کوتاه با کریستوفر نولان

Dunkirk1نابغه ی بریتانیایی سینما در حال فیلم برداری فیلم جدیدش «دانکرک» می باشد. فیلمی که باز هم موسیقی آن را « هانس زیمر » افسانه ای می سازد و جمعی از ستارگان بازیگری (مانند تام هاردی، کیلین مورفی، مارک رایلنس و…) نیز در این فیلم حضور دارند.

به نقل از فرهنگ و هنر: کریستوفر نولان بعد از آخرین تجربه اش در سینما که سفری عجیب به فضایی خارج از منظومه شمسی داشت، حال بار دیگر روی زمین آمده و قصد روایت کردن اتفاقی تاریخی را دارد. حادثه ای در دل جنگ جهانی دوم که تاریخ نویسان از آن به عنوان یک معجزه یاد می کنند. نولان مدت هاست در دنیاهای فانتزی سیر می کند، او نزدیک به ده سال است که مشغول ارائه دادن داستان هایی کاملا فانتزی و برخواسته از دنیای ذهنی خودش است. او ما را از خود خواهی های «بت من» تا دل کابوس های آقای کاب می برد، از خنده های جوکر تا دیوانه بازی های دو شعبده باز، از پریشانی ذهن در ممنتو تا تجربه ی بُعد دیگری در کهکشان. حال نولان  یک بار دیگر به فرانسه می رود. او که در فیلم «تلقین» هم یک بار از لوکیشن پاریس استفاده کرده بود، این بار قصد دارد در دانکرک فیلم جدیدش را بسازد. فیلم جدید کریستوفر نولان در مورد جنگ جهانی دوم است. دهمین فیلم سینمایی این کارگردان بریتانیایی پس از «تعقیب»، «ممنتو»، «بی خوابی»، «بتمن آغاز می کند»، «پرستیژ»، «شوالیه تاریکی»، «تلقین»، «شوالیه تاریکی بر می خیزد» و «در میان ستارگان» قرار است روی عملیات تخلیه سربازان متفقین از ساحل دانکرک در فرانسه موسوم به عملیات داینامو تمرکز کند. این عملیات به «معجزه دانکرک» هم شهرت دارد. شاید جالب ترین قسمت این خبر می تواند این باشد که نولان به سراغ یک داستان تاریخی نه چندان دور رفته است. هرچند که حالا بعد از ساخت نه فیلم دیگر مخاطبان و طرف داران نولان کاملا اطمینان خاطر دارند که به هر حال با دیدن فیلم او  به دنیایی وارد می شوند که متعلق به نولان است، اما غیر قابل انکار است که همه باید منتظر باشند تا ببیند که اتفاقی در جنگ جهانی دوم چگونه می تواند با دنیاهای ذهنی و فانتزی آقای کارگردان پیوند بخورد تا باز هم مخاطبان نولان با دنیایی روبه رو شوند که هیچ گاه شاید پیش از آن وجود نداشته است.

نولان در سال ۱۹۷۰ در لندن متولد شد. پدر او در زمینه تبلیغات کار می کرد. و مادرش که مهمان دار هواپیما و معلم انگلیسی بود اصالتی آمریکایی داشت. خود نولان که از کودکی مدام بین لندن و شیکاگو در حال رفت و آمد بود تابعیت هر دو کشور بریتانیا و آمریکا را دارد. او یک برادر بزرگ تر به نام متیو و یک برادر کوچکتر به نام جاناتان دارد. کریستوفر از ابتدا اولین فیلم های زندگی اش را از روی داستان کوتاه هایی که جاناتان می نوشت می ساخت و تا کنون نیز جاناتان همراه اصلی او در نگارش فیلمنامه های اکثر فیلم هایش بوده است. نولان فیلم سازی را از سن هفت سالگی با دوربین ۸ میلیمتری پدرش آغاز کرد. او تعدادی فیلم با اسباب بازی هایش ساخت تا در سن یازده سالگی تصمیم گرفت فیلم سازی حرفه ای شود. نولان به کالج دانشگاهی لندن رفت و مشغول به تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی شد، تا بتواند با استفاده از امکانات ساختمان های مجهز به فیلم سازی این کالج ایده هایش را پیاده کند. او در دوران دانشجویی رئیس  انجمن فیلم سازی دانشگاه شد و به همراه همسر حال حاظرش اما توماس فیلم های ۳۵ میلیمتری نمایش می داد و در تابستان ها فیلم های ۱۶ میلیمتری می ساخت. شاید از دیگر اتفاق های مهم دانشجو ای کریستوفر نولان بتوان به آشنایی او با تام یورک و دیگر اعضا افسانه ای گروه راک ریدو هد اشاره کرد. به گفته خود نولان اعضای تیم ریدو هد همیشه برای او الهام بخش بوده اند.

نولان از سال ۱۹۹۸ ساخت فیلم بلند را آغاز کرد. وی فیلم «تعقیب» در همین سال ساخت. فیلمی که ندای یک نگاه تازه را به سینما می داد. دو سال بعد کریستوفر به سراغ اقتباسی از داستان برادرش جاناتان می رود و فیلم تحسین شده ی «ممنتو» را می سازد. این فیلم است که اسم نولان را سر زبان ها می آورد. او فیلم را با بودجه نه چندان زیاد چهل و نیم میلیون دلار می سازد و با نامزدی دو جایزه اسکار (از جمله اسکار بهترین فیلم نامه ) نظر همگان را به خودش جلب می کند.

 

سودربرگ که تحت تاثیر فیلم «ممنتو » قرار گرفته بود نولان را برای باز سازی فیلم «بی خوابی » استخدام کرد که قرار بود در آن آل پاچینو و رابین ویلیامز ایفای نقش کنند. نولان به بهترین نحو ممکن امتحان «بی خوابی» اش را پس می دهد و این فیلم مهر محکمی برای ورود وی به هالیوود می شود. بعد از «بی خوابی»، نولان سه سال فیلم نامه هایی می نوشت که راضی اش نمی کرد، تا بعد از سه سال او که مجذوب شخصیت بت من شده بود به کمپانی وارنر برادرز پیشنهاد ساخت بت من را دارد و با پاسخ مثبت کمپانی مواجه شد. او که دیگر همه ژانر ها و قواعد پیش از خود را تغییر داده بود با نگاهی فاخر به سراغ سه گانه بت من رفت و توانست این پروژه را نیز با تمام افت و خیز هایش به خوبی به پایان برساند، طوری که در نهایت هم منتقدان را راضی کرد هم طرفدارانش را هم علاقه مندان دو آتشه بت من را. او بین سه گانه بت من فیلم های بسیار موفق « پرستیژ» و «تلقین » را نیز ساخت، که داستان ه هر کدام در دنیایی کاملا عجیب و خاص خودشان می گذشتند.

او در آخرین ساخته اش به سراغ داستانی فضایی رفت تا فیلم تحسین شده ی « میان ستاره ای» را بسازد، و شاید به قول خودش ادای دینی به فیلم مورد علاقه اش « ادیسه فضایی» کرده باشد.

حال با گذشت این مسیر پر پیچ و خم در زمینه ی کارگردانی باید صبر کنیم تا ببینیم نولان چه چیزی از جنگ جهانی دوم برایمان به ارمغان آورده وقرار است چه داستانی را از این اتفاق تعریف کند.

 

به این مطلب امتیاز دهید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *