۲۰۴۶

عوامل فیلم

نویسنده و کارگردان : Kar Wai Wong

بازیگران : Tony Chiu Wai Leung, Ziyi Zhang, Faye Wong

خلاصه فیلم

۲۰۴۶ داستان روایت های نا تمام عشق و عشق های ناتمام در گاهان و همیشگان است. داستان بی معنی بودن زمان در فراموشی های شهوت های عشق پنداشته شده و عشق های بی اهمیت پنداشته شده.

نقد فیلم

هیچگاه دیدن چندین و چند باره یک فیلم برای تماشاگر به سردرگمی و هرچه پیچیده تر بودن اثر نمی انجامد و همواره در مواجهه با یک اثر بالاخره مشت کارگردان برای تماشاچی باز می شود و لذت از فیلم لذت از بار داستانی و یا نوع روایی آن خواهد بود اما در ۲۰۴۶ داستان کاملا متفاوت است. تنها کلمه ای که درباره ی فیلم میشود ذکر کرد تحسین و پیچیدگی است. ۲۰۴۶ فیلمی است که میتوان آن را بارها و بارها دید و با آن گریست و حتی خندید و هربار به تحسین از کارگردان آن سخن راند و یا چیزهای جدید کشف کرد.

روایت داستانی ۲۰۴۶ در عین پیچیدگی روایی، حاصل یک تم داستانی بسیار ساده است و آن دوری، دلتنگی، رازهای عاسقانه و سرگشتگی درونی عاشق در فراق یار است. و فیلم از قوانین فیزیکی با معیار عشق طبعیت می کند و عاشق کسی است در خاطرات خود با معشوق زندگی می کند و ۲۰۴۶ در فیلم زمانی است که انسانها خاطراتشان را به یاد می آورند و در واقع این ماجرا در سیر روایی داستان نام یک قصه از چو مو وانگ ( با بازی لیو چنگ) است که این قصه را درباره ی دختر صاحب هتلی که در آن زندگی می کند و پسر ژاپنی ای که عاشق اوست نگاشته چرا که آن دختر داستانش را برای چو مو وانگ تعریف کرده و با او لحظه لحظه ی آن را زندگی کرده است و پسر ژاپنی عاشق نیز تنها کسی است که می تواند از ۲۰۴۶ بازگردد و درواقع آن دو با یکدیگر ازدواج می کنند و این بازگشت از “دنیایی که هیچ چیز در آن تغییری نمیکند” به مثابه ی جایی برای عاشق شدن های خیالی با آندروئیدهایی است هیچگاه واقعی نبوده و نیستند.بلکه تصوراتی در ذهن عاشق اند.

۲۰۴۶ اما وجه تسمیه دیگری نیز دارد و اسم اتاق کناری چو مو وانگ در هتل محل زندگی اش است که در آن اتاق نیز به قتل میرسد و وقتی چو مو وانگ میخواهد او را ببیند متوجه این موضوع میشود و اتاق کناری آن یعنی ۲۰۴۷ را کرایه می کند که آن دریچه ایس برای نگاه کردن زنان ساکن در اتاق ۲۰۴۶ و درگیری ای های عاطفی ای که چو مو وانگ با هرکدام از آنها دارد که البته این ۲۰۴۶ در فیلم قبلی وونگ کار وای نیز درباره ی سو لی ژن ( با بازی گونگ لی) وجود داشت و سو لی ژن در این فیلم نیز که قسمت سوم از تریلوژی وونگ کار وای است حضور دارد و درواقع معشوق فراموش نشدنی چو مو وانگ است و انگیزه سفر به ۲۰۴۶ و البته که بعدا فرد دیگری با همین اسم را نیز ملاقات میکند و با او درگیری عاطفی پیدا می کند.فیلم با سفر او به هنگ کنگ و جداییش از سولی ژن به امید زندگی بهتر به نسبت سنگاپور شروع می شود زمانی که او در سنگاپور بوده است سو لی ژن تنها کسی بوده است که به او کمک کرده و در غمار پول لازم برای سفر او را فراهم کرده است. او زنی است که همیشه دستکش سیاه به دست دارد چون انگشتانش را بر سر غمار از دست داده و غمارباز حرفه ایست اما چو مو وانگ دوبار با او غمار میکند یک بار برای آمدن سو لی ژن با او به هنگ کنگ و یک بار برای دانستن گذشته اش که در هر دو بار نیز می بازد. سو لی ژن و چو مو وانگ هر دو می دانند که بازنده این بازی کیست اما چو مو وانگ گمان میبرد عشق در برابر اصل زندگی قابل گذشتن است. چیزی که بعداً هیچگاه آن را به دست نمی آورد و در قصه ی ۲۰۴۶ درباره ی آن مینویسد که ” هیچگاه نفهمید که آن زن هم او را دوست ذاشت یا نه و شاید این راز آن زن باشد که در ۲۰۴۶ آن را خواهد فهمیدو دلیل سفر نیز همین است”

فیلم عملا به چهار قسمت کلی با شخصیت های گاهی همپوشان و روابط علی معلولی پیچیده تقسیم می شود که در یک بستر زمانی که عشق آن را میگذراند نه نظم ساعتی میگذرد. درواقع فیلم روایت ذهن چو مو وانگ است هر لحظه در واقعیت و خیال های عاشقانه او در رفت و آمد است و هرگاه نهیب عشق به سمت او می آید ذهن او عشق اصیلش و سفرش به ۲۰۴۶ برای یادآوری این عشق را مرور می کند و دوباره به دنیای واقعی می آید. او در مواجهه با هرکدام از زنهای ساکن ۲۰۴۶ و هتل اینگونه است تا آنجا که لو لو یعنی همان زنی که به قتل میرسد را به ۲۰۴۶ میکشاند. او اینکار را با دختر صاحب هتل و عاشق ژاپنی اش نیز میکند و درواقع شروع فیلم نیز از همین تراوشات ذهنی اوست.زمانی که عشق آن را کوک میکند…

وونگ کار وای در ۲۰۴۶ به یک مفهوم پیچیده اشاره میکند و فلسفه شرقی را در غالب سبک زندگی قلابی غربی روایت کرده است. چه بپذیریم که او در فرم و روایت متاثر از گدار و تروفو و آنتونیونی چه نپذیریم در اصل این موضوع تفاوتی ایجاد نمیشود که به معنای واقعی کلمه وونگ کار وای در ۲۰۴۶ به یک سبک ویژه و منحصر به فرد و به یک رمانتیسیسم سوررئال رسیده است. او تمام مفاهیم نسبی رادر فیلم دستخوش تغییر میکند و به هیچ قاعده ای متعهد نیست چه این قاعده در فرم و حرکت دوربین و کارگدانی باشد چه فرم روایت و زمان و شخصیت های متفاوت با بازیگزان یکسان و یا شخصیت های یکسان با بازیگرهای متفاوت. و در این بین فقط یک چیز را مطلق و اصیل در نظر گرفته و آن عشق است.

وونگ کار وای البته هیچگاه به مسائل اجتماعی بی توجه نبوده و در بسیاری از آثارش این دغدغه را مطرح کرده که شاید اوج توجه او در این زمینه فیلم های فرشتگان سقوط کرده و شادی درکنار هم باشد. در این فیلم نیز که از اساس یک ایهام سیاسی اجتماعی در نام فیلم او وجود دارد که از طرفی دنیای ساخته ی ذهن چو مو وانگ است و از طرف دیگر این تاریخ اشاره اش به سال دو هزار و چهل و شش میلادی ست، یعنی سالی که بر طبق قرارداد ۵۰ ساله و بین المللی سال ۱۹۹۶، هنگ کنگ خود مختاری اش را از دست می دهد و بدل به یکی از شهرهای کشور چین می شود.

از منظر نگارنده مطلب ۲۰۴۶ یکی از قویترین آثار کارگردان صاحب سبک سینمای جهان یعنی وونگ کار وای است و قطعا بهترین قسمت از تریلوژی روزهای وحشی بودن،در حال و هوای عشق و ۲۰۴۶ است و در کنار شب های زغال اخته ای من و شادی درکنار هم یکی از قابل تامل ترین آثار وی است. وونگ کار وای جهان ذهنی بسیاری از عاشقان را در ۲۰۴۶ ترسیم می کند و لحظه لحظه از جنون یک عاشق در لوای چتر همواره خیس عشق به نمایش میکشد. دنیای ذهنی او انسان را به شگفتی می آورد و درهم تنیدگی داستان در عین به هم ریختگی روایت و زمان روایی همواره جذابیت خود را حفظ میکند و بیننده را هرچه بیشتر با خود همراه میسازد.

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *