نتفلیکس غولی برای تمام فصول ۲

پیشنهاد بی شرمانه

اما نقطه عطف و سکوی پرتابی که نام نت­فلیکس را در سراسر ایالات متحده بر سر زبان ها انداخت نه از این تلاش های شرافتمندانه تبلیغاتی که از بهره برداری حساب شده از یک رسوایی اخلاقی ملی بود!

از آغاز سال ۱۹۹۸ زمزمه های در گوشیِ حیرت انگیزی درباره روابط غیر اخلاقی بیل کلینتون، رییس جمهور وقت ایالات متحده با مونیکا لوینسکی دستیار ویژه ۲۲ ساله اش در محافل سیاسی کشور پیچید. با درز این اخبار به مطبوعات آمریکا، شایعات رنگ حقیقت به خود گرفت. واکنش اولیه کلینتون تکذیب و تبری جستن از اتهامات وارده بود اما هر لحظه که می گذشت بر ابعاد این گلوله برفی­‌ای که از کاخ سفید به سمت جامعه رها شده بود افزوده می شد. ماجرای این رسوایی تا تابستان همان سال مانند یک بمب خبری سرتیتر تمام خبرگزاری های جهان و نقل مجالس عام و خاص بود. فشار نهادهای مستقل و تحقیقات مقامات رسمی عاقبت بر درستی این رسوایی مهر تایید زد. سپتامبر ۱۹۹۸ بیل کلینتون با ادای شهادت در جلسه ای چهارساعته در برابر قاضی دیوان عالی آمریکا اتهامات وارده را پذیرفت و از ملت آمریکا و خانواده اش طلب بخشش کرد.

نت­فلیکس از این رسوایی یک بهره برداری تمام عیار کرد. آنها کل جلسه ۴ ساعته دادگاه را روی دی­‌وی­‌دی ضبط و برای فروش عرضه کردند. خیلی زود ۲۰۰۰ نسخه از این اعترافات با قیمت اولیه ۱۰ دلار فروش رفت، اما این فرصت طلبی هوشمندانه به اینجا ختم نشد. نت­فلیکس کمی بعدتر اعلام کرد که در جهت «آموزش و بالا بردن آگاهی جامعه درباره این حوادث تاریخ ساز» قیمت فروش فیلم دادگاه را به ۲ سنت! کاهش داده و مشتریان می توانند با پرداخت این مبلغ عجیب و ۲ دلار هزینه حمل و نقل، ماجرای این رسوایی را در منزل تماشا کنند.

این استراتژی فروش به سرعت جمع سفارش‌ها را تا ۱۰هزار نسخه افزایش داد، گرچه این فروش با آن قیمت کذایی درآمدی برای کمپانی نداشت، اما انتفاع اصلی نت­فلیکس از خبررسانی و گزارش هایی بود که مطبوعات آمریکا درباره آنها چاپ کردند و به یک باره نام نت­فلیکس را بر سر زبان ها انداختند. این موضوع ترافیک سرویس آنها را چند برابر کرد!

بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد

نت­فلیکس کم کم به نامی آشنا در صنعت سرگرمی تبدیل می‌شد. آنها مدتی بعد و با توجه به ورود آمازون غول تجارت آنلاین دنیا به این بازار، برنامه فروش فیلم خود را متوقف کرده و بر طرح های «اجاره» فیلم تمرکز کردند و البته در ازای این خوش خدمتی در وب سایت پرترافیک آمازون صاحب تبلیغ شدند. خدمات متفرقه نت­فلیکس روز به روز غنی تر می شد و علاوه بر اخبار، پیشنهادها و معرفی فیلم های جدید، بخش تحلیل فیلم به قلم لئونارد مالتین منتقد و نویسنده صاحب نظر آمریکایی به وب سایت کمپانی افزوده شد.

در ۱۹۹۹ نت­فلیکس از استراتژی جدیدی پرده برداشت. تا آن زمان یکی از مشکلات همیشگی کرایه فیلم، چه در پلتفرم سنتی و چه در سیستم آنلاین بازگرداندن نسخه های فیلم در مهلت مقرر و یا پرداخت جریمه های تاخیر بود. نت­فلیکس با معرفی سیستم اشتراک جدید خود این محدودیت را حذف کرد و از آن پس مشتریان می توانستند با آبونمان ماهانه ۱۹ دلار، چهار فیلم را به صورت همزمان و تا هر زمانی که مایل بودند در اختیار داشته باشند و با تحویل آن فیلم های جدیدتر را رزرو کنند.

نت­فلیکیس همچنین الگوریتم جدیدی به نام CineMatch را معرفی کرد که با تجزیه و تحلیل حساب کاربری مشتریان و بررسی  الگوهای کرایه فیلم مشتریان، افراد دارای سلایق یکسان را مشخص و بر اساس علاقه مندی های مشترک به آنان پیشنهاد فیلم می کرد. این الگوریتم همچنین قادر بود بر اساس سلیقه افراد متاهل فیلم هایی را پیشنهاد دهد که هر دو نفر از تماشای آن لذت ببرند.

این به روزرسانی ها چنان مورد استقبال واقع شد که نت­فلیکس رسما طرح اجاره فیلم تک نسخه ای خود را کنار گذاشت. در این زمان آرشیو کمپانی بیش از ۷۰۰۰ عنوان فیلم را برای ۲۵۰هزار مشترک خود پوشش می داد.

یکی از نقاط قوت نت­فلیکس چست و چابکی آنان در عقد قراردادها و طرح هایی بود که باعث می‌شد عناوینی در اختیار داشته باشند که در آرشیو رقبای سنتی و جدید پیدا نمی شد. نت­فلیکس نه تنها امتیاز انحصاری نشر خانگی بعضی استودیوها را در اختیار داشت بلکه در بازارهای محروم و بی سر و صدایی چون فیلم های مستقل و خارجی نیز فعال بود؛ رویه ای که کم کم قدرت بیشتری گرفت و نت­فلیکس را به یکی از مهمترین حامیان فیلمسازی مستقل تبدیل کرد تا سرانجام خود به عنوان تولیدکننده در این عرصه قدم بگذارد.

نت­فلیکس حتی از بازار بالیوود بی اعتنا نگذشت و در آرشیو خود بیش از هزار عنوان فیلم هندی داشت، فیلم هایی که در کوتاه مدت با عناوین جدیدتر جایگزین می شدند.

جنگ تا سوددهی

اگر تاکنون با سری مقالات استودیوهای بزرگ فیلمسازی همراه بوده باشید حتما متوجه بعضی فصل های مشترک در تاریخچه آنها شده اید. یکی از نقاط اشتراک آنها سال های میانی دهه ۴۰ میلادی است. سال هایی که زبانه های جنگ جهانی دوم در حال زبانه کشیدن بود و ترکیب احساسات عاشقانه و فیلم های جنگی، احساسات میهن پرستانه جامعه را تحریک و سالن های سینما را لبریز از تماشاچیانی می کرد که فراری و عصبی از واقعیات جنگ، رو به سینما آورده بودند.   

این روند تاریخی به نوعی دیگر برای نت­فلیکس تکرار شد. حملات تروریستی وحشتناک یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ شوک منفی بزرگی بر اقتصاد آمریکا گذاشت اما برای نت­فلیکس فرصت رشد بود چراکه به ناگهان جامعه ترسیده آمریکا ترجیح داد آخر هفته ها را بیشتر در خانه بماند و فیلم تماشا کند. مشترکان نت­فلیکس به ناگهان دو برابر شدند!.

نت­فلیکس در تمام این سال ها و با تمام سخت­کوشی و ایده های بکری که داشت هرگز به سودآوری نرسیده و در بهترین حالت تنها هزینه های خود را پوشش داده بود، اما حالا و با این افزایش مشتری اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد و جسارت آن را یافت که گام بزرگ بعدی را بردارد. حال نوبت عرضه عمومی سهام بود!

