نقد فیلم رگ خواب

 

عوامل فیلم

کارگردان: حمید نعمت الله

نویسنده: معصومه بیات

بازیگران: لیلا حاتمی، کوروش تهامی و الهام کردا

خلاصه داستان

مینا(با بازی حاتمی) که به تازگی از پیله ازدواج ناموفق خود بیرون آمده است اصرار دارد تا پدر سالخورده خود خود را از نشیب های زندگی جدید دور نگه دارد و به همین دلیل به دنبال شغلی است تا بتواند استقلال گذشته خود را بازیابد. مینای به دلیل لگد مال شدن اعتماد به نفس خود در زندگی قبلی توانایی حضور بلند مدت در شغل خود را ندارد و هر بار پس از مدت کوتاهی حضور از کار اخراج می شود . ایین مسئله ادامه می یابد تا این که مسیر زندگی اش با کامران (با بازی کوروش تهامی) تلاقی می کند و دوباره چرخه فراز و نشیب های زندگی اش شکل می گیرد.

نقد فیلم

“رگ خواب” چهارمین ساخته حمید نعمت الله پس از فیلم های “بوتیک”، “بی پولی” و “آرایش غلیظ” است که خوشبختانه همان دغدغه های همیشگی کارگردان را دنبال می کند و مانند سایر آثار ایشان فاصله گذاری های لازم از آثار سیاه نما را دارد.

برجسته ترین فیلمسازان تاریخ سینما در شخصیت پردازی کاراکترها به تمام جزئیاتی که ممکن است به توضیح گوشه ای از رفتار شخصیت ها بپردازد توجه ویژه داشته اند تا بتوانند با قرار دادن نشانه هایی قابل اتکا بخشی از روابط علت و معلولی فیلم را از این طریق برای مخاطب توضیح دهند. این جزئیات می تواند تلفن همراه شخصیت ها،  خودروهای مورد استفاده، شغل و یا نوع پوشش آن ها باشد. همچنین توجه لوکیشن های فیلمبرداری از دیگر عواملی بوده است که توان تاثیرگذاری زیادی در منظر نگاه مخاطب بر اتفاقات فیلم دارد و می تواند بر فضا سازی اثر تاثیر بسزایی گذارد. از نمونه های خوب استفاده از تمام عوامل مذکور در راستای فضاسازی اثر ، می توان به فیلم “فارگو” ساخته برادران کوئن اشاره کرد. از نگاه نگارنده توجه به مسائل اینچنینی می تواند یکی از عوامل تمییز دهنده آثار منسجم از آثار سرسری باشد.

“رگ خواب” از جمله آثاری است که توجه به جزئیات اینچنینی در آن به وفور مشاهده می شود. از فست فودی خانم منصور-محل آشنایی لیلا و مینا- که تداعی کننده رابطه و زندگی های پرشتاب امروزی و علاقه به پیشرفت های لحظه ای و زودگذر است تا انتخاب گربه به عنوان نمادی از رفتارهای کامران. اما نکته مغفول مانده استفاده از این نشانه ها برای پیشبرد داستان است. به معنایی جناب نعمت الله از این نشانه ها صرفا برای معرفی شخصیت ها بهره برده است نه چیزی بیش از این. اتفاقی که می توانست مسیر فیلم را به ویژه در بخش دوم فیلم تغییر دهد.

از نکات برجسته دیگر “رگ خواب” می توان به ریتم مناسب و متناسب با هر بخش داستانی ، استفاده صحیح از موسیقی، بازی خوب بازیگران و بهره گیری درست از لوکیشن ها اشاره کرد که فرسنگ ها با آثار قبلی فیلمساز فاصله دارد.

تم اصلی داستان پیرامون مسائل زنان جامعه و سوء استفاده های عاطفی از آن ها که منجر به بروز شرایط بحرانی می گردد شکل می گیرد. در نیمه ابتدایی فیلم اوج گیری رابطه مینا و کامران و سپری شدن رویاگونه اتفاقات به یاری استفاده از لوکیشن های جذاب، ریتم تند و قاب های چشم نواز به خوبی نمایش داده شده است و مقدمات لازم برای ارائه تلنگر داستان مهیاست. اما متاسفانه فیلم به یکباره مسیر خود را تغییر می دهد و به جای ارائه دلایل منطقی برای روایت داستان توجه مخاطب را -به یاری بازی خوب لیلا حاتمی- به مظلومیت بانوان در جامعه جلب می کند و فکت سینمایی برای سوالاتی که در ذهن مخاطب شکل گرفته ارائه نمی کند. سوالاتی نظیر:

  • چرایی بازنشگتن مینا به آغوش خانواده با وجود درگیر شدن با شرایط اسفناکی این چنینی
  • چرایی حضور کامران در کنار مینا در حالی که شرایط حضور در کنار مدیر خود را دارد و نشانی هم از هرزه گردی در او وجود ندارد.

سوالاتی از این دست با پاسخ هایی از ذهن مخاطب پاسخ داده می شود اما بر اساس برداشت های عاطفی از صحنه های به یادگار مانده در حافظه بصری آن ها نه کت های قابل دفاع سینمایی. در حقیقت جناب نعمت الله در نیمه دوم فیلم به جای نمایش اغناپذیر چرایی و چگونگی این فاصله به ارائه عواقب تلخ انتخاب های نادرست می پردازد و با تمرکز بر آن ، جنبه بازدارنگی و عبرت آموزی داستان را برجسته تر می کند. این مسئله نشان از نگاه مصلحانه و دغدغه مند ایشان در رابطه با مسائل زنان در جامعه را دارد اما اگر فیلم به تکمیل روایت خود می پرداخت و به مخاطب اجازه می داد که خود این برداشت ها را داشته باشد به طور حتم توان نفوذ اثر در حافظه سینمایی مخاطبان چند برابر می شد.

جناب نعمت الله تلاش هایی برای صمیمی تر کردن  روابط مینا و کامران – مانند صحنه های حضور در انبار- انجام داده است و با بهره گیری از امکانات دوربین شگردهایی برای واقعی کردن مسائلی مانند حجاب مقابل محارم و حضور زن و شوهر در کنار یکدیگر که همواره مورد نظر فیلمسازان بوده اندیشیده است که به نظر می رسد با ممیزی هایی در زمان اکران مواجه شود و البته حذف آن ها لطمه جدی به اثر نخواهد زد. اما نکته قابل طرح در این زمینه نداشتن نگاه رادیکال به مسائل است. نکته ای که در رویکرد فیلمساز به دغدغه های خود از بوتیک تا رگ خواب ادامه داشته و گاهی نظر مساعد خبرگان را هم به خود جلب کرده است.

در مجموع رگ خواب نعمت الله پتانسیل تبدیل شدن به یکی از آثار برجسته جشنواره سی و پنجم را دارا بود که به دلیل اشتباه در انتخاب ررویکرد پرداخت به موضوع، به اثری متوسط تقلیل یافته است. امید است جناب نعمت الله با ساختاری منسجم تر به طرح موضوعات اجتماعی که از مشکلات واقعی جامعه مانند طلاق بپردازند و جای خالی آثاری این چنینی را برای سینمای ایران پر نمایند. آثاری که مخاطب را با امید به آینده راهی مسیرهای تازه نماید.

این نقد بر اساس نسخه نمایش داده شده در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نگاشته شده است.

