نقد به وقت شام

عوامل فیلم:

نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

بازیگران : بابک حمیدیان، هادی حجازی فر، پیر داغر، خالد السید، رامی عطا الله و محمد شعبان

محصول موسسه فرهنگی رسانه ای اوج

خلاصه داستان:

یونس -با بازی هادی حجازی فر- به همراه علی- با بازي بابك حميديان- فرزندش مامور می شوند تعدادی از مردم باقیمانده شهر تدمر را با هواپیمای مسافربری به دمشق برسانند. در این پرواز علاوه بر مردم تعدادی از اسرای داعشی هم حضور دارند. با شورش اسرا کنترل هواپیما به دست داعشی ها می افتد.

نقد فیلم

ابراهیم حاتمی کیا پس از فراز و فرودهای گرایشات فکری و حرکت سینوسی  بین سینمای دفاع مقدس و اجتماعی از جشنواره سی و دوم به مسیر اصلی فیلمسازیش بازگشته و پس از ساخت “چ” و “بادیگارد” به سراغ به “وقت شام “آمده است. یکی از ویژگی های اصلی حاتمی کیا واکنش به اتفاقات روز جامعه است و خوشبختانه بر خلاف بسیاری از فیلمسازان سیاست زده، این کار را از طریق ساخت فیلم که زبان اصلی کارگردان است انجام می دهد. او در “چ ” با وجود بستر جنگی تاریخی حرفی تازه برای گفتن دارد و به مهمترین مسئله کشور در آن روزها که مذاکرات میان ایران و کشورهای پنج به علاوه یک است واکنش نشان می دهد. در ادامه همین مسیر در “بادیگارد”، به تغیير ارزش های انقلاب می پردازد و با تمرکز بر مفهوم محافظ در برابر بادیگارد به نگاه مسئولین در میزان اهمیت به غرب می پردازد. بعد از صحبت های حاتمی کیا در  جشنواره سی و چهارم خطاب به همکارانش با مضمون هشدار نسبت به خطر داعش و عبور از ایکس  ری برای ورود به سالن ، ساخت فیلمی درباره داعش از وی دور از ذهن نبود. به نظر می رسد پیچیدن رایحه مقاومت و دفاع در کشور بار دیگر احساسات او را برانگیخته و انگیزه کافی برای ساخت چنین اثری را برای او به ارمغان آورده است.

“به وقت شام “در زمینه های فنی قدمی به جلو برای سینمای ایران و حاتمی کیاست. از بین موارد فنی صدا بیش از سایر بخش ها به کمک فیلم آمده و کار را برای تدوین و موسیقی تسهیل نموده است. دوربین در بیشتر صحنه ها رخ نمایی نمی کند و خود را در اختیار فیلم می گذارد .تنها مي توان شاید استفاده های مکرر از هلی شات را به عنوان نقص کار در نظر گرفت.  به عنوان نمونه در صحنه اعدام اسیران مقابل دوربین ابوطلحه چند بار رفت و برگشت های متوالی از نماهای دور و نزدیک دیده می شود که چیزی برای ارائه ندارد.  این گونه نقص می توانست در تدوین از میان برود که متاسفانه این گونه نشده است.

موسیقی کارن همايون فر گرچه مانند همکاری قبلی با حاتمی کیا ترنم نمی شود و شان روایتگری ندارد، اما کارکرد حرفه ای تری برای خود برگزیده است و با باقی ماندن در سطح تم و تبدیل نشدن به یک ملودی ،تمام تلاش خود را برای انتقال حس صحنه انجام داده  و باید گفت از این آزمون سربلند بیرون آمده است.

استفاده از چند زبان در یک اثر و دیالوگ گویی بازیگران به این روش کار راحتی نیست. در این اثر تمامی بازیگران اصلی به دو زبان عربی و انگلیسی صحبت می کنند. البته برای بابک حمیدیان و هادی حجازی فر  در برخی پلان ها دیالوگ هایی به زبان فارسی هم وجود دارد. اگر چه بازیگران فیلم  مانند سایر آثار حاتمی کیا  به سرمنزل مقصود نرسیده اند و نقشي ماندگار ثبت نكرده اند اما گلیم خود را از آب بیرون کشیده و توانسته اند بیننده را با خود همراه کنند. در این بین بازی پیر داغر بیش از سایرین  به دل می نشیند و حجازی فر کم فروغ تر از همیشه ظاهر می شود. شاید بتوان بازی در نقشی که سال ها از سن واقعی او بزرگتر است و عدم تسلط او به لهجه شامی را دو دلیل اصلی برای این نقص بر شمرد.