فروش سهام و تبدیل کمپانی به شرکتی عمومی، اصلی­ ترین روش جذب سرمایه و ­گسترش  فعالیت در ایالات متحده آمریکاست. نت­فلیکس نیز که در چند سال اخیر رشد قابل توجهی داشت آماده ورود به این کارزار بود که ناگهان حباب «دات کام .Com» ترکید!

ناگهان پرده برانداختی

اوایل دهه ۹۰ میلادی و سال های منتهی به هزاره جدید را آغازگر دوره جدیدی از تاریخ بشریت به نام عصر اطلاعات می دانند. با اختراع اینترنت و در فاصله بین سال های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷ نرخ مالکیت کامپیوترهای خانگی در جامعه آمریکا به ۳۵ درصد افزایش یافته و استفاده از آن از یک پز تجملی به یک ضرورت تبدیل شده بود.

به تبع همین فرآیند، موج بزرگی از سرمایه گذاری در کسب و کارهای آنلاین به راه افتاد. نقل قول بامزه ای در تاریخ وجود دارد که در آن دوران هر شرکتی که یک پسوند e (به نشانه خدمات الکترونیک) به نام خود اضافه می کرد بلافاصله با افزایش قیمت سهام خود مواجه می شد! رقابت بر سر دامنه های .com چنان بالا گرفت و سرمایه گذاران چنان شیفته نمودارهای صعودی  شرکت های اینترنتی شده بودند که توجهی به ماهیت سودآوری خدمات آنها نشان نمی دادند. این وضعیت ادامه داشت تا بالاخره در سال های اولیه قرن جدید، بازار از تعادل خارج شد. شرکت ها و سرمایه گذاران زیادی به خاک سیاه نشستند و کمپانی هایی چون آمازون، گوگل، ebay و سیسکو با افتی حتی ۹۰۰ درصدی در ارزش سهام خود مواجه شدند.

نت­فلیکس نیز با وجود آن که هنوز سهام خود را عرضه نکرده بود از تاثیرات این بحران مستثنی نبود و تا مرز ورشکستگی پیش رفت و سال ۲۰۰۱ را با اخراج یک سوم از کارکنان خود و ضرری ۲۰ میلیون دلاری به پایان رساند.

مژده رحمت برساند سروش

اما عنصر شانس این بار نیز آنها را تنها نگذاشت. در کریسمس سال جدید قیمت فروش پخش کننده های DVD به زیر صد دلار کشیده شد و این دستگاه را به جذاب ترین کادوی تعطیلات آن سال تبدیل کرد. شاید نقل قول ِپتی مک کورد Patty McCord – مدیر ارشد کمپانی – واضح ترین توصیف ممکن از آن دوره باشد: «وضعیت دیوانه کننده ای بود. اوایل ۲۰۰۲ مشترکان ما  ۳۰ درصد افزایش یافت آن هم در حالیکه ما ۳۰ درصد نیروی کار کمتری داشتیم!»

افزایش فروش پخش کننده ها نسبت مستقیمی با رشد نت­فلیکس داشت. برای تخمین بهتر ابعاد این پتانسیل جدید لازم است یادآوری شود که نت­فلیکس زمانی که کار خود را در ۱۹۹۸ شروع کرد کمتر از یک درصد آمریکایی ها این دستگاه ها را در خانه داشتند ولی تا اوایل سال ۲۰۰۴ این رقم به بیش از ۷۰ درصد رسیده بود! و این افزایش یک معنی بیشتر نداشت و آن این بود که نت­فلیکس سرانجام راه خود به خانه ها را پیدا کرده بود.

از اینجای داستان به بعد را می توان با سرعت بیشتری طی کرد. نت­فلیکس دیگر بازیگری مهم در صنعت سرگرمی آمریکا و به نماد استفاده هوشمندانه از تجارت الکترونیک تبدیل شده بود. آن ها در سال ۲۰۰۵ رکورد ثبت سفارش یک میلیون DVD در روز را شکستند. رقبای قدیمی و ویدیو کلوب های زنجیره ای سنتی همچون بلاک باستر Bluckbuster – که در اوایل کار یک سینک  آشپزخانه را به نشانه تمسخر به دفتر مرکزی کمپانی پست کرده بود – یکی یکی سر به راه نتفلیکس گذاشتند و یا برای همیشه منقرض شدند.

روند رو به رشد ادامه داشت تا نت­فلیکس کم کم متوجه ظرفیت VOD ها یا همان سیستم پخش آنلاین محتوا بر مبنای  درخواست کاربران شد. با افزایش سرعت اینترنت مردم دیگر می توانستند به راحتی فایل های ویدیویی را آنلاین و بدون قطعی تماشا کنند و این برای نت­فلیکسی که همیشه یه گام از دیگران جلوتر بود یک فرصت استثنایی به شمار می رفت.

با تمرکز بر پخش آنلاین فیلم ها، نت فلیکس رفته رفته از بزرگترین مشتری «سرویس های درجه یک» پست آمریکا به بزرگترین مصرف کننده پهنای باند اینترنت قاره آمریکا شمالی تبدیل شد. این قابلیت جدید با حذف فیزیکی ملزومات و دردسرهای پست، سرعت پخش آنی و قابلیت توزیع بسیار گسترده تر به محبوبیتی فوق العاده دست یافت تا هم اکنون بزرگترین پخش کننده آنلاین در جهان باشد.

اما شاید بتوان بزرگترین نقطه عطف نت­فلیکس را چرخش این کمپانی از یک توزیع کننده صرف به تولید محتوا دانست. آنها دیگر آن قدر تجربه و سرمایه داشتند که پا در مسیر بزرگان این عرصه بگذارند.

نتفلیکس در سال های اخیر در ژانرهای گوناگونی دست به تولید اختصاصی زده است. سیتکام، مینی سریال، انیمیشن، استندآپ های کمدی و فیلم های مستند از موضوعات مورد علاقه نتفلیکس است.

اما عمده موفقیت و مشهورترین تولیدات نت­فلیکس در ژانر درام بوده است. سریال هایی بزرگ و پرخرجی که همچون محصولات شبکه های بزرگ آمریکایی فراگیر شدند. مجموعه هایی مانند نارکوس(۲۰۱۵-۲۰۱۶) که به ماجرای زندگی مافیای بزرگ کلمبیا پابلو اسکوبار می پردازد، حس۸ (۲۰۱۵-۲۰۱۷) ساخته واچوفسکی ها درباره هشت غریبه از نقاط مختلف جهان از طریق ارتباط ذهنی با یکدیگر در ارتباطند و یا نارنجی مد جدید است(۲۰۱۳-۲۰۱۷) که روایتگر زندگی یک زندانی زن در نیویورک است.

من قطاری دیدم که سیاست می برد

اما به طور قطع گل سرسبد تمام محصولات نت­فلیکس مجموعه House of Cards (۲۰۱۳-۲۰۱۷) است. مجموعه ای به تهیه  کنندگی دیوید فنچر بزرگ که در ایران با نام «خانه پوشالی» شهرت یافته است. درامی سیاسی- هیجانی که به اتفاقات و زد و بندهای پشت پرده محافل سیاسی آمریکا می پردازد. کوین اسپیسی Kevin Spacey ایفاگر نقش سیاستمدار دموکراتی به نام  فرانک آندروود است که در تلاش برای پیمودن مدارج ترقی در واشنگتن و رسیدن به کاخ سفید از هیچ کاری فروگذار نیست. مجموعه ای آکنده از استراتژی های ماکیاولیستی، تطمیع، تهدید و پراگماتیسم که شاید از شاخصه های دنیای سیاستمداری و مصداق همان قطاری باشد که به قول سهراب چه خالی می رود!

این مجموعه نه تنها مورد توجه عامه مردم بلکه از محبوبیت خاصی بین سیاستمداران برخوردار است. سال ۲۰۱۳ باراک اوباما رییس جمهور وقت آمریکا در حساب توییتر رسمی خود یک روز قبل از پخش رسمی فصل دوم، خبر آن را پست کرد و از دیگران خواست قصه را اسپویل یا اصطلاحا لو ندهند!

از زاویه ای دیگر «خانه پوشالی» از آن جهت قابل توجه است که گرچه به شدیدترین شکل ممکن دنیای بی رحم سیاست آمریکا را به تصویر می کشد، همزمان نمایانگر درجه تحمل آزادی رسانه های مستقل است. نقل قول جالبی از بیل کلینتون رییس جمهور اسبق آمریکا درباره خانه پوشالی موجود است که: «این سریال حقیقی تر از آن است که سبک داستانی نام بگیرد. ۹۹ درصد اتفاقات فیلم واقعی ست و آن ۱ درصد هم این است که امکان ندارد یک لایحه درباره آموزش و پرورش به این سرعت در کنگره تصویب شود!»

نت­فلیکس به واسطه «خانه پوشالی» بیشتر از هر زمان دیگری آوازه اش فراگیر شد تا جایی که هم اکنون خدماتش بر طبق اعلان وب سایت رسمی این کمپانی در تمام دنیا به جز چین، کره شمالی، سوریه و شبه جزیره کریمه عرضه می شود. گرچه هم اکنون وبسایت این کمپانی در ایران فیلتر است.

آنها در سال میلادی گذشته به جز خدمات توزیعی خود بیش از ۱۲۶ عنوان سریال و فیلم اختصاصی تولید کردند که این رقم بالاتر از هر شبکه و یا کانال تلویزیونی در ایالات متحده بوده است. اگر سری به برنامه های آینده این کمپانی سری بزنید به لیستی بلند بالا از فیلم های در دست ساخت سینمایی برخورد می کنید که نشان از خیز بلند آنان برای سال های آینده دارد.

شرکتی که کار خود را کمتر از ۲۰ سال پیش با یک ایده ناب شروع کرد و در پیچ های تند تاریخ از مسیر کنار نکشید تا هم اکنون در مسیر موفقیت و شهرت نام خود را در کنار استودیوهایی با بیش از یک قرن قدمت ببیند.

 

نتفلیکس غولی برای تمام فصول

از آغاز عمر نوع بشر در هزاران سال پیش، تصویر یکی از مهمترین شیوه های بیان احساس و افکار و یکی از اولین راه های ارتباطی بوده است. عمر «تصویر متحرک» اما در قیاس به نوزادی می ماند که در عصر معاصر متولد شد. در واقع نطفه این پدیده با اختراع «کینتوسکوپ» توسط ادیسون و «سینماتوگراف» برادران لومیر بسته و جادوی تصاویر متحرک در پیوند با صنعتی نوظهور به نام «سینما» آغاز شد و بنابر همین آبشخور مشترک است که تاریخ تصاویر متحرک و سینما یکسان انگاشته می شود.

این همزیستی تا میانه قرن بیستم ادامه داشت که اولین انشقاق رخ داد و ایده سینمایی کوچک در هر خانه به اختراع مدیوم اعجاب آور دیگری به نام تلویزیون منجر شد و به سرعت همچون موجی بزرگ سراسر جهان را در برگرفت.

تنها دو دهه بعد شاخه دیگری از این جریان جدا شد. سال های پایانی دهه ۸۰ میلادی اوج شکوفایی صنایع الکترونیک بود و شرکت های مرتبط در این حوزه روز به روز دستگاه ها و فناوری های جدیدی عرضه می کردند. شرکت های ژاپنی به عنوان پیشتازان بلامنازع این صنعت، جنگ الکترونیک خود را به حوزه تصویر گسترش دادند. سونی در دهه ۷۰ با رونمایی از دستگاه های بتامکس فصلی نو در تاریخ ضبط و پخش تصاویر متحرک گشود و تنها چند سال بعد JVC دیگر غول ژاپنی با معرفی دستگاه ویدیو خانگی آن را گسترش داد. یک دهه بعد این تکامل تکنولوژیک با معرفی دیسک های فشردی نوری یا همان CD و بعدترDVD به اوج خود رسید.

این توضیحات، مقدمه ای نسبتا طولانی برای گشودن فصلی جدید در سری مقالات تاریخ استودیوهای بزرگ سینماست؛ چراکه در دو – سه دهه اخیر کمپانی هایی ظهور کرده اند که به معنای واقعی استودیوی فیلمسازی نیستند اما چنان با تار و پود صنعت سینما و تلویزیون آمیخته اند که نمی‌توان حضورشان را نادیده گرفت.

یکی از بزرگترین بازیگران این صحنه کمپانی آمریکایی «نتفلیکس Netflix» است. ابرشرکتی چندرسانه ای و فعال در صنعت سرگرمی که یکی از کانون های اصلی تهیه، توزیع و پخش محصولات سینمایی و تلویزیونی در دنیاست. نتفلیکسی که سال ها به عنوان واسطه ای آنلاین برای فروش یا اجاره فیلم های سینمایی دیگر استودیوها فعالیت کرد و اینک تولیدات انحصاری خود را در بیش از ۱۹۰ کشور دنیا به ۹۸ میلیون مشترک ثابت خود عرضه می کند.

نتفلیکس با وجود آن که هنوز دو دهه از عمرش نگذشته است، اما سرگذشتی جذاب و پر از فراز و فرود و بزنگاه های حساس دارد و مرور تاریخش برای علاقه مندان دنیای تصویر متحرک خالی از لطف نیست.

تجربه دیروز، سرمایه فردا

نام نتفلیکس در آگوست ۱۹۹۷ در جنوب کالیفرنیا توسط «رید هستینگ» و «مارک راندولف» ثبت شد. رید هستینگ به عنوان ستون اصلی این کمپانی نوپا سابقه ای نظامی داشت. او در جوانی به عضویت نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده در آمد و سپس به بعنوان نیروی پاسبان صلح به سوازیلند اعزام شد.

او که روحیه جنگجو و کارآفرین خود را حاصل آن دوره می‌داند، معتقد است: «وقتی پهنه آفریقا را با تنها ده دلار در جیب بگردی، دیگر راه اندازی یک بیزینس خیلی مخاطره آمیز، به نظر نمی آید!»

هستینگ بعد از خدمت نظامی، تحصیلات خود را در ریاضیات و مهندسی به پایان رساند و اولین کمپانی خود در حوزه کامپیوتر را بنا نهاد. تجارت او به سرعت گسترش یافت و تعداد کارمندان او در مدت کوتاهی از ۱۰ به ۶۵۰ نفر افزایش یافت تا جایی که او آن را به فرو رفتن در آب تشبیه می کرد. او که پیشنه ای مهندسی داشت اعتماد به نفس و دانش مدیریت این حجم از تجارت را نداشت و حتی دو بار از هیات مدیره خود تقاضای اخراج از سمت مدیرعاملی کرد!

کمپانی او در نهایت با ادغام در شرکتی دیگر رو به افول نهاد و هستینگ با کوهی از تجربه و البته ثروتی معادل ۷۰۰ میلیون دلار از آن خارج شد. او برای شروع کسب و کار جدید خود بیش از دو سال وقت گذاشت و تفکر کرد!

مقصودی قدیمی؛ طرحی نو درانداختند

بسیاری جرقه ایده خلق نتفلیکس را به یک جریمه نسبت می‌دهند. نقل است که هستینگ بعد از آن که ۴۰ دلار بابت تاخیر در بازگرداندن نوار ویدیوی فیلم «آپولو ۱۳» جریمه شد به فکر تاسیس شبکه اجاره و فروش فیلمی افتاد که در آن بازپس فرستادن فیلم ها ساده تر باشد و از این جریمه های سنگین خبری نباشد. گرچه بسیاری از منابع، درستی این داستان را زیر سوال برده اند اما حتی اگر این ماجرا شایعه ای بیش نباشد به وضوح تفاوت ایده تجاری نتفلیکس را نشان می‌دهد.

در آن زمان «بلاک باستر» بزرگترین کلوب زنجیره ای کرایه فیلم در آمریکا بود که فیلم های آمریکایی را روی نوار ویدیویی در ازای مدتی مشخص اجاره می‌داد و بابت تاخیر در بازگرداندن نوارها از مشتریان طلب جریمه می کرد.

هستینگ و راندولف که هر دو پیش زمینه علوم کامپیوتری داشتند و مدل کسب و کار کمپانی آمازون در دنیای تجارت الکترونیک را تحسین می کردند به طرحی رسیدند که نتفلیکس را به فروشگاهی آنلاین برای کرایه فیلم تبدیل می کرد که در آن مشترکان در ازای مبلغ ماهانه مشخصی می توانند فیلم ها را توسط پست دریافت کنند، در صورت تمایل و با پرداخت مبلغی بیشتر آن را خریده و یا با بازگرداندن آن توسط پست، فیلمی جدید درخواست کنند.

آنها که برای عملیاتی کردن ایده خود به سیستم پست آمریکا متکی بودند متوجه شدند هزینه پست نوارهای ویدیویی سنگین تر از آن است که این طرح صرفه اقتصادی داشته باشد بنابراین آنها سراغ تکنولوژی نسبتا جدید آن زمان یعنی DVD رفتند. دی وی  دی ها نه تنها بسیار سبک و کم حجم بودند که امکان ذخیره فیلم با کیفیت بالاتری را نیز فراهم می کردند. آنها بعد از حدود ۲۰۰ بار سعی و خطا و طراحی پاکتی مناسب که امکان پست بی خطر DVD را فراهم می کرد آماده ورود به دنیای تجارت تصویر  بودند.

سرانجام نتفلیکس در میانه سال ۱۹۹۸ با ۳۰ کارمند و بیش از ۹۲۵ عنوان فیلم شروع به کار کرد. مشتریان می‌توانستند در ازای پرداخت ۴ دلار به علاوه ۲ دلار هزینه پست هر فیلم را ۷ روز در اختیار داشته باشند. این قیمت ها با افزایش عناوین درخواستی کاهش می یافت. ویژگی دیگری همچون امکان خرید دی وی دی ها و یا تحلیل و نقد فیلم ها و پیشنهاد فیلم بر طبق ذائقه مشتریان بر جذابیت این سیستم می افزود. با این اتفاق، نتفلیکس عصری جدید در صنعت سرگرمی را آغاز کرد.

از آنجا که سیستم پخش دی­‌وی­‌دی هنوز همه­‌گیر نبود، نت­فلیکس در شروع کار بخش عمده­‌ای از تمرکز خود را به تبلیغات و معرفی تکنولوژی جدید معطوف کرد؛ از اسپانسری مسابقات مختلف ورزشی تا جایزه های جذاب و ارزشمندی همچون سفرهای آخر هفته ای مجانی به مهد سینمای جهان، هالیوود!

اما از آنجا که نسبت رشد کسب و کار نت­فلیکس با فروش دستگاه­های پخش دی­‌وی­‌دی رابطه ای مستقیم داشت، همکاری با تولیدکنندگان این دستگاه­‌ها یکی از موثرترین سیاست های تبلیغاتی بود. نت­فلیکس ابتدا با توشیبا وارد مذاکره شد و در پیشنهادی ویژه به خریداران پخش­‌کننده­‌های این کمپانی، اشتراک رایگان برای سه فیلم عرضه می کرد. این تاکتیک فروش به سرعت به دیگر برندهای الکترونیکی همچون پایونیر، اچ‌­پی و همچنین مدل های تازه کامپیوترهای مکینتاش اپل گسترش یافت.

اشکان مزیدی-خبرگزاری مهر