حسینی، منشی صحنه: شهره فهیمی، عکاس: سحاب زری باف، مدیر تدارکات: امیر یمینی، جانشین تهیه کننده: سعید پاکستانی و تهیه کننده: نیکی کریمی.