اگر وظیفه اصلی یک کارگردان در فیلم را خلق جهان داستان بدانیم و این مسئله را شاخصی برای موققيت یک فیلمساز تلقی نماییم باید بپذیریم برگ برنده” به وقت شام” کارگردانی آن است. حاتمی کیا توانسته بیننده ایرانی را تا تدمر سوریه ببرد و او را نگران مردم اسیر در چنگال حیوانات انسان نمايي به نام داعش کند . بیننده مظلومیت سوریه را این بار نه از دریچه گنگ رسانه ها می نگرد و غصه او را غصه خود و قصه او را قصه خود  می پندارد و خود را با دختر مسیحی کاپیتان یا بلال و یونس و علی همراه می کند. این همراهی را که گاهی لنگان است و اغلب چابک می توان  شاخصی دانست که کارگردانی نه چندان سهل چنین پروژه ای را موفق جلوه مي دهد.

با وجود تمام ویژگی های مثبت مذکور “به وقت شام “به سختی می تواند پیام خود را از جرگه هم قطارانش پیش تر ببرد و در کارکردی استراتژیک چرایی حضور نیروهای ایرانی در سرزمین شام را به درستی ارائه نماید. فیلم در نمایش این بخش از فعالیت خود با لکنت مواجه است که باید ریشه آن را در فیلمنامه جستجو کرد.

نمایش اختلافات پدر و پسری میان یونس و علی که بیشتر از تفاوت در تسلط آن ها به زبان خارجی- پدر عربی و پسر انگلیسی- آغاز و با کشیدن دست علی در سکانس آخر هواپیما به پایان می رسد، مسئله حضور علی در جنگ عليه داعش را به اثبات خویش محدود می کند . از طرفی هم خبری از روحیه سلحشوری و مقاومت یونس به عنوان نسل اول انقلاب مشاهده نمی شود و فيلم مهمترین و شاید تنها کارکرد حضور او را مذاکره با شیخ سعدی می انگارد. گویی پدر غیر از مذاکره هیچ کارکرد دیگری ندارد و پس از شوق رسیدنش به فرودگاه انفعال بر او سیطره می یابد. به نظر می رسد فیلم در پاسخ به اصلی ترین پاسخ خود باز می ماند و این مسئله را حل شده تلقی می نماید و بیشتر به اتفاقات می پردازد تا شخصیت ها. علاوه بر این دیالوگ ها از قدرت کافی برخوردار نیستند. تنها قرائت آیاتی از کلام الله مجید است که گاهی گفت و شنیدی مایه دار در پلان ها خلق می کند که آن هم با تکرار، رمق خود را از دست می دهد.

“به وقت شام” به درستی مهمترین عامل در آتش افروزی های منطقه را دخالت  بیگانگان بر می شمرد و آن را ثمره صحنه آرایی های غربی عربی می داند.  فیلم در سکانسی نمادین اسیران را در معبد پالمیرا  به عنوان قربانیانی برای خدایان جنگ و خشونت معرفی می کند که در سرنوشتی تراژیک می بایست سر از بدنشان جدا شود.” به وقت شام “علی را گلادیاتوری انگار می کند میان حیوانات که همه چیز برای شهید شدنش مهیاست. چیزی شبیه به صحنه های مبارزه گلادیاتورها با درنده خویانی که چیزی جز درندگی نیاموخته اند و قرار است فقط ابزاری باشند برای تلذذ اربابان جنگ.

امروزه سینما مهمترین رسانه ای است که می توان از طریق آن مفاهیم بنیادین و ارزش های یک جامعه را خلق یا تغییر داد. هفت سال از شکل گیری پدیده داعش می گذرد و کشور ما به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل ریشه کن شدن آن در  میدان جنگ ،در عرصه فرهنگی نتوانسته دستاوردی برای ارائه داشته باشد. جالب تر آن که تا قبل از ” به وقت شام” اساسا تلاشی برای ثبت رشادت ها و جانفشانی های جوانان غیور جهان وطنیمان صورت نگرفته است. امید است این فیلم بتواند به عنوان اثری پیشرو در آغاز نهضتی جدید در عرصه سینما عمل کند تا بینندگان شاهد آثار بیشتری با این مضمون بر پرده نقره ای باشند . چیزی شبیه خدمتی که سال هاست هالیوود برای امریکایی ها انجام می دهد و از کوچکترین دستاویزی برای اثبات حق نداشته خود بهره می برد.

تولیدات سینمایی ۹۶

اسامی فیلم‌های در دست تولید سینمای ایران اعلام شد. 

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بنیاد سینمایی فارابی تولیدات سینمایی ایران را تا پایان اردیبهشت ماه سال جاری اعلام کرد و بر این اساس ۹۹ فیلم سینمایی مراحل مختلف تولید را سپری می کنند. از این میان این فیلم‌ها ۵ فیلم آماده نمایش و ۶ اثر در مرحله صداگذاری هستند و همچنین ۱۸ فیلم مرحله تدوین و ۱۱ اثر نیزدر مرحله فیلمبرداری قرار دارند. ۵۹ پروژه نیز در مرحله پیش تولید قرار دارند.

در این پروژه‌ها آثاری با مضامین مختلف از جمله دفاع مقدس، پایداری، دینی، کودک و نوجوان، تاریخی، کمدی، حادثه ای، اجتماعی و خانوادگی به چشم می خورد. همچنین از میان ۹۹ پروژه یاد شده ۲۶ پروژه مربوط به آثار اول کارگردان ها است.

فیلم‌های آماده نمایش
«اکسیدان» به کارگردانی حامد محمدی و تهیه کنندگی منوچهر محمدی
«پل سفید» به تهیه کنندگی و کارگردانی علی قوی تن
«من دیوانه نیستم» به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی مرتضی شایسته
«جوراب شو» به کارگردانی علیرضا محمودزاده و تهیه کنندگی داریوش بابائیان
«اسکی باز» به کارگردانی فریدون نجفی و تهیه کنندگی محمد احمدی

 

فیلم‌های در مرحله صداگذاری
توچال» به کارگردانی محمد آهنگرانی و تهیه کنندگی سیدمحسن جاهد
«باد سوار» به کارگردانی و تهیه کنندگی حجت اله سیفی
«نسترن های وحشی» به کارگردانی و تهیه کنندگی رهبر قنبری
«آخرین داستان» (انیمیشن) به کارگردانی اشکان رهگذر و تهیه کنندگی پوران درخشنده
«نرگس مست» به کارگردانی سید جلال الدین دري و تهیه کنندگی عبدالله اسفندیاری
«آستیگمات» به کارگردانی و تهیه کنندگی سیدمحمدرضا مصطفوی

 

فیلم‌های در مرحله تدوین
«پشت ابرها» به کارگردانی و تهیه کنندگی مجید مجیدی
«رونا جان» به کارگردانی جمشید محمودی و تهیه کنندگی نوید محمودی
«کار کثیف» به کارگردانی و تهیه کنندگی خسرو معصومی
«فیلشاه» (انیمیشن) به کارگردانی هادی محمدی طبقی و تهیه کنندگی حامد جعفری
«شعله ور» به کارگردانی حمید نعمت اله و تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی
«دل دیوانه» به کارگردانی و تهیه کنندگی بهمن فرمان آرا
«ماهور» به کارگردانی حمید زرگرنژاد و تهیه کنندگی علیرضا جلالی
«همه چی عادیه» به کارگردانی و تهیه کنندگی محسن دامادی
«سرو زیر آب» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر و تهیه کنندگی حامد حسینی
«کامیون» به کارگردانی و تهیه کنندگی کامبوزیا پرتوی
«اولین امضاء برای رعنا» به کارگردانی و تهیه کنندگی علی ژکان
«دارکوب» به کارگردانی بهروز شعیبی و تهیه کنندگی سیدمحمود رضوی
«فصل شکار» به کارگردانی داریوش یاری و تهیه کنندگی علیرضا ابوالقاسمی
«هت تریک» به کارگردانی رامتین لوافی پور و تهیه کنندگی مجید مطلبی
«گیتی» به کارگردانی حمیدرضا هنری و تهیه کنندگی جامعی ندوشن-عطاردی
«خیابان دیوار» به کارگردانی بهمن کامیار و تهیه کنندگی مصطفی کیایی
«ما خیلی باحالیم» به کارگردانی بهمن گودرزی و تهیه کنندگی رویا شریف
«یک کیلو و بیست و یک گرم» به کارگردانی رحیم طوفان و تهیه کنندگی وحید نیکحواه آزاد

 

فیلم‌های در مرحله فیلمبرداری
«حماسه روزبه» (پویانمایی) به کارگردانی علی نوری اسکویی و تهیه کنندگی موسسه اشراق
«موریانه» به کارگردانی مسعود حاتمی و تهیه کنندگی سیدغلامرضا موسوی
«شغال ها» (پویانمایی) به کارگردانی سیدعلی مدنی و تهیه کنندگی زهرا مشتاق
«مغزهای کوچک زنگ زده» به کارگردانی هومن سیدی و تهیه کنندگی سعید سعدی
«خاله قورباغه» به کارگردانی مسعود کرامتی و تهیه کنندگی فرشته طائرپور
«گرگ بازی» به کارگردانی عباس نظام دوست و تهیه کنندگی محمدعلی نجفی
«بمب» به کارگردانی پیمان معادی و تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان
«جاده قدیم» به کارگردانی و تهیه کنندگی منیژه حکمت
«دزد رویا» (پویا نمایی) به تهیه کنندگی و کارگردانی روانبخش صادقی
«جن زیبا» به کارگردانی بایرام فضلی و تهیه کنندگی مهرداد فرید
«به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و تهیه کنندگی محمد خزاعی