 

 

به این مطلب امتیاز دهید

64 دیدگاه در “نقد فیلم رگ خواب

  1. از نظر من یک فیلم بی سر و ته و غیر رئالیستیک. بکار بردن نام همایون شجریان برای جلب تماشاگر، استفاده کلیشه ای و همیشگی از زبان فرانسه در فیلم های لیلا حاتمی که دیگه غیر قابل تحمل شده. وجود گربه ای که معلوم نبود در فیلم به چه منظور وارد شده. نشان دادن زن ایرانی به عنوان یک احمق و بدبخت به تمام معنی. نشان دادن مرد ایرانی به عنوان یک دیو صفت به تمام معنی. در نهایت چه نتیجه ای از فیلم گرفته شده، اعصاب خورد تماشاگر.

    1. حتمابودن مردان دیو صفت و زنان نه احمق شاید احساساتی ، ویا ناقص العقل به قول اسلام …مینا فرانسه بلد نبود .آن دیو صفت به خاطر صفرهایش با ناقص العقلان زیاد زبانشان فوووول شده بود و مینا به خاطر عشقش چند کلمه ای سخن گفت ..حالا ما میدونیم ایشان مسلط است که دلیل نمیشود…

    2. ممكنه خوشايند نباشه كه زن ايرانى احمق باشه و مرد ايرانى ديو صفت ولى در هر صورت حقيقت تلخيه كه وجود داره
      و به جز اعصاب خورد تماشاگر نتيجش اين هست كه قشر جوان ديد بازترى نسبت به اين مسائل پيدا كنند و رويا پرداز نباشند بلكه آسيب كمترى ببينند . با پنهان كردن اين مسائل صرفا جهت اينكه اعصاب كسى خورد نشه نتيجه آسيب خواهد بود. شايد به اين دليل زنان ايرانى رو به حماقت قدم بر مى دارن كه در روياى فيلم هايى مثل notebookوlove story هستن

    3. دکتر حسین احمدی جان، اصلا ببینید کجایید با واقعیت که به این فیلم میگید غیر رئالیستی، اگر جرات فکر کردن به واقعیت ها رو ندارید حداقل توی خلوت خودتون یه بار به این فکر کنید که یه زن مطلقه شما رو یاد چی میندازه، راستش اینه که این فیلم شاید میتونست پرداخت بهتری بشه و روند منطقی تری رو طی کنه ولی حقیقت بود و چیزی جز حقیقت نبود و اگر شما ناراحتید که تو تیم مردای بد صفت باشید فقط حقیقتا نباشید و نیازی نیست ارزش همچین کارای سینمایی که واقعا جاشون خالیه تو سینمای ایران رو زیر سوال ببرید.
      با سپاس

  2. به عقیده من فیلم نامه از ضعفی دوگانه برخوردار است. هم از منظر محتوا و هم از منظر سناریو
    محتوا کاملا فمنیستی و علیه مردان ترتیب داده شده است، این فیلم در واقع حمله ای به جامعه مردان است، افرادی معتاد، بی عرضه، زالو صفت، نامرد، دروغگو و ریاکار، در مقابل زن را ساده و پاک سرشار از پاکیزگی و بدون مشکل نشان می دهد، مردان در این فیلم غیرقابل اعتماد هستند و حتی نقش پدر برای دختر در اخر فیلم یک بیماری وحشتناک است که باید ان را تحمل کند. محتوا مصنوعی و ساخته پرداخته ذهنی مرتجع و دور از واقعیت و غرق در خیال است. سناریوها بسیار بد ترتیب داده شده و مخاطب را گیج و خسته می کند، مخاطب تحملش از بین می رود و از رفتار مصنوعی و بچگانه نقش اول متنفر می شود، حتی سناریو نمی تواند رابطه ای گرم برای بازیگر نقش اول و مخاطب فراهم کند، مردان در این فیلم متحجرانه موجوداتی شبیه گربه هستند و این حمله ای بزرگ از نظر فرهنگی است، اثرات منفی این فیلم بر مخاطب بسیار است و نکته آموزنده تکراری ان اهمیت به نقش والدین است که می توانست آن را به نحو بهتری نیز بیان کرد.
    در کل محتوای فیلم بی ارزش، اغراقی، دور از واقعیت، تصنعی، ضد فرهنگ و خیالی است.

    1. چه جالب
      برای شما یه زن ضعیف که هیچ انتخابی از خودش نداره و با باد جا به جا میشه مظهر یه زن پاک و بی نقصه! حواستون هست؟
      شما اینقدر رابطه جنسی براتون تابو و بزرگه که کلا ندیدی فیلم رو

  3. به نظر من حقیقتی که متاسفانه الان تو جامعه باهاش روبرو هستیمو بسیار عالی به تصویر کشیده.. اینکه یه زن متسفانه به دلایل کمبود های عاطفی که باهاش مواجه میشه به دنبال تکیه گاه میگرده و اینکه یه زن در اکثر موارد وقتی وارد یه رابطه میشه با همه وجودش وارد میشه ولی احتمال سو استفاده و متاسفانه فشارهای اجتماعی و احساسی که بوفور الان وجود داره اونو بسمت و سوی نابودی میکشه.. به نظر من هم این فیلم بسیار واقعی داره فضای آلوده جامعرو به تصویر میشکه

  4. هر کسی بیشتر از شناخت جنس مخالف بهتره جنس خودش رو بشناسه، به نظر من مردانی که در اظهار نظر بیان کردن که چهره مرد در این داستان منفور جلوه داده شده خودشون افراد مثبت و خوبی هستن و شاید حتی نتونن تصور کنن که همجنس هاشون چقدر میتونن شبیه باشن به شخصیت این داستان به نظر من واقع بینانه بود و چقدر خوب که شاید باعث بشه زن ها بیشتر هوای خودشون رو داشته باشن.

  5. روند فيلم انقدر واقعي بود كه مي شد تا حد زيادي درك كرد نقش اول رو.
    به نظرم خيلي خوب به جزئيات پرداخته شده بود
    نظر بقيه ي دوستان رو خوندم، بعضي گفتند چهره ي مرد رو منفور نشون داده، منفور يا غير منفور ! اين واقعيت بخشي از جامعه هست
    احساسات زياد زن ها هميشه ضربه زده
    اتفاقا ديدن اين فيلم ها خيلي هم مناسب و تاثير گذارِ از اين جهت كه خانم ها مراقبت بيشتري كنن از احساسشون، از هويت و ارزشش هاشون
    چون ممكنه يادمون بره كه آدم هاي بد هم بلدن نقش عاشق هاي دل خسته رو بازي كنن!

  6. ممنون از رويكرد اقاي نعمت اله كه به موضوع زن و آگاه كردن زنان پرداخته بود. تماشاي اين فيلم رو بويژه به دختران جوان توصيه ميكنم. اينكه فاصله گرفتن يك زن از عشقهاي واقعي زندگي كه ميتونند والدينيش باشه و ضعف ها و كمبودها و نياز احساسي شديد يك زن كه با ضعف اعتماد بنفس اون همراه ميشه چه مشكلاتي ميتونه براش بوجود بياره. اينكه يك زن بايد هوشيار باشه و تمام تكيه اش به توانايي هاي خودش باشه و خودش را محتاج مردان ندونه تا مورد سواستفاده قرار نگيره. و اين هوشياري و بيداري با درد و رنج همراهه. و لطفا بعضي آقايان خرده نگيرند و به خودشون و مرد ايراني مصداق نگيرند در جامعه همه نوع تيپي وجودداره وما هم تافته جدابافته از جوامع ديگه نيستيم

  7. این فیلم به مخاطب آموزش می دهد که می توان با احساسات زن بازی کرد و با او دوست شد، او را وادار به ابراز علائق درونی اش کرد. خانم ها بهتر است با کسی دوست نشوند و دنبال ازدواج باشند. خانم ها توی خیابان و دانشگاه و محل کار به هر زالوصفتی اعتماد می کنند و یک رابطه رو آغاز می کنند بعد می گویند گول خوردیم خیلی عجیبه، این فیلم نه تنها آگاهی بخشی درونش نیست بلکه زنان را گمراه می کند، همین زن اگر یک جوان معصوم به خواستگاریش بیاد اون هم از طریق خانواده چنان بلایی سرش میاره و آبرویی ازش میبره که اون پسر انگار کار بدی کرده، از مسائل اقتصادی گرفته که یک جوون اول عمر خرد و خاکشیر میشه که چرا من باید این همه پول اول عمر داشته باشم اما طرف مقابل حتی حق طلاقش رو میخواهد و به هیچ چیزی عملا پایبند نیست و تمام مخارج با منه ، چنان روی او تحقیق می کنند که به عالم جار و فریاد بزنند ما هم خواستگار داریم مثل ندید بدیدها، خلاصه پدرشو به عزا می نشونند و اونو از غلطی که کرده پشیمون این آقا می شکنه و دوستاش یاد می گیرند که مقابل زن باید گرگ بود و مسیر دیگه ای انتخاب میشه، اگر تو این فیلم ها به دختر یاد بدهند که اهل عمل باشه و بیاد توی گود و بفهمه زندگی همین الانه و انتظار بیخودی نکشه و زندگی مشترکش را با یه جوان اول عمر پاک کنار هم شانه به شانه شروع کنه هیچ وقت تو زندگیش چیزی تهدیدش نخواهد کرد و مردای جامعه از دست اینا گرگ صفت نمی شوند و سرشون به کارشون گرمه و نامرداش فرصت نامردی پیدا نمی کنند اما این فیلم نه تنها مسیر پاک به زن یاد نمیده بلکه چنان به بنیان خانواده در لفافه روی ذهن مخاطب حمله می کنه که قطعا نشانه جریان فمنیستی توی اون روشنه

  8. دقيقا فيلم هم همين رو ميخاست بگه. اينكه يك زن از سر نياز و احتياج و مهمتر از اون ضعف دروني به سمت يك مرد كشيده نشه. اينكه اقاي ميلاد گفتن ارزش انتخاب خانومها مادي شده باهاشون كاملا موافقم ولي بايد ديد ريشه آن در كجاست. خوب وقتي آقايون هم دنبال خانومي به سايز و مدل هنرپيشه هاي هاليودي ميگردن نتيجه اش هجمه عمل هاي زيبايي آنچناني ميشه كه البته مورد تاييد نيست. اما به هرحال اگر عشق و احساس از سر ضعف و كمبود و خلا شكل بگيره نتيجه اش سرنوشتي مثل مينا ميشه. بنظرم اگر ما خانومها روي شناخت خودمون و آگاهي و رشد توانمندي هامون كار كنيم بمراتب سرنوشت بهتري چه در كنار يك مرد و چه بدون وجود مرد خواهيم داشت. و البته كه مردان خوب هم در اين سرزمين بوفور يافت ميشوند. من به اتفاق خانواده و همسر و دختر ١٨ ساله ام فيلم رو ديديم و دخترم با دقت روي تمام ديالوگها اين فيلم را براي زن بسيار آموزنده ديد. بهرحال باز هم ممنونم از كارگردان و نويسنده و تيم خوب اين فيلم و تشكر ويژه از مرداني كه به موضوع زن و مسايل اونها ميپردازن و خانومهايي كه در اين مسير كمك ميكنند

  9. رگ خواب فیلمی جذاب و تاثیر گذار با بازی لیلی حاتمی فرزند زنده یاد علی حاتمی که به حق شایسته سیمرغ بلورین نقش اول زن در جشنواره فیلم فجر بود.مرثیه ای بر تنهایی زنان در ایران . فیلمی شبیه به فیلم زیبای نرگس با بازی فریماه فرجامی و ابوالفضل پور عرب.پایانی زیبا و تاثر بر انگیز که صحنه های پایانی ان به ویژه عبور مینا از اتوبان تداعی کننده صحنه پایانی فیلم نرگس می باشد ولی پایانی به مراتب بهتر از پایان نرگس . آواز دل انگیز فرزند خسرو اواز ایران از دیگر نقاط برجسته فیلم بود هرچند بهتر این بود که در سکانس بهتری می بایست استفاده می شد .ای کاش اواز تیتراژپایانی فیلم نیز در درون فیلم گمجانده می شد زیرا هنگام ترک سالن بینندگان انچنان توجهی به صدای دانشین همایون نداشتند. به امید سربلندی سینمای ایران سهراب اقایی

  10. سلام
    بایکی ازدوستان خوبم امشب فیلم رو دیدیم وبسیار جالب بود که ما حواسمون نبود وسالن اشتباه رفتیم و خلاصه نشستیم پای فیلم رگ خواب.امشب جز بهترین شب‌های من و دوستم رقم خورد چرا که بینظیر بود همه قسمت‌های فیلم.واقعی واقعی بود هر لحظه سکانس هارو احساس می‌کردیم وبهتراز هزاران فیلم مصنوعی بود که می‌دیدیم.دستمریزاد

  11. من هیچ وقت از بازی لیلا حاتمی خوشم نمیومد ولی به نظر من تو این فیلم واقعا خوب بازی کرده و نقش قابل باوری از اب در اومده.اگرچه یه جاهایی از فیلم اغراق امیزه و یا خنده دار و شاید اوج سادگی یه زن که همچنان منتظره که کامران برگرده…ولی همچین مردایی وجود دارن.روز به روزم داره بیشتر میشه.به هر حال در کل فیلم خوبی بود و اصلا خسته کننده نبود

  12. به نظر من بعد از فيلم لانتوري بهترين و پر محتواترين فيلمي بود كه ديدم هر لحظه فيلم رو احساس ميكردم
    واقعا عالي بود

  13. واقعا به قدری از سینما و فیلم با دیدن این فیلم بیزار شدم که تا مدت ها نمیتونم فیلمی ببینم. اینهمه اغراق واسه چی؟ طوفان بود اون یا زلزله؟ مطب دندونپزشک چرا خون روی تمام صورت مریض بود؟ هر دقیقه این فیلم یه چرا داره… تماما اغراق بدون هیچ کمکی به سینما یا فرهنگ

    1. چرا کمک میکنه که بتونیم مردای بهتری باشیم فقط به فکر استفاده از دیگران برای ارضای نیاز های خودمون نباشیم و فکر نمیکنم انقدر در فیلم اغراق بوده باشه

  14. خیلی فیلم قشنگ و جذابی بود؛ حقیقتا که مشکل جامعه ی امروز ماست؛ دخترای ساده لوح؛ زودباور؛ داستان فیلم؛ بازی بازیگرها که حمید نعمت الله تخصص بازی گرفتن از بازیگر ها رو داره؛موسیقی فیلم؛ خلاصه همه چی عالی بود.
    من بازی لیلا حاتمی رو دوست ندارم؛ در بیشتر فیلم هاش؛ نقش زن افسرده و ناراحت و غمگین رو داره؛ فقط در ۲تا فیلم خوب بازی کرده و متفاوت؛یکی بی پولی و یکی هم رگ خواب.که همون هنر حمید نعمت الله است؛و همچنین گلزار که به نظرم فقط در بوتیک خوب بازی کرده.خلاصه که حمید نعمت الله کارگردان بسیار کاربلد و خوبیه؛ امیدوارم موفق باشه؛توصیه میکنم همه ی فیلم هاش رو ببینید.

  15. متاسفانه فیلم حتی روایت درستی از دنیای زنان هم نداشت, چه برسد به آنکه بخواهد آگاهی بخشی کند. فیلمی فاقد فیلمنامه با ریتمی کند که در باتلاقی برای جذب مخاطب دست و پا می زند و در این میان تنها به بازی همیشه خوب لیلا حاتمی و موسیقی عالی همایون شجریان دست به دامن می شود. در مجموع کار قابل قبولی ارایه نشده و مخاطب را با حجمی از تلخی بیهوده و خالی از فکر, به خارج از سالن هدایت می کند.

  16. این فیلم برام جالبو تاثیر گذار بود چون به شخصه از این اتفاقات زیاد دیدم ولی این دفعه داستان رو از نگاه یک زن دیدم و اتفاقاتی که حواشی طلاق ها می افته و مشکلاتی مانند نیاز به کار و خونه و … و البته پدر و مادر هایی که حمایتی نمیکنند مانند مینای فیلم که به خوبی احساس تنهایی رو به شما میده و یه احساس تاسف از مردانی که به راحتی از زنا استفاده میکنن و اونارو رها میکنن و میشه گفت زندگی اونارو خراب میکنند البته در این فیلم حد نگه داشته شده بود و دیدیم که بچه افتاد و مینا یه دوست خوب داشت که حواسش بهش باشه و بیشتر رو احساسات بازی میکرد لحظه ی خوندن استاد شجریان هم که عالی بود
    و امید وارم همه ی دوستان که فیلمو دیدن بتونن این حسو بفهمن و به این درک برسن
    مرسی که نظر بنده رو مطالعه کردید P:

  17. این فیلم حکایتی واقعی از وضعیت دختران امروزی که به خاطر وضعیت جامعه، عدم اشتغالزایی برای زنان، کمبود حق انتخاب برای یافتن پارتنر عاطفی و مسایل و مشکلات مالی و اقتصادی در کنار کمبودهای عاطفی و خانوادگی در دام روابط افسونگر و جذاب ولی بی پشتوانه و بدون منطق و بر پایه احساسات دو طرف افتاده که ضربه اصلی و واقعی را متاسفانه زن و دختر خورده به علت ضعف بدنی احساسی و فرهنگ حاکم بر جامعه…و آسیب هایی که غیرقابل برکشت هستند و یا برای بهبودی مستلزم زمان و صرف انرژی بسیار می باشد…امید که پخش چنین فیلمهایی زمینه ساز آگاهی هرچه بیشتر دختران و زنان جامعه مان باشد تا در وانفسای بحرانی مشکلات موجود، مشکلی بر مشکلات خود نیفزایند…

  18. بهار
    بنظرم شاید تو بخشهایی از فیلم اغراق شده بود اما روایتگر واقعیت جامعه کنونی و بسیاری از خانم هایی هست که دیدم و باهاشون حشرو نشر دارم. ابراز عواطف تند و بی حد ومرز از طرف برخی اقایون برای استفاده ابزاری و تکیه کردن خانم ها از سر نیاز و خلا عاطفی و در طبق گذاشتن تمام وجودو زندگیشون تو چنین روابطی، واقعیت انکارناپذیری هست که تو زندگی خیلی از ما خانم ها دیده میشه. اشاره به نقش والدین و نقش حمایتگر اونها، اشاره به نقش اثر گذار والدین تو شکل گیری کاراکتر فرزند و تاثیر رفتار اونها حتی در بزرگسالی فرزندان و زندگی اونها هم بنظرم خوب بود. در کل فیلم خوب و تاثیر گذعری بود هر چند روند روایت رویدادها میتونست بهتر باشه.

  19. فیلم به شدت با ضعف فیلمنامه مواجهه است . تنها جذابیت‌های فیلم نگاه فرمالیستی به شدت حساب‌شده کارگردان و بازی بهتر حاتمی در بخش های انتهایی است اما چفت و بست داستان در هیچ بخشی جور نیست. شروع رابطه کلیشه‌ای و با صحنه‌های اغراق‌شده و مصنوعی همراه است. گویی مخاطب هر بار با تاکید زیاد و بی‌مورد کارگردان باید شیرفهم بشود مثلا صحنه فست فود بسیار غیرواقعی و اغراق شده است و زنی که طلاق گرفته به شدت کودکانه و بی‌فکر (انگار هیچ تجربه اجتماعی جدی نداشته است)تصویر شده. شخصیت‌های بسیار سطحی هستندو لایه های مختلف ندارند مثلا ما می‌دانیم که مینا می‌خواهد برای مادر کامران تدارک ببیند اما حتی در صحنه خرید تاکید می‌کند ماهیچه ها مرتب و تکه تکه شده و … باشد یعنی اگر متوجه نشدید کارگردان دوباره برای شما توضیح می‌دهد که مینا در حال توجه بیش از حد، به مادر_احتمالی کامران است. حتی بی‌وفایی گربه(نماد کامران) را مینا به زبان می‌آورد. در فیلم بسیاری از دیالوگ‌ها گل درشت است و تو ذوق می‌زند. روند منطقی بین دیالوگ‌ها و داستان ندارد و کلا فیلم از ضعف داستان رنج می‌برد. زن و مرد بسیار سطحی و دم‌دستی تصویر شده‌اند. مخاطب را با کلیشه‌های مرد طماع، زن مظلوم ساده، فریب خورده، مدیر مقتدر بدون ویژگی‌های انسانی، دوست بی‌ملاحظه در زمان‌های گرفتاری بمباران می‌شود. به غیر از روند فروپاشی مینا که البته دلایل آن هم به خوبی پردازش نشده و قاب‌بندی‌های زیبا و چشم نواز، فیلم موفق نیست.

  20. فیلمی که میتوانست فیلم کوتاه باشد.
    زنی طلاق گرفته شخصی فریبش می دهد.همین!
    فیلمی بدون پیچش سناریو .کاملا خطی. قابل پیش بینی .المان های بی استفاده. چرخش غیر قابل باور کامران بدون دادن نشانه های درست در نیمه ابتدایی فیلم.بازی لیلا حاتمی هم بازی بود و کاملا جدا از شخصیت فیلم بود گریه میکرد خیلی هم خوب گریه میکرد ولی رقت انگیز بود. نکته جالب که تو کامنتا دیدم اکثر خانمها دوست داشتن فیلم رو اینم فکر میکنم به علت علاقه کلی سلیقه ایرانی به ضعیف دوستداری بر میگرده اگر شخصیت مینا کمی قوی بود خودش رو تو یه هر رابطه ای آویزان و زالو نمیدید احتمالا این بازخورد وجود نداشت.

    1. دقیقن درسته..متاسفانه ایرانی ها عاشق ضعف و بدبختی شدن..جدیدن تمام فیلم های ایران تاریک و چرک و مستند گونه شدن مثل فیلم های فرهادی.یه موضوع روزمرگی کوتاه دارن ک الکی کش داده میشن.حرف هم که میزنی میگن مؤذل جامعس و باید ب تصویر کشیده شه!خب آخه عزیز من.مردم ایران ب اندازه ی کافی تو بدبختی و بیچارگی دارن غلت میزنن.تو با این فیلم ها نه تنها درستش نمیکنی بلکه اون دو ساعت لذت فیلم دیدن رو هم از بیننده میگیری.مردم بیچاره چ گناهی کردن ک بعد از ساعت ها سگ دو زدن و بدبختی و با بیچارگی پول در آوردن و شنیدن خبر مرگ و تجاوز و اسیدپاشی و دزدیدن و کوفت و زهرمار میان که یه فیلم ببینن یکم مغزشون آزاد و رها شه یکم حالشون خوب شه ک قربونش برم با این فیلمای ایرانی غم خودشون کمه غم عالم و آدم هم رو سرشون هوار میشه!

  21. شخصا به دلیل حضور بازیگران خوب و همین طور خوانندگی همایون شجریان این فیلم را برای دیدن انتخاب کردم و شدیدا از این انتخاب پشیمان شدم. حتی بازی لیلا حاتمی هم به جز چند سکانس برایم جذاب نبود (با وجود جایزه ای که برای بازی این نقش گرفته است!). در مجموع توصیفم از این فیلم با کمال احترام به دیگران یک کلمه است : حال به هم زن!!!
    فیلم زن را موجودی احمق و وابسته نشان میدهد که به راجتی مورد سوء استفاده ی مرد قرار می گیرد ( چه لیلا و چه صاحب رستوران!). زن را وابسته نشان می دهد. انگار سقوط لیلا ناشی از جدا شدن از پدرش و حتی همسر معتادش بوده است!!! نقش اول فیلم حتی توانایی انجام آشپزی را هم ندارد و اگر یه مرد به فریادش نرسد حتی نمی تواند به عنوان یک کارگر استخدام شود ( در هیچ جایی!!!). فیلم حتی به مرد ها هم رحم نمی کند. مردهای فیلم را می توان این طور توصیف کرد: سوء استفاده گر, معتاد, کلاش و حتی ناقص الخلقه!!!! حتی حیوانات هم در این فیلم بی نصیب نبودند. استفاده ی بیش از حد از گربه ی فوق العاده آرام به عنوان یک جانور خشن و بی وفا و استفاده از صدای دعوای گربه ها آن هم انقدر بی دلیل واقعا مسخره بود. فیلم همه چیز را به لجن کشید و تمام شد!!!

  22. یک فیلم فوق العاده سکوی پرتابی برای کوروش تهامی در کنار بزرگترین بازیگر زن سینمای ایران که اصولا نمیتونه بد بازی کنه .
    رگ خواب اضمحلال و نابودی یک زن مطلقه رو در اجتماع ایران به نمایش میکشه . که منظور از لیلا حاتمی فقط زن نیست بلکه نابودی انسان است . به نظرم در دید اول این فیلم صرفا آسیب شناسانه میباشد اما باید وارد بعد فلسفی این فیلم بشیم که نابودی انسان در جامعه رو به نمایش میکشه . و تئودور نقطه قوت این فیلم هست به طوری که حتی اون گربه هم در کنار مینا نمیمونه …

  23. متاسفانه موضوع این فیلم کاملا در جامعه دیده میشه و زنان درک بیشتری از این فیلم دارن .البته باید به بعد روانشناختی این فیلم هم اشاره کرد زمانی که لیلا چای رو درون سینک خالی میکنه و سبد رو کثیف میدونه از نظر روانشناختی دچار وسواس هست که در کودکی دچار این بیماری شده و دوم اینکه نمی تواند به تنهایی از پس مشکلاتش برباد و دنبال تکیه گاه میگرده

  24. از نگاه من فیلم نه فمینیستی بود. نه توهین به مردان جامعه و نه بدبخت انگاشتن زنان. یک برش بود از مردی ک میتونه دیو صفت باشه و زنی که بدنبال عشق اشتباه میکنه. یک رویداد واقعی که هر لحظه اش برای من، دوستم و خیلی از خانم های سالن اتفاق افتاده بود. نه بواسطه ی اینکه ما زنان احمقی بودیم بدلیل اینکه ما تجربه نداشتیم و عشق رو اشتباهی مبفهمیدیم و تاوان اشتباه خودمان را دادیم و بزرگ شدیم. صد البته ک اشتباهات اینچنینی از ما یک زن واقعی و با احساس درست ساخته. بنظر من فیلم فوق العاده ای بود و دیدنش برای نسلی از زنان جامعه ما که عشق پدر و دختری را نشنیدیم بشدت لازم. اشاره ب بیکسی یک زن که چقدر اونو ضعیف میکنه و نیاز ب حمایت از سوی خانواده بسیار بجا بود. حتی سکانسی ک زن از پدر بیمارش پرستاری میکنه هم نشان از نیاز زن به داشتن خانواده و بخصوص ‌ نقش پدر حتی بیمار رو در زندگی یک زن میرسونه. برای من واقعا جذاب بیاد ماندنی و خاص بود

    1. حرف شما می تونه درست باشه ولی برای یه دختر نهایتا ۲۵ ساله نه زنی چهل ساله با تجربه ای نا موفق در زندگی زناشویی قبلیش! درسته این اشتباهات برای یه دختر کم سن و سال و بدون تجربه در زندگی مشترک قابل اغماض ولی برای زنی در این شرايط کاملا احمقانه است و جز احمق نشون دادن زنا چیزی و نمی رسونه

  25. فیلم با بازی متفاوت خانم حاتمی و بازی خوب آقای تهامی و خوانندگی همیشه عالی آقای همایون شجریان دلچسب بود.اما نشان دادن خانمی در قالب یک انسان بی دست و پا که به هیچ عنوان از پس زندگی و روزمره گی و حتی ساده ترین شغل برنمیاد ( با اینکه مینا اشاره میکنه دانشجو بوده، پس قبلاً تجربه بودن در اجتماع رو داشته ) و بی اندازه ساده که خلاء عاطفی عمیق خود را با کسی پر میکنه که قلب و مغزش خالیه و بدون آزمودن او در پایبندی در عشق و روابط عاطفی ازش بت میسازه که تمام زندگی و مغز و روح و قلبش رو تسخیر میکنه و تن به خفت و خواری میده که در یک انبار زندگی کنه و از راه پله اضطراری رفت و آمد کنه و هیچ شکایتی از هیچ چیز نداره و اینقدر ساده دل که راه رو برای بوالهوسی یک مرد باز میکنه و بعد اسمش رو عشق میذاره و منتظر مادر اون مرد برای آشنایی و خواستگاری میمونه منطقی و عادلانه نیست، اونهم در این برهه از زمان که خانمها بسیا عاقل و توانا هستند. و متاسفانه در انتهای فیلم خانمها از جنس مخالف متنفر شده بودند چون غرور و احساسشون جریحه دار شده بود. و شرمنده از جنس زن بودن که اینهمه سادگی و خامی رو همراه داشته باشند که زیر پا له بشند و از فراوانی اشتباه آرزوی مرگ کنند.در مجموع به تصویر کشیدن مشکلات زنان و دردهای اجتماع به این شکل افراطی قابل قبول نیست.

  26. به نظر من فیلم فوق العاده خوب و تاثیر گذاری بود در مورد بخش دوم فیلم که در نقد بهش اشاره کردین خیلی طبیعی هست که به سراغ واقعیت نره چون همه چیز از زاویه دید مینا روایت میشه در واقع مینا شخصیت شکل گرفته و واقع بینی نداره و اینجور گرفتار عشق و شیفتگی شدن و وابستگی شدید اون به کامران یا حتی پدرش که از دوران کودکی اون میاد نشان از بیماری شدید روحی اون داره که خوشبختانه با اتفاقاتی که براش میفته در انتها یک تصمیم عقلانی میگیره اینکه دیگه تو بیداری زندگی کنه یعنی مواجه شدن با واقعیت ها ولی هنوز در دیالوگ انتهایی فیلم متاسفانه نیاز شدید تایید شدن توسط پدرش رو داره که نشان از آسیب های دوران کودکی هست که به این سادگی ها قابل تغییر نیست.

  27. اگرچه داستان و فیلمنامه قطعا کمبودهایی داشتند، ولی از این نظر که به یکی از مسئله سازترین مشکلات جامعه ما پرداخته بود قابل تحسین هست.در جامعه ای که مردم بین سنت و مدرنیته گیر افتادن یا به تعبیری در حال گذار از سنت به مدرنیته هستند، رابطه های زن و مرد بدون ازدواج رسمی مشکلات زیادی رو ایجاد کردند، نه به این دلیل که این رابطه ها کلا محکوم به شکست و ناموفق باشند، بلکه در جامعه ما اکثرا این زنها هستند که در این گونه رابطه ها مورد سوء استفاده جنسی، عاطفی و حتی مالی قرار میگیرند…

  28. متاسفانه با ۱۳ دقیقه تاخیر به سالن سینما رسیدم!
    بیشتر لحظات فیلم برام جذاب بود. یک محصول خوش ساخت با بازی خوب لیلا حاتمی و کوروش تهامی و البته صدای زیبای همایون شجریان!
    اما برای من درخشندگی ویژه این فیلم نه در روایت داستانی آن همانگونه که در همه نقدها کم و بیش به آن اشاره شده، بود بلکه روایتی بطنی و معرفتی از داستان تنهایی نوع بشر و معمای زندگی او در دنیای پر درد و در عین حال جذابی که رگ خواب کردن آدمها در غفلت رو بلده، برام تداعی کرد!
    اگرچه این تعبیر ممکنه زاییده افکار و احساس خودم باشه و نادرست، اما از اونجا که نمی‌تونم برای خیلی علایم این تفسیر توضیح دیگری پیدا کنم، خواستم برای اولین بار نظرم رو با شما به اشتراک بزارم.
    من اصلاً در نقد حرفه‌ای نیستم اما در این فیلم، پدر رو سمبل ریشه و اصالت انسان میبینم و مینا (اسم با مثمای مینا با معانی دوگانه‌‌ و متضادش میتواند سمبل وجود انسان باشد)، در همان کودکی نشانی از اولین دلبستگی‌های مادی و بی وفایی خود را با خوردن خاک(سمبل ماده) نشان داده که البته با نگاه پرسشگر و متاسف پدر و حس گناه مینا همراه بوده و این مقدمه هجران از پدر و قول جبران این حس گناه در مینا بوده.
    اما انگار هرچه میگذرد او بیشتر متاثر و مسخ از زرق برق دنیا می‌شود و برای التام درد پر کردن حفره گمگشته اصلی و درونی خود(پدر) بیشتر آلوده و تسلیم دنیا می‌گردد. دنیایی که رگ خواب انسانها رو بلده!
    کامران که باز اسم متناسبی است از سمبل دنیا، با جذابیتهایی مثل زیبایی، هوش، دانش، حامی بودن، ایجاد هیجان و در یک کلام خاک خور حرفه‌ای،…انگار بلد است که مینا را مثل یک گربه خانگی رام کند و هویتی بدلی و دستکاری شده(مثل گربه‌های خانگی) را به چشم خواب او اصیل جلوه دهد!
    انسان فریفته دنیا هم مثل مینا از کامران خیلی زودتر از تحقق رویاهایش آبستن دنیا خواهد شد! و حالا که دیگر دیر شده انگار چشمانش باز میشود. چشمانی که تا بحال باز بود ولی نمی‌دید. ولی به هر حال حالا زمان تغییر و بازگشت است برای کسانی که میتوانند این بار نامیمون را سقط کنند! همانطور که مینا کرد. مینا یکبار از خواب بیدارشد و برگشت به سوی پدر، در حالیکه کامران (دنیا) رو خیلی حقیر میدید! دیگه چیزی نمیتونست خوابش کنه. همانطور که گربه از حرفهای مینا فهمید که چیزی به نام گربه خانگی اصالت نداره! بی‌خود نیست که میگن گربه صفت، چون وقتی برن دیگه پشتشون رو هم نگاه نمیکنن!
    اگه فیلمنامه نویس واقعاً این حدیث رو در روایت داستانی رگ خواب کارسازی کرده، واقعاً تحسینش می‌کنم و اگر فقط اینها خیال‌پردازی من بود از شما پوزش میخوام و به خودم بخاطر قدرت اینهمه هپروت تبریک میگم!

  29. نظرات دوستان رو خوندم . نظرات اغلب یا زنانه بود یا مردانه . به نظرمن اگر یک دید انسانی به نقش اول فیلم داشته باشیم متوجه می شیم که مشکل مینا به دوران کودکی او و عدم ارتباط صحیح با پدرش که اولین مرد زندگی هر خانمی است برمی گردد . اگر قهرمان داستان یک مرد بود و در دوران کودکی ارتباط مناسبی با مادرش نداشت تقریباً حوادث مشابهی در بزرگسالی در انتظار او بود . هر انسانی بدون در نظر گرفتن جنسیت اگر نیاموزد که چگونه یک ارتباط انسانی درست داشته باشد حالا فرقی نمی کند با جنس موافق یا مخالف ، دیر یا زود در جامعه مورد سوء استفاده قرار می گیرد . به نظر من فیلم به این مسئله پرداخته بود و مینا تا مرز افتادن رفت و انتهای فیلم نشان داد که فهمید باید بلند شود و تغییری در زندگی خودش بوجود آورد .

  30. بهترين انعكاس ظرافت هاي زنانه بود اين فيلم ، تاثير گذاري روي خانم ها و دركش براشون خيلي بيشتر از اقايونه واسه همين اقايون شايد نتونن درك منن و لذت وافر رو نبرن از تماشاي اين فيلم بازي درخشان و رئال خانم حاتمي شگقا انگيزه بهترين فيلم امسال بود ، با ارزوي موفقيت و شادكامي براي زنان سرزمينم ، دست مريزاد به عوامل فيلم🙏

  31. فیلم تاثیر گذار و خوبی بود.بنظرم همین که آقای نعمت الله به دنیای زنان و سواستفاده های عاطفی که ازشون میشه اشاره کردن ، بسیار جای تقدیر داره.وهمینطور بازی بسیار دلنشین لیلا حاتمی که باعث شد ما خودمونو جای شخصیت فیلم بگذاریم و بخوبی با شخصیت و احساساتش ارتباط برقرار کنیم،
    با اینکه در فیلم بخصوص بخش های پایانی فیلم اغراق هایی هم صورت گرفت و سوالایی هم در ذهن مخاطب ایجاد کرد اما در کل ارزش دیدن رو داره مخصوصا با صدای گرم و پراحساس همایون شجریان عزیز.🙏🙏

  32. فیلم تهوع آوری بود. سرشار از اغراق. کارگردان به طرز بیمار گونه ای ادمو بی دلیل با صحنه های دردناک مواجه میکرد. مزخرف ترین فیلمی که دیدم. اینهمه درگیر کردن احساسات مخاطبت برای چی ؟؟ انقدر نیازه که مخاطب رو گل درشت درگیر کنی؟؟؟ واقعا فیلم آشغالی بود. حیف از وقت و انرژی روانیم که پای این فیلم حروم شد.

  33. من از این فیلم لذت بردن چون تفاوت دنیای عاشقانه با دنیای واقعی و مقداری خشن و به تصویر کشید تو طول فیلم کارگردان خیلی حرفه ای تماشاگرا مجبور به همراهی با مینا کرد و اینکه عشق ، اعتماد زیاد ، وابستگی انسان و دچار چه تباهی و ذلتی ببره پیام فیلم خیلی محکم ظالمانه و خشن بود اما به نظر من عالی بود

  34. هرکسی چه زن چه مرد چه ۴۰ ساله و چه ۲۰ ساله میتونه نیاز به حمایت مالی یا عاطفی داشته باشه و یه وقتی توی شرایط سخت خودش رو گول بزنه و به دیگیری اعتماد کنه. کاش خوب باشیم و خوب بمونیم

  35. نظر بعضی از دوستان رو خوندم
    به نقد و تحلیل فیلم از هر نظر پرداخته شده البته بصورت کلی
    اما توجه ای به جزئیات فیلم نشده به عنوان مثال تقسیم کردن غذا مینا با گربه (تن ماهی) بسیار کار زیرکانه و ریزی بود که بار معنایی سنگینی رو با خودش به دوش میکشه
    دندون های خراب و همچنین دندون مینا که دوباره تو دهنش میذاره ,به علاوه استرس و حالتی که حین صحبت کردن با منشی دکتر بخطر نداشتن پول میده در حین اینکه مخاطب رو بخاطر بدقولی کامران و سادگی مینا عصبی کرده
    خیلی نکات ریز نمادینی رو در خود می پروراند این داستان
    همچنین با ذهن ببینده بازی میکند از محتوا و بازی بگیر تا جلوه های بصری و …
    نظرمو خاتمه میدم و طولانی تر صحبت نمیکنم
    امیدوارم که به مسائل تکراری نپرداخته باشم
    سپاس پیروز و کامروا باشین

  36. با تشكر از همهء دست هايي كه در اين اثر به كار مشغول بودند
    و اميد به اينكه موضوع فزايندهء اين فيلم را عميق تر ببينيم و بفهميم موضوعي كه پرداختن به آن به دليل محدوديت هاي شناختي و برداشتي جامعه
    كار ساده اي نيست
    هنرمند گران قدر خانم ليلا حاتمي ، ممنون!

  37. به نظر من شخصیت پردازی کامران یه کم مشکل داشت و این برای فیلمی که داستان سر راستی داره بیشتر به چشم میاد. من مخاطب هیچ درک روشنی از رفتار کامران ندارم. چرا وارد زندگی مینا شد؟ چرا رفتارش تغییر کرد؟ اصلا کارش چی بود؟فرانسه بلد بود، کانادا درس خونده بود بعد توی رستوران کار میکرد!!!!هیچی از کامران نداریم. ضمن اینکه هیچ رفتاری هم که نشون بده کامران اهل فریب باشه هم نمیبینیم. بسیار موجه و مثبته.

  38. نقد واقعا خوب و دقیقی بود، ممنون
    خیلیها تو برخورد با این فیلم رفتن سراغ تز معروف مردان دیوصفت و و زنان فرشته خو، ولی انصافا اگه جای کامران یه زن بود که با یه مرد پولدار ازدواج کرده بود و از اونور عاشق یه پسر فقیر میشد وباهاش رابطه برقرار میکرد بازم همینطور قضاوت میکردین؟

  39. یعنی چی اینکه این فیلم زن رو اینجوری نشون میداد و مرد رو اونجوری٬خب هر فیلمی یه داستانی داره دیگه٬نمیشه که تمام فیلمها مرد و زن رو یه جور خاص که باب میل همه باشه نشون بدن٬یه فیلم از این منظر نگاه کرده خب یه فیلم دیگه میسازن که کاملا میتونه نگاه متفاوتی داشته باشه.نمیدونم چرا ما تحمل نگاه و نظر متفاوت دیگران رو نداریم٬درضمن یه خرده به اتفاقات و جنایاتی که اطرافمون اتفاق افتاده و میفته نگاه کنیم٬خب حتما هستن کسانی که رفتارشون انسانی و اخلاقی نیست٬ مرد و زن هم فرقی نداره٬حالا توی این فیلم زن داستان قربانیه که میتونست برعکس باشه٬اینکه بگیم رفتار اون شخص غلطه یا اغراق آمیزه دلیل نمیشه که غیرواقعی باشه

  40. عشق در جامعه ما تعریف نشده.رابطه ها نامعلوم،نامشخص و تعریف نشده است.عشقی که از روی نیاز باشد مثلا نیاز به خانه ،شغل،ماشین و…منظور مینا هست) و عشقی که از روی هوس باشد(منظور کامران هست) در آخر چاره ای جز جدایی و سردی نخواهد بود.عشقی را میتوان با تمام وجود عشق نامید که خالی از نیاز و هوس باشد.

  41. به نظرم اگر به شخصیت کامران بیشتر پرداخته می شد جالب تر بود.شاید کامران هم در دوران کودکی دچار حقارت ها و سرخوردگی هایی شده بود که به این شکل واکنش نشان می داد.
    نگاه سنتی به پدیده طلاق کمی با جامعه مدرن امروزی تفاوت دارد. کامران هم تلاش کرد با یک زن مطلقه ارتباط برقرار کند تا مذمومیت طلاق در جامعه مدرن امروزی به فریاد کشیده شود.
    درکل فیلمی بود که با اعصاب و روان بیننده بازی می کرد.

  42. بنظر من اینفیلم واقعیت جامعه امروز را گفت.ولی دیدن این فیلم تلنگری به من بود که یک زن نباید بیش از حد احساساتی باشد که دیگران بتوانند از وی سو استفاده کنند. در کل فیلم جالب و آموزنده ای بود . و تمام مشکلات یک زن مطلقه را بیان میکرد.

  43. بله این فیلم هایی که به بیانی فمنیستی قلمداد میشوند نگاهی امروزی و نزدیک به واقعیت درباره مردان و زنان و ضعفهای هر دو دارند.شخصیت مینا معصوم بود و کودکانه ولی باید توجه کرد که او پرسفونه وار ناخودآگاه و آماده برای ربوده شدن توسط هادس خدای تاریکی بود.او به چنین تجربیاتی برای رشد نیاز داشت..برای آگاهی دردناک ولی نزدیک به حقیقت. در انتها او معصومیت را از دست داده، ولی آگاه است و بنوعی ترمیم یافته و از خاکستر خود باز زاده شده..او به عنوان یک زن در دنیای امروز نیاز به این آگاهی و قدرت دارد..نمیتوانست همواره متکی به حمایت یک مرد که کودکانه مراقبت کند بماند..او یاد میگیرد که جنبه های دیگر زنانه را نیز در خود بیابد…و الهگان آگاهی و مبارزه را نیز در خود بیدار کند…این فیلم به درونیات و روحیات مرد نمی پردازد چون از دیدگاه راوی اول شخص و نه دانای کل روایت میشود..داستان شکوفایی و رشد یک زن از کودکانی به سوی پختگی است…مرد که حال و هوایی عادی دارد تنها سوژه ی عشق..نابودی و رشد است برای مینا…داستان او اگر بخواهد بیان شود داستان یک فیلم دیگر میتواند بود..البته مینا در مسیر این رشد طراوت و رویا و لطافت را شاید از دست بدهد ولی اگر میشد قصه او را دنبال کنیم در تجربیات بعد او باید بیاموزد که رویاها را بازیابد ولی نه با فرافکنی به بیرون..وابستگی کودکانه و اتهام وارد کردن به دیگری..بلکه در درون خود ..بعنوان یک زن بالغ و انسان اندیشمند..من فکر میکنم تو راه خود را باز پیدا خواهد کرد و همه الهگان درونش را با هم خواهد یافت و آشتی خواهد داد..

  44. فقط فیلمبرداری عالی بود
    بقیه چیزا فیلم نامه متن بازی و مفهوم اصلا جالب نبود خیلی بد و حال به هم زن و زیادی سادگی وحقارت یک زنو نشون داد خودشو وسط خیابون انداخت حیغای الکی ….جز فیلم های بود که گفتم پولم حیف راضی نبودم مثلا درام بود….

  45. فیلم بسیار ضعیفی بود .شخصیت پردازی به حدی ضعیف بود که مخاطب هرگز نمیتوانست با مینا همذات پنداری کند .شخصیتی عقب مانده و خنگ بود که هرگز مخاطب را در گیر نمی کرد فیلم ساختار بسیار سطحی داشت .یک ملودرام دم دستی .ریتمی خسته کننده داشت چند بار وسط فیلم تصمیم گرفتم سالون سینما را ترک کنم و اخرش پشیمان شدم چرا چنین نکردم .👎👎👎👎👎👎

  46. فیلم بسیار ضعیفی بود .شخصیت پردازی به حدی ضعیف بود که مخاطب هرگز نمیتوانست با مینا همذات پنداری کند .شخصیتی عقب مانده و خنگ بود که هرگز مخاطب را در گیر نمی کرد فیلم ساختار نداشت .یک ملودرام دم دستی با .ریتمی خسته کننده .👎👎👎👎👎👎

  47. اینکه خانمها راضی باشن و آقایون در پاسخ بگن که فیلم فمنیستی بوده و توهین به ما،اصلا موجه نیست.
    من با دوتادختر و دوتا پسر این فیلمو دیدم،لحظه به لحظه با شخصیت مینا هممون همراه شدیم.بازی لیلا حاتمی جدا از هرچیزی ستودنی بود.
    کسی که نقد بلد نیست چرا حرف الکی میزنه؟روایت اصلا خطی نبود.یعنی نمیتونست باشه.شما برو الگوی فیلمنامه سیدفیلد رو بخون و درکش کن.پرده ی اول فیلمنامه باااید خطی باشه و صرفا بخاطر آشناکردن شخصیت ها با بیننده.بعد از اونم که کاملا درست و منطقی پیش رفت.اینکه شما بعنوان یه مخاطب عادی،سلیقتون یه چیز دیگس و فیلمو رد میکنید،یه بحث جداست.فیلم رو که سلیقه ای نقد نمیکنن.چندتا منتقد نشستن اونجا بهتر بلدن چی بگن و به کی جایزه بدن.درسته که منتقدهای خوبی نداریم.ولی فقط کافیه به این فکر کنید که اونا حدااااقل دوتا جمله بیشتر از شما بلد هستند.

  48. به نظر منم این واقعیتیه که در جامعه ما وجود داره که معمولا هر زنی وقتی وارد رابطه ای میشه تمام وجود خودش و میزاره تو اون رابطه ولی بعضی از اقایون وقتی میبینن نفعشون جای دیگه س براحتی همه چی و فراموش میکنن و‌پا میزارن رو شخصیت طرف مقابل و در نهایت هم درسته برای اون اقا هم بد شد ولی نهایتا این زن هست که آسیب میبینه همیشه، واقعیتی که تقریبا برای منم پیش اومد، ولی این فیلم نخواست بگه همه زن ها عین لیلا حاتمی هستن و همه مردا کورش تهامی، ولی بهر حال تو جامعه ما خیلی رواج داره و خیلی قشنگ زجر ها و اذیت شدن های یک زن رو نشون داده

  49. به نظرم از دوجنبه میشه فیلم رو بررسی کرد:
    ۱- جنبه اجتماعی و در واقع پیامی که فیلم بدنبال اون بوده که این قسمت به خوبی بیانگر اتفاقاتی هست که در جامعه به وقوع می‌پیونده و جالبه برای من که بسیاری خیلی سریع نسبت به فیلم جبهه می‌گیرند و این فیلم رو ضد مرد یا فمنیست میدونن. عزیزان هر فیلم اجتماعی تنها میتونه به یه قسمت یا نکته از معضلات اجتماعی بپردازه. اگر بخواد در کنار مرد زالوصفت، زن بی احساس مادی گرا رو نشون بده میشه دو اپیزود متفاوت یا بعبارتی دو فیلم. پس قبل از اینکه سریع جبهه بگیرید به این نکته فکر کنید که نویسنده تنها به دنبال بیان یک موضوع بوده و اون اینه بسیاری از دختران یا خانم های ما که روح صاف و پاکی دارند دستاویز مردان زالو صفت می‌شوند.
    ۲- از منظر سینمایی فیلم فراز و فرودهای کمی داشت و در قسمت هایی، فیلم تکراری و حتی حوصله سربر میشه و به قول معروف فیلم از ریتم می افته. فیلم خوب روع میشه و ادامه پیدا میکنه اما در اواسط فیلم، جذابتی برای بیننده باقی نمیگذاره و بعضی سکانس ها حتی فیلم دز کوچک کردن شخصیت اول فیلم رو بسیار بالا میبره و تا حدودی حال به هم زن میشه. به عنوان نمونه زمانی که شخصیت مرد گربه رو تحویل شخصیت اول زن میده و متوجه میشه که اشتباهی در برداشت مینا پیش اومده و این لحظه همراه میشه با خنده های سه نفره به مینا که طولانی و اعصاب خورد کن میشه. در کل روایت داستان روایت منسجمی نیست که بیننده رو روی صندلیش نگه داره و خود من در جایی از فیلم دوست داشتتم سینما رو برای چند دقیقه ترک کنم و دیدن فیلم برای من خسته کننده شده بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *